گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .
گزارش انتشار نسخه جدید
اطلاعات را وارد کنید .
no-img
سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه

لزوم اتخاذ سیاست زبانی مناسب در برابر گسترش زبان انگلیسی - سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه


سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه
adsads

ادامه مطلب

لزوم اتخاذ سیاست زبانی مناسب در برابر گسترش زبان انگلیسی
آذر 12, 1394
387 بازدید
گزارش نسخه جدید

لزوم اتخاذ سیاست زبانی مناسب در برابر گسترش زبان انگلیسی


لزوم اتخاذ سیاست زبانی مناسب در برابر گسترش زبان انگلیسی

چکیده

در دهه ی اخیر زبان انگلیسی متعاقب پدیدۀ جهانی شدن به طور بی سابقه ای گسترش یافته و چالشی جدید برای کشورهای غیر انگلیسی زبان ایجاد کرده است. از سویی ارتباطات جهانی ایجاب می کند که این زبان مورد توجه جوامع غیر انگلیسی زبان قرار گیرد تا در عرصۀ مناسبات سیاسی- اقتصادی از دیگر جوامع عقب نماند؛ از سویی دیگر تأثیر فرهنگ های غربی که از طریق زبان انگلیسی به جوامع تحمیل می شود نیز گریز ناپذیر است، به گونه ای که هویت های ملی سخت تحت تأثیر قرار می گیرند. با نظر به مبانی نظری برنامه ریزی زبان و محصول عملی ان، که سیاست زبانی است، می توان در صدد یافتن راهکارهای عملی برآمد تا ضمن بهره مندی از فواید به کاربردن این زبان خارجی، از خطرهای ناشی از آن نیز تا حد ممکن در امان بود. در این مقاله ضمن طرح تجربیات مفید برخی از کشورها در این زمینه و جست و جوی موضوع در سیاست های موجود در ایران، بر اهمیت دادن به نوع مدیریت و سیاست زبانی در برابر گسترش روز افزون زبان انگلیسی تأکید، و راهکارهایی پیشنهاد می شود.

کلید واژه ها: جهانی شدن، زبان انگلیسی، سیاست زبانی، فرهنگ و هویت.

مقدمه

مهمترین تغییر و تحولی که در اواخر قرن گذشته در حیطۀ زبان رخ داده است، مطرح شدن یک زبان بین المللی، یعنی زبان انگلیسی است که به گفته کریستال تعادل زبانی را به نحوی بی سابقه ای دگرگون کرده، مجموعه ای از نگرش های نوین دربارۀ زبان و زبان ها را جایگزین نگرش های پیشین کرده است. امروزه اوضاعی پیش آمده که ممکن است ماهیت بسیاری از زبان ها را تغییر دهد و حتی در بدترین حالت از میزان به کارگیری آن ها بکاهد که بی تردید حیاتشان را معرض تهدید و خطر قرار می گیرد. اگر خوشبینانه به موضوع بنگریم، کمتر پیامد تسلط زبان انگلیسی در عصر جهانی شدن، تأثیرات فرهنگی و هویتی آن بر جوامع است که امری گریز ناپذیر است. لذا انتخاب سیاست هایی برای حمایت از زبان ها و یافت راه هایی برای مدیریت و کنترل تبعات این تغییرات زبانی در جوامع امروزی ضروری به نظر می رسد.

۱- طرح مسئله

به طور کلی جهانی شدن تحت تأثیر دو ابزار جدانشدنی: فن آوری و زبان انگلیسی قرار گرفته است. تقریباً همه کشورها در پاسخ به تغییرات سریع ناشی از جهانی شدن، سعی کرده اند تا به حدّ کفایت به این دو مهارت تجهیز شوند. چالشی که جهانی شدن، کشورهای غیر انگلیسی زبان را درگیر کرده، سخت و هولناک است؛ چرا که یکی از مهم ترین ابزار های میانجی در این روند، زبانی است که با زبان بومی آن ها متفاوت است. کریستال این واقعه زبانی را که تا پایان سال ۲۰۰۰ به وقوع پیوست، انقلاب زبانی نامید.

برای رویارویی با مسئله موجود و حفظ فرهنگ، باورها و زبان های بومی، لازم است دولت ها برنامه ریزی زبانی یا به تعبیری مدیریت زبانی مؤثری را اعمال نمایند. مدیریت زبان، شکلی از دخالت زبانی است که در سطح ملی در خصوص اولویت های زبانی تصمیم می گیرد. ایدئولوژی ها و کاربردهای زبانی نیز در پیوند با همین امر معنا می یابند. ایدئولوژی زبان همان باورهای زبان زیر بنایی در مورد گونه های زبانی و کاربردهای ارتباطی است.

در این مقاله بیشتر از تجربیات کشورهای آسیایی دربارۀ مسئله جهانی شدن استفاده شده است. خصوصیات مشترک این کشورها، این است که همگی مثل کشور ایران غیر انگلیسی زبان هستند. این کشورها به نوعی در تاریخ خود نفوذ استعمار غربی را تجربه کرده اند و هم اکنون به زبان انگلیسی از زاویه ای دیگر و با هدفی متفاوت، در مقایسه با قبل، نگاه می کنند. به این ترتیب تمامی این کشورها، برخلاف تفاوت در سطح توسعه، خواهان شرکت و رقابت در اقتصاد جهانی و سیاست بین المللی هستند.

۲- مدیریت زبان

از جمله تصمیم گیری هایی که دولت می تواند در سطح ملی در خصوص استفاده از زبان انگلیسی اتخاذ نماید، این است که یادگیری این زبان را رسالتی ملی اعلام کند، یا این زبان را زبان رسمی و ابزاری برای آموزش به مردم آن جامعه معرفی کند، یا اینکه در آموزش این زبان سیاست های دقیق و سنجیده ای را اعمال نماید.

۱-۲- یادگیری زبان انگلیسی، رسالتی ملی

در بیشتر کشورهای آسیایی، زبان انگلیسی زبان افراد تحصیل کرده است و در تعاملات روزمره به کار نمی رود. وقتی در دهۀ ۱۹۹۰ میلادی در کشور ژاپن همپای بسیاری از کشورها تحت تأثیر جهانی شدن قرار گرفت، دولت این کشور یادگیری زبان انگلیسی را هدفی ملی اعلام کرد. در کره جنوبی نیز به دنبال این جریان بیانیه ای از سوی رئیس جمهور وقت در سال ۱۹۹۵ میلادی صادر شد مبنی بر اینکه کره جنوبی به دور جهانی شدن وارد شده است. در مالزی دولت تأکید می کند که موفقیت ملت در رقابت جهانی، منوط به یادگیری زبان انگلیسی از سوی مردم است.

 

 

 

۲-۲- انگلیسی، زبان رسمی و ابزاری برای آموزش

قوی ترین شکل دخالت زبانی این است که زبانی در مقام زبان ملی، زبان رسمی یا ابزار آموزش انتخاب شود. در کشورهای آسیایی وقتی تأثیر جهانی شدن و سلطه زبان انگلیسی اوج می گیرد که این زبان در مقام زبان رسمی و ابزار آموزش در کشور شناخته شود.

وجود زبان انگلیسی در مقام زبان رسمی و ابزاری برای آموزش، مظهر سلطۀ زبان انگلیسی و پیامد جهانی شدن است. سیاست دولت در ین خصوص به دلیل حضور در اقتصاد جهانی بود که دولت علت اصلی آن را دستیابی به اطلاعات روز آمد در پیشرفت های علمی و فن آوری می داند. گزینش مجدد آموزش زبان انگلیسی در مقام ابزار آموزش در دوره های دانشگاهی در سال ۱۹۹۳٫م و در آموزشی پایه در سال ۲۰۰۳ میلادی در پیوند با همین موضوع بود.

۳-۲- طول زمان یادگیری و محتوای منابع درسی

افزایش زمان و نوع منابع درسی یکی از معیارهای مدیریت زبان و به تعبیری دخالت زبانی متداول است. این مسئله یا با یادگیری در سنین پایین تر، یا با افزایش میزان ساعت های درسی به دست می آید.

۳- ایدئولوژی زبانی و کاربردهای زبانی

در بیشتر کشورهای آسیایی یادگیری یک زبان خارجی مساوی با یادگیری زبان انگلیسی است. از این بحث چنین بر می آید که کشورهای آسیایی برای محکم کردن قدرت سیاسی، اقتصادی و ملی خود، شماری از راهبردها را در جهت پیشبرد زبان انگلیسی پذیرفته اند. موجّه بودن هجوم زبان انگلیسی در اینجا شهبه انگیز است. زبان، ساخته ای فرهنگی است که در آن ارزش ها، تاریخ، سنت ها و باورهای فرهنگی نهفته است. لذا این سؤال مطرح می شود که: چگونه باید تناقض موجّه بودن هجوم زبان انگلیسی و در عین حال حفظ هویت فرهنگی- ملی خود را حل کرد؟

۴- راه حل های موجود

برخی کشورهای آسیایی درگیر فرآیند جهانی شدن، معمای موجه بودن هجوم زبان انگلیسی و افزایش هویت فرهنگی- ملی خود را از طریق بازسازی هویت فرهنگی- ملی خود حل کرده اند.

۱-۴- بازسازی هویت های فرهنگی- ملی از طریق گفتمان انگلیسی

هویت ملی شکلی از هویت فرهنگی ماست که درون آن زاده شده ایم و همان سرچشمۀ اصلی هویت فرهنگی ما محسوب می شود. براساس نظر هال:

فرهنگ ملی گفتمانی است که معانی با آن ایجاد می شود و همین فرهنگ است که بر اعمال و ادراک ما از خودمان اثر می گذارد و آن ها را سازمان می دهد. فرهنگ های ملی با ایجاد معانی دربارۀ ملت، هویت ها را شکل می دهد که با وجود آن قدرت تشخیص می یابیم و این ها در حکایت های مربوط به همۀ فرهنگ ها دیده می شود؛ در خاطراتی که حال و آینده را به هم مرتبط می سازد و در تصاویری که از آن ساخته می شود.

هال چهار عنصر را در ساختار هویت های ملی بیان می کند که در آثار دیگر دانشمندان اجتماعی نیز دیده می شود:

۱- اعتقاد به روح ملی که در شکل های مختلف زندگی و شیوه های خاص رفتاری نشان می دهد.

۲- حافظه تاریخی که همۀ ملت در آن سهیم هستند.

۳- تمایل ملت به آینده نگری.

۴- تأکید بر ریشه، تداوم، سنت و بی زمانی ملت.

۲-۴- ساخت شکنی زبان انگلیسی: تجربه ژاپن

در قرن بیستم به مدت ۱۰ سال که نخست وزیر سابق ژاپن آن را دهۀ از دسته نامید- معیارهای جهانی و اغلب آمریکایی و کاربردهای آن، ساختار اقتصاد ژاپن را متزلزل کرد و اعتماد متقابل را در جامعه از بین برد. سیستم مشارکتی بی نظیر ژاپن و وفاداری مشارکتی سقوط کرد و مردم ژاپن از خطر بالقوه ای که ژاپن را به صورت کشور کوچک قدیمی در شرق می شاخت، آگاه شدند. برای اینکه دانش آموزان زبان انگلیسی را خوب یاد بگیرند، باید ابتدا زبان ژاپنی خود را تقویت کنند و این همان فرهنگ سازی کامل در زبان ژاپنی است. در «خود» ژاپنی بر فردگرایی تأکید می شود و این در پیوند با گروه قرار می گیرد و متمایز است از مفهوم غربی فردیت که در آن بر اهمیت فرد در تضاد با گروه تأکید می شود.

 

۳-۴- زبان انگلیسی، زبان جدید ملی گرایی: تجربه کره جنوبی

در کره جنوبی رقابت جویی ملی منوط است به داشتن توانایی زبان انگلیسی مردم؛ زیرا ضرب المثلی ژاپنی می گوید: «برای برنده شدن دشمنت را بیشتر بشناس»

بخشی از برنامه های درسی آموزش زبان انگلیسی، مسائل بین فرهنگی است. تحلیل سونگ ون از چندین سری از کتاب های درسی انگلیسی که به دست کره ای ها نوشته شده است، نشان می دهد که تاریخ فرهنگ و ارزش های کره و پرورش هویت و غرور ملی، انگیزه ای اساسی برای درک دیگر فرهنگ هاست. در این کتاب ها زبان کره ای زیباترین زبان جهان معرفی شده و آداب و رسوم کره ای و ارزش های فرهنگی آن، مثل احترام به بزرگ تر ها، عشق به خانواده، دستاوردهای مدرسه ای و اهمیت تحصیل، مطلوب تر از سنت های امریکایی نشان داده شده است.

۴-۴- احیاء ملی گرایی از طریق زبان انگلیسی: تجربه مالزی

وقتی مالزی استقلال یافت، نخست وزیر، ماهاتیر محمد، اعلام کرد که مالزی باید خود را از زبان استعمار رها کند و ملت از طریق زبان ملی خود، یعنی باهاسای مالزیایی با هم متحد شود. سخنرانی ماهاتیر محمد در سپتامر ۱۹۹۲ چنین است: «یادگیری زبان انگلیسی روح ملی گرایی را تقویت خواهد کرد و آن وقتی است که زبان انگلیسی در جهت توسعه و پیشرفت کشور به کار رود. ملی گرایی واقعی، یعنی انجام هر کاری برای کشور حتی اگر آن به معنای یادگیری زبان انگلیسی باشد.» « ما بر این باوریم که یک ملی گرا کسی است که تمامی دانش ها را کسب کرده است. همه مهارت ها را می تواند به کار بگیرد و در مقابل دنیا بایستد. اگر بعضی ها فکر کنند که فقط مالزیایی حرفه زدن از شما یک ملی گرایی می سازد، اشتباه است.»

در مالزی همچون کره جنوبی، برنامه درسی زبان انگلیسی ابزاری میانجی برای حل معمای مذکور به کار می رود. تحلیل دیوید از سه سری هماهنگی و انسجام قوی از طریق حضور قابل توجه تمامی گروه های قومی در این کشور ایجاد شده است. همچنین در این کشور تأکید بر همگونی متقابل فرهنگ های قومی است.

۵- سیاست زبانی ایران در برابر گسترش زبان انگلیسی

در تهیه این مقاله، سعی در جست و جوی اسنادی شد که سیاست دولت جمهوری اسلامی ایران را در برابر به کارگیری زبان انگلیسی نشان دهد. بدیهی است که دولتمردان ایرانی هم زمان با گسترش زبان انگلیسی به واسطه جهانی شدن، بر لزوم استفاده ابزاری از این زبان تأکید می کردند. هرچند زبان انگلیسی در برنامۀ درسی دانش آموزان و دانشگاهیان به طور اجباری گنجانده شده است و یادگیری آن در بین آحاد مردم به طور مستقیم یا ضمنی تشویق می شود، روی توجه این مقاله به سیاست هایی است که به طور اخص در پی کاهش یا رفع تأثیرات فرهنگی و هویتی این زبان خارجی می باشد.

در مطالعات جهانی شدن در سال ۱۳۸۴ این سند را با عنوان «سیاست های کلی جمهوری اسلامی ایران در خصوص جهانی شدن» در محورهای فرهنگی، اقتصادی و سیاسی فراهم نمود. این سند پس از تصویب در شورای راهبردی این مرکز، در سال ۱۳۸۵ برای بررسی و تصویب به مجمع تشخیص مصلحت نظام عرضه شده است و همزمان برای مطالعه و نقد متخصصان به انضمام اسناد توضیحی و پشتیبان از سوی این مرکز انتشار یافته است.

در زیر بخش مدار جهانی چنین آمده است:

دستیابی به اقتدار ارتباطی و فرهنگی از طریق دسترسی به شبکه های توزیع جهانی کالاهای فرهنگی، تقویت تولید چند رسانه ای اسلامی با زبان های جهانی در فضای رایانه ای، مشارکت فعال در راهبری جهانی اینترنت، توسعۀ حضور در شبکه های بین المللی گردشگری، توسعه صادرات فرهنگی و دستیابی به بازارهای منطقه ای و جهانی متناسب با ذائقه و ویژگی های مخاطبان جهانی.

سند پشتیبان این سیاست ها شامل اسناد توضیحی است که در آن مدلولات و مفاهیم مرتبط با هر بند سیاست های کلی می شود و ذیل هر بند با بیانی ساده و به تفکیک سه بخش فرهنگ، اقتصاد و سیاست در سه مدار ملی، منطقه ای و جهانی تنظیم شده است.

 

۶- تحلیل و نتیجه گیری

این مقاله با رویکردی جامعه شناختی- زبانی و با تکیه بر اصول برنامه ریزی زبان، سعی دارد اهمیت سیاست زبانی مؤثر در برابر گسترش زبان انگلیسی را در کشورمان برجسته کند. نظر به تجربه دیگر کشورهای غیر انگلیسی زبان در این خصوص به منظور برسی راهکارهای اتخاذ شده آن ها در این زمینه، افق روشنی از گسترش زبان انگلیسی و منافع و خطرهای ناشی از آن را فراروی ما می گستراند. بدیهی است که برنامه ریزی و مدیریت زبان مؤثر، به ویژه در برابر زبان انگلیسی که با همه منافع سیاسی اقتصادی اش تهدیدی آشکار برای فرهنگ و هویت ملی ما تلقی می شود- از وظایف دولت است.

در مورد ایدئولوژی و کاربردهای زبانی، بی شک کاربرد زبان انگلیسی در مقام زبانی معتبر، هویت زبان هایی مثل زبان فارسی را به خطر می اندازد. توان تکلم به زبان انگلیسی پیش شرط ترفیع، انتصاب یا فعالیت های اجتماعی در بسیاری از مؤسسات و مجامع است. موفقیت دولتمردان هم به طور روز افزون به تسلط آن ها به زبان انگلیسی بستگی دارد.

اگر بخواهیم بر مبنای سیاست های مکتوب دولتی کشور، زبان انگلیسی را مهارت تلقی کنیم، خود مستلزم برنامه ریزی زبانی صریح و دقیق است تا مردم به سبب منافعی که در یادگیری زبان انگلیسی احساس می کنند، حاضر نشوند هویت و فرهنگ آن زبان را هم کسب نمایند. شاید بتوان از طریق «هویت سازی و فرهنگی سازی» دوباره که در تجربه سیاست های زبان برخی از کشورها دیده می شود، این مسئله را حل کرد.

با ابزار زبان انگلیسی می توان هویت فرهنگی- ملی را پی ریزی کرد و از آن به عنوان ابزار رسیدن به این هدف استفاده کرد. دیدگاه های ما از طریق زبان انگلیسی می تواند در اختیار جهان قرار گیرد. بی شک برای این گونه برنامه ریزی های زبانی، نیاز به سیاست دقیق از سوی دولت می باشد؛ برای نمونه سیاست زبانی کشور مالزی مبنی بر اینکه «روح ملی گرایی از طریق یادگیری زبان انگلیسی تقویت خواهد شد»، «ملی گرایی » مساوی است با توانایی به کار گیری «زبان انگلیسی» و یادگیری زبان انگلیسی عملی «میهن پرستانه»، سیاستی است که ایدئولوژی زبانی را تحکیم می بخشد. با ایجاد این حس در مردم، افتخار و انسجام ملی افزایش می یابد. پس از استفاده از زبان انگلیسی و برنامه درسی انگلیسی در قالب ابزار میانجی و عامل دستیابی به رسالت و انسجام ملی و یکپارچگی فرهنگی، سیاستی اصولی و دست یافتنی به نظر می رسد که به یقین دولت در امر آموزش و سیاست فراگیری زبان می تواند اعمال کند.

 

 

 

 

منابع

– فیشمن، ۱۳۸۱؛ «جهانی شدن و نظم نوین زبانی» ترجمه عباس زارعی، مینوعی خرد؛ س۱، ش ۴٫

– کریستال،دیوید( ۱۳۸۵)، انقلاب زبانی ترجمه شهرام نقش تبریزی؛ تهران: ققنوس.

-به انضمام سند پشتیبان؛ تهران: مرکز ملی مطالعات جهانی شدن.

Hashimoto, K. (2007) “Japan’s Language Policy and the “Lost Decadse”; in: Tsui, A.B.M. & Tollefson, J.W. (eds)(2007).

Tsui, A.B.M.& Tollefson, J.W.(eds)(2007): ” Language Policy and the Construction of National Cultural Identity”, In: Tsui, A.B.M.& Tollefson, J.W.(eds)(2007), op.cit, pp.1-25.


David, M.K., Govindasamym, S.(2007); “The Construction of National Idenrity And Golbalization in Multilingual Malaysia”, In: Tsui, A.B.M.& Tollefson, J.W.(eds)(2007).



دیدگاه ها


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *