گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .
گزارش انتشار نسخه جدید
اطلاعات را وارد کنید .
no-img
سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه

چشمه معرفت - سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه


سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه
adsads

ادامه مطلب

چشمه معرفت
مهر 22, 1394
469 بازدید
گزارش نسخه جدید

چشمه معرفت


چشمه معرفت

علم معرفت شناسی همانند علم منطق، یکی از پایه های نظری مکاتب فلسفی به شمار می رود به طوری که می توان گفت که شناخت شناسی در هر مکتب فلسفی تعیین کننده مرزهای آن مکتب است. دانشمندی که به لحاظ حوزه معرفت شناسی شکاک باشد در روش فلسفی خود نیز شیوه شکاکانه را برمی گزیند. همچنان که اگر فعالیت ذهنی و فکری خود را در نظریه شناخت، محدود به داده های حسی کند به لحاظ فلسفی، تجربه گرا خواهد بود. در مقابل، فیلسوفانی که در حل معضلات فلسفی پا را فراتر از حواس می گذارند، در تحقیقات فلسفی خود به مدد احکام عقل درصدد بیان گزاره های فلسفی برمی آیند. به عبارت دیگر، تعیین نوع نگاه معرفت شناسانه تاثیر بسزایی در شیوه فلسفیدن دارد. مثلا، ایده الیست ها، جهان را یکسره ذهنی می پندارند; زیرا ایشان برد معرفت بشر را عرصه ذهن و پندار دانسته و آن را نسبت به جهان خارج از ذهن انکار می کنند. علم معرفت شناسی نه تنها بر وجودشناسی، بلکه بر علوم نظری دیگر نیز تاثیر عمیق دارد به طوری که می توان آن را سنگ زیربنای علوم دیگر یا به تعبیری، مادر سایر علوم دانست. معرفت شناسی به عنوان یک علم مستقل، سابقه زیادی در میان علوم ندارد. ریشه های تحقیقات نظام مند این علم در چارچوب یک علم مستقل را می توان در اندیشه های دکارت، لاک و لایپ نیتس یافت. از آن به بعد بود که معرفت شناسی به مثابه شاخه ای از علوم فلسفی گردید. هر علم مستقلی دارای موضوعی خاص می باشد; علم معرفت شناسی نیز از این قانون مستثنا نیست. همچنان که از عنوان این علم پیداست، معرفت موضوع آن می باشد. حال باید دانست که معرفت چیست.

افلاطون در کتاب «منون » و نیز «تئاتتوس » از قول سقراط می گوید: اگر مفهوم در ذهن، ثابت باشد، علم نامیده می شود. در غیر این صورت، پندار است. ولی تفاوت میان علم و پندار را چنین توضیح می دهد که اگر اعتقاد دارای دلیل محکم باشد، علم است وگرنه پندار خواهد بود; چه این که دلیل محکم سبب ثبات اعتقاد و فقدان آن موجب سستی و عدم ثبات آن – پندار – در ذهن می باشد. از این رو، علم با تشکیک از بین نمی رود در حالی که پندار با تشکیک متزلزل می گردد. مثلا، وقتی کسی به پشتوانه براهین هندسی اعتقاد دارد که مجموع زوایای یک مثلث ۱۸۰ درجه است می گوییم اوبه این مطلب علم دارد، اما وقتی او این براهین را نداند، صرف دانستن تساوی مجموع زوایای یک مثلث با ۱۸۰ درجه، نوعی ظن محسوب می شود.

اهمیت تفکیک بین علم و پندار و شناخت دقیق حقیقت آن دو از زمان سقراط تاکنون ذهن معرفت شناسان را به خود مشغول نموده است. هر چند تعبیر آن ها از علم و پندار متفاوت می باشد. جان لاک به جای واژه پندار از کلمه «حکم »، (judgement) استفاده کرده و به دنبال تفکیک میان علم و حکم بوده است. این جایگزین در آثار کانت نیز به چشم می خورد. گروهی از فیلسوفان لغت «باور» را به جای پندار و حکم قرار داده و تفکیک میان علم و باور را دنبال کرده اند. این جایگزینی سبب شده است تادرعلم معرفت شناسی بحث از تساوی یا تفاوت پندار و باور پدید آید. اسپینوزا از علم به «علم کافی » و از پندار به «علم ناکافی » تعبیر نموده است. ویلیام جیمز در آثار خود از علم به «علم یقینی » و از پندار به «علم محتمل » یاد می کند.



دیدگاه ها


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *