گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .
گزارش انتشار نسخه جدید
اطلاعات را وارد کنید .
no-img
سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه

طنز حسین توفیق - سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه


سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه
adsads

ادامه مطلب

طنز حسین توفیق
فروردین 28, 1396
225 بازدید
گزارش نسخه جدید

طنز حسین توفیق


طنز حسین توفیق

 

 

 

 

 

چکیده

شادروان حسین توفیق، فرزند نجفقلی، مدیر روزنامه ادبی و فکاهی توفیق، در حدود سال ۱۲۶۵ هجری شمسی در تهران تولد یافت و بیست و نهم بهمنماه سال ۱۳۱۸ بدرود حیات گفت. سبک دلپسند و شیرینی که او در سرودن اشعار فکاهی داشت قلوب عده زیادی را مجذوب ساخت.

توفیق از اواخر سال ۱۲۹۶ تا اواسط ۱۳۰۰ سردبیری روزنامه «گل زرد» را به عهده داشت و بیشتر با امضاهای مستعار اشعار فکاهی را میسرود و از سال ۱۳۰۱ امتیاز روزنامهی توفیق را گرفت و آن را با مزایای بیشتری منتشر کرد و پس از فوت وی، فرزندش محدعلی توفیق آن را انتشار داد.

حسین توفیق، شاعری صبور و شکیبا بود و هرگونه حوادث و ناملایمی را با خونسردی تلقی میکرد و هیچگاه در زندگی از مسیر راستی و درستی منحرف نگردید. آثار نظمی و نثری او در دورههای روزنامهء توفیق به طبع رسیده است.

یکی از روزنامههایی که در بیداری و تهییج و تقویت قریحهء نو شاعران تأثیر زیادی داشته و آنان را به وادی شعر و شاعری کشانده است. روزنامهء توفیق میباشد. هستند شاعران ناموری که آغاز کار شاعری خود را از روزنامهء توفیق شروع کرده و توانایی و شهرتشان در شعر مرهون همین روزنامه بوده است.

 

 

 

 

 

مقدمه:

طنز در اصطلاح شکلی از شعر یا نثر است، حکایتی است که از دل پیچیدگیها و مشکلات اجتماعی برمیآید و طنز پرداز آن مسایل را با شوخ طبعی خویش بیان میکند.

طنز بیانگر معایب و مفاسد و رذایل فردی یا گروهی است به شرط آن که باعث انگیزش خنده در خواننده یا شنونده شود.

در تعریف طنز باید گفت طنزگونهای از هجو است با این تفاوت که در هجو به طور معمول زبان گفتاری یا نوشتاری به طور مستقیم مورد عیب و نکوهش قرار میگیرد اما در طنز روش بیان غیر مستقیم است و طنزگو عیبها را فقط به طور کلی برمیشمارد و نمایان میسازد در حالی که شخص یا گروه مورد نظر هدف مضحکه و تحقیر دیگران قرار میگیرند.

از این گذشته طنز صراحت بیان هجو را ندارد طنز عبید آمیزهای است از لبخند و اشک،دشنام،قهر و لطف و نیشخند…

 

 

 

 

 

 

حسین توفیق:

حسین توفیق فرزند نجفعلی میرزا، ۱۴ مهر ۱۲۵۸ در تهران متولد شد. او از همان ابتدا طبع و ذوق شعری داشت وی نیمی از عمر خویش را صرف ترویج معارف و توسعهی ادبیات کرد. او شاعری نکته سنج و روزنامهنگاری حساس بود.

توفیق از درگیری با دربار پرهیز میکرد وی در بهبوحه وقایعی که به کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۲۲ انجامید در مقالهایی با عنوان ( فتنهی رو سیاه) با تندی از شاه محمدرضا پهلوی انتقاد کرد. توفیق به سبب این تندروی مغذوب گردید و در ۲۸ مرداد ۱۳۲۲ دفتر نشریهء توفیق و خانهاش تاراج شد خودش به قلعهی فلک الافلاک در خرم آباد و جزیرهی خارک تبعید گردید و پس از یک سال آزاد شد مشروط بر آنکه فعالیت سیاسی نکند.

پس از کودتا فهرست جرایدی که اجازهی فعالیت داشتند منتشر شد ولی نام مجلهی توفیق در آن نبود، به این ترتیب انتشار توفیق سال ۱۳۳۶ شمسی به مدت ۴ سال و ۷ ماه متوقف شد.

دوران انتشار :

نخستین شمارهی توفیق در ۳۰ اردیبهشت ماه سال ۱۳۰۲ منتشر شد و انتشار آن در ۳ دورهی ناپیوسته ادامه یافت.

*دورهی نخست : از سال ۱۳۰۲ تا ۱۳۱۸ به مدیریت حسین توفیق بود که با درگذشت وی در سال ۱۳۱۸ به پایان رسید.

*دورهی دوم: پس از مرگ حسین توفیق مجلهی توفیق دچار توقف شد و بالاخره از ۱۳۱۹ با مدیریت فرزندش، محمدعلی توفیق دورهی دوم آغاز شد و کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ ادامه یافت.

در این دوره پس از شهریور ۱۳۲۰ با حاکم بودن فضای باز سیاسی و رهایی مطبوعات از اختناق همراه بود. از این رو مطالب توفیق، با حفظ روش فکاهی و طنزامیز خود، همانند اغلب جراید دیگر سیاسی و انتقاد میشد.

*دوره سوم: برادران توفیق: حسن، حسین و عباس توفیق که در دورهی دوم توفیق کاریکاتوریست، نویسنده، شاعر و سردبیر و در سالهای آخر آن دوره گردانندگان اصلی تحریریهی توفیق بودند در ۲۹ اسفند ۱۳۳۶ روزنامهای فکاهی و طنزآمیز به نام (فکاهی) منتشر کردند که به شدت مورد استقبال مردم قرارگرفت.

در این دوره ظاهر نشریه تغییراتی کرد از جمله ؟؟؟؟ رنگی و صفحاتش بیشتر شد.

توفیق در دوره سوم انتشار بسیار موفقیتآمیز نمود و با انتقادات صریح و احساسی بسیار محکم و بیپروا ولی شیرین رونقی بسی بیش از دهه ۱۳۲۰ ه.ش یافت.

موضوعات توفیق:

از موضوعهای همیشگی توفیق ارائه چهرهی نادان و عقبافتاده از نمایندگان مجلس بود که مجلس را نهادی سخیف معرفی مینمود. نخستوزیران نیز دستمایه اصلی کاریکاتورهای توفیق بودند در این دوره علاوه بر کاریکاتورهای سیاسی، کاریکاتورهایی با پیامهای اجتماعی چاپ شد که حکایت از فساد ادارات و دستگاههای دولتی و شرکتها میکرد.

شخصیتهای توفیق:

شخصیتهای اصلی توفیق: کاکا توفیق، گشنیز خانم )عیال کاکا(، معلولی )میمون کاکا( و ملت بود. توفیق پس از ٢-٣ سال
انتقادات طنزآمیز خود را متوجه دولت )خصوص شخصیت نخستوزیر و وزرا ( و وکلا و سناتورها با سیاستهای آمریکا و انگلیس و اسرائیل نماید.

مشی سیاسی توفیق در این دوره، حمایت از ملل محروم بود.چنانکه هنگام جنگ در ویتنام با مطالب و کاریکاتورهای ضد آمریکایی از مردم ویتنام پشتیبانی میکرد .همچنین نشر مطالب ضد اسرائیلی خصوصاً هنگام جنگ اعراب و اسرائیل، در حالی صورت میگرفت که دولت ایران از حامیان اصلی اسرائیل بود.

توفیق هرسال از بین کاریکاتورهای چاپ شده در نشریات کشور، سه کاریکاتور را با مضامین سیاسی، اجتماعی، فکاهی به عنوان بهترین کاریکاتور انتخاب و در شمارهی ویژه )سیزده بدر( چاپ میکرد.

گروه بندی مطالب توفیق و نسبت مندرجات آن به یکدیگر بدینگونه بود:

کاریکاتور ۴۰% – سرمقاله ۳٫۵% – اشعار فکاهی ۱۰% -اخبار و مطالب اشتباهی خندهدار جراید خصوصا دو روزنامه اطلاعات کیهان ۱% انتقاد از (به تعبیر توفیق، انگولک۹ جراید کمتر از ۱% مناجات، جدول فکاهی و ته مقالهها کمتر از ۱% خبرهای شهرستانها کمتر از شعر ۱% (نامههای یک ایرانی) که به صورت مسلسل چاپ میشد ۳٫۵% آگهی به زبان فکاهی و طنز بقیهی آنها نیز مطالب مختلف روز.

توفیق از درج آگهی های دولتی امتناع میکرد، ضمن اینکه هر آگهی غیردولتی را نیز چاپ نمیکرد

 

متن کامل مصاحبه

حسین توفیق، سردبیر نشریه طنز توفیق که در دوره پهلوی منتشرمیشد و همان زمان نیز توقیف شد، پس از سی سال سکوت رسانهای در گفت وگو با ماهنامه مدیریت ارتباطات از دلایل توقیف این نشریه، سانسور مطبوعات در رژیم گذشته، دیدار خود با هویدا، شایعه نجات شاه توسط حضرت ابوالفضل)ع(، دور زدن محدودیتهای طنزنویسی در خصوص مسئولان کشور، ارگان حزب خران و موارد دیگر سخن گفت. او در بخشی از این مصاحبه مفصل با بیان اینکه شادروان حسین توفیق، مؤسس مجله توفیق، در زمان پادشاهی احمدشاه یعنی در سال ۱٣۰۱ امتیاز یک نشریه فکاهی به نام «توفیق»
را گرفت، گفت: تا پیش از قدرت گرفتن رضا شاه، روزنامه فکاهی توفیق انتقادات ملایمی را از دستگاه حاکم صورت میداد اما به تدریج که رضا شاه قدرت گرفت، فضای اجتماعی سیاسی به تدریج بسته شد و کار برای اکثر نشریات، از جمله توفیق بسیار سخت شد. تا سال۱٣۱٧ توفیق مشی انتقادی نداشت و بیشتر با محتوای شعر ، نثر و آگهی به چاپ میرسید. او ادامه داد: مرحوم توفیق را بیخود و بیجهت دو بار به زندان انداختند. چون از روزنامه انتقادی او استقبال خوبی شده بود و طبعا خیلیها روش او را نمیپسندیدند و نمیخواستند این انتقادها وجود داشته باشد. دفعه دومی که وی به زندان افتاده بود، برای اینکه وی را به قتل برسانند، پزشک احمدی را سراغش میفرستند، اما پزشک احمدی پس از معاینه توفیق به آنها میگوید این شخص به بیماری سینه پهلو مبتلا شده و تا یکی دوهفته دیگر خودش خواهد مرد. همان زمان حسین توفیق آزاد شد و پیشبینی احمدی درست از آب درآمد و پس از دو هفته وی فوت کرد. وی با بیان اینکه امتیاز توفیق پس از مرگ حسین توفیق به محمد علیخان توفیق، فرزند او و پس از او به حسن توفیق رسید، درباره شرایط مطبوعات پس از روی کارآمدن مصدق توضیح داد: طبق قانون مطبوعات، دولت اجازه دخالت در مطبوعات را نداشت لذا مصدق هم که نخستوزیر شد، چون انسان قانونمندی بود، همیشه و در همه حال خود را ملزم به اجرای قانون میدانست .برای مثال در زمان تصدیگری مصدق، مخالفان وی یعنی باند انگلیسیها یک روزنامه فکاهی به اسم «کی به کیه»
در میآورند و در آن رکیکترین فحشهای ناموسی را به مصدق میدادند. یک بار که به بدترین نحو ممکن مادر مصدق را مورد هتاکی قرار داده بودند، دادستان تهران پیش مصدق رفته بود و پرسیده بود: «حالا دستور میفرمایید چه کار کنیم؟»
مصدق جواب گفته بود: «من چه کاره هستم ؟هرچه قانون مقدر داشته است، انجام دهید.»
ایشان به هیچ عنوان مسائل شخصی را در اجرای قانون دخالت نمیداد. سردبیر نشریه توفیق در بخش دیگری از این گفت وگو با اشاره به اینکه سانسور مطبوعات در دوران پهلوی همیشه وجود داشته است، اظهار داشت: شدت و ضعف سانسور مطبوعاتی در دورههای مختلف فرق میکرد .در زمان نخستوزیری «اسدالله اعلم»
نمیتوانستیم کاریکاتور نخستوزیر را بکشیم اما در همان زمان هم مثلاً در ماه محرم کاریکاتوری داشتیم و در آن به جای شخص علم به صورت نمادین «ک علم عزاداری را کشیده بودیم و روی آن نوشته بودیم «کتل». کمی آن طرفتر یک دسته مشغول سینهزنی بودند و «کاکا توفیق»
شخصیت نمادین نشریه توفیق روی چهارپایه رفته بود و نوحه میخواند: «که نان ارزان کنم، کو نان ارزانتعمهات به قربانت، عمهات به قربانت، گفتی که مجلس واکنم، کو باغ و بستانتعمهات به قربانت، عمهات به قربانت»
وی اضافه کرد: در زمان نخستوزیری«حسنعلی منصور»
سانسور شدت بیشتری گرفت. در أن زمان در ملاقاتی با امیر عباس هویداکه فکر میکنم وزیر یا معاون نخستوزیر بود، گفتم که توفیق را خیلی خیلی سانسور میکنند و حتی تحمل انتقاد فکاهی را هم ندارند که هویدا گفت : «خب، کاریکاتورمن را بکشید!»
از اتفاق پس از منصور، هویدا نخستوزیر شد. او در اوایل کار، هر هفته به تو فیق تلفن میکرد و ازچاپ کاریکاتورهایش تشکر میکرد.حدود دوسال
که گذشت، هویدا هم به انتقادات حساس شد و سانسور توفیق را تشدید کرد .مثلاً وقتی هویدا به هندوستان میرفت، در فرودگاه گفت که به قصد خدمت به مردم ایران، به هندوستان میرود. ما کاریکاتوری کشیدیم و نوشتیم: «بزرگترین خدمت به مردم ایران این است که بشوی نخستوزیر هندوستان »
وی افزود:هر هفته هنگام چاپ توفیق، ساعت سه -چهار صبح مأمورین سانسور با نردبان وارد چاپخانه میشدند و صفحات توفیق زیر چاپ را میدیدند و سانسور میکردند و این فضا بر مطبوعات حاکم بود. حسین توفیق در پاسخ به این سوال که به جز سانسور چه روش دیگری برای کنترل مطبوعات وجود داشت، گفت: در زمان هویدا به جز سانسور روش دیگری هم باب شده بود و دولت به برخی نشریات پوول میداد و با صاحب آن نشریه شریک میشد و پس از شراکت ، سردبیر و خط مشی آن را مستقیم در
و بی واسطه تعیین میکرد .در سالهای ششم و هفتم صدارت هویدا، فشارها بسیار زیاد شد و به ما هم میگفتند یا باید شراکت با دولت را بپذیرید یا اینکه تعطیل کنید. حتی در مقاطعی با فشار از ما میخواستند که عضو حزب رستاخیز هم بشویم .وی ادامه داد ما به شدت تحت فشار بودیم و میگفتند باید عضو حذب ما شوید.
از طرف دیگر هم میگفتند که چرا عکس اعلی حضرت را در توفیق چاپ نمیکنید و مانند سایر نشریات سفارشی، برای دولت تبلیغات نمیکنید .ما ابتکاری به ذهنمان رسید که توفیق را«ارگان رسمی حزب خران»
معرفی کنیم و دو صفحه از وسط مجله را به نشر اخبار خرکی حزب خران اختصاص دهیم. سردبیر نشریه توفیق در پاسخ به این سوال که چرا قالب طنز را برای گفتن حرفهای مردم انتخاب کرده بودید؟، گفت:در حکومتهای دیکتاتوری، با لطیفه و گوشه و کنایه و طنز و فکاهه بهتر میشود انتقاد کرد .به قول مرحوم حسین توفیق :«چوحق تلخ است، با شیرین زبانی/ حکایت سرکنم، آنسان که دانی»این اشعار همیشگی توفیق بود.گفتنی است پنجمین ماهنامه مدیریت ارتباطات با پروندههایی در خصوص طنز و لطیفه سیاسی، تهاجم بازیهای رایانهای، فلسفه رادیو و از امروز روی کیوسکهای مطبوعاتی قرار گرفته است.

 

بشنو و باور مکن

خوب گردد ملک ایوان، بشنو و باور مکن

راستی با این وکیلان، بشنو و باور مکن

بهر بیکاران کلفت مندزار و خون جگر

کار میگردد فراوان، بشنو و باور مکن

با چنین اوضاع و این بیچارگی و مفلسی

میشود ایران گلستان، بشنو و باور مکن

گر وکیلی گفت من باشم به صدق اندر جهان

روز شب فکر فقیران، بشنو و باور مکن

گر کسی گوید تورا با صد دلیل هوشمند

اهرمن گردد سلیمان، بشنو و باور مکن

گر شنیدستی که هر شب تار و دنبک میزند

زارع مظلوم و دهقان، بشنو و باور مکن

نان سنگک گر سیاه و تلخ و شور است ای عمو

میشود بس خوب و ارزان، بشنو و باور مکن

گر شنیدستی به ما اکنون مواجب میدهند

ز التفات این وزیران، بشنو و باور مکن

شگردهای موجود در این شعر:

۱-شگرد مشابه سازی و نقیضهپردازی یا پارودیسم به این معنی است که در لابهلای این سبک فاخرو و جدی از کلمات و اصطلاحات، گفتگوها ، موضوعات، اوضاع یا شخصیتها اشاراو وقایع امروزی به کار رفته تا خواننده از تناقض بین زبان و محتوا بی اختیار بخندد.

 

برای مثال در این شعر از اوضاع اقتصادی مردم جامعه میگویدو در هر بیت امیدیبه خوب شدن اوضاع میدهد و در آخرهمهی بیتها برای تمسخر میگوید بشنو و باور مکن

٢-شگرد یا تکنیک برعکس گویی:

برای مثال در بیت دوم با وجود بیکاری فراوان میگوید کار فراوان میشود

یا در بیت سوم با وجود اوضاع بد و بیچارگی مفلسی میگوید ایران گلستان میشود

در بیت سوم وکیلی ادعای صداقت در کل جهان میکند و میگوید به فکر فقیران است

در بیت چهارم اهرمن گردد سلیمان

در بیت پنجم میگویدزارع و مظلوم و دهقان هرشب تارو دنبک میزنند

در بیت ششم نان سنگک را بدمزه و گران جلوه داده و میگوید خوب و ارزان میشود

در بیت آخر خوبیهای وزیران را مورد تمسخر قرار داده است.

در شعر مهر دوست

-وه چه نقاش عجب تنگ کشیده دهنش را که نه پیداست دهان میشنوم من سخنش را

برعکسگویی (دهانش معلوم نیست=سخنش را میشنود)

-بیندو از قامت موزون ورا گر چمن آرا به حقیقت دگر او سرو نکارد چمنش را

مشابهسازی (نقیضه پردازی) قامتش آنقدر بلند است که دیگر نیازی نیست در چمن سرو بکارد

 

 

 


 



دیدگاه ها


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *