گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .
گزارش انتشار نسخه جدید
اطلاعات را وارد کنید .
no-img
سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه

مدیریت در فرآيند اثربخش ترويج كشاورزي


سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه
adsads

ادامه مطلب

مقاله مدیریت در فرآیند اثربخش ترویج کشاورزی
بهمن 30, 1393
695 بازدید
گزارش نسخه جدید

مقاله مدیریت در فرآیند اثربخش ترویج کشاورزی


مدیریت در فرآیند اثربخش ترویج کشاورزی

خلاصه:

یکی از سازوکارهای بسیار مهم هر سازمان ترویجی برای اطلاع از نتایج و پیامدهای برنامه هایش، نظارت،کنترل و ارزشیابی و برنامه ریزی مجدد از روی اطلاعات گذشته و حال و پیش بینی ها در آینده می باشد، و چون  وجود نظام های ارزشیابی کارا، باعث افزایش نظارت، کنترل و ارزشیابی و بهبود در گردش اطلاعات و ایجاد بازخوردهای منظم و مناسب می شود، و به عنوان مثال، اگر فعالیتی به دلایلی نظیر عدم سازگاری با وضعیت اجتماعی، اقتصادی مخاطبین خود و غیره، با مشکلاتی روبرو شود، این نظام به سرعت باعث بازخورد نتایج به برنامه ریزان خواهد شد، و از سلب اعتماد گروههای هدف جلوگیری به عمل می آورد. بنابراین، این نظام ها،  نقش بسیار مهمی در امر پیشبرد فعالیت‌های ترویجی در سطح سازمان ترویج دارد و اثربخشی آن را به دنبال خواهد داشت. در این راستا مقاله حاضر با بررسی تغییرات جهانی و جهت‌گیری‌های جدید آن در قرن حاضر به دنبال تبیین نقش ارزشیابی در فرآیند اثربخشی برنامه‌های ترویج کشاورزی و کشاورزی می‌باشد.

مقدمه:

ترویج عبارت از، استفاده آگاهانه از ارتباطات و اطلاعات برای کمک به مردم است تا بتوانند عقایدشان را ابراز کنند و تصمیم‌گیری‌های صحیحی داشته باشند (ون دن بن و هاوکینز، ۱۹۹۶). ارزشیابی برنامه های ترویج کشاورزی دلالت بر جمع‌آوری نظام مند اطلاعاتی درباره فعالیت‌ها، ویژگی‌‌ها و نتایج یک برنامه می کند تا قضاوت درباره برنامه، بهبود اثربخشی آن و فراهم سازی اطلاعاتی درباره تصمیم گیری ها درباره برنامه ریزی‌های آتی صورت گیرد.

جهانی سازی و ازدیاد فناوری‌های جدید منجر به تغییرات گسترده‌ای در زندگی انسان‌ها گردیده است. ترویج کشاورزی نیز از چنین تغییراتی در امان نیست و به همین لحاظ سازمان‌ها و موسسات در کشورهای مختلف در حال ایجاد تغییراتی در فلسفه و ساختارهای خود هستند. از این رو تغییراتی در دسته‌بندی‌های ارزشیابی که برای این برنامه‌ها مورد تقاضا قرار گرفته‌اند رخ داده است. برای توسعه رهیافت‌های اثربخش برای ارزشیابی برنامه در این برهه از زمان، باید از محیطی که ترویج کشاورزی در آن اجرا می‌گردد صورت گیرد. یک ارزشیابی صورت گیرد، تا ارزش و بهای آن مشخص گردد. هدف از این مقاله شرحی گرایشات جاری ترویج کشاورزی در سطح جهان و شناسایی روش‌های ارزشیابی برای اثربخشی این حوزه از کشاورزی است برای دستیابی به این هدف ما در طول این مقاله به بررسی دو مسئله پرداخته‌ایم یکی تغییراتی که در فلسفه و تئوری ترویج کشاورزی روی داده است و دوم تغییراتی که در ارزشیابی برنامه‌های ترویج کشاورزی رخ داده‌اند به بحث پرداخته‌ایم.

 

تغییرات جهانی و ترویج کشاورزی

جهانی‌سازی، ارتقاء ارتباطات و ازدیاد فناوری‌های جدید باعث رشد وابستگی‌های متقابل اقتصادی، اجتماعی و سیاسی در سطح جهانی گردیده است. دیدگاه مدرنیست یا پازیتیویست که می‌گویند که یک چیز درست وجود دارد، واقعیت تک بعدی است، یک بهترین راه برای انجام کارها وجود دارد، در جهان امروز مسئله ساز گردیده است و نیاز است که دیدگاه‌های تکثرگرا که توانایی تلفیق تجارب متنوع و چند رشته‌ای را دارد جایگزین آن گردد.

در تمامی مباحثی که در رشته‌ها و زمینه‌های مختلف ارائه گردیده؛ ترویج کشاورزی (چمبرز ۱۹۹۱)، سیاست‌های نسل سوم (گیدنز ۱۹۸۹)، اقدام پژوهی (ریزون ۱۹۹۸) و ارزشیابی برنامه (گوبا و لینکولن، ۱۹۸۹) چهار عنصر اصلی برای مقابله با این تغییرات جهانی تکرار گردیده است که عبارتند

کل‌نگری: در نتیجه جهانی‌سازی و ارتقاء ارتباطات، ما باید از ماهیت ارتباطات میانجی و مداخله‌گر آگاه باشیم که در این زمینه گرایشاتی به سمت تشویق همکاری، مشارکت و گفتگو بین سازمان‌هایی که قبلاً به صورت مجزا فعالیت می‌کرده‌اند وجود دارد.

تکثر‌گرایی: در نتیجه جهانی‌سازی و همکاری‌ها، ما باید یاد بگیریم در زندگی با دیدگاه‌های مختلف و راه‌های متعدد تجربه درک واقعیت روبرو هستیم.

پاسخگویی: سیستم‌های جدید باید انعطاف پذیر و دارای سلسله مراتب کمتر گردند. ابهام، تغییر سریع و افزایش پیچیدگی به طور فزاینده‌ای بر رویداد‌ها و الگوهای روابط در زندگی خصوصی و عمومی تأثیر گذاشته‌اند. ساختارهای خانوادگی جدید، سیستم‌های تکنولوژیکی جدید، بازارهای جدید همه نیازمند انعطاف‌پذیری در جوابگویی هستند.

پایین به بالا بودن، معلول: ازدیاد شهرنشینی، رشد ناشکیبایی و ساختارهای سیاسی که در یک رویه بالا به پایین به اجرا در می‌آیند. دعوت از شهروندان برای مشارکت در فرآیند تصمیم‌گیری.

این تغییرات جهانی در فلسفه و عمل ترویج کشاورزی هم ظهور پیدا کرده‌اند، در جایی که رویه‌های بالا به پایین سنتی، رهیافت علم هل دادن به طور وسیعی با ترویجی که به عنوان کل‌نگر، پایین به بالا، تکثر‌گرا و پاسخگو شناخته شده است در حال جایگزینی است. همچنین بر همین اساس در ساختارهای سازمانی ترویجی نیز تغییراتی روی داده است که از آن می‌توان به گرایش سازمان‌های متولی ترویج به سمت سطوح سلسله مراتبی کمتر، تأکید بر مشارکت جدید با بخش خصوصی و استفاده از نمایندگان و سازمان‌های کشاورزان در سطوح مختلف سازمانی است.

تغییرات تاریخی در موقعیت ارزشیابی در ترویج

فعالیت های ترویج کشاورزی در سطح جهان از آغاز شروع تحت تاثیر محیطی که کشاورزان و مروجان در آن فعالیت می‌گرده اند بوده است. یک عنصر کلیدی که تشکیل دهنده این محیط می باشد سیاست های دولتی است. در سال های اخیر سیاست ترویج دولتی تاکید بر افزایش تولید برای مصرف داخلی و صادرات به خارج از کشور برای کسب درآمد بیشتر بوده است. بعدها تغییراتی در این سیاست روی داد و به سمت افزایش بهره‌وری تغییر جهت داد که این بهره‌وری شامل افزایش برونداد به ازاء کمترین نهاده مصرفی بود.

برای دستیابی به این اهداف سیاست جدید، ترویج وارد سه فاز شد که عبارتند از: ۱٫ فراهم سازی اطلاعات فنی روشن ۲٫ فراهم سازی اطلاعاتی درباره تعیین اثرات مالی مشاوره‌های صورت گرفته ۳٫ در نظر گرفتن تمام حرفه‌هایی که درون مزرعه وجود دارد (دیلون، ۱۹۶۵). مطلب قابل بحثی که در اینجا وجود دارد این است که هیچ کدام از این مراحل به تکامل نرسید آقای دیلون در دهه ۹۰ یک مرحله دیگر به این سه مرحه اضافه کرده است و آن در نظر گرفتن محیط است. دیدگاه دیلون، یک دیدگاه کشاورز محور است اما باید این مسئله از دیدگاه دولتی که به عنوان حمایت کننده مالی ترویج است بررسی گردد که چگونه است؟

در دهه‌های ۶۰ و ۷۰ که ترویج دولتی رایج ترین نوع ترویج کشاورزی در سطح جهان بود که فراهم سازی خدمات آموزشی برای کشاورزان می پرداخت تا به آنان برای حل مشکلاتشان کمک کند. در چنین مقطعی فعالیت های ارزشیابی، برای فراهم سازی بازخوردهایی برای بهتر ساختن این فرآیندهای آموزشی بر اساس نیاز کشاورزان متمرکز بودند. ارزشیابی ترویج کشاورزی در کنفرانس‌ها و همایش‌های متعددی مورد بحث قرار گرفته است، که نتایج آن ها بر داشتن یک رهیافت حرفه ای برای کشاورزان نیز مورد بحث آن روزها بود (ریچز، ۱۹۷۳). در دوران طلایی ترویج کشاورزی مروجان احساس می کردند که در نزد ارباب رجوعان کشاورز دارای ارزش هستند و در این حال اکثر مواقع آن ها احساس می کردند که بیشتر وقت خود را صرف رویه‌های ارزشیابی رسمی می کنند (بارلسلی، ۱۹۹۷).

در طول دهه ۷۰ سیاست دولتی تغییر یافت. در این دهه کارمندان دولتی درباره نحوه هزینه کرد، سرمایه ها در ترویج دولتی مسئولیت بیشتری یافتند، و ترویج کشاورزی به عنوان ابزاری برای این تغییر دیدگاه شناخته شد و کمتر به فعالیت‌های آموزشی می پرداختند. در این برهه فعالیت ارزشیابی در ترویج نیز دچار تغییراتی شد از این رو دولت‌ها شروع به پرسش این سوال کردند که آیا داشتن فناوری هایی که در عمل کاربردی باشند باعث اثربخشی ترویج می گردند؟ آیا ترویج منجر به پذیرش سریع‌تر می گردد؟ دولت ها همچنین مایل به دانستن این نکته بودند که بهره‌وری ترویج با مدیریت و فناوری جدید و اصلاح شده چه تاثیراتی می تواند بر روی دستیابی به اهداف سازمانی و مشاوران فردی داشته باشد (بارلسلی، ۱۹۹۷).

ارتباط امروزه ترویج کشاورزی با ارزشیابی

چندین فاکتور، ارزشیابی را به عنوان یک مسئله مهم در برنامه ریزی ترویج کشاورزی امروزه مطرح ساخته است. تغییراتی که خود ترویج کشاورزی با آن روبروست، فشار بودجه و جو پاسخگویی برای هزینه کرد در برنامه‌های ترویجی همه باعث افزایش نقش ارزشیابی شده است.

موارد مشروحه ذیل دربردارنده فاکتورهایی است که منجر به این شده است که ارزشیابی به عنوان یک مسئله مهم در دهه ۹۰ در ترویج کشاورزی گردد:

حرکت در جهت اصل پرداخت توسط مصرف کننده

دولت ها در سراسر جهان به طور سنتی مسئولیت مالی خدمات ترویج کشاورزی را بر عهده دارند که هدف آن‌ها افزایش تولید کشاورزی و بهبود کارایی تولیدات کشاورزی بود (لیز، ۱۹۹۱) هر دو دلیل با افزایش تولیدات برای تهیه بیشتر غذا، سوخت و فیبر برای جوابگویی به رشد تقاضا در داخل و خارج بوده است. واتسون و همکاران (۱۹۹۲) در یک بررسی از “حوزه خدمات” پیشنهاد داده‌اند که دپارتمان های کشاورزی باید بر روی نواحی که بازار دچار نقصان است و در جاهایی که بخش خصوصی تمایل ندارد یا قادر به فراهم سازی خدمات برای کشاورزان نیست تمرکز کند، و یا دولت به حمایت از افزایش درآمد از محصولات اولیه در قالب سیستم‌های کشاورزی پایدار بپردازد.

به هر حال، جو جهانی کمبود بودجه منجر به این شد که دولت ها در زمینه سرمایه گذاری در خدمات ترویج کشاورزی زیر سوال روند و از کارایی چنین هزینه‌هایی در شرایط بازگشت به جامعه مورد بررسی قرار گیرد. در کنفرانس ترویج کشاورزی در استرالیا در سال ۱۹۸۷ سرمایه گذاری دولتی در زمینه ترویج کشاورزی مورد توجه ویژه قرار گرفت.  کلیت کنفرانس به بحث کاربرد «پرداخت توسط مصرف کننده» به عنوان یک روش اثربخش برای غلبه بر کمبودهای بودجه ترویج پرداخت.

لیز در سال ۱۹۹۱ اشاره داشته است برای گرایش به سمت کاهش خرج کرد دولتی در خدمات ترویج کشاورزی، باید ارزشیابی در ارتباط با موارد مطروحه ذیل صورت گیرد که آیا:

·  بخش دولتی درگیر در ترویج کشاورزی برای خرج کرد توجیه شده است؟

·  سطح کلی خرج کرد در ارتباط با خرج کرد در کشاورزی توجیه شده است؟

·  تخصیص اعتبارات در میان فعالیت‌های بدیل ترویج رقابتی بهینه است؟

·  هزینه در ارتباط با فعالیت‌های ویژه ترویج، اثربخش و کارا است؟

·  فواید اقتصادی و اجتماعی که با استفاده از این سرمایه گذاری‌ها در ترویج کشاورزی بدست آمده است، کدامند؟

اهمیت نسبی کشاورزی در رشد اقتصادی در کشورهای صنعتی تنزل پیدا کرده است. علاوه بر این افزایش در استفاده از نهاده های خارجی خریداری شده ماهیت سرمایه گذاری عمومی خدمات ترویج کشاورزی را تغییر داده است و منجر به طرح سوالی درباره منطق دولت برای ارائه چنین خدماتی شده است (کری، ۱۹۹۳). سرمایه گذاری عمومی برای تحقیق و توسعه (R&D) کم شده و برنامه های کشاورزی باید استانداردهای بالای کیفیت و پاسخگویی را رعایت کنند. روش‌های ارزشیابی خوب طراحی شده به عنوان یک مبنای اساسی برای برنامه‌ریزی و اجرای برنامه های با کیفیت بالای ترویج کشاورزی ضروری به نظر می‌رسد و از این‌رو می‌توان فواید عمومی هزینه در R&D اطمینان حاصل پیدا کرد.

برنامه‌های نتیجه گرا و حرکت به مدل‌های خریدار- تأمین کننده

در بسیاری از کشورهای جهان حرکت به سمت مدل خریدار – تأمین‌کننده برای برنامه‌های ترویج کشاورزی که توسط دولت فراهم می‌شود صورت گرفته است. در کشور استرالیا این مدل جدید در سال ۱۹۷۰ معرفی شد. شکل ۱ نشان دهنده این است که چگونه مدل تأمین‌کننده- خریدار در بین گروه‌های صنعتی اولیه اجرا شده است. این رهیافت در نظر داشت تا باعث افزایش اثرات، کاهش هزینه‌های اضافی و بهبود ارزشیابی گردد. مدل تمرکز بالایی بر نتایج دارد: این نتایج به طور گسترده در آغاز یک پروژه تعریف می‌گردند سپس در چرخه پروژه آن ها به صورت ویژه تعریف می‌گردند و کاملاً مشخص، قابل اندازه‌گیری، مسئول، واقع گرا و دارای محدوده زمانی مشخص می‌گردند. پروژه‌ها بر دستیابی به نتایج متمرکز شده‌اند و باید بر مبنای یک راهبرد ارزشیابی بنا شده باشند. برای دستیابی به مناقصه، تأمین کنندگان در جهت پروژه‌هایی بر مبنای مولفه ارزشیابی حرکت کنند (تیم صنعتی کشاورزی، ۱۹۹۷).

در سطح پایین هر پروژه ارزشیابی یک جزء اصلی آن است. خریداران انتظار دارند که نتایج صنعت تعریف شده باشد. در مواردی که پروژه‌ها دارای تعریف روشن از نتایج و مبتنی بر یک راهبرد ارزشیابی نباشند نمی توانند سرمایه را بدست آورند. این امر نشان دهنده افزایش اهمیت ارزشیابی در ترویج کشاورزی می باشد همچنین این باعث افزایش فشار به مروجان برای تعهد در رابطه با اثرات برنامه است که میزان دستیابی به آن از راه ارزشیابی قابل دستیابی است.

افزایش تقاضا برای آموزش در زمینه ارزشیابی توسط متخصصان روستایی

به عنوان نتیجه‌ای از تغییر ماهیت ترویج کشاورزی در سطح کلان، تقاضاهای زیادی از طرف دپارتمان های دولتی، شرکت های تحقیق و توسعه و دیگر موسسات برای پرسنلی که در زمینه ارزشیابی به خوبی آموزش دیده‌اند برای طیف وسیعی از وظایف ارزشیابی در صنایع روستایی است. در سال ۱۹۹۵ یک دوره کارگاه آموزشی در ارتباط با بدست آوردن بازخورد درباره چگونگی بهبود عملکرد ترویج کشاورزی در کشور استرالیا برگزار گردید، کارمندان ترویج مهارت‌ها و فنون ارزشیابی را که برای توسعه حرفه‌ای بیشتر مورد نیاز بودند را شناسایی کردند (استراو، ۱۹۹۷).

فقدان تخصص رایج در ارزشیابی برنامه در زمینه ترویج کشاورزی باعث حیرانی کسانی که از سهم مهم ارزشیابی برنامه‌های ترویج کشاورزی آگاه هستند، گردیده است (تئوری اشاعه نوآوری). اطلاعات موجود درباره ارزشیابی به روز و قابل دسترس برای بسیاری از مروجان نیست.

شاید بتوان این موضوع را به وسیله ماهیت اهداف ترویج کشاورزی و آموزش‌های علم محور فیزیکی اکثر مأمورین ترویج تشریح کرد. اهداف ترویج کشاورزی برای تغییر رفتار به وسیله استفاده از ارتباطات است درک و اندازه‌گیری تغییر رفتار عموماً به ویژه بررسی آن از نظر کیفی مشکل می‌باشد. اکثر مروجان کشاورزی آموزش بسیار کمی در ارتباط با علوم اجتماعی دارند آن‌ها به همین صورت با روش‌های جمع‌آوری داده‌های کیفی ناآشنا هستند.

این به این معنی نیست که کارگزاران ترویج و توسعه دهندگان برنامه از نیاز به ارزشیابی آگاه نیستند. ارزشیابی در سطح بالای اهداف اکثر سازمان‌ها است (استراو، ۱۹۹۷). گروه های تحقیق کالا همچون شرکت توسعه و تحقیق شیر در استرالیا، شرایطی را به وجود آوردند که مولفه‌های ارزشیابی جزئی از پروژه‌های جدید باشد.

مفاهیمی برای ارزیابی رهیافت‌های جدید در ترویج کشاورزی

تغییرات در فلسفه ترویج، موجب پیدایش رهیافت‌های جدیدی در ترویج کشاورزی گردیده است. بررسی ویژگی‌های این رهیافت‌های جدید مفاهیم عملی را برای ارزشیابی به دنبال خواهد داشت که در ادامه به بحث درباره آن خواهیم پرداخت:

·  ازدیاد مسائل پیچیده در حوزه برنامه‌های ترویج کشاورزی

·   فرهنگ جدید ترویج کشاورزی

·   افزایش تحقیق و توسعه و ارزشیابی مبتنی بر گروه و مشارکتی

·  افزایش مشارکت کشاورزان در فعالیت‌های ترویج

·  افزایش فرآیند محوری

·  افزایش تنوع در نتایج

·  افزایش پیچیدگی در برنامه‌های ترویجی

·  افزایش تعداد سازمان‌هایی که در حوزه ترویج کشاورزی فعالیت می‌کنند.

ازدیاد مسائل پیچیده در حوزه برنامه‌های ترویج کشاورزی

نظام دانش/اطلاعات ترویج کشاورزی در استرالیا در حال پیچیده تر شدن است. انتقال از ترویج تولید محور به یک دیدگاه جامع شامل: پایداری، بهبود بازاریابی، افزایش توجه به مدیریت حرفه‌های درون مزرعه و تداوم سود بخشی تحت دوره های تنزل تجارت، به این پیچیدگی اضافه کرده است. همچنین اکثر کنشگران در همان سطح “حاملان دانش” به کشاورزانی که در گذشته بوده‌اند عمل می‌کنند. مفهوم این افزایش پیچیدگی IKS در ارزشیابی باعث مشکل‌تر شدن تشخیص اثرات یک برنامه یا کنشگر از دیگری شده است (کوتس، ۱۹۹۷). مطالعات ارزشیابی نیاز به در نظر گرفتن مفهوم اثرات یکپارچه کنشگران مختلف IKS بر روی بخش روستایی دارد.

فرهنگ جدید ترویج کشاورزی

در سراسر جهان برنامه‌های تحقیق و توسعه کشاورزی بیشتر به صورت مشارکتی صورت می‌گیرد. تئوری‌ها و روش‌های جدید ترویج در حال پذیرش هستند. همچون نظرات چمبرز (۱۹۸۳) که معتقد است فعالیت‌های تحقیقاتی از آغاز تا پایان باید با کشاورزان صورت گیرد. امروزه تأکید جدید بر روی یادگیری بزرگسالان، درک سیستم‌های کشاورزی موجود، شیوه تفکری مروجان به عنوان تسهیلگران و تمرکز بیشتر بر ارزشیابی است. با ایجاد این تغییر در فرهنگ شیوه ترویج روش‌های جدید ارزشیابی توسعه و یا از رشته‌های دیگر گرفته خواهد شد. این روش‌ها نیاز به مشارکت، خلاقیت، تکوینی بودن، نیرو دادن وکمک به تصمیم گیرندگان دارد. این موضوع از ارزشیابی عموماً با عنوان ارزشیابی تکوینی شناخته شده است، ارزشیابی پایانی (نتایج) مهم است اما عموماً برای اهداف قراردادی برای پاسخگویی و توجیه سرمایه‌گذاری‌ها مطرح و تقاضا برای آن در حال افزایش است.

افزایش تحقیق و توسعه و ارزشیابی مبتنی بر گروه و مشارکتی

در حال حاضر فعالیت‌های تحقیق و توسعه کشاورزی شایانی بر اساس ادعاهایی، مبتنی بر اینکه مشارکت کشاورزان را به عنوان یک اصل مهم برای تولید فناوری‌هایی که برای آنان مناسب باشد طرح‌ریزی گردیده است (ببینگتون و همکاران، ۱۹۹۴ و فوال، ۱۹۹۷).این امر نشان دهنده جنبه دیگر ماهیت ترویج کشاورزی که منجر به نیازمندی‌هایی برای رهیافت‌های مختلف برای ارزشیابی گردیده است. آلن (۱۹۹۹) بیان کرده است که برنامه‌های مشارکتی برای پاسخگویی به نیازهای در حال تغییر اجتماع طراحی شده‌اند. یکی از مهم‌ترین چالش‌های توسعه مشارکت و سیستم‌های مبتنی بر فرآیندهای ارزشیابی برای یادگیری مداوم، تصحیح و تعدیل تمام بخش‌های برنامه است. روش‌های بدیل برای ارزیابی رهیافت‌های جدید مشارکتی و مبتنی بر گروه در ترویج کشاورزی مورد نیاز است به عبارت دیگر برنامه‌های مشارکتی نیاز به ارزیابی مشارکتی دارند. بعضی از این تغییرات تمرکز ترویج و تأثیراتش بر روی ارزشیابی در شکل ۱ نمایش داده شده است.

پذیرش فلسفه تحقیق سیستم های زراعی در اکثر موسسات تحقیقات کشاورزی بین‌المللی اثرات زیادی بر روی برنامه‌های ملی در بسیاری از کشورها داشته است (آندرسون و دیلون، ۱۹۸۵). برای مثال در کشور استرالیا، سیستم‌هایی مبتنی بر مدل تحقیق و توسعه برای بعضی از مناطق پیشنهاد گردیده یا به کار گرفته شده است (مک کان، ۱۹۹۱، کلارک و همکاران، ۱۹۹۶، فوال، ۱۹۹۷). مدل هاکزبری در رابطه با توسعه سیستم‌های کشاورزی (باودن، ۱۹۹۱، مک کادام، ۱۹۹۶) که مبتنی بر یادگیری تجربی است، می‌باشد (کلب، ۱۹۸۴) مفهوم یادگیری را به واسطه تجربه تشریح ساخته است. اکثر چنین رهیافت‌های سیستمی یک عنصر قوی از ارزشیابی چرخشی را در خود جای داده‌اند.

به طور کلی در حال حاضر ارزشیابی برنامه در شکل‌های مختلف بیشتر به ترویج کشاورزی مربوط گردیده است، و این روند در سال‌های اخیر شتاب بیشتری گرفته است، بنابراین انتظار می‌رود که متخصصان ترویج علاقه و تخصص خود در ارزشیابی برنامه برای پاسخ به این تغییرات توسعه دهند.

افزایش مشارکت کشاورزان در فعالیت‌های ترویج

در سراسر جهان، برنامه‌های ترویج و توسعه در حال تمرکز بر مشارکت حداکثری بهره‌برداران در فرآیند آن هستند. در دو دهه گذشته اهمیت مشارکت بهره‌برداران (و رنج وسیعی از دیگر ذی‌نفعان) در فرآیند تصمیم گیری شناسایی شده است. همچنین بحث عمیق و وسیعی درباره تئوری سطوح مناسب مشارکت مورد بحث و بررسی قرار گرفته است(پرتی و همکاران، ۱۹۹۵). در برنامه‌های ترویجی در حال اجرا، به مشارکت تا پایان برنامه برای افزایش پاسخگویی، کارایی و بهبود عملکرد مدیریت تأکید شده است که این امر منجر به تمرکز شدیدتر بر فعالیت‌های نظارت و ارزشیابی گردیده است. اما در برنامه‌های مشارکتی سه سوال مطرح می‌گردد که عبارتند از:

۱٫ چه کسانی واقعاً به حساب می‌آیند؟

۲٫ چه کسی در ارزشیابی تعیین می کند که چه چیزی باید اندازه‌گیری گردد؟

۳٫ چه کسی باید درباره نتایج ارزشیابی قضاوت کند؟

یکی از چالش‌های عمده در پیش‌روی توسعه بین‌المللی در دهه ۱۹۹۰ این بود که اثرات برنامه‌های مشارکتی چگونه مورد ارزیابی قرار گیرد تا با فلسفه برنامه‌ها همخوان باشد (اوکلی و همکاران، ۱۹۹۸). دغدغه مهم‌تر در فرایند ارزشیابی جلب مشارکت بیشر و توانمند سازی ذی‌نفعان بود. به طور روشن ارزشیابی بیرونی مبتنی بر ارزش های بیگانه نمی‌تواند معیار مناسبی برای تعیین موفقیت در نظر گرفته شود. به طور خلاصه برنامه‌های مشارکتی نیاز به ارزشیابی مشارکتی دارند؛ رهیافت‌هایی که به ذی‌نفعان و بهره‌برداران اجازه می‌دهد تا درباره تغییراتی که مهم هستند و چالش هایی که باید مورد ارزیابی قرار گیرند، صحبت کنند. پاتون (۱۹۹۷) در مورد ارزشیابی مشارکتی می‌گوید:

این بسیار مهم است که در برنامه‌هایی که هدف آن کمک به شرکت‌کنندگان برای دستیابی به خوداتکائی و اثربخشی فردی است، ارزشیابی به یک فرایند مداخله محور تبدیل گردد و به صورتی طراحی و اجرا گردد که نتایج مطلوب برنامه را مورد حمایت و افزایش دهد.

ارزشیابی که بتواند این نیازمندی‌ها را برطرف سازد، “مشارکتی” یا “ارزشیابی مشارکتی” و یا “نظارت و ارزشیابی مشارکتی (PM&E) ” یا در ایالات متحده “ارزشیابی توانمند ساز” نامیده می‌شود.

افزایش فرآیند محوری

ایده فرآیند محوری در برنامه‌های ترویجی از ۲۰ سال پیش برنامه‌های توسعه بین‌المللی شکل گرفت. فارینگتون و نلسون (۱۹۹۷) اظهار نموده‌اند برنامه‌های توسعه کشاورزی در کشورهای با درآمد کم، به سمت افزایش مشارکت و فرآیند محوری سوق پیدا کرده‌اند. اصطلاح فرآیند محوری برای شرح برنامه هایی که دارای اهداف از پیش تعیین شده در شروع برنامه نیستند اما دارای یک هدف کلی تعریف شده و تعدادی اهداف بالقوه هستند بکار می‌رود. مفهوم برنامه‌های فرآیند محور برای تشویق اجرای برنامه‌ها به صورت پایین به بالا پدیدار گشت. این هنگامی که نتایج و فعالیت‌های از پیش‌تعیین شده تأکید بر شیوه بالا به پایین دارند مسئله‌ساز است. برنامه های فرآیند محور یک ارزشیابی طبیعی از مفهوم مشارکت بهره‌بردار در طراحی و تصمیم‌گیری و تعریف نتایج در نظر گرفته شده می‌باشد. اگر بهره‌برداران در بخشی از فرآیند برنامه به دنبال شناسایی نیازهای خودشان باشند این احساس به آن‌ها دست خواهد داد که نتایج این برنامه از قبل تعیین شده نیستند.

فارینگتون و نلسون (۱۹۹۷) اظهار داشته‌اند که ارزشیابی برنامه‌های فرآیند محور با استفاده از ابزارهای سنتی مشکل می‌باشد زیرا این نوع ارزشیابی در موقعیت‌های متغیر و غیر قابل پیش‌بینی سنتی مشکل می‌باشد زیرا این نوع ارزشیابی در موقعیت‌های متغیر و غیر قابل پیش‌بینی انجام می‌گیرند. این ارزشیابی نتایجی را تولید می کنند که به طور عینی غیر قابل اندازه‌گیری می‌باشند و اغلب پیدا کردن روابط بین نهاده‌ها و بروندادها مشکل می‌باشد. ارزشیابی این نوع برنامه‌ها با استفاده از روش‌های استقرائی و مشارکتی در مکان‌هایی که گفتگوی دو طرفه و اکتشاف مورد تشویق قرار می‌گیرند. بهترین نتایج را به بار خواهد آورد غیر محتمل به نظر می‌رسد که ارزشیابی مبتنی بر هدف بتواند اثرات متغیر برنامه را در بر گیرد اما در عوض ارزشیابی مبتنی بر نیاز، مشارکتی و اکتشافی بیشتر مناسب‌تر است.

افزایش تنوع در نتایج

پی‌امد دیگر رهیافت‌های پارادایم جدید ترویج کشاورزی تنوع است. رهیافت‌های کشاورز نخست تمرکز بر یک مکان خاص دارند و برای تعمیم نتایج طراحی نشده‌اند. در این رهیافت کشاورزان تشویق به جستجوی راه‌حل برای حل مشکلات مکان ویژه شان شده‌اند. یک نتیجه که این امر به دنبال دارد تنوع راه‌حلهایی است که از طرف گروه‌های مختلف مطرح می‌گردد. این برنامه‌ها نتایج متنوع و زمینه ویژه‌ای به دنبال دارند که جمع‌بندی آن ها برای فراهم ساختن اطلاعاتی برای ارزشیابی برنامه به عنوان یک کل مشکلاتی را در پی دارد.

به طور قرار دادی برنامه‌ریزی و ارزشیابی برنامه‌های ترویجی ساده به وسیله مدل‌های برنامه ساده که نتایج یا بروندادهای قابل پیش‌بینی بر اساس داده‌های مشخص دارند مدیریت می‌گردد. هنگامی که مدل‌های برنامه پیچیده‌تر و انعطاف‌پذیرتر می‌گردند به طور حتم نتایج غیر قابل پیش‌بینی شده‌و در نظر گرفته‌شده‌ای به دنبال دارند که باید کوشش مضاعفی برای ارزیابی آن صورت گیرد. هنگامی که ارزیابی برنامه‌های پیچیده و متنوع صورت می‌گیرد یک درگیری مثبتی با نتایج غیر قابل انتظار و پیش‌بینی و متنوع باید صورت گیرد.

افزایش در تعداد سازمان‌هایی که در حوزه ترویج کشاورزی فعالیت می‌کنند.

تعداد کارگزارانی که در حوزه انتقال دانش به کشاورزان فعالیت می‌کنند نسبت به گذشته افزایش یافته‌اند.  اجرای فعالیت‌ها با پیچیدگی در IKS مشکل‌تر می باشد و از این رو ارزشیابی این که اثرات برنامه به فعالیت کدام یک از کنشگران بر می‌گردد مشکل گردیده است (کوتس، ۱۹۹۷). مطالعات ارزشیابی نیاز به در نظر گرفتن اثرات یکپارچه کنشگرانی که در IKS در بخش‌های روستایی فعالیت می‌کنند دارد.

چرا ارزشیابی تکوینی در برنامه‌های ترویج کشاورزی مهم می‌باشد؟

در حالی که تمرکز بر ارزشیابی نتایج در زمینه محدودیت‌های بودجه قابل فهم است و یک افزایشی در نیاز به جوابگو بودن برای هزینه کرد سازمان‌های دولتی وجود داشته‌باشد. چندین دلیل وجود دارد که تمرکز بیش اندازه بر ارزشیابی نتایج (پایانی) خطراتی در بر خواهد داشت. نیاز برای ارزشیابی تکوینی بیشتر در ترویج کشاورزی حرکت بیشتر در جهت برنامه‌های مبتنی بر فرآیند را پی‌ریزی کرده است. اصطلاح فرآیند محور در این زمینه برای شرح برنامه‌هایی که اهداف جدی تعریف شده‌ای در شروع برنامه ندارند اما دارای مقصود تعریف‌شده و اهداف بالقوه‌ای هستند به کار گرفته شده است. ارزیابی برنامه‌های فرآیند محور مشکل است، چرا که آن‌ها در وضعیت‌های متغیرو غیر قابل پیش‌بینی انجام می‌گیرند. همچنین آن‌ها دارای بروندادهایی هستند که اندازه‌گیری عینی آن‌ها مشکل است و اغلب دارای مرزهای نفوذ پذیری هستند و ارتباط کمی بین نهاده‌ها و بروندادها دیده می‌شود (فارینگتون و نلسون، ۱۹۹۷).

ادبیات مدرن درباره ارزشیابی که تأیید بر خطرات متنوع بکارگیری مجزای ارزشیابی برونداد دارد شامل:

·  ارزشیابی نتایج در پایان برنامه انجام می‌گیرد ممکن است در فراهم ساختن اطلاعاتی در رابطه با اینکه چگونه نتایج بدست آمده‌اند دچار نقصان شود.

·  در موارد تغییر نگرش (هدف‌های اکثر برنامه‌های ترویج کشاورزی) فاکتورهای علی تغییر به سختی شناسایی می‌شوند.

·  این خطر وجود دارد که در برنامه‌هایی با یک تمرکز قوی بر روی ارزشیابی نتایج که شاخص‌ها مأموریت باشند.

·  ارزشیابی نتیجه‌گرا که بر مبنای مدل برنامه پایه‌ریزی شده‌اند ممکن است مدل را به تولید نتایج قابل اندازه‌گیری در مواردی که نتیجه مطلوب به آسانی قابل اندازه‌گیری نیست سوق دهند.

بعضی نقاط قوت ارزشیابی تکوینی (فرآیند) عبارتند از:

·  دانش بدست آمده درباره فرآیندی که منجر به نتایج مطلوب یا نامطلوب می‌گردد می تواند به عنوان خوراک برنامه‌های آتی مورد استفاده قرار گیرد.

·  آن برای شناسایی اینکه برنامه به نتایج مطوب خود قبل از پایان آن نرسیده قابل پیشنهاد است و بر اساس آن می‌توان مدل برنامه را باز تعریف، پالایش یا روشن تر ساخت به هر حال این نیاز به انعطاف‌پذیری قابل توجهی دارد.

·  ارزشیابی فرآیند ذی‌نفعان آگاه گردند که به چه مقدار از سطح اولیه خود پیشرفت داشته‌اند به عنوان مثال آن برای طرح‌ها تغییر قابل توجه در اجرا دارند مناسب است.

·  ارزشیابی فرآیند می‌تواند اتفاقات ناخواسته یا نتایج میانجی را ترکیب یا حذف کند، ارزشیابی فرآیند می‌تواند انعطاف پذیری و تکرار پذیری را در مدل برنامه از شروع آن وارد سازد ارزشیابی فرآیند اگر به طور جمعی صورت گیرد می‌تواند منجر به تشکیل تیم گردد به عنوان مثال آن می‌تواند یک درک عمومی از اهداف کلی، میانی و اختصاصی برنامه را تقویت سازد.

نتیجه‌گیری

ارزشیابی نوعی فعالیت پژوهشی است که در جهت شناخت مجموعه امتیازهای معنوی و مادی، اعم از ملموس یا غیر ملموس، عینی یا ذهنی، حاصل از فعالیتی یا پدیده ای بکار گرفته می شود. این امتیازها با معیارهای از پیش تعیین شده مقایسه می شوند و تحقق یا عدم تحقق کمی و کیفی موجودیت این امتیازات با در نظرگرفتن شرایط خاص در زمان بکارگیری و در نتیجه کارآیی آن فعالیت و وسعت دانش و آگاهی ارزشیاب در شناخت و احاطه به این شرایط، بررسی می شود.

در فرآیند ارزشیابی ، جمع آوری و ترکیب داده های مربوط به عملکرد با یک سلسله مقیاسهای تفکیکی موزون است که منجر به رتبه بندی مقایسه ای یا عددی بشود و خود مستلزم منظور داشتن ابزار گردآوری اطلاعات و انتخاب ملاکهاست.

ارزشیابی وارزیابی اثر بخشی وکارآیی برنامه های ترویجی درارتباط با  میزان یادگیری مفاهیم وآموزش ها، تغییر نگرش ، تغییر رفتار، تشکیل تعاونی، بهبود سطح بهره وری، بهبود وارتقای سطح تعاونگران وعموم صورت گرفته و با روش های علمی وتکنیک های ذیربط اندازه گیری می شود.

ارزشیابی یکی از ارکان پیشرفت هدفهای ترویج کشاورزی است  که به وسیله آن می توان با یک کنترل سیستماتیک نقاط قوت،ضعف،فرصت ها و تهدید‌ها را در برنامه شناسایی نموده و با یک رویکرد استراتژیک، نسبت به بهبود سیستم  و دستیابی به اهداف اقدام نمود.

بدیهی است ارزیابی وارزشیابی مناسب و موثر می تواند کمک بسیار قابل توجهی به اصلاح وبهبود برنامه ها در مراحل مختلف تهیه واجرا بنماید. از آن جمله می توان به اصلاح هدف، بهبود مجریان برنامه، طراحی و ساخت مناسب برنامه و انجام تغییرات لازم در کمیت وکیفیت برنامه ها اشاره کرد. طبیعتا ساختاری بدون وجود سیستم های موثر وکارآمد کنترل و ارزشیابی که باز خور مناسبی را برای اصلاح و بهبود مستمر وتصمیم گیری مدیران فراهم ننماید، یک ساختار قابل قبول و موفق نخواهد بود و ترویج کشاورزی نیز از این قاعده مستثنی نیست.

از سوی دیگر اتخاذ رویکردهای نوین در ارزشیابی برنامه‌های ترویج کشاورزی از جمله ارزشیابی مشارکتی اجتماع محور منجر به نظریه پردازی‌های جدید و ارائه الگوهای روزآمدی برای ارزشیابی از جمله ارزشیابی توانمندساز شده است. ارزشیابی توانمندساز، نوعی ارزشیابی برنامه می باشد. هر برنامه دارای اهداف، محتوی، کارکنان، مخاطبان و نتایجی است؛ در مدل ارزشیابی توانمندساز با همه اینها سروکار داریم. از طرف دیگر، ارزشیابی توانمندساز، نوعی ارزشیابی کیفی در مقابل ارزشیابی کمی می‌باشد. البته این بدان معنی نیست که در ارزشیابی توانمندساز از ابزارهای اندازه گیری کمی استفاده نمی شود، بلکه بدین معنی است که روح حاکم بر ارزشیابی توانمند‌ساز با ارزشیابی‌های کمی کاملاً متفاوت است. از طرف دیگر این مدل ارزشیابی، نوعی ارزشیابی پیامد و در عین حال نوعی ارزشیابی فرآیند نیز می باشد. همچنین این مدل ارزشیابی نوعی ارزشیابی درونی در مقابل ارزشیابی بیرونی می باشد که دارای اصول زیر می‌باشد که با تغییرات ترویج کشاورزی در یک راستا می‌باشد و می تواند برای اثربخشی برنامه‌های ترویجی سهم بسزایی در این برهه از زمان داشته باشد.

·   بهبود[۱]

·   دارندگی اجتماعی[۲]

·  فراگیری[۳]

·  مشارکت مردم سالارانه[۴]

·  عدالت اجتماعی[۵]

·  دانش محلی(بومی)[۶]

·  راهبردهای استناد محور[۷]

·  ظرفیت سازی[۸]

·  یادگیری سازمانی[۹]

·  پاسخگویی[۱۰]
[۱] – Improvement

[۲] – Community Ownership

[۳] – Inclusion

[۴] – Democratic Participation

[۵] – Social Justice

[۶] – Community Knowledge

[۷] – Evidence-Based Strategies

[۸] – Capacity Building

[۹] – Organizational Learning

[۱۰] – Accountability

 



موضوعات :
تحقیق

دیدگاه ها


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *