گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .
گزارش انتشار نسخه جدید
اطلاعات را وارد کنید .
no-img
سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه

مقاله انگیزش در اسلام - سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه


سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه
adsads

ادامه مطلب

مقاله انگیزش در اسلام
بهمن 29, 1393
955 بازدید
گزارش نسخه جدید

مقاله انگیزش در اسلام


انگیزش در اسلام

چکیده:

در مورد انگیزه یا انگیزه ها در مدیریت اسلامی بحث فراوان است . مساله ایجاد انگیزه در مدیریت از سنگین ترین و ظریف ترین وظایف مدیر است .چراکه برنامه ریزی ها وتصمیم گیری ها،سازماندهی ها ، هماهنگ ساختن  نیروها، همه یک طرف و ایجاد انگیزه به تنهایی؛ طرف دیگر  است.

این بخش در واقع نیرو محرکه و موتور دستگاه مدیریت را تشکیل می دهد و پیروزی مدیران در اهداف خود،تا حد زیادی به موفقیت آنها در ایجاد انگیزه بستگی دارد.

انگیزش رفتار یکی از مباحث روانشناسی است که اغلب به آن دینامیک رفتار گویند.که از علم فیزیک گرفته شده است و باعث ایجاد حرکت موجود زنده می شود .

مقدمه:

«انگیزش افراد وابسته به شدت انگیزاننده است.انگیزاننده ها به عنوان نیاز و خواستی در درون؛ تعریف شده اند که گرایش به هدف دارند و ممکن است خودآگاه یا نا خودآگاه باشد. به عبارت دیگر انگیزاننده ها «چرایی»رفتار هستند و رفتارها نیز هدف گرا هستند علاوه بر آن هدفها در خارج از افراد قرار دارند».(مقیمی،۱۳۷۷: ۳۳۰-۳۲۹)

برای درک رفتار سازمانی باید انگیزه های اساسی فرد در سازمان شناسایی و مطالعه شود زیرا این ها به عنوان زمینه و اساس گرایش انگیزش کاری می باشند.

از دیدگاه اجتماعی، شخصیت محصول ترکیب انگیزه وانگیزش است. انگیزه شامل محرک های ارگانیستی و کالبدی است که به شکل غریزی انسان را به سمت اطفاء خود هدایت می نماید.    درمقابل انگیزش، متضمن ارزشها و هنجارها و معیارهای حاکم بر تبلور بیرونی این رفتارها ست که می کوشد انگیزه را در قالب معیارهای فرهنگی جامعه کانالیزه کند. از این رو شخصیت متعادل، آن شخصیتی است که توازنی ظریف میان انگیزه و انگیزش در وجود خویش برقرار کند و بتواند با این توازن به شکلی به تعادل جامعه نیز یاری رساند.

باتوجه به دیدگاه اسلامى، رفتار آدمى هر لحظه تحت تأثیر نیروهاى مثبت و منفى است و به هر میزان که ارزش هاى انسانى در او تقویت شده باشد و ویژگى هاى انسانِ رشد یافته و کامل اسلامى، بر او حاکم باشد و در جهت قرب الهى گام بردارد، به همان میزان نیز انگیزه ها و جاذبه هاى معنوى در او کارساز خواهد بود و به عکس؛به هر اندازه که نیروها و ارزش هاى منفى بر وجود او حاکم باشد، رفتار او توسط انگیزه هاى پست شکل مى گیرد.

کلید واژه: انگیزه، انگیزه در روان شناسی، انگیزه در مدیریت، انگیزه در قرآن

صفات مدیران برای ایجاد ا نگیزش:

۱-اخلاق : از مهمترین صفات  مدیران است. علم اخلاق، علم معاشرت با خلق است. در این علم انسان رذائل و فضائل اخلاقی خوب و بد را شناسایی می کند و در زندگی خویش به کار می گیرد.  اخلاق مدیر تحت سه عنوان مورد بررسی قرار می گیرد:

۱-۱- اخلاق فردی مدیر، که از جمله آن به امانت داری، حسن خلق، کظم غیظ، عشق به کار، صبر،کنترل نفس و … می توان اشاره کرد.

۱-۲- اخلاق اجتماعی مدیر که در این عنوان به موارد زیر اشاره می شود: پرهیز از استبداد، ساده زیستی و عدم رفاه طلبی، مبارزه با فرهنگ تملق، مدارا و قاطعیت، مشورت و … این صفات و ویژگی ها مربوط به روابط بین فرد و جامعه ای است که با آن سروکار دارد.

۱-۳- اخلاق دینی مدیر که شامل ایثار، تقوا، ایمان به خدا، اخلاص و … می باشد. این ویژگی ها در عملکرد مدیر بسیار مؤثر است.

همانطور که بیان شد اخلاق یکی از مهمترین ویژگی های مدیران اسلامی است و مدیران با صفات اخلاقی اسلام می توانند سازمان تحت فرماندهی خود را به سمت تعالی و پیشرفت به حرکت درآورند و در ضمن محیط را برای پرورش مدیران با همان دیدگاه و اندیشه نیز مهیا می کنند و بدین ترتیب اخلاق اسلامی در میان افراد یک سازمان نهادینه می شود و این افراد که خود قسمتی از جامعه را تشکیل می دهند بعنوان عوامل ترویج دهنده معیارهای اخلاقی اسلام در جامعه مطرح می شوند.

مدیری که با اخلاق و با روح توکل برخدا و اعتقاد بر قدرت بی نهایت الهی تربیت یافته است، هنگام بروز خطرها و بحرانها خود را نمی بازد و متانت و آرامش خود را از دست نمی دهد و طبعاً چنین مدیری تصمیمهای عاقلانه تر و سنجیده تر اتخاذ می کند و بهتر می تواند روحیه کارمندان و زیر دستان را تقویت کند و ایشان را به فرجام نیک امیدوار ساخته از یاس و نا امیدی وخودباختگی نجات دهد.

۲-  سعه صدر : یکی از مهمترین صفات مدیر از نظر حضرت علی (ع) می باشد که در این مورد فرموده اند : ” آله الریاسه سعه الصدر”  مهم ترین وسیله لازم برای مدیریت داشتن سعه صدر و سینه ای گشاده می باشد.

۳- ممارست: حضرت علی(ع) می فرماید: «اری ان تبعث قدما من اهل الصلاح و العفاف ممن یرثق بدینه وامنته یسال عن سیره العمال و ما یعملون فی البلاد». (فتوح ابن اعظم، ج۵، ص ۴۴) نظر من این است که گروهی از صالحین را که به دینداری و امانتداری آنان اطمینان داری اعزام نمایی تا از سیره کارگزاران و عملکرد آنان در شهرها بازرسی کنند.

۴- عدالت: حضرت علی(ع) من عدل تمکن»؛ «هرکس عدالت ورزد قدرت مند است.»

پیامبر خدا(ص) می فرمایند «اذا حکمتم فاعدلوا». ( «وقتی داوری (یا مدیریت و حکومت) می­کنید، بر عدل رفتار نمایید.»

شهید مطهری (ره) : «عدالت آنجا که به امامت و رهبری مربوط می شود، یک شایستگی است».

حضرت علی(ع) : «ولایدعوتک شرف امری الی ان تعظم من بلائه ما کان صغیرا ولاضعه امری الی ان تستصغر من بلائه ما کان عظیما». (نهج البلاغه فیض، ص ۱۰۰۸، نامه ۵۳٫) بزرگی وشرافت کسی تو را بر آن ندارد که کار کوچک او را بزرگ شماری و پستی کسی تو را وادار نسازد که کار بزرگ او را کوچک پنداری.

۵- صداقت: حضرت علی(ع): «وابعث العیون من اهل الصدق والوفا علیهم». (نهج البلاغه، فیض، ص ۱۰۱۱، نامه ۵۳) بر کارگزاران عیونی صادق و وفادار بگمار.

اسلام  و روش های ایجاد ا نگیزش در مدیران :

تفویض اختیار، مدارا، روابط دوستانه، کار گروهی، خود شناسی، فروتنی، رسیدگی به امور ، مشارکت دادن زیر دستان، مسولیت پذیری، استفاده از سیستم تشویق و تنبیه، ارزیابی عملکرد، مهربانی، تخصص گرایی، جبران خدمات و سیستم را از لحاظ رعایت برابری چک کردن……….

۱- تفویض اختیار: . با توجه به محدودیت های زمان ، مهارت ، مغز ، جغرافیای ارتباطات و اطلاعات ؛ تفویض اختیار یکی از کلید های موفقیت هر مدیر در سازمان متبوع می باشد. با تفویض اختیار سرعت در کار بوجود می آید و موجب می گردد تا مدیران فرصت کافی برای نوآوری و خلاقیت و دگرگون سازی در سازمان به دست آورند.

۲-استفاده از سیستم تشویق و تنبیه: رهبر با انگشت گذاشتن روی نقاط ضعف و قوت اشخاص و با توجه به شخصیت آنان می تواند آنها را تشویق کند تا آزادانه گفتگو کنند و سپس با کمال علاقه شنونده سخنان ایشان باشد. البته تنبیهات و تهدیدات و ندادن پاداش ( انگیزش منفی ) تنها در موارد محدودی و در کوتاه مدت می تواند در انگیزش افراد موثر باشد .

۳- مشارکت دان زیردستان: نظریه های دیگران را در طرح ها و نقشه هایتان دخالت دهید بهتر است که با زیر دستان مشورت کنید ، با جلب نظر آنان به آنها نشان بدهید که آنها هستند که نقش عمده را در اجرای طرح ها بر عهده دارند .

«کارکنان و اعضای شرکت می توانند در تصمیماتی که بر آنان اثر می گذارد مشارکت نمایند.آنها عبارتند از : تعیین هدفهای کاری،تعیین ساعاتی که فرد آمادگی بیشتری برای کار دارد……..این کار باعث خواهد شد که بازدهی فرد و تعهد او نسبت به کار،انگیزش و رضایت شغلی اش افزایش یابد».(رابینز،۱۳۷۸: ۴۲۲)

حضرت علی(ع):« ما استنبط الصواب بمثل الماشوره ».(غرر الحکم، ص۳۰) راه حق از هیچ جا بهتر از مشاوره به دست نمی آید.

۴- جبران خدمات: هر کسی که کاری را به پایان می رساند باید شخصا پاداش کارش رابگیرد.

حضرت علی(ع): «ثم اسبع الارزاق، فان ذالک قوه لهم علی استصلاح منهم ».(نهج البلاغه فیض، نامه ۵۳، ص ۱۰۱۱) پس چیره را فراوان ده که این کار، آنان را در اصلاح خودشان توانا می دارد.

۵- مدارا: حضرت علی(ع) : « من استصلح الاضداد بلغ المراد». (غررالحکم، ص ۶۹۷) کسی که بر اضداد غلبه کند و آنها را سازگار کند به مراد خویش رسیده است .

۶- فروتنی : حضرت علی(ع): به مالک می فرماید: « واذا احدت لک ما انت فیه من سلطانک ابهه او مخیله فاسطلا الی عظم ملک اهم فوقک و قدرته منکر علی، لاتقدر علیه من نفسک فان ذلک من الیک من احماهک و یکف عنک من عزیک و یفی الیک بما رب عنک من عفلک». (نهج البلاغه فیض، نامه ۵۳، ص ۹۹۳) و هرگاه سلطنت و حکومت برایت عظمت و بزرگی با کبر و خودپسندی پدید آورد به بزرگی پادشاهی خدا که فوق توست و به توانایی اونسبت به خود به آنچه از جانب خویش بر آن توانا نیستی بنگر که این نگریستن کبر و سرکشی تو را فرو می نشاند و عقل و خردی که از تو دور گشته به تو باز می گردد.

۷- ارزیابی عملکرد: حضرت علی(ع):« ثم اعرف لکل امری مننهم ما اهلی ولاتضیغن بلاد امری الی غیره ولاتفصرن بدون غایه بلائه ».(نهج البلاغه فیض، نامه ۵۳، ص ۱۰۰۸) پس رنج کار هر یک از آنان را برای خودش بدان و رنج کسی را به دیگری نسبت مده و باید در پاداش به او هنگام به سر رساندن کارش کوتاهی ننمایی.

۸- مهربانی: امام باقر می فرماید: «لاتصلح الامامه الا لرجل… حتی یکون للرعیه کالرب الرحیم». (اصول کافی، جلد ۱، ص ۲۵۱) امامت و رهبری برای کسی شایسته است که برای مردم همچون پدری مهربان باشد.

۹- سیستم را از لحاظ رعایت برابری چک کردن: «کارکنان و اعضای شرکت باید چنین گمان برند که مقدار پاداش با میزان فعالیت آنان تناسب دارد.به بیانی ساده،این بدان معنی ا ست که مقدار تجربه،توانایی،تلاشو و سایر اموری که فرد به سازمان می دهد یا در آنجا به مصرف می رساند باید بیانگر نوع عملکرد او باشد و در نتیجه میزان حقوق،نوع وظیفه و پاداش های دیگری را که۸ دریافت می کند باید (از نظر او)متناسب باشد». (رابینز،۱۳۷۸: ۴۲۳)

۱۰-. روابط دوستانه: حضرت علی(ع) : « لاتقولن انی مامور امر خاطع، فان ذلک ادغان فی القلب و مهلکه للدین و تقرب من ایفر». (نهج البلاغه فیض، نامه ۵۳، ص ۹۹۳) مگو من مامورم و امر می کنم پس باید فرمان مرا بپذیرید، زیرا این روش سبب فساد و خرابی دل و ضعف دین و تغییر و زوال نعمات می گردد.

۱۱- خودشناسی: حضرت علی(ع) می فرماید: « من نصب نفسه للناس اماما فعیله ان یبدا تعلیم نفسه قبل تعلیم غیره». (نهج البلاغه فیض، بخش حکم، شماره ۷۰، ص۱۱۱۷) هرکه خود را پیشوای مردم نمود باید پیش از یاد دادن به دیگری نخست به تعلیم نفس خویش بپردازد.

۱۲- تخصص گرایی: پیامبر(ص): «اذا وسد الامر الی غیر اهله فانتظلا الساعه». (نهج الفصاحه، ص۴۸، ج۲۴۶) وقتی کار را به دست نااهلان سپارند منتظر رستاخیز باش.

۱۳- کار گروهی: پیامبر(ص):« الجاعه رحمه و الفرقه عذاب». (کنزالعمال، ج۷، ص ۵۵۸، ش ۲۰۲۴۲) همبستگی رحمت است و جدایی عذاب.

۱۴- مسئولیت پذیری: امام باقر می فرماید:« لایفبل عمل الا بمعرفته الا بعمل». (الحیاه جلد۱، ص ۲۸۵٫) هیچ عملی به جز معرفت و شناخت پذیرفته نمی شود و هیچ معرفتی جز به عمل حاصل نمی آید.

۱۵- رسیدگی به امور : امام علی(ع) می فرماید: «“ثم تفقد من امورهم ما ینفقد الوالد ان من ولدهما”». (نهج البلاغه فیض، نامه ۶۳، ص ۱۰۰۵) پس به کارهای آن رسیدگی کن چون پدر و مادری که به فرزندشان رسیدگی می نمایند.

عوامل سه گانه انگیزش

۱ـ نیازها: «نیاز» عبارت است از کمبودی که هنگام عدم تعادل فیزیولوزیکی احساس می شود.

به عبارت دیگر، چیزى در درون فرد که او را به فعالیت و انجام کار وا مى دارد.

به عبارت دیگر، نیاز حالتى درونى است که باعث مى شود نتیجه معیّنى جذاب به نظر برسد.

۲ـ سائقه ها : سائقه ها یا انگیزه ها جهت تخفیف نیازها بوده و کمبود های جهت دار می­باشند.

به عبارت دیگر، یک نیاز ارضا نشده باعث ایجاد تنش مى شود و این تنش موجب مى گردد سائقه هایى در درون فرد برانگیخته شود. این سائقه ها امورى درونى هستند که باعث مى گردند فرد در پى تأمین اهداف ویژه اى، رفتار جستجوگرانه اى از خود بروز دهد.

۳ـ مشوق ها (Goal): عبارت است از چیزى در خارج از فرد.روان شناسان غالباً آن را «محرّک» مى نامند و گاه به پاداش هایى اشاره دارد که فرد به آن امید بسته است و انگیزه هایش به سوى آن ها هدایت مى شود.

 

تعریف انگیزش :

واژه «انگیزش» (Motivation) در انگلیسى، از کلمه لاتین( Movere)حرکت کردن گرفته شده است. این اصطلاح همان گونه که از معناى رایج آن برمى آید، به علت یا چرایى رفتار اشاره دارد.

به عقیده جان اتکینسون معنای ثابتی برای واژه انگیزش وجود ندارد . اما روان شناسان بر این باورند که «انگیزه عاملی است درونی که رفتار فرد را در جهت معینی هدایت می کند و راهنمای اوست برای گزینش  کوششی از میان کوشش های ارادی وی » .

بر اساس محتوای امروزی آن ،تعاریف چندی از آن ارائه شده است:

انگیزش را می توان «حالتی در افراد دانست که آنان  را به انجام رفتار و عمل خاصی متمایل می سازد».(الوانی،۱۳۸۴: ۱۵۲)

یکی از صاحبنظران انگیزش را فرایندی می داند که: «با یک نیاز یا کمبود زیستی یا روانی اغاز شده و رفتار هدفمند یا انگیزه ای را در جهت محرکی خارجی فعال می نماید ».( رضائیان، به نقل ازلوتانز:۸۷)

که بر اساس این تعریف رمز شناخت فرایند انگیزش را نیز در معنای مفاهیم نیازها، انگیزه­ها، محرکها و روابط میان آنها می داند.

یکی دیگر از نظریه پردازان از دیدگاه سازمانی بر این باور است که : « انگیزش تمایل به تلاش بسیار زیاد در جهت هدفهای سازمانی است . مشروط بر آنکه این تلاش توان بر آورده ساختن یک نیاز فردی را داشته باشد».( رابینز،۱۹۹۳: ۲۰۵)

برخی از نظریه پردازان انگیزش را مجموعه ای از نیروهایی می داند که افراد را به طرف معینی از رفتار وادار می نماید.( رضائیان، به نقل ازپورتر: ۸۸)

پاره ای دیگر بر این باورند که انگیزش بیانگر: « آن دسته از فرایند روان شناختی است که علت برانگیختگی،هدایت و تداوم اعمال ارادی هدفمند است». ( رضائیان، به نقل ازمیچل: ۸۸)

این تعاریف به سه نتیجه منجر می شود:

۱)تجزیه و تحلیل انگیزش باید به عواملی که فعالیت های فرد را بر می انگیزد تمرکز کند.

۲)انگیزش فرایند گراست و به انتخاب،جهت و هدف توجه دارد.

۳)انگیزش بر چگونگی اغاز رفتار ،تداوم یا توقف ان توجه دارد و بیانگر آن است که فرد دارای انگیزه چه نوع واکنش عینی نشان می دهد.( رضائیان، به نقل از زیلاگیى و والاس: ۸۸)

انگیزش برای کار کردن همان هنر ترغیب دیگران است . به عبارت دیگر انگیزش یعنی هنر اداره کردن اعضای یک گروه برای رسیدن به هدف سازمان، با اتکا به رغبت و تلاش پی گیر درونی می باشد.

انگیزش به کار گرفتن توانایی های فکری ، خلاقیت ، تجربه و جهان بینی با توجه به عوامل بومی شناسی و محیطی ، همراه با طرح ریزی های عقلایی برای حرکت جمعی به سوی هدف های سازمانی می باشد . اگر انگیزش را مثلث علم و حرفه و هنر بدانیم ، رهبر هنرمند کسی است که بتواند با تار و پود و روان انسانی مانند یک هنرمند نوازنده آنچنان بازی کند که نوای دلنشین آن گوش جان ها را بنوازد.

اهم مترادف هاى واژه هاى «انگیزش»، و «نیاز» در قرآن:

۱ـ حاجه:

«ولَکُم فیها منافعُ ولتَبلغُوا علیها حاجهً فی صُدورِکم» (غافر: ۸۰); و براى شما در آن ها منافع قابل ملاحظه اى است تا به وسیله آن ها به مقصدى که در دل دارید برسید.

۲ـ میل و  رغبت:

«و الرغبهُ و الرغبُ و الرغبى السَّعهُ فِى الارادهِ»; یعنى رغبت عبارت است از فزونى و قوّت اراده؛ مثل این گفته خداوند متعال:

«اِنَّهم کانُوا یُسارعونَ فِى الخیراتِ ویَدعوننا رَغَباً ورَهَباً» (انبیاء: ۹۰); چرا که آن ها در نیکى ها سرعت مى گرفتند و به خاطر عشق (به رحمت) و ترس (از عذاب) ما را مى خواندند.

 

۳ـ تحریض:

از ماده حرض تنها دو مورد در قرآن مجید آمده که درباره تحریص و برانگیختن پیامبر(صلى الله علیه وآله) مؤمنان را به جنگ است. یکى از آن دو مورد، آیه ۶۵ سوره انفال و دیگرى آیه ذیل است:

«فقاتِلْ فی سبیل اللهِ لا تُکلَّف اِلاّ نفسُک وحرّضِ المؤمنینَ…» (نساء: ۸۴); پس (اى پیامبر) تو خود تنها در راه خدا به کارزار برخیز که جز شخص تو بر آن مکلّف نیست و مؤمنان را ترغیب کن….

 

۴ـ إثاره:

«إثاره» از ریشه «ثور» و به معناى تحریک و تهییج و برانگیختن است و «ثوران» یعنى هیجان.

در قرآن کریم، دو مورد درباره إثاره زمین و دو مورد درباره إثاره ابرها آمده.( الطریحی،۱۹۸۵، ج ۳، ص ۲۳۸) آیه ذیل:

«واللّه الّذى اَرسلَ الرِّیاحَ فتُثیرُ سَحاباً فسقناهُ إلى بلد مَیِت فاحیینا بهِ الاَرضَ بعدَ مَوتِها کذلکَ النُّشورُ» (فاطر: ۹); خداوند کسى است که بادها را مى فرستد تا ابرها را برانگیزد. پس ما آن ابرها را به سوى زمین مرده مى رانیم و به وسیله آن، سرزمین مرده را زنده مى کنیم. رستاخیز نیز همین گونه است.

انواع نیازها، انگیزه ها و امیال :
*الف) از یک دیدگاه، نیازهاى بشر دو گونه اند:
۱ـ نیازهاى اوّلیه: این نیازها از عمق ساختمان جسمى و روحى بشر و از طبیعت زندگى اجتماعى سرچشمه مى گیرد. نیازهاى اوّلیه، محرّک بشر به سوى توسعه و کمال زندگى است.

۲ـ نیازهاى ثانویه: از نیازهاى اوّلیه ناشى مى شود. نیاز به انواع ابزار و وسایل زندگى، که در هر عصر و زمانى با عصر و زمان دیگر فرق مى کند. و در عین حال، محرّکى به سوى توسعه بیشتر و کمال .

تغییر نیازها و نو و کهنه شدن آن ها مربوط به نیازهاى ثانوى است. نیازهاى اوّلى نه کهنه مى شود و نه از بین مى رود; همیشه زنده و نو است. برخى از نیازهاى ثانوى نیز چنین است. از آن جمله است: نیازمندى به قانون. این نیاز ناشى از نیاز به زندگى اجتماعى است و در عین حال، همیشگى مى باشد. بشر هیچ زمانى بى نیاز از قانون نخواهد بود.

*ب) از نظری دیگر، خواست هاى انسان به دو دسته :

ا) فردی : امیال غریزى معمولاً از این دسته  است.

۲)اجتماعی : سایر امیال از جمله عواطف، انفعالات از این دسته اند.

*ج)از نظری دیگر، کشش هاى درونى به چهار قسم غرایز، عواطف، انفعالات و احساسات قابل تقسیم است.

۱ـ غرائز: کشش هاى درونى مربوط به نیازهاى حیاتى که با اندام هاى بدن ارتباط دارد، «غریزه» نامیده شده است.

۲ـ عواطف: میل هایى است که در رابطه با انسان دیگر پدید مى آید. هر قدر رابطه طبیعى، معنوى یا اجتماعى بیش تر باشد، عاطفه قوى تر مى شود.

۳ـ انفعالات: انفعالات یا «کشش هاى منفى» مقابل عواطف و عکس آن است؛ یعنى حالتى روانى که بر اساس آن، انسان به دلیل احساس ضرر یا ناخوشایندى، از کسى فرار یا او را طرد مى کند. نفرت و خشم و کینه و امثال آن ها جزو انفعالات محسوب مى شود.

۴ـ احساسات: طبق برخى از اصطلاحات، احساسات حالت هایى است که از سه مورد مذکور قبلى، شدیدتر بوده و تنها به انسان اختصاص دارد. سه مورد قبل کم و بیش در حیوانات نیز موجود است، ولى احساسات ویژه انسان است:  احساس تعجب، استحسان، تجلیل و عشق… تا برسد به احساس پرستش .(مصباح یزدی،۱۳۷۶: ۴۲۳-۴۲۲)

*د)از منظرى دیگر، انگیزه هاى انسان به سه نوع عمده تقسیم شده است:
۱ـ انگیزه هاى پندارى: این انگیزه ها از هیچ واقعیت عینى نشأت نمى گیرد، بلکه شکل گرفته از مجموعه اى از پندارها و خیالات شعارگونه و بى محتواست که گاه براى پیشبرد اهداف خاصى ایجاد و پى گیرى مى شود.

درست مانند آنچه که مارکسیست ها در مورد مکتب خود داشته اند که مجموعه ای از پندارها و خیالات و شعارهای بی محتوا را برای پیشرفت اهداف خود بر گزیده بودند و از آنجا که نارسایی این انگیزه ها در عمل بزودی نمایان شد،ناچار پناه به دیکتاتور نظامی بسیار مخوفی همچون استالین بردند،و چون این دیکتاتور ی ها با هیچ گونه از موازین مدیریت سازگار نیست، در مدت کوتاهی ضعف خود را نشان دادند و جامعه ای با ان عظمت و قدرت را مبدل به یکی از در مانده ترین و نا بسامان ترین جوامع ساخت.

 

۲ـ انگیزه هاى مادى: انگیزه هایى است که از یک واقعیت عینى مایه مى گیرد و در محدوده نیازهاى مادى انسان مطرح مى شود و از این رو، کاربرد محدودى دارد و نمى تواند در زمینه هاى معنوى کارآیى داشته باشد و انسان را به تلاش وادارد. چرا که اهداف مادی ،هرگز نمی تواند انسا را به «تلاشهای طاقت فرسا»و«۰فداکاری های بزرگ» که برای پیشبرد اهداف مهم لازم است،وادار کند.

 

۳ـ انگیزه هاى معنوى: این انگیزه ها علاوه بر این که از واقعیت هاى عینى و نفس الامرى سرچشمه مى گیرد، از نیرو مندترین و مهمترین انگیزه هاست.خواه در شکل انگیزه هاى والاى انسانى و مردمی باشد یا انگیزه هاى الهى که پشتوانه آن عشق به الله و سعادت جاویدان و آرامش عمیق روح و وجدان است. (مکارم شیرازى، ۱۳۷۲: ۹۳)

در مدیریت اسلامی از عامل معنوی ،بهره فراوان گرفته می شود.آنجا که مدیریت به سبک غربی از کار باز می ماند و فقدان انگیزه سبب رکود و درماندگی می شود و کار مدیر یا فرمانده را متوقف یا با کمبود نتیجه رو به رو می سازد،مدیریت اسلامی می تواند با تمام توان و قدرت به میدان آید.

* و) بر اساس تقسیمی دیگر، گرایش هاى انسان را مى توان به دو دسته گرایش هاى مقدس و نامقدس تقسیم کرد.
۱ـ گرایش هاى مقدس: در مقابل، یک سلسله گرایش هاى خاص نیز در انسان هست که از یک سو، مى توان آن ها را گرایش هایى دانست که بر اساس خودمحورى یا غیر محورى غریزى استوار نیست و مى توان آن ها را «گرایش هاى مقدس» نامید؛ یعنى گرایش هایى که انسان در وجدان خود براى آن ها نوعى قداست، برترى و سطح عالى قایل است، که هر انسانى به هر میزانى که از این گرایش ها بیش تر برخوردار باشد، متعالى تر است. این گرایش ها مادى نبوده، بلکه جاذبه هایى معنوى است که انسان را به سوى کانون هاى غیر مادى مى کشاند .

 

۲) گرایش های نامقدس:گرایش هاى نامقدس همان جاذبه هاى مادى و طبیعى است که بر خودمحورى استوار است؛یعنى گرایش هایى که در نهایت امر در آن ها خودِ فردى مطرح است و اگر غیرمحورى هم هست، مثل حیوان در حدود بقاى نوع در محدوده غریزه است. به علاوه، انسان در وجدان خود قداستى براى آن ها قایل نیست.

 

*ی) از نظر گاهی دیگر ،خواست ها  را به پنج دسته تقسیم کرده اند:
۱٫ حقیقت جویى

۲٫ فضیلت خواهى

۳٫ زیبایى طلبى

۴٫ گرایش به خیر و فضیلت

۵٫ حس مذهبى یا عشق و پرستش

 

برخى از قایلان این تقسیم گفته اند: «حس مذهبى» نیز خواستى است در عرض چهار خواست دیگر و بعضى دیگر، آن چهار قسم را نیز در شعاع این پنجمى قرار داده اند.

 

ویژگى گرایش هاى مقدس ـ که گاه از آن ها به عنوان «کشش ها» یا جاذبه هاى معنوى نیز تعبیر مى شود ـ این است که اولاً، با خودمحورى قابل توجیه نیست و اگر کسانى توجیهاتى کرده اند، همه محل بحث و اشکال است. ثانیاً، شکل انتخابى و آگاهانه دارد و به هر حال، امورى است که ملاک و معیار «انسانیت» شناخته مى شود. اگر تمام مکتب هاى جهان را «انسانیت» دم مى زند، «انسانیت» یعنى همین گرایش ها; یعنى غیر از این ها چیزى نیست. امروز نیز تمام مکتب هاى دنیا ـ اعم از مکتب هاى الهى، مادى و شکّاک ـ مسائلى را در مورد انسان مطرح مى کنند که مافوق حیوانى تلقى مى شود.

 

اصولاً گرایش هاى معنوى و والاى بشر، زاده ایمان و اعتقاد و دل بستگى هاى او به برخى حقایق در این جهان است که آن حقایق هم ماوراى فردى است ـ عام و شامل است ـ و هم ماوراى مادى است ـ یعنى از نوع نفع مادى نیست. این گونه ایمان ها و دل بستگى ها به نوبه خود، مولود برخى جهان بینى ها و جهان شناسى هاست که یا از طرف پیامبران الهى(علیهم السلام) به بشر عرضه شده و یا برخى فلاسفه خواسته اند نوعى تفکر عرضه نمایند که ایمان زا و آرمان خیز بوده باشد.

به هر حال، گرایش هاى والا و معنوى و فوق حیوانى انسان، آن گاه که زیربناى اعتقادى و فکرى پیدا کند، نام «ایمان» به خود مى گیرد.

 

اسلام و انگیزش :

الف) انگیزش در اسلام بر سه اصل ثواب ،عقاب و محبت مبتنی است و اساس ایمان در اسلام متکی بر این سه اصل می باشد .

ب) پرداخت حقوق و مقرری در اسلام ضروری است به شرط آن که مطابق با اصول معنوی در اسلام باشد.

ج)گسترش محدوده انگیزش ها در اسلام به گونه ای است که تنها شامل حقوق و کمک های مالی یا تعقیب کیفری در زندگی دنیا نیست، بلکه شامل ثواب و عقاب در زندگی آخرت نیز خواهد بود.

 

د) در اسلام حقوق و مقرری و دستمزد و پاداش بلافاصله و همزمان با انجام کار پرداخت می شود.

همانگونه که در حدیث شریف آمده است :« مزد و اجرت کارگر را قبل از آنکه عرق پیشانی او خشک شود بپردازید».(مکارم شیرازی،۱۳۷۲: ۱۸۶)
نتیجه گیری:

در تبیین مفهوم «انگیزه» گفته شده است: انگیزه ها عبارتند از: «چراها»ى رفتار. انگیزه ها باعث شکل گیرى و ادامه فعالیت شده، جهت کلى رفتار فرد را نیز مشخص مى کنند. از انگیزه ها، گاه به نیازها، خواست ها، کشش ها، سائقه ها یا محرّک هاى درونى فرد نیز تعبیر مى شود.

 

ایجاد انگیزه شاید مهمترین وظیفه رهبری و مدیریت باشد ؛ وظیفه ای که مدیران گاها آن را به بوته فراموشی سپرده اند و گاه با بی توجهی آن را دنبال می کنند ایجاد انگیزه این وظیفه اصلی مدیران باید در لحظه به لحظه فعالیتها ساری و جاری باشد . نمی توان ایجاد انگیزه را صرفا در شرایط دشوار کاری یا در حضور بحران ها پی گرفت . کاری که بسیاری از مدیران انجام می دهند یعنی زمانی به یاد انگیزه آفرینی می افتند که مهلت قراردادی رو به اتمام است.

 

هیچ سازمانى بدون وجود سطح قابل توجهى از تعهد و تلاش اعضا نمى تواند در رسیدن به اهداف خود موفق شود. از این رو، مدیران همواره ناگزیرند انگیزش ـ یعنى عواملى که باعث به وجود آمدن رفتار، جهت دادن به رفتار و تداوم آن مى شود ـ را درک کنند.

 

گفته مى شود: اصولاً انسان بدون انگیزه دست به هیچ کارى نمى زند. پس هر رفتارى بر اساس انگیزه اى است. از طرف دیگر، هیچ انسانى داراى انگیزه اى نمى شود، مگر بر اساس نیازى که براى او مطرح شده است؛ یعنى انسان براى پاسخگویى به نیازش، داراى انگیزه مى شود و با برانگیخته شدن، رفتارى از او سر مى زند .

در مدیریت اسلامی هرگز انگیزه های مادی نادیده گرفته نشده و نخواهد شد،ولی تکیه گاه اصلی،انگیزه های معنوی است واین از طریق آموزش مستمر عقیدتی و اخلاقی صورت می گیرد.

عقیده یک مسلمان بر این است که هر کاری که برای کمک به همنوع ،مخصوصا نسبت به محرومان و مستضعفان انجام شود،یک عبادت بزرگ است.
فهرست منابع:

– الوانی،سید مهدی.(۱۳۸۴).مدیریت عمومی.تهران:نشر نی.

– رابینز،استیفن.پی.(۱۳۷۸).رفتار سازمانی(مفاهیم،نظریه ها و کاربرد ها).ترجمه ی علی پارساییان و سید محمد اعرابی .جلد اول.تهران:دفتر ﭘﮋوهش های فرهنگی.

ـ رضائیان، على . (زمستان ۱۳۷۴ و بهار ۱۳۷۵ ) «معماى مدیریت». دانش مدیریت.شماره ۳۱و ۳۲٫ ص ۸۷٫ به نقل ازفردلوتانز.

 

ـ__________________________________________________________.ص ۸۸٫به نقل از: استیرز وپورتر.

 

ـ _________________________________________________________. ص ۸۸ . به نقل از:ترنس آر.میچل.

 

– _______________________________________________________.           ص۸۸٫ به نقل از: زیلاگیى و والاس.

 

ـ مصباح یزدى، محمد تقى .( ۱۳۷۶).معارف قرآن. قم: انتشارات مؤسسه آموزشى و پژوهشى امام خمینى(رحمه الله).

 

– مقیمی،سید محمد.(۱۳۷۷).سازمان و مدیریت رویکردی ﭘﮋوهشی.تهران:نشر ترمه.

ـ مکارم شیرازى، ناصر.(۱۳۷۲). «ویژگى هاى مدیریت اسلامى» .مجموعه مقالات. دبیر خانه چهارمین سمینار بین المللی مدیریت اسلامی. ناشر:مرکز آموزش مدیریت دولتی.ص ۹۳٫

 

فهرست منبع لاتین:

 

-Robbins, Stephen P. , Organizational Behavior,sixth edition,engle wood cliffs, new jersey: prentice – Hall international, Inc ,1993,p.205

 



موضوعات :
تحقیق

دیدگاه ها


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *