گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .
گزارش انتشار نسخه جدید
اطلاعات را وارد کنید .
no-img
سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه

لكنزيولوژي = علم مطالعه ي حركت


سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه
adsads

ادامه مطلب

لکنزیولوژی = علم مطالعه ی حرکت
اسفند 12, 1393
563 بازدید
گزارش نسخه جدید

لکنزیولوژی = علم مطالعه ی حرکت


لکنزیولوژی = علم مطالعه ی حرکت

لکنزیو = حرکت     لوژی = مطالعه

بیومکانیک = بررسی حرکت و نیروها در بدن و بکاربردن قوانین مکانیک در بدن

مکانیک – نشانه فیزیک که به بررسی نیروها می پردازد

در بیومکانیک و کینز به حرکت و عامل به وجود آورنده ان می پردازیم ، ساختار مفاصل طبیعی و نیروهای عملکردی آن را مطالعه می کنیم تا موارد پاتولوژیک را با الگوی نرمال مقایسه و پی به دلیل اشکال در حرکت پی ببریم.

۱-کینماتیک= بررسی حرکت بدون در نظر گرفتن عامل ایجاد کننده آن.

بیومکانیک برای بررسی حرکت و عامل آن به ۲ شاخه تقسیم شده ۱-کینماتیک حرکت

۲- کینتیک حرکت

برای بررسی هر حرکت در فضا ۵ ویژگی آن را بررسی می کنیم:

  • نوع حرکت       ۲- محل حرکت (بعد حرکت)     ۳- جهت حرکت

۴- بزرگی حرکت         ۵- سرعت حرکت

  • انواع حرکت : به طور کلی حرکات به دو دسته تقسیم می شوند:

Trunslatory motion 3-    حرکت خطی

Rotatory motion 4-

در حرکت Trenslatory (خطی) حرکت در یک خط مستقیم صورت می گیرد ، یعنی در این حرکت تمامی نقاط در یک جهت به یک اندازه و هم زمان و در یک مسیر خطی بصورت موازی با هم جابجا می شوند.

 

Rotatory motion:

ویژگی اصلی آن داشتن یک محور است. سگمانت حول محور، حرکت دورانی انجام می دهد. به نحوی که همه ی نقاط هم زمان با یک زاویه ی مشخص اما با اندازه های متناوب (جابه جایی مختلف) جابه جا می شوند. به گونه ای که هر چه نقطه دور تر از محور باشد جابه جایی آن بیشتر است.

نکته: حرکت Trenslatory کمتر در بدن دیده می شود. بیشتر حرکات بدن ترکیبی از حرکات Trenslatory و Rotatory هستند.

  • از نمونه های حرکت Trenslatory خالص جداسازی شرح مفصلی و یا جداسازی سطوح مچ است که البته به شکل ارادی رخ می دهد. اما در واقع و به شکل غیرارادی معمول هم چنین حرکتی به شکل خالص رخ نمی دهد و معمولا حرکات غیرارادی ترکیبی از حرکات Trenslatory و Rotatory هستند.
  • General motion ترکیبی از Trenslatory و Rotatory است. خود به ۲ دسته تقسیم می شوند -۵ Curvilinear three dimension

motion   -۵ Curvilinear اگر حرکت در ۲ بعد اتفاق بیفتد حرکت کروینتال است. مثل برداشتن لیوان اب و بدون به دهن که در آن بعد آمدن دست = در محور z یا AP و حرکت ROT در صفحه ی Sagital

در محور General motion محور ثابت نیست. (یعنی خود محور حرکت می کند و لحظه به لحظه جابه جا می شود)

ICOR

Instuntaneus center of Rotation = محور لحظه ای روتیشن که محور لحظه‌ای نامیده می شود و هر لحظه یک نقطه محور است.

در بعضی مفاصل مانند ژانو که سطوح مفصلی کاملا با هم مطابقت ندارند خود سطوح روی هم می لغزند و به این دلیل حتی در خود مفصل نیز محور در هر لحظه جابه جا می شود. helical= مارپیچی

Screw anis of motion /helical ani of motion

در حرکات سه بعدی نیز باز هم محور لحظه ای (ICOR) را داریم. و چون در ۳ بعد است حالت مارپیچ پیدا می کند. که Helical anis of motion یا Helical center of motion نامیده می شود.

  • بعد حرکت: حرکت را می توان بر اساس نحوه قرارگیری سگمانت روی محور Y.X , و حرکت آن روی صفحات تعریف شده بر اساس این محورها معرفی کرد.

Onterior posterior محور ۲ به طور خلاصه A-P             Vertical   y

Cornal m

 

A-P   Z

 

محور رو به روی خود     محورX محورCoronal

 

سه محور ذکر شده یک نقطه ی تلاقی دارند. مرکز این سه محور در بدن در نقطه ای بنام center of mass قرار دارد که حدودا در مقابل مهره دوم ساکروم s2 قرار دارند.

حرکت های خطی در راستای یکی از این ۳ محور و حرکات Rotatory حول محور انجام می شود.

بر اساس محورها صفحات را تعریف می کنند ۲ محور در ساخت هر صفحه نقش دارند. و تلاقس دو محور صفحه را تشکیل می دهند. Sagital plane 1 = صفحه کنار فرد بدن را به چپ و راست تقسیم می کند.

Frontal plane2 = صفحه ای که روبه روی فرد قرار دارد بدن را به دو قسمت جلو عقب تقسیم می کند و از تلاقی دو محور coronal و vertical بوجود آمده است.

Transwersen3 بدن را به دو قسمت فوقانی و تحتانی تقسیم می کند. صفحه عرض که بالا یا پایین ماست.

از محور vertical حرکت به سمت بالا (+) و به سمت پایین (-) است. در coronal به چپ (-) و به راست (+) و در ap به عقب (-) و به جلو (+) است.

حرکات را بر اساس صفحات نام گذاری می کنند. در واقع هر حرکت Rotatory روی یک صفحه حول یک محور انجام می شود. که محور بر صفحه عمود است.

محل حرکت در فضا: برای اینکه به حرکت یک اسم مشخص دهند قوانینی را با استفاده از دستگاه مختصات بوجود آورده اند:

Vertical   y             در مختصات محوری که به سمت بالا و پایین است : y : محوری که

Cornal m

 

A-P   Z

 

بدست می آید و یا زا ما دور می شود   z   و آنچه به این دو

عمود            است   m نامیده می شود.

 

به طور مثال مفصل شانه را در نشر بگیرد.

هر کس که در صفحه ساچیتال حول محور Coronal انجام شود flention و extion

هر کس که در صفحه فرونتال حول محور A-P     Abdaction و Adduction

هر کس در صفحه transver حول محور vertical lateral & mediolvolution

هر کس در صفحه Horizontal حول محور vertical rotation

استثنائات :

Flention سطح ventral (شکمی) اندام ها به هم نزدیک می شود. اما این ventral لزوما نزدیک شده سطح قدامی نیست.

Anatomical position : دست ها رو به قدام و باز چهره روبه روی فرد در این وضعیت سطحی که از قدام دیده می شود ventral (شکمی ) است و سطح پشتی را porsal (پشتی ) می گویند.

اندام فوقانی سطح قدامی = ventral با چرخش به جلو می رود. اندام تحتانی چرخش عکس دارد. Ventral پشت       در اندام فوقانی : ventral   خلف: dorsal

اما در اندام تحتانی : سطح ventral در پشت و سطح dorsal   در جلو قرار دارد زیرا در دوران جنینی اندام تحتانی عکس اندام فوقانی می چرخد.

مفصل هیپ عین اندام فوقانی جلو می اید فلکشن     اندام تحتانی میرود عقب کات فلکشن که در اندام تحتانی posterior ، ventral است.

فلکشن مچ پا را dasi flax ، سطح dorsal نزدیک می شود. (سطح جلو)

Plantar flen : سطح ventral به هم نزدیک می شود. (سطح پشتی)

۳flen زانو عقب می رود دوری و ؟ در مچ پا

تنها مفصل کارپو متاکارپ قسمت flention و emtensina آن در صفحه fronal است. اما تمام flention ها در سطح ساجیتال انجام می شود.

Ab و Ad همیشه در صفحه فرونتال است. جز کارپومتاکارپ در ساجیتال است.

در تنه حرکت در صفحه فرونتال lateral flen به راست یا چپ می گویند (Ab و Ad ندارد)

در ستون فقرات Rotain به راست یا چپ داریم. (med و catروتیشن نداریم)

در انگشتان دست انگشت وسط را محور قرار می دهیم و حرکت نزدیک شدن انگشتان دیگر را به انگشت وسط Adduction و حرکت دور شدن انگشتان دیگر از انگشت وسط Abdoction

در مورد ستون فقرات Abd و Add نداریم و به جای آن از اینها استفاده می کنیم:

به راست Loteral flexion

در مورد حرکت medialoRot و lateraloRot به چپ Loteral flexion و ستون فقرات : فقط به چپ Rot و به راست Rot را در نظر می گیریم اما حرکت باز هم در صفحه ی Horizontal و حول محور vertical انجام گیرد.

درجه ازادی: اگر یک جسم در فضا آزاد باشد، نهایتا ۶ حالت برای حرکت وجود دارد.

۳ درجه ازادی تراز Translatoy در جهت هر کدام از محورها حول محور ویتیکال در Transvel حول AP در Frontal حول cobral در sagitel 3 درجه ازادی Rotatory .

چون مفاصل بین به هم link شدند و ارتباط دارند قطعا برای حرکت با محدودیت مواجه هستند. نزدیک شده به سوری که زاویه داخلی varus بین هر سانت کم شود.

در مفصل شانه ۳ درجه آزادی حرکت Rotatory داریم.

Abd-Add-m.Rot – flen, ext

متوکارپوفلنجیال ۳ درجه آزادی :     hip = 3 درجه   آرنج = ۲ درجه flen,ext

Add=abduct

Flen.ext-Abd, Add –m.R,lat.R       Abd, Add-m.R-LATr, flex , ext

  • بزرگی حرکت:

به بزرگی حرکت Rtatory یک مفصل دامنه حرکتی می گویند دامنه بر حسب درجه یا رادیات نوشته می شود. رادیان ۳/۸۵۷ درجه است

دامنه حرکتی: میزان بزرگی حرکت که در یک مفصل در یک جهت اتفاق می افتد.

حرکت Translatory (مانند جداسازی ۲ سطح مفصلی) اندازه بر حسب m یا cm سنجیده می شود.

بزرگی حرکت را یا گونیا متر در کلینیک ها و با الکتروگونیامتر برای کارهای تحقیقاتی می‌سنجند.

-دامنه ی حرکتی معیاری است برای بهبود عملکرد سیار.

۴-سرعت حرکت = سرعتی است که جسم با ان در فضا جابه جا می شود.

در واقع سرعت جابه جایی جسم یا سگمانت در فضا است. آن را با speed – سرعت ندارد – velocity = برداری است جهت دارد.

m/s         a=     m/s2

کینتیک: بررسی عامل ایجاد کننده ی حرکت : نیرو و گشتاور

وقتی جسمی ثابت است یعنی برآیند نیروهای وارد به آن صفر است. هر گاه برآیند نیروهای وارد به جسم بیشتر از صفر باشد آن جسم حرکت می کند.

اگر نیرو به مرکز ثقل جسم وارد شود حرکت Translatory

اگر نیرو به نقطه ای با فاصله از مرکز ثقل وارد شود سبب حرکت Rotatory می شود که به آن گشتاور .

بازوی گشتاور         F=ma   برایند نیروها نیز صفر است.

به فاصله ی عمودی نقطه اعمال نیرو و center,fmass بازوی گشتاوری می گویند.   Moshment cum

نیونتن: ۱N نیرویی است که به جسم ۱kg شتاب ۱m/s2 می دهد. نیرو یک مفهوم است که هرگز دیده نمی شود بلکه اثر آن یعنی شتاب و حرکت مشاهده می شود.

نیرو : pull :کشیدن است که اگر به جسمی وارد شود به آن شتاب می دهد.

Push : هل دادن

نیروهای وارد بر بدن : ۱- internal توسط بدن تولید می شوند(توسط عضلات ) خود نیرو قابل مشاهده نیست اما اثر ان (برای مثال حرکت بازو نیرو در بایسپس سبب pull می شود.

نکته: عضلات بیش تر با pull استخوان ها را به سمت مرکز عضله می کشند.

۲- External نیروهای خارجی که به بدن وارد می شود برای مثال جاذبه به تمام بدن وارد می شود اما برای راحتی مطالعه فیزیکی نیرو را وارد بر center of mass فرض می کنند centerof mass نقطه ای است که توزیع جرم جسم در جهات مختلف حول آن نقطه با هم در تعادل است. و اگر جسم از آن نقطه آویزان شود کاملا متعادل و در حالت تعادل در فضا قرار می گیرد. در بدن COM حول و حوش نقطه ای s2می باشد.

Center of mass در کودکان بالاتر از s2 است چون سر آن ها بزرگتر و جرم بیشتری دارد.

در مردان بالاتر است چون جرم اندام فوقانی بیشتر است.

در زنان پایین تر از s2 چون جرم تحتانی بیشتر است.

Center of mass یک نقطه فرضی است و می تواند حتی خارج از جسم باشد.

برآیند نیروهایی که به تک تک سلول ها وارد می شود تقریبا در برداری است که مقابل s2 قرار دارد.

s2 از گرفتن برآیند COM اندام های مختلف به دست آمده است.

به خطی که از COM می گذرد cine of gravity (بردار برآیند تمام نیروهای جاذبه وارد بر بدنه راست)می گویند. و بدست پایین Base of supprl وقتی روی ۲ پا ایستادیم کف پا و بین پاها و سطح اتکا بدن روی زمین و سطحی که با آن با زمین در عتالی هستیم.

Bos برای درک مفهوم تعادل stability مفید است.

نکته: هر چه com بالاتر باشد تعادل فرد کمتر است و هر چه com به سمت Bos نزدیک تر باشد تعادل بیشتر است.

وقتی فرد در حالت ایستاده تعادل دارد که Line ofgravility در Base of support آن قرار داشته باشد. در حالت خم شدن چنانچه امتداد cine of از دایره Bos خارج می شود دیگر تعادل نخواهیم داشت.

هر چه com از Bos دورتر باشد حالت نامتعادل تری دارد به عنوان مثال بچه ها تعادل کمتری دارند چون فاصله ی com از Bos در آنها زیاد است.

هر چه Bos بزرگتر باشد ثبات بیشترمی شود.

Log یک بردار است. هر بردار جهت به اندازه (طول) نقطه اعمال poit of upplication در مثال باسپس جهت رو به بالا نقطه ی اعمال insertion عضله نیرو متفاوت است.

در نام گذاری به هر نیرو اول عامل منبع نیرو

دوم سگمانی که تحت نیرو قرار می گیرد   به عنوان مثال FP   LF foot

Leg    footplate

SLF         Stape of legfood

Composition of force (جمع برداری نیروها)

می دانیم برآیند نیروها به حرکت می انجامد. برای جمع برداری ۳ سیستم وجود دارد.

۲ سیستم مربطو به حرکت خطی و ۱ سیستم مربوط به حرکت Rotetory است.

ذکر شد اگر نیرو به com وارد شود حرکت translator خواهد بود.

دو یا چند نیرو که در یک صفحه و یک محور وارد می شوند را می توان با جمع یا کم برآیند گرفت در این سیستم اگر نیروها را امتداد دهیم با هم تلاقی می کنند.

Linear force system دو یا چند نیرویی که در یک segment وارد شوند در یک جهت ، یک محور و یک خط

Concurrent fore سیستم نیروهای هم مرکز . نیروهایی که به یک نقطه مشترک یک seyment وارد می شود. (حالا یا خودشان یا امتدادشان)

برای مثال پکتورالیس ماژور ۲ دارد اما نیروهای آن نهایتا به یک نقطه وارد می شود. جمع آن از راه متوازی الاضلاع استفاده می شود.

عضله دلتوئید ۲ سر قدامی خلفی میانی دارد.

برآیند قدامی و خلفی را محاسبه می کنیم (concurrent) با بردار نیروهای میانی جمع می کنیم. (Linear)

هر چه زاویه بین دو بردار کوچک تر شود قطر نهایی بزرگ تر می شود و بالعکس.

قانون اول نیوتن : یک جسم تمایل دارد حالت سکون یا حرکت با سرعت ثابت خود را حفظ کند مگر برآن نیرویی وارد شود.

۲ نوع تعادل داریم: static : جسم حالت ثابت خود را حفظ می کند. برآیند نیروها صفر و جسم بدون حرکت است.

Pynamic : به جسم نیرو وارد می شود اما نیروهای وارده در تعادلند. و برایند نیروها صفر است و جسم با سرعت ثابت حرکت می کند.

قانون دوم نیوتن: f=ma

وزن نیرویی است که بر جرم جسم وارد می شود و شتابی برابر ۹/۸m/s2 به جسم می دهد.

Ps : person on serface   GP= PS نیروی جاذبه

PS : نیرویی که فرد به سطح وارد می کند.

SP : نیرویی که سطح به فرد وارد می کند.

قانون سوم نیوتن : عمل عکس العمل با هم برابرند اما در خلاف جهت.   PS=SP

PS

 

 

 

 

 

 

 

 

۲
۱

Contact force : (نیروی تماسی)

فرض کنید ۱ و ۲ توسط نیروهای خارجی به هم push شوند بین خود ۱ و ۲ نیز نیرو به وجود می اید ۱ به ۲ و ۲ به ۱ نیروی تماسی وارد می کنند.

تین نیروهای تماسی در مفاصل نیز دیده می شود. مفاصل نیز به force will result contact force comprestion

بزرگی عمل و عکس العمل contact به بزرگی compression بستگی دارد. و به اندازه آن است.

۲
۱

Tensile force در نتیجه pull به وجود می آید. نیروهایی که از هم دور می شوند. Tensilef ایجاد می کنند.

 

این نیروها هنگامی که در یک جسم به وجود می آید که ۲ نیرو در دو طرف جسم وارد شوند این ۲ نیرو باید مساوی هم و خلاف جهت باشند تا Tension ایجاد کنند.

اگر نیروی یک جهت بزرگ تر باشند کشش رخ نمی دهد و جسم به یک طرف حرکت می کند.

اگر یک طرف جسم ثابت باشد اگر نیرویی برابر با نیرویی که جسم ثابت دارد وارد کنیم نیز Tension ایجاد می شود.

در بدن دو کپسول مقطعی Tensid F ایجاد می شود.

در کپسول زانو – خمور بالا   ۲- ساق به پایین نیرو وارد می کند در نتیجه کپسول کشش داشته و سفت می ایستند.

اگر PULL به ۲ سطح استخوان وارد شود دو استخوان از ناحیه مفصلی از هم فاصله می گیرند. و جداسازی مفصل joint distraction force گفته می شود.

Pistraction وقتی ایجاد می شود که نیرو عمود بر سطح مفصلی وارد شوند و آنقدر قوی باشد که بتواند دو سطح مفصلی را از هم جدا کند.

Contact force را در مفصل joint reaction force یا هم چنین compression در مفصل joint compression force یا joint contact force

Pull , push نیروهای horizontal هستند که خود یکی از نیروهای سطح موازی است. نیروهای موازی سطح ها دو دسته اند : ۱- نیروی اصطکاک (۱- استاتیک در برابر حرکت جسم ثابت مقاومت می کند. ۲- دینامیک اگر با نیرویی بیش از ۱ جسم را حرکت دهیم )

۲- نیروری برشی (موازی سطح ، تغییر شکل در جسم ایجاد می کند.)

(نیروهای ؟)

  • هنوز حرکت شروع نشده و نیرو کمتر از اصطکاک استاتیک است.
  • اگر شروع به حرکت کند همواره یک نیرو بر دینامیک وجود دارد. که بخشی از نیروی ورودی؟ آن می شود.

در میان قانون سختی هم نیروهای horizontal و هم نیروهای vertical را در نظر گرفته می شود.

اصطکاک دینامیک به وجود می اید در طول حرکت نیز همواره باید نیروی اضافی وارد کنیم که به اصطکاک دینامیک غلبه کند و نیروی دیگری نیز وارد کنیم که جسم را حرکت دهد.

اصطکاک در سطوح زیر بیشتر است در مفاصل مایع مفصلی اصطکاک را کاهش می دهد. چرا که تاثیر لغزندگی دارد.

 



موضوعات :
تحقیق

دیدگاه ها


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *