گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .
گزارش انتشار نسخه جدید
اطلاعات را وارد کنید .
no-img

سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه
adsads

ادامه مطلب

مقاله سازمان یادگیرنده
بهمن 16, 1393
1285 بازدید
گزارش نسخه جدید

مقاله سازمان یادگیرنده


سازمان یادگیرنده:

امروزه مفهوم جدیدی که با پیچیده شدن سازمان ها توجه زیادی را به خود جلب کرده است، مفهوم سازمان یادگیرنده است. سازمان هایی که در آن افراد در مقابل تغییرات برخلاف سازمان های سنتی مقاومت نشان نمی دهند، بلکه همواره سعی دارند در حال تغییر و تحول باشند و محیط را با خود سازگار و همراه کنند.

تعاریف سازمان یادگیرنده:

سازمان های یادگیرنده، سازمان هایی هستند که افراد به طور مستمر در حال توسعه ظرفیت خود، جهت تحصیل نتایج هستند که به واقع طالب آنند. جایی که الگوهای نوین تفکر پرورش می یابند، محلی که خواسته ها و تمایلات گروه ها محقق می شود و سازمان های یادگیرنده قابل حصول هستند.

اهداف سازمان یادگیرنده:

۱- نیرو و تعهد بخشیدن به نیروی کار

۲- درک وابستگی های درونی و بیرونی

۳- بهبود کیفیت تصمیم گیری

۴- بنیاد ابداع و خلاقیت در سازمان

۵- ایجاد پلی بین کار و خلاقیت

۶- اصلاح و بهبود قدرت سازگاری و کارایی در مقابل تغییرات محیطی

۷- نشان دادن عکس العمل سریع تر در مقابل محیط پویا و پیچیده

ابعاد سازمان یادگیرنده

برای ایجاد سازمان یادگیرنده، پنج دیسیپلین مطرح شده است. تسلط فردی، مدل های ذهنی، یادگیری تیمی، بینش مشترک، تفکر سیستمی.

تسلط فردی: هر فرد باید در یک زمینه و یا زمینه های گوناگون متخصص شود.

مدل های ذهنی: افراد باید دارای مدل های ذهنی مثبت باشند. مدل ذهنی، تعیین کننده چگونگی تفکر و عمل هر فرد است.

یادگیری تیمی: یادگیری تیمی، عامل حیاتی است، زیرا تیم ها و نه افراد، واحدهای یادگیری بنیادی در سازمان های نوین هستند.

بینش مشترک: بینش، تصویر ذهنی روشن است. اغلب هدفی است که فرد می خواهد به آن برسد. بینش به مفهوم دورنما، تصویر آرمانی داشتن است.

تفکر سیستمی: برای فهمیدن منبع و راه حل های مسائل نوین، باید تفکر خطی و مکانیسمی جای خود را به تفکر غیر خطی و زنده بدهد که معمولاً از آن به عنوان «تفکر سیستمی» نام می برند. روشی از تفکر که در آن برتری کل بر جزء تصدیق می شود.

ویژگی های سازمان یادگیرنده:

 ۱- سازمانی است که یادگیری نیاز همیشگی کلیه کارکنان تلقی می شود.

۲- در سازمان یادگیرنده، اطلاعات در تمامی سطوح سازمانی به طور روان جریان دارد.

۳- سازمان یادگیرنده، تلفیق کننده اهداف فردی و سازمانی است.

۴- یادگیری در سه سطح فردی، گروهی و کل سازمان تحقق می یابد.

۵- در سازمان یادگیرنده اعضاء می آموزند که چگونه به طور دسته جمعی یاد بگیرند.

۶- یادگیری گروهی را تسهیل و ترغیب کرده و مدیریت مشارکتی در سازمان حاکم است.

سیر تکامل سازمان های یادگیرنده:

روند تکاملی سازمان یاد گیرنده در شکل ارائه شده است که ابتدا سازمان از مرز سلسله مراتب اختیارات سنتی گذر کرده و پس از گذر از سازمان های افقی، سازمان یادگیرنده شکل می گیرند. در سلسله مراتب اختیارات سنتی، مدیریت ارشد مسئول هدایت استراتژی سازمان بوده و مسئولیت اندیشیدن و عمل کردن را می پذیرد. کارکنان، تنها نقش عوامل کاری تولید را ایفا می کنند.

چگونگی ایجاد سازمان یادگیرنده:

۱- رهبری سازمان از بینشی روشن برخوردار باشد.

۲- یک برنامه عملی قابل سنجش و دقیق وجود دارد.

۳- اطلاعات، سریع تر توزیع می شود.

۴- ابتکار عمل وجود دارد.

۵- توانایی لازم برای اجرای ابتکار عمل موجود است.

تعاریف یادگیری سازمانی:

– یادگیری سازمانی از چهار مرتبط به هم ایجاد می شود، کسب دانش، توزیع اطلاعات، تفسیر اطلاعات و حافظه سازمانی.

– یادگیری سازمانی، عبارت است از فرایند بهسازی عملکردها از طریق دانش و درک بیشتر است.

– یادگیری سازمانی از تعاملات آگاهانه افراد که در نتیجه هوش جمعی سازمان به وجود می آید، تشکیل شده است.

سطوح یادگیری سازمانی:

در سازمان های یادگیرنده و یادگیری سازمان سه سطح یادگیری مطرح شده که عبارتند از:

یادگیری تک حلقه ای: یادگیری تک حلقه ای به عنوان یادگیری سطح پایین و یادگیری غیر استراتژیک نام برده شده است.

یادگیری دو حلقه: (یادگیری مولد) یادگیری دو حلقه ای به عنوان یادگیری سطح بالا و یادگیری استراتژیک نیز نام می برند.

یادگیری سه حلقه ای: (یادگیری ثانویه، متایادگیری یا یادگیری درباره یادگیری) موفقیت سازمان های یادگیرنده در ایجاد تجارب یادگیری آنها در توسعه و ارزیابی استراتژی های جدید یادگیری است.

فرآیند یادگیری سازمانی:

 کسب دانش: یادگیری نه تنها از طریق کسب دانش خارج از سازمان اتفاق می  افتد بلکه به واسطه تنظیم مجدد دانش موجود، تجدید نظر در ساختارهای دانش قبلی و ساختن نظریه ها و یا بازنگری در آنها نیز تحقق پیدا می کند.

توزیع اطلاعات: در این فرایند، سازمان در اطلاعات بین واحدها و افراد سهیم می شود.

تفسیر اطلاعات: برای این که اطلاعات به طور مشترک مورد استفاده قرار گیرند، باید تحلیل و تفسیر شود و فرایندی است که از طریق آن اطلاعات، معانی قابل فهم و مشترک پیدا می کنند.

حافظه سازمانی: حافظه سازمانی به مخزنی اشاره می کند که در آن دانش برای استفاده از آینده ذخیره می شود و عوامل زیادی در ایجاد حافظه سازمانی دخالت دارند.

متغیرهای مؤثر بر یادگیری سازمانی

ساختار: ساختار مکانیستی و متمرکز، رفتار گذشته یا یادگیری تک حلقه ای را تقویت می کند در حالی که ساختار زنده و غیر متمرکز، یادگیری دو حلقه ای را ارتقاء می دهد.

محیط: یادگیری باید در درون سازمان رخ دهد که نتیجه کنش و واکنش سازمان با محیط خود است.

تکنولوژی: سیستم های اطلاعاتی با بکارگیری تکنولوژی اطلاعاتی می توانند به دو صورت در یادگیری سازمانی تأثیر بگذارند، مستقیم و غیر مستقیم.

فرهنگ سازمانی: فرهنگ سازمانی، ماهیت یادگیری و روش تحقق آن را تعیین می کنند.

رهبری: در سازمان یادگیرنده، رهبر تنها تصمیم گیرنده نیست، بلکه معلم طرح و مباشر تغییر است.

موانع یادگیری سازمانی:

 ۱- اتخاذ سبک مدیریت از بالا به پایین

۲- اولویت های متعارض و ناهماهنگی ناشی از آن

۳- مدیران غیر مؤثر و نامناسب در سازمان

۴- ضعف ارتباطات عمودی

۵- ضعف هماهنگی بین بخش ها، واحدها و حوزه ها

۶- ضعف مهارت های رهبری و توسعه نیافتگی در سطوح پایین

۷- استراتژی های متعارف و اهداف متعارض در سازمان، جناح بندی و گروه گرایی

تفاوت یادگیری سازمانی و سازمان یادگیرنده:

یادگیری سازمانی، به مفهوم یادگیری افراد و گروه در درون سازمان است، اما در سازمان یادگیرنده، یادگیری سازمان به عنوان یک سیستم کلی مطرح می شود، کل سازمان یادگیرنده، حاصل یادگیری سازمانی است.

سطوح حوزه های معرفتی فراگیری سازمانی:

سطح اجرایی: سطح اجرایی، مشهورترین جنبه هر یک از این فرامین است. برای مبتدیان، کاملاً ضروری است که در هنگام اجرا به مضامین آن توجه کنند.

سطح قوانین: سطحی که ایده های راهنما و بصیرت های لازم برای اجرا را به دست می دهد.

ماهیت و جوهر: سطحی از قابلیت و توانایی بالایی برای درک و جذب عمیق معرفت فراگیری را نشان می دهد.

مقایسه سازمان یادگیری و سازمان غیر یادگیرنده:

ماهیت واقعی سازمان یادگیرنده، زمانی آشکار می گردد که چنین سازمانی با سایر سازمان های غیر یادگیرنده مورد مقایسه قرار گیرد. سازمان یادگیرنده براساس دو متغیر کلیدی کمیت و کیفیت یادگیری سازمانی و میزان کاربرد آموخته ها در عمل قابل تحلیل است و متغیرهای و میزان کاربرد آموخته ها در عمل، دو پیوستار متعامل هستند که هر سازمان می تواند نسبت به آنها در جایگاه خاصی قرار بگیرد.

تفاوت سازمان های یادگیرنده و سنتی:

تفاوت سازمان های سنتی و یادگیرنده در پنج بعد سازمانی می باشد.

۱- تعیین جهت کلی سازمان

۲- شکل دهی و اجرای ایده ها

۳- ماهیت تفکر

۴- حل تضاد

۵- رهبری و انگیزش

مهارت های لازم برای افراد در سازمان یادگیرنده:

– توانایی درک فرهنگ و ارزش های سازمان

– توانمندی ایجاد انرژی، انگیزش و خلاقیت.

– توانایی یادگیری مستمر و تمام وقت.

– توانمندی در ایجاد محیط سالم و پویا.

– توانمندی در دیدن چیزهایی که می آید و می رود.

– توانمندی در مالک و صاحب بودن مسیر زندگی شغلی.

ارزیابی سازمان یادگیرنده:

– رهبر در سازمان بینش روشنی دارد.

– نتایج برنامه ها و فرایندها به طور مؤثری ارزیابی شوند.

– رهبران برای یادگیری سازمانی با آگاهی و متانت صحبت کنند.

– انجام آموزش مداوم و فعال که توسط محیط کار حمایت شود.

چالش های شغلی را فراهم و موجب بسط توانمندی های کارکنان شوند.

راهبردهای گسترش سازمان یادگیرنده:

– برنامه جامع، بلند مدت و انتقال از سازمان موجود به سازمان یادگیرنده تدوین گردد.

– اهداف و سیاست های کوتاه مدت و بلند مدت، به نحوی که تحقق آنها مستلزم آموزش و یادگیری مستمر کارکنان باشد، تدوین گردد.

– سازماندهی مجدد وظایف و فعالیت های سازمانی، به نحوی که آموزش و یادگیری، عنصر اساسی کلید مشاغل، شرایط احراز و شرح وظایف مشاغل بشمار آید.

– مسئولیت آموزش و بهسازی نیروی انسانی به مطلع ترین، با تجربه ترین و علاقمندترین مدیران ارشد سازمان سپرده شود.

پیشنهادهای کاربردی در سازمان یادگیرنده:

 – آموزش، جزء لاینفک کاربرد باشد.

– تفکر واگرا در سازمان تشویق شود.

– واکنش های محیطی سریعاً درک شوند.

– رقابت های سالم بین سازمان و شرکت ها ایجاد گردد.

– پاداش به جمع و گروه، نه به فرد ارائه شود.

– جلسات آموزشی مداوم برای نیروی انسانی ایجاد گردد.

تاریخچه مدیریت کیفیت فراگیر:

 پیدایش کنترل کیفیت، تقریباً همزمان با پیدایش صنعت می باشد. گواه آن است که سرآغاز توسعه و گسترش فعالیت های کنترل کیفیت به صورت حاضر در اوایل قرن بیستم بوده است. کنترل کیفیت، به عنوان استفاده از فنون و دستورالعمل هایی برای دستیابی به بهبود کیفی در زمینه تولید کالاها یا ارائه خدمات شناخته می شود، که در راستای این هدف به صورت ساده تشخیص، شناسایی، آنالیز و بررسی و در گام بعدی اقدام به حمل نقص، کاستی محصولات و خدمات، اهمیت اساسی خواهد داشت.

تعریف کیفیت:

کیفیت عبارت است از مجموعه ی خصوصیات و ویژگی های یک محصول یا خدمت که در برگیرنده توانایی آن در برآوردن نیازهای تلویحی و معین باشد. نیازهای معین توسط قرارداد مشخص شده و محدودیت نامیده می شوند. اما نیازهای تلویحی، تابعی از بازار هستند. این نیازها باید شناخته و تعریف شده باشد، آنها شاخص نامیده می شود. که شامل: ایمنی، قابلیت اطمینان، قابلیت دسترسی، تعمیر پذیری، قابلیت استفاده، قیمت و محیط می باشد.

تعریف مدیریت کیفیت فراگیر:

مدیریت کیفیت فراگیر مجموعه ای از نظام ها و فرایندهای مدیریتی است که به کمک کارکنان توانمند، مشتریانی راضی پدید می آورد و به کسب درآمد بیشتر و مصرف هزینه کمتر می انجامد.

فراگیر: نشان دهنده ی همه گیر بودن آن است.

کیفیت: درجه ی تطابق کالای تولید شده یا خدمت انجام شده با نیاز مشتری را بیان می کند.

مدیریت: فن، هنر یا روش اداره کردن، کنترل کردن، هدایت کردن و … است.

مفهوم و فلسفه مدیریت کیفیت فراگیر:

 مدیریت کیفیت فراگیر، یک استراتژی سازمانی است که از طریق بکارگیری روش های کیفی، خدمات و تولیدات با کیفیت بالا به مشتریان ارائه می کند. فلسفه آن نیز، ایجاد فرهنگی است که به وسیله آن به طور مداوم، سازماندهی کار با نگرش برآورده ساختن نیازهای متغیر و متنوع مشتریان، بهبود یابد.

عناصر مدیریت کیفیت فراگیر:

برای این مفهوم سه عنصر در نظر گرفته شده است:

۱- مشتری، به عنوان عامل اصلی تعیین کننده کیفیت مشتری گرایی

۲- کارگروهی به عنوان وسیله ای برای یکپارچگی و انسجام اهداف

۳- یک نگرش علمی تصمیم گیری براساس جمع آوری و تحلیل داده ها

ابزار مدیریت کیفیت فراگیر:

– آموزش

– ساختار کیفی

– کنترل آماری

اهمیت مدیریت کیفیت فراگیر:

مدیریت کیفیت فراگیر، ساختار نظام یافته ای است که بر بهبود مستمر کلیه فعالیت های درونی یک سازمان تأکید می کند. هدف نهایی مدیریت کیفیت فراگیر، بهبود محصولات از طریق بهبود منابع انسانی، فرایندها و تجهیزات موجود و به موازات آن کاهش هزینه های حوزه عملیاتی است.

نظریه مدیریت کیفیت فراگیر:

مدیریت کیفیت فراگیر به مدیریتی اطلاق می شود که کاملاً متعهد به کیفیت بالای نتایج کار و بهبود مستمر در تمامی ابعاد سازمان یا عملیات است. که، روش مدیریت مشتری مدار است که در آن کلیه افراد به شکل مستمر در جهت بهبود فرایندهای کاری خود تلاش می کنند تا خدمات و کالاهایی با کیفیت بهتر برای همه مشتریان فراهم سازند.

اهداف مدیریت کیفیت فراگیر:

 به نظر کرازبی یکی از نظریه پردازان این نگرش، هدف مدیریت کیفیت فراگیر، ایجاد یک سیستم و نظام مدیریتی است که از بروز نارسایی ها و مشکلات در چرخه عملکرد سازمان و توسعه، جلوگیری می کند. در نگرش مدیریت کیفیت فراگیر، بهبود مستمر بر پایه سه اصل، پی ریزی شده است:

الف) بهینه سازی فرایندها

ب) تمرکز بر نیاز خریداران

ج) توانمند کردن کارکنان

نقش مدیریت کیفیت فراگیر:

 – روابط میان کارگر و کارفرما متحول شده و به توسعه اقتصادی، توجه بیشتری معطوف می دارند.

– نگرش با زنده بودن یکی از طرفین (کارفرما یا کارگر) در مکانیزم مشارکت حذف و استراتژی برد- برد در سازمان جایگزین گردد.

– در آموزش، سازمان های دانش آفرین مؤثر هستند.

– به علت خاصیت بحران یابی به پیشگیری از بروز بحران به شکل جدی و عملیاتی یاری می رساند.

اصول مدیریت کیفیت فراگیر:

۱- توجه زیاد به مشتری

۲- توجه به بهبود مستمر

۳- بهبود کنترل کیفیت

۴- سنجش و اندازه گیری دقیق

۵- تفویض اختیار

نحوه شکل گیری مدیریت کیفیت فراگیر:

مدیریت کیفیت فراگیر، یکی دیگر از اندیشه های نوین در آموزش و پرورش است. مدیریت کیفیت فراگیر، عبارت است از ایجاد سیستمی در مدیریت که ضامن عملی شدن کارها به طور صحیح و مداوم در هر سازمان باشد.

زمینه سازهای مدیریت کیفیت فراگیر:

 – نیازهای فزاینده مشتریان سازمان

– بهبود وجهه سازمان

– بالا بردن روحیه کارکنان

– افزایش سهم بازار

– حل مسائل پیش از آنکه به وقوع بحران بیانجامد

– افزایش سود و منافع

– بهبود تولید کالاها و ارائه خدمات

دیدگاه های مختلف به مدیریت کیفیت فراگیر:

تیلور و هیل: مدیریت کیفیت فراگیر، فرایندی متمرکز بر مشتری است و بهبود دائمی و درک مشتری را می طلبد.

فرکتیش: مدیریت کیفیت فراگیر، شکلی از تعاونی در فعالیت های تجاری است که به استعدادها و قابلیت های فردی مدیریت برای رشد کیفیت و سودمندی تکیه دارد.

هریس: مدیرتی کیفیت فراگیر سه جنبه کلی دارد:

۱- تمرکز بر مشتری

۲- تمرکز بر کارکنان

۳- تمرکز بر تطابق خدمات

منابع انسانی رکن اساسی مدیریت کیفیت فراگیر:

از آنجایی که کارکنان به عنوان سرمایه های اصلی سازمان در نظر گرفته می شوند، ضروری است با سرمایه گذاری کیفی بر روند عمر و چرخه سازمان، ارزش افزوده، بهره وری و توسعه پایدار برای سازمان را پی ریزی کرد، زیرا اصولاً ریشه هر نوع تحول، تغییر و توسعه از منابع انسانی شروع می گردد.

گام های اجرایی مدیریت کیفیت فراگیر در مدیریت منابع انسانی:

– توجه مدیریت ارشد سازمان به طور واضح و آشکار به برنامه کیفیت معطوف شود.

– حمایت مدیران سطوح میانی سازمان را جلب کنید.

– مطمئن شوید که برنامه کیفیت در راستای یک مسیر استراتژیک اجرا شود.

– به کارکنان کمک کنید تا نحوه عملکرد سازمان را درک کند.

موانع اجرایی مدیریت کیفیت فراگیر:

– کمبود یا نبود تعهد در مدیریت به ویژه مدیریت عالی

– فقدان سبک مدیریت واحد

– کمبود یا فقدان اعتماد به نفس در زمینه اجرا و پیاده سازی این رویکرد

– بیم از انعطاف پذیری

– کمبود ارتباطات اثر بخش

– ترس از ایجاد تحول یا فقدان توانایی ایجاد تحول در سازمان و مدیریت تحول

علل ناکامی مدیریت کیفیت فراگیر:

تغییرات فرهنگی: بدون پیش زمینه تغییرات فردی و نبود یک رهبر که این تحولات را راهبری نماید، قابل حصول نمی باشد.

چالش های دولتی: سازمان های دولتی به دلایل مختلف، تغییرات بنیادین را در عمل همراهی نمی کنند.

اهداف استراتژیک: غالباً سازمان ها در گام اول، تبیین استراتژی پیاده کردن رویکردهای مدیریت کیفیت فراگیر در فرایندهای سازمان را بیراهه می روند.

توانمند سازی کارکنان در مدیریت کیفیت فراگیر:

اصولاً توانمندی سازی بدین معنا است که در کارکنان دارای دانش، مهارت، اختیارات و علاقمندی برای تصمیم گیری و انجام وظیفه در یک چارچوب مشخص، شرایط لازم را فراهم نموده تا بتوانند قدرت و قابلیت های خود را به سازمان عرضه نمایند.

مدیریت کیفیت فراگیر و روابط انسانی سالم:

هدف اولیه و اصلی مدیریت این است که به یک روابط انسانی سالم در سازمان نائل شود. روابط انسانی سالم، روابطی است که باید به صورت باز، کارا و اثر بخش باشد. روابط انسانی سالم در محیط کار، موجب بالاتر بردن احساس مالکیت و با نشاط بودن می شود و این عامل، خود منجر به تعلق کارکنان به سازمان و مسئولیت پذیری بیشتر در آنان می گردد.

نتایج اجرا و پیاده سازی مدیریت کیفیت فراگیر در سازمان

– تحویل به موقع کالا

– کاهش هزینه ها

– رضایت مشتری داخلی و خارجی

– افزایش بهره وری در تمامی زمینه ها

– توسعه بازار فروش محصولات و خدمات

– افزایش کیفیت فرایند تولید و محصول

اندیشه های نوین در آموزش و پرورش: خودگردانی:

«خودگردانی» به اختیار و اقتدار مناطق آموزش و پرورش و مدیر مدرسه در تصمیم گیری در کارها اشاره دارد. خودگردانی در مدارس باعث تمرکززدایی می شود. مدیر مدرسه می تواند در تخصیص منابع در چارچوب رهنمودهای ملی، استانی و منطقه ای تصمیماتی بگیرید و خود در مقابل واحد مرکزی پاسخگو باشد.

عوامل مؤثر در ایجاد خودگردانی:

روش تخصیص منابع: مدیر هر واحد آموزشی باید کلیه منابع (مدرسه، برنامه درسی، معلمان، تجهیزات و …) را شناسایی تا به موقع و به صورت شایسته از آنها استفاده کند.

تحقیق درباره اثر بخشی مدرسه: مدرسه، برای اثربخش بودن، ابتدا باید به عنوان اصلی ترین واحد نظام آموزش در نظر گرفته شود.

تأثیر تحقیقات رشته های دیگر: برای ایجاد تحول در مدیریت آموزشی در سطح مدارس، باید مطالعات و تحقیقات رشته های دیگر را نیز مدنظر داشت.

رفاه ملی: آموزش و پرورش می تواند به عنوان یکی از عوامل مهم بهبود شرایط اقتصادی عمل کند، چون بدون آموزش و پرورش رفاه ملی به مخاطره می افتد.

مدیریت کیفیت فراگیر در نظام آموزشی:

کاربرد مدیریت کیفیت فراگیر در آموزش نیز توجه نظریه پردازان زیادی از جمله: دی کازمو، ادول، شرر و لوزیر و … را به خود جلب کرده است. آنها بر این عقیده اند که به همان دلایلی که بخش خصوصی به برنامه های کیفی توجه نشان می دهد، مؤسسات آموزشی نیز به کیفیت بهتر می اندیشند. بنسر بیان می دارد که در آموزش عالی به دلیل فقدان سبک رهبری مناسب، تعداد دانشجویان و تغییر دیدگاه ها نسبت به دانشگاه ها، مدیریت کیفیت فراگیر توجه می گردد.

مدل های کیفیت فراگیر در نظام آموزشی:

۱- مدل کیفی خدمات مدیریت فراگیر برای مناطق آموزشی

۲- مدل فرضی مدیریت کیفیت فراگیر در آموزش

۳- مدل سیستم فرعی محیط خارجی مدیریت کیفیت فراگیر

۴- مدل سیستم فرعی فرایند برنامه ی راهبردی مدیریت کیفیت فراگیر

۵- مدل سیستم فرعی استخدام مدیریت کیفیت فراگیر

مصادیق کاربرد موفقیت آمیز مدیریت کیفیت فراگیر در آموزش:

نظرات اشموکر که ویور بیان کرده ممکن است حالت فعلی مدیریت کیفیت فراگیر را نشان دهد. او می گوید: « بعضی چیزها درباره مدیریت کیفیت فراگیر نوشته شده است. مقدار کمی از آنها جذب و باور شده و یا در مدارس آمریکایی و بخش خصوصی به کار رفته است. و کسانی که در زمینه مدیریت کیفیت فراگیر در آموزش، مطالعات و مقالاتی داشته اند معتقدند که دستیابی به مدیریت کیفیت فراگیر در مدارس امر بسیار خوب و شایسته ای است، اما برای رسیدن به آن هنوز راه زیادی در پیش است و مدت زمان زیادی باید صرف شود تا به طور کامل در مدارس و آموزشگاه ها جا بیفتد.



موضوعات :
تحقیق

دیدگاه ها


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *