گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .
گزارش انتشار نسخه جدید
اطلاعات را وارد کنید .
no-img
سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه

همه چیز درباره معماری شهرستان بابل و ساختار کلی بافت شهر بابل


سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه
adsads

ادامه مطلب

همه چیز درباره معماری شهرستان بابل و ساختار کلی بافت شهر بابل
اسفند 14, 1393
1073 بازدید
گزارش نسخه جدید

همه چیز درباره معماری شهرستان بابل و ساختار کلی بافت شهر بابل


همه چیز درباره معماری شهرستان بابل و ساختار کلی بافت شهر بابل

مسکن در بافت قدیم بابل

نفس کش

حیاط خلوت سراسری در شمالی ترین قسمت زمین و تقریباً در سراسر عرض آن به نام نفس کش قرار گرفته است. حوض هشت ضلعی کم عمقی در وسط حیات ساخته شده است. ساختمان دارای محور تقارنی است که از وسط پلکان عبور می کند. (به غیر از پنجره ها) بقیه ی قسمتها نسبت به محور، متقارن اند. این تقارن در فضاهای داخلی هم دیده می شود. مثلاً در ایوان نیز تقارن نسبت به در ورودی هر اتقاق مراعات شده است.

فضاها

در طبقه ی همکف این خانه نیز بخش خدمات قرار گرفته که شامل آشپزخانه، صندوق خانه، انبار و توالت است. طبقه ی اول نیز از ایوان و دو اتاق (مدول معمول) و یک صندوق خانه در انتهای ایوان تشکیل شده است.  سه ایوان تابستانی با ورودیهای زنانه و مردانه در جنوب زمین ساخته شده و رو به شمال دارند و هر کدام سه پله از حیاط ارتفاع دارند. دو مهتابی در شرق و غرب حیاط مشاهده می شود. رعایت تقارن از اصول این بناست (در پلان در نما). ورودی این بنا نیز به صورت دالان است. وجود ایوان و مهتابی ها جهت برگزاری مراسم سوگواری بوده (شام غریبان)- رشت خانه آقای رودباری در پیرسرا-

طبقه همکف آن از دو اتاق (سه دری)، یک آشپزخانه، توالت و حمام تشکیل شده است. یک حیاط سراسری به نام نفس کش در قسمت شمال خانه قرار دارد.

مصالح

در و پنجره ها دارای تقسیمات زیاد است، نرده های محافظ پنجره ها فلزی و نقش دار است. در بعضی از نمونه ها پنجره ی چوبی دوجداره است که یکی دارای شیشه خور و دیگری فاقد آن است.

پوشش کف

خانه های مربوط به قشرهای مرفه همه آجر فرش و بعضی قناس فرش است.

ترکیب فضاها

شش نمونه از این خانه ها پلان مشابه دارند و از مدول یک ایوان و دو اتاق یا دو ایوان و سه اتاق تبعیت کرده اند.

نحوه ی استقرار ساختمان در حیاط

همه ی نمونه ها فضایی به نام نفس کش دارند که کوران اتاقها را تأمین می کند. اغلب نمونه ها یا زیرزمین دارند، یا طبقه ی همکف آنها کمی از سطح حیاط پایین تر یا کاملاً همسطح حیاط است. در همه ی نمونه ها سقف طبقه اول از طبقه ی همکف بلندتر است. معمولاً اتاقهای طبقه ی همکف کوران ندارند. آشپزخانه در طبقه ی همکف و در واحد وسط (زیر ایوان) ساخته می شده است. اتاقها به وسیله ی ایوان به هم مرتبط می شوند و افزایش هر اتاق موجب طویل تر شده بنا می شود. در واقع، توسعه ی خانه به دلیل نیاز اتاقها به کوران خطی صورت می گرفته است.

ورودیها و تکه لایه

سردر آن قوسی شکل و زینتی است. مثلاً هلالی، کمانی، سه مرکز پاتوپا، خنچه پوش تخت، تیزه دار و ابرو. همچنین برای شاخص شدن بیشتر نسبت به دیوار دارای ارتفاع بیشتر به کارتر و گود نشسته است.

نما و تزئینات آن

نمای خانه های قشرهای مرفه همه از آجر قرمز با بندکشی سفید است و در سردر ورودیها، قاب پنجره ها و کتیبه ی بالای درها تزئینات آجری دارد. نما اغلب از نظم خاصی برخوردار است، هرچند تقارن در آن صددرصد رعایت نشده است. معمولاً پلکان در محور نما قرار دارد و طاق آن با قوس تزئین شده است. پله ها گاهی تزئین و دست انداز زینتی دارند. یکی از دو اتاق دو طرف پلکان معمولاً پنجره ی سراسری دارد و دیگری سه دری یا چهاردری است. اجزای نما متفاوت اند. بعضی از اتاقها پنجره ی ارسی دارند. در سه نمونه از نمونه های بررسی شده هم  پنجره ها تزئینات و شیشه رنگی دارند.

روی نما جز تزئینات آجری با رنگ سفید و سیاه تصاویری نقاشی شده است که رایج ترین آن نقش سرو به اشکال مختلف صاف و خمیده است. نعل درگاه پنجره ها هم در بعضی از نمونه ها قوسی و اغلب قوس کمانی است.

از خصوصیات بارز معماری مسکن در بابل وجود پنجره هایی است که در طبقه ی اول به سمت

کوچه باز می شود. نوعی پیش آمدگی اتاق در کوچه، که در منزل آقای راشدی در محله ی پیرعلم دیده می شود، از خصوصیات بارز معماری این شهر و معماری نیمه برون گرا محسوب   می شود.

محله های شهر

بسیاری از این محله ها خصوصیات کامل یک محله را دارند. گاهی ساکنان محله مربوط به صنف خاص بوده اند، مانند محله آهنگرکلا، دباغخانه، چیت سازی، رودگر محله، زرگر محله، شمشیرگر محله، کاسه گر محله، کفشگر محله، قصاب کلا، محله قناد، گاهی اسامی محلات به نام قوم یا مذهب ساکنان در آن مرسوم است، مانند محله کلیمیها، محله عرب خلیل، استرآبادی محله، و گاهی با نام فرد برجسته یا مکان زیارتی که در آن قرار دارد شناخته می شوند، مانند محله آستانه، بیژن حاجی، درویش تاج الدین، میرزا هادی، سید جلال، شیخ کبیر، قاضی کتی، مسجد جامع، مرادبیگ، ملانصیرا و …

اغلب این محله های دارای مرکزی میدان مانند است که تکیه، حمام، دکان و بازار در جوار آن قرار دارد و مراکز این محله ها را معابری به هم مرتبط می کنند.

بناها و فضاهای خدماتی

بناهای خدماتی در شهر بابل به دو دوره ی تاریخی تعلق دارند. بناهای دوره ی اول اغلب متعلق به دوره ی قاجار شامل بازار، کاروانسراها و حمامهای همجوار آن هستند. تنها یک پل در این مجموعه است (پل محمدحسن خان) که به رغم سابقه تاریخی، آنچه از آن باقی مانده به دوران قاجار تعلق دارد.

 

بازار بابل

در گوشه و کنار شهر بابل چندین بازار قدیمی بوده که از جمله باید به سر بازار، ته بازار، بازارچه، روز بازار، کهنه بازار، کچکه بازار، بالا بازار، پایین بازار، راسته بازار، پشت بازار، سال بازار، هفته بازار، گاه بازار و غیره اشاره کرد. اما مهم ترین و قدیمی ترین بازار بابل پنجشنبه بازار است این بازار، حدود ۲۵۰ سال قدمت دارد.

بناهای مذهبی

بناهای مذهبی بابل شامل تعداد زیادی مسجد و کتیبه و دو کنیسه است. این بناها نیز مانند بناهای خدماتی اغلب به دوران قاجار تعلق دارند یا در این دوران بازسازی شده اند. مساجد بابل تفاوت زیادی از نظر نوع فضا و شکل ظاهری با مساجد ایران مرکزی دارند. بعضی از مساجد دارای دو منار یا گلدسته، برخی یک منار و تعداد زیادی فاقد منارند. منارها نیز بر خلاف منارهای معمول، که کشیده و بلندند، کوتاه و قطورند. پلان آنها مربع یا هشت ضلعی است و تاج آن مجدداً به مربع تبدیل و قطورتر از سایر قسمتها می شود. پرداختن به تکایای شهر و شهرستان بابل موضوع بسیار جالب و مبحث مفصلی است که از حوصله این مقاله خارج است. تکایای بابل معمولاً از یک تالار یا اتاق و یک یا دو راهرو یا کفش کن تشکیل شده اند. تالار تکایا کوچک است و به تجمع مردان در ایام سوگواری ماه محرم اختصاص دارد. دیوار آنها طاقچه های متعدد و تزئینات آجری و نقاشی روی آجر دارد. معمولاً با رنگ کردن ملاط آجرها نقشهایی شامل گل و گلدان، فلس ماهی، سرو ایستاده و خمیده، لوزی، هفت و هشت و … آفریده اند. اغلب تکایا بنای کوچک دو طبقه ی چوبی هم در کنار خود دارند که سقانفار نامیده می شوند و در مراسم عزاداری به جوانان تعلق دارد. بسیاری از سقانفارها سقفهای پر از نقاشی دارند که داستانهایی از زندگی روزمره مردم، اساطیر و افسانه های مذهبی را به تصویر کشیده اند. در شهر بابل تنها کیجا تکیه دارای چنین تزئیناتی است.

بناهای آرامگاهی

برج مقبره ها از مهم ترین بناهای حاشیه ی جنوبی دریای خزرند. برج مقبره ی قابوس، برج لاجیم، برج رسکت، میل رادکان از نمونه های شاخص اند. در بابل و روستاهای اطراف آن نیز تعداد زیادی برج مقبره است که اغلب به قرن نهم هجری تعلق دارند. امام زاده قاسم، مقبره درویش فخرالدین، مقبره درویش علم بازی در بابل و مقبره درویش احمدبن حسن فخرالدین در بازگیرکلا، درویش فخر در بالا سرست، بقعه سلطان محمد طاهر در کیاکلا از آن جمله اند. این بناها معمولاً نقشه ای مربع، هشت ضلعی یا دایره دارند و سقف آنها را گنبدی هرمی شکل یا مخروطی شکل (رک) تشکیل می دهد. نمای این ساختمانها و پوشش سقف آنها آجری است و تزئینات زیبایی در پای طاق دارند که کاشی فیروزه ای در سطوح بسیار کوچکی به آن زینت    می دهد. بیشتر این مقابر به دراویش تعلق دارند.

بازار در کرانه جنوبی دریای خزر

در کرانه دریای خزر به لحاظ رطوبت و بارندگی بسیار زیاد، راسته های بازار غالباً فاقد طاق هستند و فقط بام شیبدار حجره ها از دو طرف تا حدودی فضای بالای راسته ها را می پوشانند و در هنگام بارندگی مانع از ریزش باران بر روی عابران می شوند. همچنین کف راسته های بازار معمولاً از دو طرف قدری به سمت وسط راسته شیب دارند تا آب باران به مجرای باریکی که از وسط راسته می گذرد هدایت و نهایتاً به نهر و یا رودخانه ریخته شود.

در اقلیم معتدل و مرطوب این ناحیه احتیاجی به طاق بر روی راسته ها نیست و پیش آمدگی بام حجره ها بر روی راسته ها جهت جلوگیری از خیس شدن عابران کفایت می کند. به علاوه اگر راسته ها طاق داشته باشند، جریان باد در سطح شهر نخواهد توانست هوای مرطوب و سنگین در فضای بازار را جابجا کند. در اینجا مانند سایر مناطق ایران، بازار در مسیر خطوط ارتباطی و اصلی شهر قرار دارد و مهمترین ابنیه مذهبی و خدماتی شهر در مجاورت راسته های بازار قرار دارند. در ازمنه قدیم، بام شیبدار حجره های بازار مانند سایر ساختمانها با الیاف گیاهی مثل گالی و یا ساقه برنج پوشانده می شدند، ولی پس از ورود سفال به ایران، برای پوشش بام بازار از این مصالح جدید و بادوام استفاده گردید. در سنوات اخیر بام اکثر حجره ها با سفال یا شیروانی و یا هر دو این مصالح پوشیده شده است. دیوارها نیز مانند دیوار سایر ابنیه سنتی ساخته می شدند و جهت جلوگیری از نفوذ رطوبت به کف حجره ها، معمولاً یک کرسی چینی بلند و گربه رو و یا سنگ چین در زیر حجره ها وجود داشته است. بازارها مانند سایر ساختمانها در این کناره، فاقد زیرزمین هستند. از جمله بازارهای معروف در این منطقه می توان از بازار رشت، لاهیجان، لنگرود، بابل، ساری و گرگان نام برد.

مسجد در کرانه جنوبی دریای خزر

اگرچه به علت محصور بودن فضای داخل این مساجد، هوا تا حدی راکد و در نتیجه نسبتاً مرطوب و سنگین می باشد، ولی سعی بر این بوده که بازشوهای رو به حیاط تا حد ممکن وسیع باشند و در صورت امکان، بازشوهائی در سمت دیوار خارجی شبستانها قرار داده شود تا کوران دو طرفه هوا و جابجائی هوای مرطوب میسر گردد. مصالح مورد استفاده در مساجد این کرانه مصالح پایدار و مقاوم در مقابل رطوبت و بارندگی می باشد، لذا جهت بدنه بنا از آجر و ملاتهای آهکی و جهت بام ابتدا طاق آجری و روی آن خرپای چوبی و سفال استفاده می کردند. به دلیل بالا بودن سطح آبهای زیرزمینی و رطوبت بسیار زیاد هوا، مساجد در این کرانه فاقد زیرزمین     می باشند.

مدارس در کرانه جنوبی دریای خزر

مدارس در سواحل جنوبی دریای خزر مانند مساجد، اکثراً به صورت حیاط مرکزی و دورن گرا ساخته می شدند. البته به لحاظ جلوگیری از راکد ماندن هوای مرطوب و سنگین در صحن مدرسه و فضاهای اطراف آن، سعی می شد بازشوهایی بر روی بدنه خارجی مدرسه قرار داده شود تا جابجایی و کوران هوا میسر گردد.

تکیه در کرانه جنوبی دریای خزر

برخلاف استان گیلان، در استان مازندارن تکیه از بناهای مهم شهری محسوب می شود و در طی دهه محرم، مهمترین مرکز توجه و تجمع در شهر است. در شهرهای این استان، مانند گرگان، بابل و آمل تکیه به بنایی اطلاق می شود که در مرکز محله واقع است و اگر امامزاده و یا مسجد در آن محل نباشد، تکیه مهمترین و شاخص ترین بنای مرکز محله محسوب می شود. در این شهرها، میدان محله از تلاقی چند گذر حاصل می شود. برخلاف بعضی از میادین طراحی شده و متقارن شهرهای حاشیه کویری، میادین محلات مازندران به شکل نامتقارن و طرای نشده هستند. ولی همواره از لحاظ مکانی و بصری، ساختمان تکیه در مکانی از حاشیه میدان قرار دارد که مسلط بر کل فضای میدان است. در بعضی از میادین (مانند میدان مرکز محله پیر علم در بابل) فضای مقابل تکیه برای حفاظت مردم از ریزش باران سرپوشیده است.

اقلیم

به لحاظ اینکه حمام محیطی نسبتاً بسته می باشد و ارتباط کمی با شرایط اقلیمی مجاور خود دارد، لذا ساختار کلی حمامها در مناطق گوناگون اقلیمی ایران کم و بیش مشابه است و عوامل اقلیمی مختلف مانند آفتاب، باد و موقعیت جغرافیائی تأثیر چندانی در نحوه استقرار، شکل کالبدی و تقسیم بندی فضاهای داخل حمام نداشته است.

در کرانه جنوبی سواحل دریای خزر به دلیل معتدل بودن اقلیم و همچنین بالا بودن سطح آبهای زیرزمینی، حمام در عمق کمتری از زمین قرار می گرفته است. مصالح مورد استفاده در حمامها همواره مصالح بادوام و بام اکثر حمامهای بزرگ و مهم در ایران به صورت طاق یا گنبد بوده است. در سواحل جنوبی دریای خزر به جهت بارندگی بسیار زیاد، بامها یا به صورت شیبدار و یا به صورت طاق و گنبد اجرا می شده است.

کاروانسرا در کرانه جنوبی دریای خزر

تعداد کاروانسراها در سواحل جنوبی دریای خزر در مقایسه با سایر مناطق اقلیمی ایران نسبتاً کمتر است. در این سواحل به سبب بارندگی زیاد، شرایط آب و هوائی معتدل، آباد بودن کل منطقه، جمعیت نسبتاً زیاد و برخلاف سایر مناطق اقلیمی ایران، نزدیک بودن مراکز جمعیت، جملگی باعث شده تا نیازی به کاروانسراهای بین راهی به تعداد زیاد نباشد. با توجه با کاروانسراهای باقی مانده مشاهده می شود که اغلب کاروانسراها در این منطقه در مسیر ارتباطی بین فلات مرکزی ایران و شهرهای این سواحل بوده است.

همچنین مشاهده می شود که کاروانسراها در این سواحل نیز به تبعیت از فرم کلی کاروانسراها در مناطق گرم و خشک ایران، به صورت بنائی با حیاط مرکزی ساخته شده است. در اینجا باید گفت که اگرچه فرم حیاط مرکزی با فضای محصور داخل حیاط که امکان کوران هوا در داخل اتاقها و اصطبلها را کاهش می دهد، از لحاظ اقلیمی برای این منطقه چندان مناسب نیست؛ ولی از جهت ایمنی و حفاظت از بنا در مقابل راهزنان و مهاجمان، فرم بسته و کاملاً محصور کاروانسرا منطقی و صحیح می باشد. با وجودی که فرم کلی بنا کاملاً محصور می باشد، ولی محل استقرار مسافران به صورت ایوان است و به این ترتیب کوران هوا که امری ضروری جهت تأمین آسایش انسان در این اقلیم است، تا حدی برای مسافران فراهم بوده است.

پل در سواحل دریای خزر

در کناره جنوبی دریای خزر بجز سفیدرود، اکثر رودخانه ها نسبتاً کوچک هستند و از طول چندانی برخوردار نمی باشند. ولی در مواقعی که بارندگی برای چند روز متوالی به طور سیل آسا و لاینقطع ادامه دارد، همین رودهای کوچک تبدیل به دریایی از امواج خروشان می شوند و بالا آمدن آب رودخانه ها و نهرها باعث وارد آمدن خسارت به شهرها و روستاها می گردد و هر نوع ارتباطی بین دو طرف رودخانه قطع می شود. به همین جهت اکثر پلها در این نواحی دارای خیز (نسبت ارتفاع قوس به عرض آن) بسیار زیاد هستند و غالباً یک یا دو دهانه بیشتر ندارند. وجود پایه های کمتر در بستر رودخانه، باعث ایجاد مجرای بزرگتری جهت عبور آب می گردد و به  پایه های پل فشار کمتری وارد می شود. همچنین با ایجاد مانع کمتر در مقابل جریان آب، سطح آب رودخانه در پشت پل بیش از سایر قسمتها بالا نمی آید.

در مواردی که بستر رودخانه عریض بوده و امکان احداث پل بر روی یک و یا دو دهانه نبوده، تعداد زیادتری قوس می زدند و تاج پل را روی آنها قرار می دادند، مانند پل محمدحسن خان بر روی رودخانه بابل در جنوب شهر بابل (دوره قاجاریه) و پل زیبای آق قلعه بر روی رودخانه گرگان رود در ۲۰ کیلومتری شمال شهر گرگان (دوره صفویه). ولی باز در مورد این دو پل مشاهده می شود که خیز دهانه این پلها نیز مانند سایر پلها در این کناره نسبتاً زیاد است. البته احداث قوس با خیز زیاد و دهانه عریض نسبتاً مشکل و پرهزینه است، ولی جهت حفظ ارتباط بین دو طرف رودخانه در تمامی اوقات سال و پایداری بهتر پل و جلوگیری از آب گرفتگی و بالا آمدن بیش از حد آب رودخانه در پشت پل و همچنین امکان عبور قایقها و کشتیهای کوچک از زیر پل، اینکار امری ضروری بوده است.



موضوعات :
تحقیق

دیدگاه ها


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *