گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .
گزارش انتشار نسخه جدید
اطلاعات را وارد کنید .
no-img
سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه

طب و پزشکی در تمدن اسلامی - سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه


سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه
adsads

ادامه مطلب

طب و پزشکی در تمدن اسلامی
آذر 12, 1394
786 بازدید
گزارش نسخه جدید

طب و پزشکی در تمدن اسلامی


طب و پزشکی در تمدن اسلامی

علم طب
وقتی طب از دست سریانی ها به دست مسلمین افتاد تحقیق و مطالعه در آن جنبه جدی تر و دقیقتر گرفت . بجای رساله های کوتاه علمی که معمول سریانیها بود ، دائرۀالمعارفهای جامع طبی بوسیله مسلمین تألیف شد . تحقیقات تجربی و مطالعات بالینی هم البته از نظر دور نماند و مخصوصاً در بیماریهای منطقه یی و محلی تحقیقات مسلمین ـ وعلماء قلمرو اسلام ـ اهمیت یافت .

در واقع ، تحقیقات علماء یهود و مسیحی و حتی صائبین هم که در دارالاسلام انجام می یافت و به تشویق و هدایت مسلمین بود. قدیمی ترین رساله یی که در باب چشم پزشکی هم اکنون در دست است رساله ـ یی است از آن حنین بن اسحق . کثرت و شیوع انواع بیماریهای چشم در مناطق واقع در قلمرو اسلام البته سبب عمده بود .

در جلب توجه اطباء اسلام به چشم پزشکی و علوم وابسته بدان . در باب تاریخ چشم پزشکی مسلمین هیرشبرگ آلمانی(hirschberg. geschichet der augenbeilunde bei den) رساله جامعی دارد که حاکی است از اهمیت کارهای مسلمین درین باب .
یک چشم پزشکی جراح در عهد ملکشاه سلجوقی شهرت یافت به نام ابوروح محمد بن منصور که « زرین دست » خوانده می شد و کتاب فارسی او نود العیون کتابی جامع و قابل توجه بود درین رشته از طب . چشم پزشکان اسلام در جراحی چشم پیشرفتهای قابل توجه پیدا کردند . در بین آنها کسانی بودند که آب آوردگی چشم مردی را هم که یک چشم بیشتر نداشت با اطمینان تمام عمل می کردند . در سایر رشته های طب هم مسلمین کارهای ابتکاری انجام داده اند



قدیمترین ملاحظات بالینی برای تشخیص و بیان تفاوت بین آبله و سرخک =(الجدری و الحصبه) رساله یی است که محمد بن زکریای رازی درین باب نوشته است و بیش از وی هیچ طبیبی ـ یونانی یا اسلامی ـ به این نکته برنخورده بود . رازی ـ که نزد اروپائیها Rhazes خوانده می شود ـ طبیب و حکیم ایرانی است که در طب و کیمیا هر دو دست داشته است و اخبار و آثار او حاکی از علاقه او به علوم تجربی است. می گویند وقتی خواست در بغداد بیمارستان بسازد قطعه های گوشت در محله های مختلف شهر آویخت و جایی که کمتر در گوشت آثار عفونت پدید آمده بود آنجا بیمارستان ساخت(این واقعه را درباره ی بنای بیمارستان عضدی نقل کرده اند اما آن بیمارستان مدتها بعد از وفات رازی درست شده است . ظاهرا بیمارستان معتضدی که مربوط به عهد رازی است به سبب شباهت نام بعدها درین مورد با بیمارستان عضدی خلط شده است)

کتاب «حاوی» او بزرگترین و جامعترین کتابی است که در قدیم یک طبیب توانسته است بوجود بیاورد و در واقع یک دائرۀالمعارف بزرگ طبی است شامل اقوال و تحقیقات اطباء یونانی ، سریانی ، ایرانی ، هندی و عرب، بعلاوه تجارب شخصی در باب بیماریهای مختلف . ترجمه لاتین آن جزو کتب درسی طب بوده است و کثرت چاپهای آن حاکی از تداول و نفوذ کتاب است .یک دائرۀ لمعارف طبی دیگر که بوسیله مسلمین تألیف شد عبارت بود از کامل الصناعه مجوسی – علی بن عباس اهوازی – که طب ملکی هم خوانده می شود – به نام ملک دیلمی عضد الدوله . اثر مجوسی که در قرون وسطی وی را Haly Abbas می خوانده اند در اروپا شهرت بسیار یافت ونزدیک پنج قرن مرجع مهم طب بود در مدارس اروپا. تأثیر مجوسی در پیشرفت طب قابل ملاحظه بود و توضیحی که از سیستم عروق شعریه داده بود از جهت تاریخ علم، اهمیت بسیاردارد.

 

اما عظیمترین اثر علمی درطب اسلامی قانون ابن سینا بود که نیز دائرۀ المعارف طبی است و نویسنده در آن اقوال اطباء یونانی ، هندی ، و ایرانی را در انواع معالجات و در مسائل مربوط به تدبیر المأکول بیان می دارد چنانکه از تجارب شخصی هم مواد بسیار به آن مجموعه می افزاید و یا که اقوال یونانیها را نقد می کند و مخصو صاً ازخود بعضی معالجات خاص درباره امراض بیان می کند که حتی امروزه نیز جالب است.
ترجمه لاتینی آن نیز در اروپا مکرر چاپ شده و آنجا در مدتی مدیدتر و طولانیتر از هر کتاب دیگر بمنزله انجیل مقدسی برای اطباء تلقی شد – چنانکه در قرن شانزدهم بیش از بیست چاپ از آن وجود داشت . اطبای اسلامی اندلس هم در پیشرفت طب سهم بزرگی داشته اند . ابن رشد حکیم معروف بود که نشان داد یک تن دوبار آبله نمی گیرد . چنانکه ابن الخطیب اندلسی ( متوفی ۷۷۶) مشهور به لسان الدین که مخصوصاً نزد مسلمین به عنوان ادیب و شاعر و مورخ شهرت دارد و در تاریخ غرناطه و احوال امراء و ادباء اندلس تألیفاتش مشهورست و درطب نیز تبحر داشت ، در دوره طاعونی که اروپا و آسیا معروض این مرگ سیاه ( Black Death ) موحش شده بود در رساله طاعون خویش نشان داد. که این بیماری واگیرست و در اثبات سرایت آن برای اقناع مخالفان نوشت ساری بودن این بیماری ازینجا معلوم می شود که هر کس درین ماجرا با بیمار ارتباط می یابد بدان دچار می شود و هر کس با او تماس ندارد مصون می ماند چنانکه نیز از راه لباس ، ظرف ،گوشواره هم بیماری از یکی به دیگری منتقل می شود

ابن النفیس دمشقی ( متوفی ۶۸۷) که او را ابن ابی الحزم نیز می خوانند حرکت خون را در ریه بیان کرد و بدینگونه قرنها قبل از سروتیوس اسپانیائی که او را کاشف واقعی دوران دم می دانند وی به این نکته پی برد . در جراحی نیز کارهای مسلمین جالب بود و تاحدی ابتکاری . ابوالقاسم الزهراوی که در قرون وسطی نزد اروپائیها Albucacis خوانده می شد چندین اسباب مهم در جراحی توصیف یا اختراع کرد که شرح آنها در کتاب التصریف وی آمده است . در قرن دوازدهم میلادی ، طرز جراحی مسلمین بقدری نسبت بشیوه کار رایج در نزد فرنگی ها کامل بوده است که اطباء عرب چنانکه اسامۀ بن منقذ یک جا از قول یک طبیب مسیحی عرب نقل می کند شیوه جراحی آنها را نوعی قصابی وحشیانه تلقی می کردند .

مسلمین در بعضی رشته های طب تحقیقاتی کردند که بی سابقه بود چنانکه درباره جذام ظاهراً اولین تحقیقات بوسیله آنها شد ، فرق بین آبله و سرخک را اول بار آنها ملتفت شدند ، درباره مامائی و قابلگی خیلی بیش از یونانیها مطالعه کردند . همچنین در استعمال بعضی ادویه ، و پاره یی وسائل معالجه سابقه آنها محقق است . پزشکان اسلامی در معالجه بسیاری بیماریها بر لزوم استفاده از طبیعت مریض ،مخصوصاً تأکید می کردند . در ترکیب ادویه ، درست کردن شربتها ، مرهمها ، مشمعها و معجونها مهارت کم نظیر نشان داده اند . بعضی معالجات آنها در امراض جسمانی یا روحی ابتکاری بود . ابن سینا در معالجه یک بیمار که به نوعی شخصیت مضاعف مبتلا بود و خود را گاو می پنداشت طریقه یی جالب بکار برد که در چهار مقاله آمده است . ابوالبرکات بغدادی مالیخولیای بیماری را که تصور می کرد خمره یی بر روی سر دارد ، با لطف و ظرافت طوری علاج نمود که بیمار یقین کرد خمره یی را که روی سر داشت طبیب شکست .

ابن زهر اندلسی یبوست مزاج را به وسیله انگوری معالجه می کرد که تاک آن را با آبی که دارای دوای مسهل بود آبیاری کرده بود . در باب خرد کردن سنگ مثانه ابوالقاسم الزهراوی شیوه خاصی داشت .در جراحی نیز پزشکان اسلامی از اهمیت دوای بیحسی واقف بودند و در عملهای دردناک اول بیمار را با بذر البنج بیحس می نمودند و بعد از آن به عمل کردن وی مبادرت می کردند . بسیاری از اطباء اسلامی به تجارب شخصی اهمیت بسیار می دادند . علاقه رازی به ضبط مشاهدات بالینی نیاز به تذکر ندارد . وی به استناد همین تجارب شخصی مکرر با متقدمان به مخالفت برخاسته است . تجارب شخصی ابن سینا هم در قانون مکرر ذکر شده است . یو حنا بن ماسویه و هبۀ الله بن سعید که تربیت یافتگان طب اسلامی بوده اند بارها تأکید کرده ـ اند که آنچه با تجربه منطبق نباشد معقول نیست . طب اروپا ، دین زیادی به طب اسلامی دارد . حتی مدتها بعد از شروع رنساس هم اروپا از طب اسلامی استفاده می کرد ، در سال ۱۵۸۸ در شهر فرانکفورت Frankfurt am Oder قانون ابن سینا و قسمتی از کتاب المنصوری رازی جزو برنامه رسمی مدارس طب بود . درقرن هفدهم در فرانسه و آلمان هنوز اطبائی بودند که کارشان بر اساس طب عربی بود – یعنی اسلامی . در چشم پزشکی ترجمه تذکرۀ الکحالین علی بن عیسی بغدادی و بعضی دیگر از کحالان اسلامی هنوز تا اواسط قرن هجدهم در انگلستان مقبول بشمار می آمد. بعضی انواع آب آلودگی چشم را در انگلستان تا ۱۷۸۰و در آلمان حتی تا ۱۸۲۰ هنوز از روی شیوه جراحان اسلامی عمل می کردند(meierhof.m. science and medicine in legacu of islam 8th ed./353) شاید امروز بعضی چنان پندارند که نظریه «بهداشت به وسیله ورزش» یک تئوری جدیدست در صورتیکه ابن سینا در کلیات قانون درین باب با دقت و تفصیل تمام سخن گفته است . به عقیده وی ورزش چنانچه مطابق دستور و در موقع خود انجام شود ممکن است جای علاج را می گیرد،

ابن سینا انواع ورزشها را از شدید و خفیف شرح می دهد و توصیه می کند که ورزش گونه ـ گون باشد و در آن نباید دایم به یک نوع خاص اکتفا کرد . بعلا وه هر نوع مزاج و هر درجه از صحت نیز مقتضی ورزش خاصی است که برای نوع و در جه دیگر مناسب نیست .
***
درست است که احترام شخص میت – در اسلام و همچنین در آئین مسیح – تشریح و قطع عضوی را تجویز نمی کنند اما گهگاه بعضی امکانات اتفاقی وغیر مترقبه مطالعه در اندامها و استخوانها را برای آنها تسهیل می کرده . فی المثل یک جا توده های کثیر استخوان که در محلی در بیرون یک شهر پیدا می شده است برای یک طبیب فرصتی پیش می آورده است برای بررسی در استخوان بندیها . بهمین سبب ، با وجود موانع ، آشنایی مسلمین با دقایق تشریح – در حدود امکانات آنها – بهر حال از حدود معلومات جالینوس و یوناینان بالاتر بود واز جمله در طب منصوری رازی ،قانون ابن ـ سینا ، و کتاب الملکی علی بن عباس آمده است دارای تفصیل و تحلیل قابل مل حظه یی است . تشریح مسلمین ، تا حدی مثل قدما،جنبه غائیت دارد .
با اینهمه ، مشکلی را که منع تشریح انسانی برای پیشرفت طب اسلامی پیش می آورد مطالعات بالینی بیمارستانها تا حدی جبران می کرد .

 

 

 

بیمارستان
بیمارستان را مسلمین با حذف جزو اول نام فارسی آن به شکل مارستان ظاهراً از ایران عهد ساسانی اخذ کردند – از بیمارستان جندیشاپور. بیش از سی بیمارستان مشهور را در قلمرو اسلام ذکر کرده اند که در واقع مراکز علمی بوده اند و بهداشتی . اولین بیمارستانی هم که مسلمین تأسیس کردند ظاهراً در دوره هارون الرشید بود. و به سبک بیمارستانهای ایران . درطی یک قرن تعداد بیمارستانها به پنج رسید .
حتی بعدها بیمارستان سیار هم تأسیس شد که شامل ادویه و اشربه جهت بیماران دور افتاده بود ، و درین مورد نیز به غیر مسلمین، هم مثل مسلمین توجه می شد . مورخین اسلامی اطلاعات مفیدی درباره این بیمارستانها ، تعداد اعضاء، مستمریهای اطباء و کارکنان ، و بودجه آنها بدست می دهند .بیمارستان ری که رازی قبل از عزیمت ببغداد متصدی آن بود از مدتی پیش وجود داشت و مؤسسه وسیعی بود .

بیمارستان رازی ترتیبی داشت مبتنی برسلسله مراتب اطباء ؛ در مواردی که اطباء تازه کار می توانستند بیمار را علاج کنند به استاد رجوع نمی شد اما بهرحال ملاحظات بالینی را استاد با نهایت دقت جمع می کرد . بیمارستان عضدی در هنگام تأسیس بیست و چهارطبیب داشت و شامل کحالان ، جراحان ، و مجبران ، (= شکسته بندان ) هم می شد . درین بیمارستان دروس طب و اقرا باذین ( =وصف ترکیب ادویه) القاء می شد و اطباء کشیک شبانه هم داشتند . حتی بموجب اطلاعات موجود ، مقرری یک طبیب آنجا – نامش جبرئیل بن عبیدالله – برای هفته یی دو شبانه روز که کشیک داشت ماهانه سیصد درهم بود . بیمارستانهای اسلامی غالباً مبتنی بر اوقاف اهل خیر بود و با این وجود چنانکه یک جا ابن ابی اصیبعه وصف می کند گهگاه نیز در طرز خرج و مصرف شکایتهایی وجود داشت برای تیمار دیوانگان هم دارالمجانین وجود داشت و ابوالعباس مبرد یک تیمارستان را در دیر حزقل بین واسط و بغداد نقل می کند که در عهد متوکل دید . بعلاوه ، د ر امر زندانها مراقبت می شد و علی بن عیسی وزیر معروف در تفتیش و نظارت زندانیها بوسیله اطباء اصرار و تأکید می کرد حتی پرستاران زن هم در موقع لزوم مراقبت می نمودند .

در بیمارستان عضدی که هنگام مسافرت ابن جبیر هنوز مثل یک قصر سر بر افراشته بود به تمام بیماران دارو و غذای رایگان می دادند. نورالدین زنگی ( ۶۹-۵۴۱ ) از محل فدیه یک شاهزاده صلیبی بیمارستان مجهزی در دمشق بنا کرد . در مصر – که احمد بن طولون در قدیم بیمارستان ناصری . دربیمارستان منصوری که سلطان قلاوون احداث کرد غیر از وسائل و اسبابی که برای تفریح یا استفاده بیماران مختلف در بخشهای گونه گون حاضر بود به بیمارانی که مبتلا به بیخوابی بودند ، هم موسیقی ملایم عرضه می شد هم قصه های قصه گویان .بعلاوه، به بیماران بهبود یافته ، در هنگام خروج مبلغی هم داده می شد تا بیمار بعد از خروج بلافاصله بزحمت نیفتد .

حتی درباب اداره و ترتیب بیمارستانها و اوصاف و شروط آن نیز مسلمین کتابهائی تألیف کردند . در واقع ، ترتیب همین بیمارستانها بود که بوسیله اطباء و علماء فرانسه و ایتالیا تقلید شد و بیمارستانهای امروزی اروپا از آن بیرون آمد .
منبع:برگرفته از کتاب کارنامه اسلام،عبدالحسین زرین کوب

 

 

 

 

 

 

 

 

 

(پزشکان دیگری که نقش مهمی در پیشرفت فرهنگ و تمدن اسلامی داشته اند)

 

در بین پزشکان ایرانی ، پزشکی به نام سید اسماعیل جُرجانی ، از شهرت خاصی برخوردار است . ” اسماعیل بن حسین محمد جرجانی ” ، معروف به سید اسماعیل جرجانی ، در گرگان متولد شد . وی به خوارزم سفر کرد و سرانجام در سال ۵۳۱ هجری قمری در مرو درگذشت . جرجانی منشاء بوجود آمدن رویکردی جدید در طب ایرانی شد و آن ، نگارش آثار پزشکی به زبان فارسی بود که پیش از جرجانی بسیار اندک بوده است . به بیان دیگر ، نوشته های جرجانی ، به منزله سنگ بنایی برای تهیه آثار پزشکی به زبان فارسی محسوب می شود .

درمیان آثار جرجانی ، ” ذخیره خوارزمشاهی ” از اهمیت ویژه ای برخوردار است . این کتاب ، یکی از بزرگترین کتب طبی به زبان فارسی است . ذخیره خوارزمشاهی ، دایره المعارفی از بخش های گوناگون پزشکی است . این کتاب شامل بیماری شناسی ، داروشناسی ، گیاه شناسی و بخش های پایه برای درمان بیماریهاست .

علاوه بر این ، در این کتاب به بهداشت بدن و دستورات غذایی اشاره شده و اموری که شخص باید طی یک سال انجام دهد ، از قبیل خون گرفتن ، بهداشت دندان و موارد دیگر را توضیح داده است . ذخیره خوارزمشاهی که مجموعه ای از ده کتاب است ، از همان موقع نگارش به عنوان اثری بزرگ و پرحجم شناخته می شد . ذخیره خوارزمشاهی از فارسی به زبان عبری نیز ترجمه شده است .

جُرجانی در طیف گسترده ای از علوم اسلامی ، مانند فلسفه ، منطق و پزشکی ، آثاری را به زبان های فارسی و عربی تالیف کرده است ، به گونه ای که می توان او را در زمره پرکارترین پزشکان ایرانی به شمار آورد . ذخیره خوارزمشاهی ، از نظر جامعیت و غنای علمی ، تنها با کتاب قانون ابن سینا ، قابل مقایسه است . این کتاب ، مورد عنایت محققان معاصر تاریخ پزشکی در ایران قرار گرفته است . بخش هایی از این کتاب عظیم جرجانی ، تاکنون بارها در ایران به چاپ رسیده و به عنوان منبع و موضوع پایان نامه های متعدد قرار گرفته است .

جرجانی هم پزشک دربار قطب الدین محمد خوارزمشاه بود و هم داروخانه شهر تحت نظر او قرار داشت . به قول ابن ِ ابی اُصَیبعه – پزشک معروف دمشقی – ، جرجانی پزشکی بزرگ و دارای شایستگی های بسیار و علم فراوان بود و ریاست داروخانه خوارزم را که شغل پردرآمدی بود ، بر عهده داشت . این فعالیتها ، مانع از آن نمی شد که جرجانی تالیف کتاب خود را ادامه دهد . جرجانی خود در این باره گفته است که اشتغال در داروخانه ، تمام وقت او را می گرفته و مانع از آن می شده است که آخرین کتاب خود – جلد دهم ذخیره – را بنویسد . زیرا شمار کسانی که برای معالجه نزد او می آمدند ، بسیار بود . این کار ، فرصت لازم و فراغت فکری مناسب برای او باقی نمی گذاشت .

 

با این وجود ، جرجانی دائره المعارف خود را با کتاب مربوط به داروشناسی و داروسازی به پایان رساند . او در سال ۵۰۶ قمری ، خلاصه ای از آن دائره المعارف را به فرزند سلطان خوارزم تقدیم کرد . لازم به ذکر است که جرجانی ، طبیب مخصوص او بود . کتاب دیگر جرجانی معروف به ” یادگار ” است که شامل یک دوره از علم پزشکی و داروسازی است .

در پیشرفت فرهنگ و تمدن اسلامی ، مرز و نژاد معنایی ندارد . چنانکه شاهدیم دانشمندان مسلمان از اقصی نقاط جهان اسلام ، خدمات ارزنده ای را به جهان علم تقدیم کرده اند . در سوریه و مصر نیز دانشمندان و پزشکان بسیاری در زمینه طب و پزشکی به فرهنگ و تمدن اسلامی خدمت کردند .

” ابن نفیس ” که در منابع عربی معمولاً به ” القُرَشی ” معروف است ، فقیهی معروف و نیز نویسنده ای پرکار در زمینه پزشکی بود . او در نزدیکی شهر دمشق به دنیا آمد و پزشکی را در بیمارستان بزرگ دمشق فرا گرفت . وی پس از چندی به مصر عزیمت کرد و در بیمارستانی در آنجا به تدریس و طبابت پرداخت . ابن نفیس به سبب کسب تجربیات بسیار درزمینه پزشکی ، به منصب های مهمی دست یافت . این مناصب ، اختیارات مهمی را درباره رسیدگی به امور پزشکان ، به وی عطا کرد . وی تالیف دایره المعارف پزشکی بزرگی با نام کتاب ” الشامل فی الصناعه الطّبیه ” را آغاز کرد . قرار بود این دایره المعارف بیش از سیصد جلد شود ، اما فقط هشتاد جلد آن توسط ابن نفیس تکمیل شد . بخش هایی از این تالیف در نه نسخه خطی محفوظ مانده است که یکی از آنها به خط خود اوست .

نظر کارشناس محترم برنامه آقای محسنی درباره ابن نفیس:
“ابن نفیس در زمینه پزشکی نوشته ها و تحقیقات گرانقیمت و ارزشمندی دارد. او شرحهای مختلفی بر کتابهای دانشمندان نوشته است و درباره چشم پزشکی و همچنین کتابهای دیگر تحقیقاتی انجام داده است. کتاب المسائل فی الطب اثر حنین بن اسحاق و امثال او را شرح داده است و کتاب قانون را که در حقیقت تلخیص کرده و اسمش الموجز است یکی از پرخواننده ترین کتابها و نوشته هایی است که ابن نفیس در آن قلم فرسایی کرده است. همچنین شرح کاملی بر کتاب قانون نوشته است که کاری بسیار معتبر و ارزشمند در نوع خودش است.

ابن نفیس شرح جداگانه ای درباره کالبد شناسی انسان نگاشته است . خوشبختانه این اثر در چندین نسخه باقی مانده است . او در این کتاب ، گردش ریوی خون را حدود سه قرن قبل از اینکه اروپائیها آنرا کشف کنند بطور بسیار روشن و شفاف توصیف کرده است که دانشمندان اروپایی بعدها موفق به این کشف شدند و دسترسی پیدا کردند. او در این پژوهش بطور شجاعانه و بی باکانه ، خاطرنشان ساخت که جالینوس حکیم کاملاً در اشتباه بوده است که می پنداشته است که خون از یک طرف قلب به سوی دیگر آن می رود . ابن نفیس معتقد بود که خون از بطن راست و از راه ورید به ریه می رود و پس از آنکه در ریه با هوا آمیخته شد ، از راه وریدی دیگر به بطن چپ رفته و از آنجا در سراسر بدن پخش می شود . این کشف ابن نفیس پدیده مهمی در تاریخ پزشکی بشمار می آید در حقیقت کنار هم قرار دادن آرای ابن نفیس ، فارابی ، ابن سینا و چند پزشک مسلمان دیگر در مورد نظریات پزشکی جالینوس نشان دهنده این است که دانشمندان مسلمان بطور بسیار جدی بدنبال طرح مدلی بودند که این مدل غیر از مدل جالینوسی در پزشکی باشد در حقیقت در این کار هم توفیقاتی داشتند و و خدمات بسیر ارزنده ای به جهان اسلام و جامعه بشریت انجام داده است.”

ابن نفیس به عنوان پزشکی تجربه گرا و اهل نظر ، یکی از بزرگترین کشفیات پزشکی را صورت داد . از این رو ، او در قرون گذشته بین نویسندگان مسلمان به ” پیشوای پزشکان ” ، و بین پژوهندگان معاصر تاریخ پزشکی ، به ” جالینوس عرب ” مشهور است . ابن نفیس سالیانی از عمرش را در قاهره گذراند و سرانجام در سال ۶۸۷ هجری قمری در این شهر درگذشت . وی پیش از وفات ، خانه و کتابخانه اش را به بیمارستان منصوری در قاهره اهداء کرد.

 

 

 

پزشکی در جهان اسلام

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد

نخستین صفحه کتاب ابن‌نفیس در طب اسلامی

  

طب اسلامی یا پزشکی اسلامی یکی از مشهورترین و شناخته‌ترین جنبه‌های تمدن اسلامی در جهان است و یکی از شاخه‌های علم است که مسلمانان در آن پیشرفت‌های بسیاری داشته‌اند. این مکتب پزشکی، که در آغاز تاریخ اسلام پدید آمد، نه تنها به خودی خود ارزشمند است، بلکه پیوسته نزدیکی با دیگر دانش‌ها و به ویژه دانش فلسفه (طبیعیات فلسفه) داشته‌است. به همین دلیل‌است که از گذشته، در جهان اسلام، مرد حکیم پزشک نیز بوده است و فیلسوف و پزشک هر دو را با نام حکیم می‌خوانده‌اند.

محتویات

 

زمینه تاریخی پزشکی اسلامی

‍به نظر می رسداز علل توجه مسلمانان به دانش طب، توجه پیشوایان دین اسلام به این دانش ارزشمند است. در حدیثی از پیامبر اسلام دانش طب همسنگ با علم دین و در کنار آن مورد توصیه قرار گرفته است.[۱]

مکتب طب ایرانی شاخه ای مجزا از پزشکی اسلامی است و بر اساس دانش طب اخلاطی می باشد.

 

آبشخور پزشکی اسلامی

پزشکی اسلامی، همچون ترکیبی از سنت‌های پزشکی یونان باستان به ویژه سنت‌های بقراط و جالینوس با نظریه‌ها و جنبه‌های عملی پزشکی ایران باستان و هند باستان در زمینه کلی اسلام به وجود آمد. بنابراین این طب جنبه ترکیبی دارد، و از پیوستگی برداشت‌ها و معاینات مکتب بقراطی با روش فلسفی و نظری جالینوس، و افزودن دانسته‌های پیشین پزشکان ایران‌زمین و هندوستان و نیز احادیث مربوط به پزشکی در عالم اسلام پدید آمده‌است. از این گذشته، پزشکی اسلامی همواره با کیمیا پیوستگی نزدیک داشت.

 

طب النبی

اسلام، درباره اصول کلی پزشکی و بهداشت دستورهایی به پیروانش داده است که می‌توان از این دستورها به عنوان یکی از پایه‌های علم پزشکی اسلامی یاد کرد. احادیثی از پیغمبر اسلام درباره سلامت، بیماری، بهداشت و مسایل دیگر مربوط به پزشکی نقل شده‌است. از بیماری‌هایی چون جذام،ذات‌الجنب، ورم چشم و نظایر آنها ذکری شده‌است. مجموعه گفته‌های پیغمبر اسلام درباره طب را بعدها نویسندگان اسلامی تدوین کردند و بر آن شرح‌ها نوشتند و این مجموعه‌ها به نام طب‌النبی معروف گردید. در آغاز جلد چهارم احادیث صحیح بخاری، دو کتاب آمده‌است که در ۸۰ باب آن احادیث مربوط به بیماری‌ها و درمان‌ها نقل‌شده است. در بین مسلمانان شیعه، امام ششم؛ جعفر صادق برای سخنان طبی مشهور است که همه رنگ دینی و مذهبی دارد.

 

مکتب جندی‌شاپور

حلقه ارتباط میان پزشکی اسلامی و مکاتب دیگر را باید در مدرسه جندی شاپور جستجو کرد. جندی‌شاپور، که جایگاه آن نزدیک شهر اهواز کنونی در ایران بوده، در زمان ساسانیان مرکز کسب دانش شد. در این دانشگاه، پزشکان نسطوری به آموختن پزشکی یونانی می‌پرداختند و در عین حال اندیشه‌های زردشتی و پزشکی محلی ایرانی تاثیر فراوانی بر درس‌های این دانشگاه داشت. به علاوه، در زمان انوشیروان عادل، که برزویه پزشک به پیشنهاد بزرگمهر به هندوستان سفر کرد، برزویه نه تنها کتاب کلیله و دمنه را با خود به ایران آورد، بلکه بسیاری از اطلاعات پزشکی هندی و چند تن از پزشکان مشهور و زبردست آن سرزمین را نیز همراه خویش به ایران آورد. برزویه پزشک همچنین کتابی به نام دانش هندیان نوشت که توسط مسلمانان به عربی و در سال ۴۶۲ هجری/۱۰۷۰ میلادی توسط شمعون انطاکی از عربی به یونانی ترجمه شد. مدرسه جندی‌شاپور بدین ترتیب محل دیدار و به هم پیوستن دانش‌های پزشکی یونانی، ایرانی و هندی با یک‌دیگر بود. در آغاز اسلام، مدرسه جندی‌شابور به اوج شهرت رسید، و تا دوره عباسیان، که پزشکانی را از آنجا به بغداد بردند، ادامه یافت.

 

نخستین پزشک مسلمان

حارث بن کلده ثقفی، پزشک اهل طائف، شاید نخستین عربی باشد که بتوان او را پزشک نامید. گویا پرورش وی در طائف که فرهنگی کم و بیش متفاوت از دیگر نواحی عربستان داشت، در علاقمندی وی به آموختن پزشکی مؤثر بوده است. وی در ایران (قاعدتاً در جندی شاپور) و یمن (احتمالاً زیر نظر ایرانیان آنجا مشهور به ابناء) پزشکی آموخت. گفته‌اند که خسرو انوشیروان او را بار داد و از وی دربارهٔ بنیاد پزشکی پرسید، حارث نیز پاسخ داد و پرهیز و خویشتن‌داری از شکم‌بارگی که همانا نگاهداری دو لب و آرام به کار بردن دو دست است!

رساله‌ای نیز با عنوان المحاورات فی الطب بینه و بین نوشیروان به حارث منسوب است. از سوی دیگر گفته‌اند که پیامبر اکرم (ص) زمانی از او خواست که سعد ابن ابی وقاص را درمان کند و هنگام مرگ عمر نیز بر بالین وی حاضر شد سرانجام با معاویه، یا به قولی علی (ع) نیز دربارهٔ مباحث پزشکی سخن گفت. نضر فرزند یا به عبارت ابن خلّکان پسر خواندهٔ حارث نیز پزشک بود. وی به رغم خویشاوندی با پیامبر، از دشمنان سر سخت او بود و پیامبر نیز پس از آنکه نضر در جنگ بدر به اسارت در آمد، فرمان داد تا او را بکشند. ابن اسحاق مورخ، درباره وی گفته است که کتاب‌های ایرانی را می‌خوانده است و اگر حَبّ «ابن حارث» که ابن سینا ترکیب آن را یاد کرده واقعاً از آن وی باشد، باید گفت که به واقع با داروهای ایرانی آشنا بوده است. در میان صحابهٔ پیامبر نیز از شخصی به نام ابورمثه تمیمی (رفاعه بن یثربی) که گویی جراحی (قاعدتاً در حد دوختن زخم و بیرون آوردن برخی اشیاء خارجی از آن) می‌دانسته یاد شده است.

ابن اثال و ابوالحکم (پدر حکم دمشقی و پدربزرگ عیسی بن حکم مشهور به مسیح که هر دو پزشکانی پرآوازه بودند) دو پزشک مسیحی دربار معاویه و بسیار مورد اعتماد وی بودند. گویند که معاویه با زهرهای ساختهٔ ابن اثال برخی دشمنانش را از میان برداشت.

 

مدرسه اسکندریه

در آغاز دوره اسلامی، سنت پزشکی یونانی در اسکندریه ادامه داشت که زمانی بزرگ‌ترین مرکز علم یونانی و مصری بود. پس از فتح مصر به دست مسلمانان هنوز این سنت پزشکی زنده بوده‌است. در منابع اسلامی، از یوحنای نحوی، اسقف یعقوبی اسکندریه، نام برده‌شده‌است که مورد احترام تمام عمروعاص فاتح مصر بوده‌است.

 

ترجمه های طبی

در دوران ترجمه، متون پزشکی از پهلوی، یونانی و سانسکریت به عربی ترجمه شدند. حنین بن اسحاق، بیشتر متون پزشکی و از جمله صد رساله از جالینوس را به فارسی ترجمه کرد.

 

تالیفات طبی مسلمانان

بزرگ‌ترین اثر طب به زبان عربی از محمد بن زکریا رازی است که به الحاوی مشهور است. ابن‌سینا نیز چند تألیف طبی به زبان عربی نوشت، از آن جمله کتاب قانون در طب بود.

 

شهرت طب اسلامی در خارج از مرزها

تحقیقات پروفسور Lee Hee-soo حاکی از وجود ارتباطات اقتصادی فرهنگی بین ایران و دودمان سیلا در کره بوده است. در یکی از این موارد وی به درمان آبله یکی از درباریان توسط پزشکان ایرانی مسلمان در سال ۲۵۸ هجری شمسی اشاره می کند.[۲]

 

 

 

اهمیت نقش پزشک و جایگاه طبابت در دین مبین اسلام واخلاق در پزشکی

اهمیت نقش پزشک و جایگاه طبابت در دین مبین اسلام

هر اندازه موضوع علمی پراهمیت و هدف آن مقد ستر باشد، آن علم هم از

ارزش و اهمیت بیشتری برخوردار خواهد بود. موضوع دانش پزشکی بدن انسان، و

هدف آن تأمین سلامت و تندرستی آدمی است، و اهمیت این موضوع و هدف از

دیدگاه اسلام بر کسی پوشیده نیست؛ زیرا اسلام تا آنجا به سلامت انسان اهمیت

می دهد که اگر تکلیف واجبی به تندرستی آدمی لطمه بزند، نه تنها انجام آن از

نظر شرع لازم نیست، که در چنین شرایطی انجام آن حرام خواهد بود.

 

در اسلام، علم پزشکی همتای علم دین، ارزشمند به شمار آمده است؛ چنان که

دانش بر دو نوع است: دانش دینی و دانش بدن و » : امام علی علیه السلام فرمود

که اولی در تعدیل و سلامت روح آدمی می کوشد و دومی برای «. سلامت آن

تندرستی و صحت جسمی انسان تلاش میکند. پزشکی حرفه ای است که در هیچ

دوره ای، مردمان از آن بی نیاز نبوده و نیستند. تا دنیا، دنیاست، بیماری در آن

فراوان یافت می شود و بیماران هم چاره ای جز مراجعه به پزشک و درمان ندارند.

حضرت امام صادق علی هالسلام در حدیثی گهربار، مردمان را از سه گروه بی نیاز

اهل هیچ سرزمینی از وجود سه طایفه و گروه که در » : نمی داند، ایشان می فرماید

کار دنیا و آخرتشان به آنان پناه برده می شود، بی نیاز نیستند و اگر آن ها را نداشته

باشند، بی بهره و سرگردان می شوند: فقیه دانشمند پرهیزکار، زمامدار نیکوکارو

«. مورد اطاعت، و پزشک ماهر و مورد اعتماد ۸

 

نکته جالب در این فرمایش گرانقدر، این است که فقیه امور آخرتی مردمان را

عهده دار است، زمامدار هم امور دنیایی آنها را سر و سامان م یبخشد و پزشک با

تامین سلامت جسمی مردمان، آنها را برای امور دنیوی و اخروی آماده و سرحال

نگه می دارد.

 

با توجه به اینکه، علم پزشکی به درمان بیماری و حفظ سلامت انسان می

پردازد، پزشک باید خصوصیات و ریزه کاری های نظام خلقت را در بدن مورد

مطالعه قرار دهد. بنابراین در طول دوران آموزش و حتی در هنگام درمان بهطور

مداوم با پیچیدگی های نظام هستی سرو کار دارد و این مسأله باعث می شود که

پزشک بیش از سایر افراد توجه به عظمت الهی داشته باشد. زمینه سیر و سلوک و

کسب معنویت برای او فراهم تر است؛ لذا حرفه پزشکی بیشتر از سائر حرفه ها

و من احیاها …» : انسان را با خدا مرتبط می کند.

خداوند در قرآن می فرماید

یعنی هرکس انسانی را زنده نماید گویا به همه «… فکانما احیا الناس جمیعا ۹

انسانها حیات بخشیده است. اطلاق آیه شریفه که شامل حیات جسمانی و مادی هم

می شود، جنبه الهی و ماوراء طبیعی کار پزشک را بیان می کند. خصوصا با توجه

به اینکه بسیاری از اسرار خلقت بر انسان پوشیده است و علیرغم پیش بینی های

پزشکی مسیر درمان و معالجه بیمار مسایلی اتفاق می افتد که باعث می شود انسان

به عظمت خداوند پی ببرد.

در روایات اسلامی این نکته نیز آمده است که کار

طبابت را خود خداوند انجام می دهد و طبیب واقعی خود اوست. پیامبر گرامی

الله الطبیب بل انت رجل رفیق ۱۰ » : اسلام (ص) خطاب به فرد پزشکی فرمودند

یعنی خداوند طبیب است و تو رفیق مهربان هستی. این حدیث و احادیث «…

مشابه آن به این حقیقت اشاره می کند که معالجه کننده واقعی ذات اقدس الهی

است.

بنابراین پزشک باید توجه کند که کار و حرفه او ابزار دست خداوند است

و در واقع دست خدا به او نیرو و توان معالجه می دهد و اگر طبیب به این مسئله

توجه کند در تمام مراحل معالجه خدا را می بیند. در قرآن کریم از قول حضرت

یعنی و هنگامی که بیمار می « و اذا مرضت فهو یشفین ۱۱ » : ابراهیم آمده است که

شوم او مرا درمان می کند.

میتوان گفت طبیب تجلی اسم شافی خداوند است که

در عالم ملک ظهور کرده است. از این نظر حرفه پزشکی در اسلام حرفه ای

مقدس است.

پیشرفتهای علمی بشری زمانی برای نوع بشر مفید و ثمربخش است که از

پشتوانه اخلاقی برخوردار باشد. علم و تخصص بدون بهره مندی از اخلاقیات

پاسخگوی نیازهای فطری بشر نبوده و گاهی نقض غرض است، زیرا هر نوع

پیشرفت باید دارای جهت و هدف باشد و اخلاق به پیشرفت علمی جهت و هدف

می بخشد.

پیشرفت علمی عاری از مکارم و سجایای اخلاقی حرکت در تاریکی

است. اخلاق چراغ هدایت هر حرکت محسوب می شود.

 

در عرصه پزشکی نیز این حکم صادق است و اساسا حرکت طب بر محور

اخلاق بوده و پای ههای آن بر مبانی اخلاقی استوار است. کوشش برای نجات جان

انسانها و اعاده حیات و سلامت به آنان و درمان بیماریها و تشفّی و تسکین آلام

دردمندان و تلاش در بقای نسل و سالم سازی محیط انسانی خود از ارزشهای

اخلاقی است

 

 

 

 

 

 

 

 

پزشکی در تمدن اسلامی

پیشینه علم پزشکی در اسلام به زمان پیامبر اکرم(ص) و خصوصاً در عهد دولت الهی ایشان در مدینه باز می‏گردد. دستورات موءکد قرآن و توصیه‏های فراوان پیامبر(ص) در خصوص رعایت بهداشت و نظافت که آن‏را جزئی از ایمان دانسته است، مضاف بر احکام کثیری که برای پاکی موءمن، طهارت، دوری از پلیدی و نجاست صادر گردیده است.

روایات طبی معصومین

بازدید:۱۶۲۸

۱۳:۵۳ ۱۳۹۰/۸/۱۰

ادامهHYPERLINK “http://kolnegar.basijmed.ir/Content/Content.aspx?PageCode=24693”

 
 

پیشینه علم پزشکی در اسلام به زمان پیامبر اکرم(ص) و خصوصاً در عهد دولت الهی ایشان در مدینه باز می‏گردد. دستورات موءکد قرآن و توصیه‏های فراوان پیامبر(ص) در خصوص رعایت بهداشت و نظافت که آن‏را جزئی از ایمان دانسته است، مضاف بر احکام کثیری که برای پاکی موءمن، طهارت، دوری از پلیدی و نجاست صادر گردیده است. به‏طور کلی دستور العمل‏های دینی برای مواجهه انسان با طبیعت، جامعه و خویشتن، افقی را فرا روی انسان هر عصر می‏گشاید که توجه او را ضرورتاً به سلامت جسم و جان خویش معطوف می‏دارد.

دسته بندی آیات و اخبار منقول از معصومین(ع) در زمینه موضوعات مذکور، به تدوین چندین کتاب مستقل و مفصل خواهد انجامید که البته بخشی از آن نیز صورت پذیرفته است. در این باب، توصیه‏های موءکد بهداشتی و درمانی نبی‏اکرم اسلام(ص) و امامان معصوم(ع) به صورت مجموعه‏های پزشکی ویژه‏ای مدون شده که از آن میان طب‏النبی، طب الصادق و طب الرضا مشهور است. البته تذکر این معنا بی مناسبت نیست که تعلیمات الهیِ اولیای دین از آنجا که ناظر به سعادت دنیوی و اخروی انسان بوده است، لا جرم ناظر به سلامت جسمانی او نیز گردیده است؛ ولی تفکیک و تمایز شأن پزشک از شأن اولیای دین در بسیاری از روایات مورد تأکید قرار گرفته و خود آن بزرگواران، برای تعلیم عملی پیروان خویش، به پزشکان مراجعه می‏کردند. چنانچه

«حارث بن کلده» پزشک معاصر رسول اکرم(ص) طرف توجه فراوان بود. حضرت و اولیای دین بارها به مردمی که برای شفای بیماری خود ملتمس دعا بودند، توصیه می‏کردند که علاوه بر دعا، حتماً به پزشک مراجعه نمایند. تأکید مکرر قرآن و عترت بر تعقل، تفکر، تدبر و آموختن علم از گهواره تا گور، موجب رغبت مسلمانان به علوم‏معنوی و مادی ـ از جمله پزشکی ـ گردید و نهضت عظیم تألیف و ترجمه کتب دینی و علمی را پدید آورد. فقط ترجمه کتب علمی از زبان‏های سنسکریت، پهلوی، یونانی، سریانی و عبری ـ که کوشش همگانی وسیعی در مدت دویست و پنجاه سال(۱۲۵ ـ ۳۷۵). به شمار می‏رود ـ بی سابقه‏ترین حرکت فرهنگی را در تاریخ بشر رقم زد و طی آن، جمیع میراث مکتوب فرهنگ‏ها و تمدن‏های پیشین را به عالم اسلام منتقل نمود.

وجود دو حوزه بزرگ و معتبر پزشکی آن روزگار در جندی‏شاپور و اسکندریه که در مرکز میهن اسلام(دار الاسلام) قرار داشت، وصول به نتیجه مطلوب را بسیار آسان ساخت. از این رو، فراغت از ترجمه کتب پزشکی و تألیف مستقل آثار تخصصی در این زمینه در میان مسلمانان بسیار زودتر از سایر علوم صورت گرفت. پزشکان و مترجمان قرون اول و دوم، اغلب غیر عرب و مسیحی بودند؛ ولی رفته رفته جای خویش را به مسلمانان داده و در پهنه امت نوخاسته اسلام مستحیل گردیدند. اولین ترجمه شناخته شده «تفسیر کتاب اهرن بن اعین» است که در عهد امویان یکی از اهالی بصره به نام ماسرجویه از سریانی به عربی برگردانید و مورد توجه فراوان قرار گرفت.

در اوان دولت عباسی «ابن مقفع ایرانی» به ترجمه کتب طبی از پهلوی به عربی پرداخت و برمکیان نیز با تشویق مترجمان به ترجمه آثار علمی از زبان‏های خارجی، ـ خصوصاً متون سانسکریت ـ اهتمام ورزیدند. مشهورترین مترجم این دوران «حنین بن اسحاق» است که با مساعدت پسرش «اسحاق بن حنین» ترجمه متون معتبر یونانی و سریانی را عهده‏دار شد. او علاوه بر ترجمه به کار طبابت نیز اشتغال داشت و یکی از پزشکان بزرگ عصر خود بود.

در بحبوحه ترجمه کتب طبی بیگانه به زبان عربی، نهال پزشکی اسلامی جوانه زد و نخستین اثر طبی اسلامی به نام فردوس الحکمه را علی بن ربن طبری در سال ۲۳۶ هجری تألیف کرد. شهرت طبری نه تنها بابت تألیف این اثر عظیم، بلکه به

سبب پروردن شاگرد نابغه‏ای است که بعدها شهرت جهانی یافت، شاگرد طبری «محمد بن زکریای رازی» نام داشت و او را به غلط «جالینوس العرب» لقب داده‏اند، وی بزرگ‏ترین پزشک بالینی و تجربی عالم اسلامی و ایران است و آثار او و ابن‏سینا، بیشترین تأثیر را در تاریخ پزشکی شرق و غرب جهان داشته است. تا آنجا که می‏دانیم، علم پزشکی در میان مسلمین وقتی که به قرن سوم و چهارم و محمد بن زکریای رازی می‏رسد، در اوج شکوفایی خویش است.

محمد بن زکریای رازی در اواخر قرن سوم و اوایل قرن چهارم، تألیف کتب مهم طبی خود را آغاز نمود. تعداد این تألیفات، آن گونه که ابوریحان بیرونی ذکر نموده، بیش از پنجاه و شش کتاب بزرگ و کوچک است. از این میان مهم‏ترین آنها الحاوی است که دائره‏المعارف مفصلی در پزشکی محسوب می‏شود. او بنا به گفته خود پانزده سال شب و روز را صرف این کتاب کرد، به طوری که این امر موجب ضعف بینایی و سستی عضلاتش گردید.

آنچه از متن عربی این کتاب باقی است در حدود نصف کتاب است. این کتاب را شاگردان رازی پس از او به دستور ابن‏العمید از روی یادداشت‏های استاد مرتب نموده‏اند. اهمیت اساسی آن، نخست به در بر داشتن اطلاعاتی است که تا عهد موءلف وجود داشته و دیگر آنکه رازی بسیاری از تجارب شخصی و یادداشت‏های بالینی خود را به آن افزوده است.

دیگر کتاب مشهور او المنصوری یا الطب المنصوری است که نسبت به کتاب الحاوی مختصرتر است. این کتاب در ده جزء تألیف شده است. الشکوک کتاب دیگر او است که در آن، ایرادهایی را بر جالینوس وارد دانسته است.

کتاب من لا یحضره الطبیب رازی به قول «ابن ابی اصبیعه» به «طب الفقراء» مشهور بوده و علت آن این است که در کتاب مزبور دستورهای ساده و آسانی برای درمان بیماری‏ها آمده بود که بدون مراجعه به پزشک می‏توانستند از آن استفاده کنند. از دیگر کتب قابل توجه او برء الساعه است که شامل درمان‏های سریع برای بیماری‏ها است.

ازاهم کتب او باید الفاخرفی الطب دفع مضارالأغذیه، المدخل الصغیر و الفصول فی الطب را که به مرشد معروف است نام برد. جز اینها، کتب و رساله‏های دیگری نیز هستند،

که برخی در عین اختصار از نظر علم پزشکی حائز اهمیت‏اند.

پس از رازی، یکی از پزشکان برجسته قرن چهارم «ابوالحسن احمد بن محمد الطبری» پزشک رکن الدوله دیلمی است. کتاب مشهور المعالجه البقراطیه از آن او است. پزشک دیگر قرن چهارم، «ابو منصور حسن بن نوح القمری» است که از وی کتاب غنی و منی در دست است. دوران پیری او مصادف با جوانی «ابن سینا» بود که وی چندی در خدمت ابو منصور بوده است.

از جمله بزرگان پزشکی پس از رازی «علی بن عباس مجوسی اهوازی» پزشک عضد الدوله است. کتاب مشهور او کامل الصناعه فی الطب معروف به الطب الملکی است.

همچنین باید از «ابوسهل عیسی بن یحیی المسیحی الجرجانی» پزشک معاصر ابن سینا ـ که به قولی یکی از استادان او در پزشکی بود ـ نام برد. کتاب المأه فی الصناعه الطبیه اثر برجسته او است.

ابوعلی سینا پزشک بزرگ پایان قرن چهارم و آغاز قرن پنجم است که پزشکی ایران اسلامی را کمال بخشید و به آن نظم منطقی و علمی داد، وی رساله‏ها، جزوات و کتب متعدد پزشکی دارد که از آن میان فقط رساله النبض، تشریح الاعضاء و رساله جودیه به فارسی است. کتاب قانون او اعتبار عظیمی به پزشکی ایران بخشید.

تا قرن پنجم در علم قرابادین و داروشناسی پیشرفت‏های بسیاری حاصل شد؛ از جمله آثار این بخش، کتاب قرابادین اثر «شاپور بن سهل گندیشاپوری» در قرن سوم است که به زبان عربی تألیف شده است. این کتاب، از اواخر قرن سوم تا قسمتی از قرن ششم در دکان‏های دارو فروشان و بیمارستان‏های متعدد مورد استفاده بود تا اینکه قرابادین «ابن التلمیذ» در قرن ششم، جای آن‏را گرفت.

اما کتاب قابل توجه در داروشناسی در قرن چهارم و پنجم الابنیه عن حقائق الادویه از «ابومنصور بن علی هروی» است که به فارسی تألیف شده است.

از اواسط قرن پنجم تا ابتدای قرن هفتم چند اثر برجسته نوشته شده است که مهم‏ترین آنها به فارسی است. پزشکان این عهد از آنچه در دوره ابن سینا انجام شد، پیش‏تر نرفته‏اند؛ لیکن اهمیت آنان در آن است که با تألیفات مهم خود از راه ضبط بسیاری از اصطلاح‏های طبی فارسی متداول در آن زمان، زبان فارسی را رونق بخشیده‏اند.

از پزشکان این دوره «شرف‏الزمان محمد ایلاقی» فیلسوف و پزشک نام آور آغاز قرن ششم‏است. او شاگرد «بهمنیار بن مرزبان» شاگرد ابن سینا بود و کتاب مهمش الفصول الایلاقیه است. این کتاب از روی کتاب اول قانون تلخیص و تنظیم شده و به عربی است.

از دیگر پزشکان این دوره «ابن ابی الصادق نیشابوری» ملقب به «بقراط ثانی» است. وی استاد سید اسماعیل جرجانی بود و کتاب شرح فصول بقراط او از بهترین شروح این کتاب شناخته شده است.

سیداسماعیل جرجانی بزرگ‏ترین پزشک قرن ششم، است که به قول «بیهقی» علم طب و سایر علوم را با تصانیف خود احیا کرد. کتاب ذخیره خوارزمشاهی او که به فارسی است، از زمان تألیف به بعد همواره جزء مهم‏ترین کتب پزشکی به شمار می‏رفته است. وی کتاب‏های خفی علائی، الأغراض الطبیه، المباحث العلائیه و یادگار را نیز به فارسی نگاشته است.

در قرون هفتم و هشتم با اینکه بیشتر کتب پزشکی ایرانی، عربی است؛ اما تمایل به تألیف کتب فارسی نیز دیده می‏شود. علاوه بر آن، نوشتن شروح بر کتاب‏های معتبر پزشکی در این دوره بیشتر است؛ به طوری که چند کتاب معتبر در شرح قانون ابن سینا نگاشته شد که یکی از مهم‏ترین آنها شرح قانون قرشی اثر «ابن نفیس قرشی» پزشک معروف قرن هفتم است. پس از ابن سینا کسی را همانند او نمی‏دانند. او بزرگ‏ترین پزشک مصر بود و الشامل را در هشتاد جلد نوشت که از مهم‏ترین کتب پزشکی است. وی علاوه بر آن، قانون را مختصر نمود و موجز القانون نامید که چند تن از پزشکان از جمله «ابوالاسحق ابراهیم بن محمد سویدی» پزشک قرن هفتم، «سدید الدین کازرونی» پزشک قرن هشتم، «جمال‏الدین محمد بن الاقسرایی» پزشک قرن هشتم و «برهان الدین نفیس بن عوض کرمانی» در ۸۴۱ هجری قمری بر آن شرح نگاشتند.

از دیگر شرح‏های قانون، التحفه السعدیه تألیف علامه «قطب‏الدین شیرازی» است که آن‏را در سال ۷۱۰ هجری قمری به پایان رسانید. این شرح نیز عربی است.

از دیگر پزشکان سرشناس قرن هفتم «نجیب الدین سمرقندی است» که تألیف مهم و ارزشمند او الأسباب و العلامات درباره بیماری‏های جزئی و علت و درمان هر یک می‏باشد.

این کتاب به سبب شرح عربی که «برهان‏الدین نفیس بن عوض کرمانی» در سال ۸۲۷ بر آن نوشت، معروف‏تر گردید. از نجیب الدین سمرقندی کتاب‏های اصول ترکیب الادویه و الادویه المفرده و قوانین ترکیب الادویه القلبیه در داروشناسی نیز باقی مانده است.

از دیگر کتب داروشناسی این دوره، کتابی است عربی به نام ما لایسع الطبیب جهله از «سوف بن اسماعیل خویی» معروف به «ابن کبیر» که در سال ۷۱۱ تألیف شد. کتاب معروف اختیارات بدیعی اثر فارسی داروشناسی در این عصر است که درباره ادویه مفرده و مرکبه است. نگارش این کتاب را «علی بن حسین انصاری» معروف به «حاجی‏زین العطار» در سال ۷۷۰ به پایان رساند.

تألیفات علمای قرن نهم، غالباً به فارسی و بیشتر شرح کتب قدیم یا جمع آوری مجموعه اطلاعات آثار پیشینیان است؛ از جمله شرح الاسباب و العلامات.

از موءلفان پزشک قرن نهم، «محمد بن علاء الدین بن هبه الله سبزواری» معروف به «غیاث متظبب» است. وی دارای کتابی فارسی به نام قوانین العلاج یا شفاء الامراض و یا رساله در معالجات امراض بدن است که آن‏را در سال ۸۷۱ به پایان رسانیده است.

تشریح الابدان از دیگر کتب پزشکی فارسی است که به دست «منصور بن محمد بن احمد بن یوسف بن الیاس شیرازی» تدوین یافته است. او کتاب معتبر دیگری به نام کفایه مجاهدیه دارد که به فارسی است و آن‏را کفایه منصوری می‏نامند. قسمت نخست این کتاب، پزشکی نظری و قسمت دوم آن پزشکی عملی است.

در آغاز قرن دهم و پس از آن، علم پزشکی رونق پیشین خود را از دست می‏دهد؛ اما آثاری نیز در این دوره به چشم می‏خورد که می‏توان از دستور العلاج سلطانعلی گنابادی نام برد. این اثر، در سال ۹۳۳ به فارسی تألیف گردیده است.

همچنین از پزشکان معروف این قرن «یوسف بن محمد بن یوسف طبیب هروی» مشهور به «یوسفی» است که برای آسان کردن علم پزشکی، چند منظومه فارسی در این موضوع سروده است؛ از جمله علاج الامراض که شامل ۲۸۹ رباعی است. وی شرح این منظومه را جامع الفوائد نامیده است. یوسفی قصیده‏ای در حفظ الصحه دارد که آن‏را در سال ۹۶۴ سرود. منظومه دیگری از وی باقی است که فوائد الاخیار نام دارد و به سال ۹۱۲ سروده‏است. رساله منظوم مأکول و مشروب نیز از او است.

کتاب جواهر اللغه که درباره واژه‏ها و اصطلاح‏های پزشکی است، از دیگر آثار

این دوره به شمار است.

از پزشکان این قرن، حکیم «علاءالدین تبریزی» است که کامل علائی را تألیف نمود. او در این کتاب واژه‏ها و اصطلاح‏های پزشکی را با ترتیب الفبایی جمع کرده است.

«غیاث‏الدین منصور دشتکی شیرازی» حکیم و متکلم معروف این عهد نیز دو کتاب را با نام معالم الشفاء و الشافیه نوشت. همچنین «مظفر بن محمد حسینی شفایی کاشانی» معروف به «حکیم شفایی» از پزشکان این دوره است که چند کتاب در پزشکی و داروشناسی دارد؛ از جمله طب شفائی یا قرابادین شفایی.

«عماد الدین محمود بن مسعود بن محمود طبیب شیرازی» مشهور به «عماد طبیب» در پایان قرن دهم شهرت بسیار داشت. او کتابی در قرابادین و داروشناسی به عربی نوشت که المرکبات الشاهیه نام گرفت. از آثار دیگر او به فارسی مفرح یاقوتی، افیونیه و ینبوع است.

در همین دوره، کتاب‏هایی نیز در هند تألیف شد که از آن میان معدن الشفاء سکندر شاهی تألیف «بهوبن خواص خان» و علاجات دار الشکوهی از «نور الدین عبدالله کلیم شیرازی»، قابل توجه است.

از پزشکان معروف قرن یازدهم تا نیمه قرن دوازدهم «کمال الدین گیلانی» نامبردار است که معاصر شاه عباس اول بوده و از وی کتابی در داروشناسی به نام جامع الجوامع باقی مانده است.

«محمد موءمن حسینی تنکابنی دیلمی»، معروف به «حکیم موءمن» نیز از پزشکان و دارو شناسان معروف شاه سلیمان صفوی است. کتاب معروف او تحفه الموءمنین نام‏دارد.

پزشک دیگری که ساکن هند است ولی آثار فارسی دارد «میر محمد ارزانی بن میر حاجی مقیم» معروف به «شاارزانی» یا «میر محمد اکبر» است. طب الاکبر او ترجمه‏ای است از شرح اسباب و علامات «نفیس بن عوض کرمانی» با اضافاتی از کتاب‏های دیگر. میرمحمد اکبر این ترجمه و تألیف را در سال ۱۱۱۲ به پایان رسانید. او کتاب میزان الطب را که مختصری در پزشکی است، برای بهره‏مندی شاگردانش تألیف نمود. به علاوه کتاب مجربات اکبری در باب داروهای مرکب، کتاب قرابادین قادری ـ که آن‏را در سال ۱۱۲۶ نوشت ـ از آثار برجسته و قابل ذکر او است.

در این عصر، داروشناسان دیگری نیز دیده می‏شوند که آثاری از خود بر جای گذاشته‏اند؛

مانند «مسیح الملک محمد یوسف و محمد شریف خان دهلوی» صاحب کتاب فارسی تألیف‏شریف. در این کتاب از داروهای هندی در دامپزشکی اعم از ستورپزشکی و شکره‏داری(زیست و نگهداری مرغان شکاری) یاد شده است. همچنین از این دوره کتب دیگری در دست است که فرسنامه‏ها از آن جمله‏اند. از موءلفان ایرانی که در هند به تألیف چنین کتاب‏هایی مبادرت ورزیده‏اند، «شیخ محمد بن ابوطالب زاهدی گیلانی» است که رساله فرسنامه خود را حدود سال ۱۱۲۷ درباره اسب، شناخت آن و بیماری‏هایش نوشت.

«میرنظام‏الدین‏احمد» نیز در سال ۱۰۷۱ به فرمان شاه عباس دوم کتابی به نام مضمار دانش به فارسی نوشت که درباره اسبان است.

بعد از دوران صفویه با فرا رسیدن عصر قاجاریه، رویارویی با پزشکی جدید قابل توجه است. تا قبل از تأسیس دار الفنون، تغییری در تألیفات پزشکی این دوره دیده نمی‏شود؛ اما با تأسیس دار الفنون، استادانی در پزشکی به ایران می‏آیند و در زمینه داروشناسی، دارو سازی، تشریح و آسیب‏شناسی به تألیف و ترجمه کتب جدید اهتمام می‏ورزند که مشهورترین آنها عبارتند از: دکتر «پولاک» اطریشی، دکتر «شلیمر» هلندی، دکتر «آلبوی» آلمانی و دکتر «تولوزان» فرانسوی.

از میان کتب اینان می‏توان به بدایع الحکمه دکتر تولوزان، شفائیه، سرالحکمه و زینه الابدان شلیمر فلمنکی و علاج الاسقام، زبده الحکمه و تشریح بدن انسان از دکتر پولاک، اشاره نمود.

در همین دوره، برخی از پزشکان ایرانی که در غرب تحصیل کرده بودند، به تألیف و ترجمه کتاب پرداختند؛ازجمله «ابوالحسن خان» که کتاب درمان‏شناسی را نوشت. بسیاری از پزشکان، کتب استادان خود را در دارالفنون ترجمه کردند. در همین دوره، پزشکانی نیز بودند که با شیوه پزشکی غرب مخالفت می‏ورزیدند؛ از جمله «میرزا بابای شیرازی ملک الاطباء»که کتاب رساله جوهریه خود را در همین زمینه نگاشت.

مشهورترین پزشکان این دوره، پزشکان درباری بودند؛ مانند «میرزا حکیم باشی»، پزشک نامدار ناصر الدین شاه که کتاب انوار ناصری را در علم تشریح نوشت.

بدین ترتیب، پزشکی ایران مسیر خود را تا تحویل و تبدیل به پزشکی جدید طی می‏کند و از آنچه روزگاری قوام تجربه تاریخی همه اقوام دارالاسلام به شمار می‏رفت، جز خاطره‏ای باقی نمی‏گذارد.

 

 

 

 

 

 

 

 

هضت تولید علم در تمدن اسلامی


پدید آورنده : احمدرضا بهنیا فر* ، صفحه ۲۳

اشاره:

تولید و توسعه علم در تمدن اسلامی که به لحاظ تئوری و در شیوه عملی مورد عنایت خاص قرار گرفته است نشان دهنده آن است که از یک طرف بن مایه های این توسعه، منابع اصیل اسلامی(قرآن، سنت و روایات) بوده و دین اسلام با علم و تمدن تعارضی ندارد و از طرف دیگر در ایجاد تمدن اسلامی ملت های متمدن دیگر نیز نقش داشته و مسلمانان از اندوخته های علمی سایر تمدن ها بهره برده اند ولی فقط مصرف کننده و تقلید کننده صرف از فرهنگهای دیگر و پیشرفتهای علمی آنان نبودند بلکه آن را نقد کرده و سره را از ناسره جدا نموده و خود در سایه اسلام و تعالیم آن به تولید علم پرداختند به طوری که در طول چند قرن در علوم مختلف از جمله ریاضیات، نجوم، شیمی، فیزیک، پزشکی و… پیشرفت شگفتی نمودند. در تاریخ ملت ها موضوعاتی چون فرهنگ و تمدن نقش و اثر بسیار مهمی داشته و دراین میان شناسائی میراث علمی آنان حائز اهمیت است. چون پدیده های علمی یک جامعه نتیجه افکار و اندیشه های آن جامعه است و از این راه می توان به رشد و بلوغ فکری آنها پی برد.اسلام با تشویق و تحریک مسلمانان به علم اندوزی زمینه را برای توسعه علمی آنها فراهم نموده و اجازه استفاده از پیشرفتهای علمی سایر تمدن ها را داده است و از پیروان خود می خواهد که فقط مصرف کننده پیشرفتهای علمی دیگران نبوده و خود تولید کننده علم باشند. به همین دلیل در تمدن اسلامی، اسلام، قرائنی جدید از فرهنگ و تمدن بشری ارائه کرده که در آن اصول و مبانی خاصی مطرح شده و ساختار، ابعاد و دست آوردهای مطابق با آن اصول را بیان داشته است.در ضرورت این موضوع همان بس که برخلاف برخی نظریه پردازان غربی، مسلمانان فقط استفاده کننده صرف نبودند بلکه خود تولید علم و دانش داشته و تمدن جدیدی را به وجود آوردند به طوری که تمدن نوین غرب از تولیدات علمی مسلمانان نهایت بهره برداری را کرده است. مسئله اصلی در این مقاله آن است که با استفاده از روش تاریخی و تطبیقی، پس از بیان نگرش اسلام به علم و تمدن و استفاده مسلمانان از تمدن های پیشین به تولیدات علمی مسلمانان در علوم به ویژه ریاضی و تجربی پرداخته تا ثابت شود که در تمدن اسلامی تولید علم امری قطعی بوده است و نشان دهد که فرهنگ اسلامی زمینه ساز نقد سایر تمدن ها و ایجاد نهضت تولید علم بوده و ثابت کند که مسلمانان چراغ تمدن های پیشین که در حال خاموشی بود را روشن نگه داشتند و در علوم مختلف پیشرفت هایی نمودند که در تمدن های گذشته بی سابقه بوده است و اساس ایجاد تمدن جدید غرب، تولیدات علمی و پیشرفت علوم در تمدن اسلامی بوده و به تعبیر صحیح تر، جهان غرب در تمدن امروز خود وامدار جهان اسلام و فرهنگ و تمدن اسلامی است.

نگرش اسلام به علم و تمدن

مثلث زندگی بشر را دین، فرهنگ و تمدن می سازد. به طوری که فرهنگ و تمدنی را در نزد هیچ قومی نمی توان یافت مگر آنکه شکلی از مذهب در آن وجود داشته باشد.[۱]

فوستل دوکولانژ فرانسوی هم تمدن و اجتماع بشر را از قدیمی ترین مراحل خود، زائیده مذهب و تحت تأثیر شدید آن دانسته است.[۲]

برای پی بردن به تأثیر دین اسلام در پیشرفت های علمی و فرهنگی ابتدا باید با مبانی نظری آن که برخاسته از متون دینی است آشنا شد. در اسلام، این مبانی برگرفته از قرآن کریم و سنت نبوی و سیره اهل بیت(ع) است.

اسلام در زمان و مکانی ظهور کرد که دنیا را آتش جهل و بیسوادی فرا گرفته بود و در محیط ظهور اسلام تعداد تحصیل کرده ها از عدد انگشتان تجاوز نمی کرد در ایران نیز علم و دانش در حیطه نفوذ طبقات خاصی بود و اکثریت از آن بی بهره بودند. ولی اسلام به فراگیری دانش و نشر آن تأکید فراوان نمود و نخستین پیام الهی که برپیامبر(ص) وحی شد با «اقرا» آغاز گردید.[۳]

در قرآن کریم این سئوال انکاری مطرح می شود که آیا کسانی که می دانند و کسانی که نمی دانند برابرند؟ در حقیقت خردمندان هستند که پند می پذیرند.[۴] و مسلم است که برتری و رجحان مختص آنان است که می اندیشند و می دانند.

قرآن به عنوان کتابی خردگرا و جهل ستیز علم را بسان اهل ایمان مراتب والائی می بخشد و ایمان و علم را مایه سرافرازی و بلند مرتبگی انسان می داند و می فرماید:«یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَالَّذِینَ أُوتُوا الْعِلْمَ دَرَجَاتٍ»[۵]

از نظر اسلام انسان به وسیله دانش از فرشتگان برتر گردیده و جانشین خدا در روی زمین شده است. سرانجام اینکه خداوند در قرآن می فرماید: «إِنَّمَا یَخْشَی اللَّهَ مِنْ عِبَادِهِ الْعُلَمَاءُ؛ دانشمندان دلهایشان از ترس خدا لبریز است.»[۶]

در احادیث و روایات معصومین(ع) به اندازه ای از علم اندوزی و دانشمندان علوم مختلف تجلیل به عمل آمده که هیچ موضوعی به این اندازه مورد سفارش قرار نگرفته است.

سیره عملی و رفتاری پیامبر(ص) فراگیری علم و دانش را تأئید می نماید. آن حضرت در مواجهه با معتکفین مسجد در قالب دو گروه که عده ای دعا می خواندند و عده ای دیگر گفتگوی علمی می نمودند با نیک شمردن هر دو کار، گفتگوی علمی را افضل دانسته و خود به آن گروه می پیوست.[۷]

بنابراین قرآن و سنت منابع اصلی علم و تمدن سازی محسوب شده و دین اسلام به اندازه ای به علم و دانش اهمیت داده که در قرآن کریم ماده علم بیش از ۷۵۰ بار به شکل های گوناگون به کار رفته است. از طرف دیگر این کتاب آسمانی با کاربرد اصطلاحات «أَفَلا تَعْقِلُونَ، لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ» و…. انسانها را به تفکر و تدبر در آفریده ها دعوت نموده است و از این جهت مسلمانان موظف بودند که درباره طبیعت مطالعه و آن را به وجهی عقلانی تعبیر و تفسیر کنند.

قرآن به این ترتیب با دمیدن روح جدید برپیکر نیمه جان جهان آن روز فضای علمی و فرهنگی تازه ای پدید آورد و این امر نشان دهنده نگرش اسلام به علم و تمدن بوده و تمدن پر شکوه اسلامی ناشی از رویکرد قرآن به علم و علم اندوزی بود.

استفاده اسلام از تمدن های پیشین:

هر تمدن جدیدی که ایجاد می شود بر بستری از دست آوردهای تمدن های پیشین استوار بوده و حرکت خود را از صفر آغاز نمی کند، بلکه بر دوش مواریث و دست آورد تمدن های قبلی قرار می گیرند. از این جهت جذب نقاط مثبت تمدن های دیگر به پیدایش و گسترش فرهنگ و تمدن اسلامی مدد رساند و تمدن اسلامی در عین اصالت شخصیت خویش از نکات مثبت فرهنگ ها و تمدن های دیگر سود جست و با جذب آنها موجود تازه ای آفرید. از جمله این تمدن ها یونان، هند و ایران بودند که به اختصار اثرات و میزان استفاده تمدن اسلامی از آنها بررسی می شود.

تمدن ایران

تمدن ایران یکی از تمدن های مهم و تأثیرگذار برتمدن اسلامی است که نقش بسیار مهمی در بالندگی آن داشت و این اثرگذاری به واسطه پیشینه کهن و غنی تمدن ایران است.

در پیشرفت علمی ایران در عهد باستان، عنایت پادشاهان به علم و دانش و بهره گیری از علوم هندی، سریانی و یونانی از طریق ترجمه آنها به زبان پهلوی موثر بود.[۸]

مهمترین ویژگی ایرانیان آن بود که برخلاف نواحی تحت سلطه امپراطوری روم، فرهنگ ملی خود را فراموش ننموده و زبان عربی را جایگزین زبان فارسی نکردند، بلکه در اعتلای آن کوشیده و هنگام مواجهه با فرهنگ اسلامی ابتدا بخشهای مهمی از آن را پذیرفتند و سپس درصدد اعتلای سایر بخش های علمی و معرفتی آن برآمدند.[۹]

عواملی چون تدریجی بودن گسترش دین اسلام در میان ایرانیان، آشنایی نسبی دو طرف از یکدیگر و تشابهات اعتقادی آئین زردشتی با دین اسلام[۱۰] به اشاعه فرهنگ اسلامی ایرانی کمک زیادی کرد. شاخص اصلی تمدن ایرانی کانون علمی جندی شاپور بود که محل اتصال علوم و تمدن سریانی، هندی و ایرانی با سایر ملت ها به ویژه مسلمانان محسوب می شد. دراین مرکز با همکاری ایرانیان، نسطوریان و هندیان، علوم مختلف به ویژه علم پزشکی پیشرفت نمود.

بعد از ورود اسلام به ایران، مرکز علمی جندی شاپور به یکباره از بین نرفت و تا دو سده دوام یافت و پس از آنکه بغداد مرکزیت علمی یافت، علوم مختلف از جمله پزشکی از جندی شاپور به بغداد منتقل شد و بسیاری از دانشمندان ایرانی هم به بغداد رفتند که معروفترین آنها بازماندگان بختیشوع و شاپور بن سهل بودند. بیشتر خاندان بختیشوع از لحاظ خدمت به دانش پزشکی موقعیتی ممتاز داشتند.[۱۱] بنابراین ایرانیان در بارور کردن فرهنگ و علوم اسلامی نقش اساسی داشته و در بسیاری از زمینه ها از اعراب پیش افتادند و با نبوغ خویش به اسلام صبغه جهانی بخشیدند.[۱۲]

از این جهت طی چهارده قرن همراهی تاریخ ایران و اسلام، فرهنگی غنی و گسترده پدید آمد که در آن فرهنگ ایرانی بدون اسلام به همان اندازه محال بوده که فرهنگ اسلامی بدون ایران غیر قابل تصور است.

به طور کلی ایران به عنوان یکی از پیشتازان کهن فرهنگ و دانش بشری در انتقال علوم به تمدن اسلامی سه نقش مهم داشت: ۱٫ انتقال سنت علمی خود به جهان اسلام؛ ۲٫ انتقال برخی از علوم یونانی که به زبانهای پهلوی و سریانی ترجمه شده بود به جهان اسلام؛ ۳٫ انتقال برخی از جنبه های علوم هندی مثل پزشکی، نجوم و تاریخ طبیعی به تمدن اسلامی.

به علاوه مسلمانان نظامهای اداری خود را از ایرانیان اقتباس کردند، دفترها و دیوانهای دستگاه خلافت به سبک دفترها و دیوانهای قدیمی ایران تنظیم می شد و احیاناً زبان اداری و دفتری، زبان فارسی بود، اما بعدها خود ایرانیان ترجیح دادند که آن را به زبان عربی برگردانند.[۱۳] ابن ندیم در الفهرست می نویسد. «دومین ترجمه به زبان عربی، نقل دیوانها و دفاتر دولتی است که در زمان حجاج بن یوسف ثقفی به وسیله صالح بن عبدالرحمان که از نژاد ایرانی بود از فارسی به عربی برگردانده شد.[۱۴]

یکی از تأثیراتی که فرهنگ ایرانی در تمدن اسلامی به جای نهاد راه یافتن ایرانیان در دستگاه حکومت و به دست گرفتن قدرت دولتی بود، چون ایرانیان سابقه زیادی در علوم داشتند و پس از روی کار آمدن عباسیان، رجال معروف ایرانی به دربار نفوذ کردند و تأثیر فراوانی در تمدن اسلامی گذاشتند.[۱۵] بنابراین نه تنها پس از فتح ایران بلکه پیش از ظهور اسلام نیز مردم جزیرهالعرب از راه یمن و حیره با تمدن و فرهنگ ایرانی مرتبط بودند.

در رابطه با تأثیر تمدن ایران برتمدن اسلامی پ. ژ. مناشه می نویسد: «ایرانیان بقایای تمدن تلطیف شده و پرورده ای به اسلام تحویل دادند که براثر حیاتی که این مذهب در آن دمید جان تازه ای گرفت.»[۱۶]

ادوارد براون انگلیسی نیز دراین رابطه چنین اظهار نظر می کند: «اما در علوم و فنون اسلامی به قدری ایرانیان کار کردند که اگر علومی که به اسم عرب معروف است اعم از تفسیر، حدیث، الهیات، فلسفه، طب، تراجم و حتی صرف و هر آنچه که ایرانیان در این مباحث نوشتند را مجزا کنید، بهترین قسمت آن علوم از میان می رود.»[۱۷]

ابن خلدون معتقد است «واقعیتی برجسته است که بیشتر دانشمندان اسلام چه در علوم دینی و چه عقلی جز چند تن همه غیر عرب بودند، چنان که سیبویه، صاحب صناعت نحو و پس از او ابوعلی فارسی و به دنبال آن زجاج بودند که همه آنها از لحاظ نژاد، ایرانی به شمار می رفتند ولی تربیت یافته محیط عرب زبان بودند.»[۱۸]

تمدن یونان:

تأثیر فرهنگ و تمدن یونانی برتمدن اسلامی را نمی توان نادیده گرفت. این تأثیر مستقیم و گاه غیر مستقیم بود که تجارت موجود بین اعراب با سرزمین هایی چون فلسطین و سوریه باعث پیوستگی فرهنگی بین آنها با تمدن یونانی و رومی گردید و با آغاز فتوحات و ورود مسلمانان به مصر، شام و فلسطین آشنایی مستقیم اعراب مسلمان با مظاهر تمدن یونان صورت پذیرفت و در مرحله بعد با روی کار آمدن امویان و جایگزینی دمشق به جای مدینه به عنوان مرکز خلافت اسلامی بهره گیری مسلمانان از مظاهر فرهنگ و تمدن یونانی رومی و تماس با دانشمندان آنها به طور فزاینده ای ادامه یافت به طوری که در همین زمان نوشته های یونانی مربوط به علم کیمیا به درخواست خالدبن یزید، شاهزاده اموی، توسط استپان قدیس به عربی ترجمه شد.[۱۹]

هرچند که تأثیر تمدن یونانی برتمدن اسلامی در ابتدا از طریق واسطه هایی چون پزشکان صورت گرفت که قبل و بعد از فتوحات در سرزمین های یونانی می زیستند و شاید به همین دلیل مسلمانان تصور روشنی از ترتیب زمانی و تحول علوم یونانی نداشتند[۲۰] ولی با توجه به خصوصیت فرهنگ و تمدن یونانی به ویژه پس از اسکندر که موضوع زندگی جهان وطنی را شعار اصلی خود قرار داده بود از راههایی چون نهضت ترجمه و مراکز علمی مانند اسکندریه، ادسا، نصیبین و انطاکیه انتقال علوم یونانی به جهان اسلام صورت گرفت. به ویژه از طریق مدرسه اسکندریه که بعد از تعطیلی مراکز علمی آتن اعتبار والائی یافت و جریان مستقیم انتقال فلسفه و علوم یونان به جهان اسلام از آن مرکز سرچشمه گرفت.

در جریان نهضت ترجمه، تمدن اسلام و یونان در یک کنش خلاق آگاهانه با یکدیگر قرار گفتند و آثار فرهنگ و تمدن یونان به عربی برگردانده شد و دراین میان ترجمه کتابهای پزشکی، ریاضی، نجوم، فلسفه و گیاه پزشکی حائز اهمیت است. به ویژه در نجوم و پزشکی که نظرات بطلمیوس، بقراط، جالینوس و اهرون از منجمین و اطبای یونان در گذر زمان راهنمای مشتاقان این علوم گردید.[۲۱]

استاد جلال الدین همائی در رابطه با تأثیر تمدن یونانی برتمدن اسلامی می نویسد: «در قسمت علوم عقلی، فلسفی و ریاضی شکی نیست که یونان در درجه اول قرار داشت.»[۲۲] بنابراین محیط عربی که اسلام در آن ریشه داشت با تمدن یونانی رومی در ارتباط بود.

تمدن هند

فاتحان مسلمان پس از ورود به سند با تمدن باستانی هند آشنا شده و آن را با تمدن خود ترکیب کردند و اسلام را درقسمت اعظم آن کشور پهناور منتشر ساختند.[۲۳] ولی این گسترش نه در ابعاد زمانی واحد بلکه در دوره های مختلف تاریخی و مرحله به مرحله صورت گرفت.

دراین زمان هندیان واجد آثار علمی بودند که دست یافتن به آنها نسبت به پیشرفت تمدن اسلامی بی تأثیر نبود از این جهت مسلمانان برای رسیدن به این هدف از علومی چون ریاضیات، هندسه، طب، نجوم، ادبیات و حکمت هندیان استفاده کردند به ویژه آنکه هند معدن نجوم و حکمت بود.[۲۴] و به ترجمه کتابهایی چون سدهانته، سسرد، سندستاق، اریبهاطا، براهماگوپتا دست زدند. حتی مسلمانان از سرگرمی های هندی مثل نرد و شطرنج نیز بهره بردند.[۲۵]

مسلمانان علاوه بر ترجمه کتب، در زمینه هنر معماری نیز از هندیان استفاده کردند. معماری غنی که با اثر خرّمی و سرسبزی و با تصاویر متعدد منظره های طبیعت مزین شده است[۲۶] به خصوص تلفیق هنر معماری اسلام با معماری هندی و استفاده از دقت سیستم ایرانی، شیوه جدیدی در هنر معماری اسلامی به وجود آورد.

به طور کلی مجموعه اندوخته های علمی و فلسفی هند از چند راه وارد عالم اسلام شد:

۱٫ تعدادی از آثار هندی به زبان پهلوی راه یافته و در مراکز علمی جندی شاپور تدریس می شد مانند کلیله و دمنه که در زمان منصور عباسی ترجمه شد. ۲٫ برخی آثار هندی به طور مستقیم به وسیله مترجمان آن کشور که به دربار خلفای عباسی راه یافته بودند از زبان سانسکریت به عربی ترجمه شد، مثل منکه هندی و ابن دهن. ۳٫ سومین راه انتقال میراث هندی به وسیله اشخاص معروفی چون ابوریحان بیرونی انجام شد که با مسافرت خود به هند حکمت و علوم آن سرزمین را ترجمه کرده و به دنیای اسلام منتقل کردند. ۴٫ مناسبات تجاری فعال هند با ایران و سایر ممالک نیز در این انتقال نقش به سزائی داشت.[۲۷]

اسلام و نقد تمدن های پیشین

هرچند که تمدن اسلامی از دست آوردهای سایر تمدن ها استفاده کرد ولی تقلید کننده صرف و ادامه دهنده محض نبود بلکه ترکیب کننده و تکمیل سازنده بود.[۲۸] و بنابراصول، پایه ها و مبانی خود که برگرفته از قرآن و سنت بود قرائت جدیدی از فرهنگ و تمدن بشری ارائه کرد. یعنی به نقد آنها پرداخت و به رفع نقاط منفی و جذب نقاط مثبت تمدن های دیگر همت گماشت.

اسلام از مبانی، علل و چگونگی پرورش، رشد و تکامل ذهنی، نفسانی و اخلاقی انسان قرائت و تفسیر جدید ارائه نمود و با تاکید بر دین مداری و ماهیت جهان وطنی، سادگی و بی پیرایگی تعالیم خویش، ارائه روش تربیتی مترقی و برنامه ای کامل در خصوص آزادی و برابری انسانها، طبیعی و فطری بودن قوانین و به ویژه با تساهل و تسامح دینی به رویارویی با سایر تمدن ها و نقد آنها پرداخت.

منابع اصیل اسلامی، مسلمانان را به درک واقعیات فراخوانده و آنها را به فراگیری حکمت راهنمایی کرده تا با مبنا قرار دادن عدالت و با هدف رشد روحی انسانها وارد میدان شوند. فرهنگ و تمدنی که اسلام ارائه کرد تقوا و پرهیزکاری را پایه و اساس قرار داد[۲۹] و برای ملیت و نژاد هیچ ارزشی قائل نبود. بنابراین رویارویی اسلام با فرهنگها و تمدن های دیگر برمبنای ایدئولوژی قوی و نیرومند صورت گرفت و به همین دلیل در تمدن اسلامی روش تحقیقات علمی پیشرفت نمود و با بینش علمی ایجاد شده در بین دانشمندان مسلمان، شناخت و درک جهان هستی و نوع انسان و نیز با به وجود آمدن تکاپوی علمی در بین آنان سمت و سوی معرفت تغییر یافت و این امر بدون ارج نهادن اسلام به علم، دانش و تمدن امکان پذیر نبود.

نتیجه اینکه اسلام هسته اصلی تمدن اسلامی است که برخاسته از تعامل و آمیزش با تمدن های پیرامون خود بود.[۳۰] و به همین دلیل پ. ژ. مناشه بیان می دارد «حیاتی که اسلام در تمدن ایرانی دمید باعث شد که این تمدن جان تازه ای بگیرد.» یا نهرو می نویسد: «…. و اسلام در ایران همانند هند یک حیات تازه برای فعالیت هنری ایجاد کرد».[۳۱]

با این وجود بی دلیل نیست که پیدایش و پیشرفت تمدن اسلامی را چیزی شبیه به معجزه می دانند که علت آن ذوق معرفت جوئی و حس کنجکاوی بود که قرآن و سنت در بین مسلمانان برانگیخت.[۳۲]

تولید علم در تمدن اسلامی:

ویژگی اصلی فرهنگ و تمدن اسلامی وحیانی بودن آموزه ها و مبانی آن است که در آن نگرش توحیدی در جهان بینی، انسان شناسی و طبقه بندی علوم، نگرش معناگرائی و باطن گرائی در تربیت انسانها، جهان نگری و هنرمعماری و عقلانیت با تعبیر «افلاتعقلون» مورد تأکید قرار گرفته است.

اسلام با چنین نگاهی به نقد سایر تمدن ها پرداخت و علوم آنها که در حال فراموشی و از بین رفتن بود را زنده نمود و زمینه ایجاد تمدنی عظیم و گسترده را فراهم کرد که تمدن جدید غرب با بهره گیری از علوم اسلامی پا به عرصه وجود نهاد.

در نهضت ترجمه که گفتگوی تمدن های پیشین با تمدن اسلامی محسوب می شد میراث تمدن های گذشته به عالم اسلام منتقل گردید و پس از آن تمدن اسلامی چنان شکوفا شد که دیگر به ترجمه قانع نبود بلکه به دنبال ایجاد نهضت جدیدی با عنوان تولید علوم بودند. چون اکثر کتابهای دانشمندان یونانی، سریانی، هندی و ایرانی وقتی به جهان اسلام منتقل می شد به دست اهلش می افتاد.[۳۳]

به عبارتی مترجمان نه تنها در آن زمینه از مهارت بالایی برخوردار بودند بلکه به تألیفات ارزنده ای درموضوعات مختلف دست زدند به گونه ای که ابویوسف یعقوب کندی افزون برترجمه بیش از ۲۶۵ کتاب و رساله در موضوعات هر یک از علوم تألیف کرد و تحت تأثیر افکار نوافلاطونی درصدد تلفیق فلسفه ارسطو با حکمت افلاطون برآمد.

در ریاضیات می توان قرن های سوم و چهارم هجری را عصر زرین دانش ریاضی دانست زیرا اندیشمندان مسلمان دراین رشته نتایج خوبی به دست آوردند.[۳۴] به حق تاریخ ریاضیات را باید با خوارزمی[۳۵] که نخستین بار کتابی در باب جبر و مقاله تألیف نمود شروع کرد کتابی که تا قرن شانزدهم میلادی به عنوان کتاب درسی در مدارس اروپا رواج داشت، به طوری که نام او به شکل الگوریسم در اروپا معادل فن محاسبه تلقی شد.[۳۶] و کتابش «الجبرا » به عنوان علم جبر باقی ماند.[۳۷]

ایجاد و توسعه شاخه های ریاضیات چون هندسه، مثلثات و جبر توسط خوارزمی،خواجه نصیرالدین طوسی، عمر خیام نیشابوری و ابوالوفای بوزجانی صورت گرفت که در سایر تمدن ها سابقه نداشت. علاوه برآن کشف ترتیب کسور اعشاری، وضع و کاربرد علامت صفر و تعمیم مفهوم اعداد و… از ابداعات مسلمانان بود.[۳۸]

در علم نجوم نیز مسلمانان با نقد نظریات هندی و آثار بطلمیوس و ارسطو عامل مخالفت با نجوم کهن شدند و با ایجاد رصدخانه های مدرن، آلات و ابزار پیشرفته و تخصصی و جداول عددی نجومی(زیج) را ابداع کردند. در این میان رصدخانه مراغه که توسط خواجه نصیرالدین طوسی پدید آمد و بزرگترین رصدخانه در تمدن اسلامی است قابل ذکر می باشد.

مسلمانان راههای تازه ای برای رصد ستارگان پیدا کردند و وسایل بسیاری اختراع نمودند که از آن جمله ذات السمت و ارتفاع و ذات اوتاد است.[۳۹]

تصحیح رصدکواکب و تعیین طول سال شمسی توسط ابوعبدالله بتانی مشهور به بطلمیوس عرب از بزرگان ستاره شناس تاریخ انجام شد. وی با نظر بطلمیوس که اوج شمسی را ثابت می دانست مخالفت نمود و ثابت کرد که اوج شمسی تابع حرکت تقدیمی اعتدالین است و نتیجه گرفت که معادله زمان به کندی و با گذشت روزگاران تغییر می پذیرد.[۴۰]

در علم فیزیک و مکانیک(علم الحیل) یعقوب بن اسحاق کندی، بنوموسی، ابن هیثم، عبدالرحمان خازنی و دیگران کارهایی انجام دادند که در دنیای آن روز سابقه نداشت. بنوموسی(احمد، حسن و محمد) کتاب الحیل که نخستین رساله درباره مکانیک است را نوشتند که در آن صد دستگاه شرح داده شده و پانصد سال قبل از اروپا برای اولین بار میل لنگ را در حوزه دانشهای فنی به کار بردند.[۴۱]

ابن هیثم که در اروپا به الهاذن مشهور بود با کتاب المناظر شهرت جهانی یافت و در آن از مباحث نور و انعکاس آن سخن گفت. او اولین کسی است که پدیده «اتاق تاریک» را در خلال کسوف شرح داده و قرنها قبل از نیوتن به اصل «حداقل زمان » معتقد بود و درشت نمائی عدسی های مسطح محدب را اندازه گرفت.[۴۲]

ویل دورانت دراین مورد می نویسد: «اگر ابن هیثم نبود راجربیکن به وجود نمی آمد.»[۴۳]

عبدالرحمان خازنی ضمن ارائه نظریه های میل(گرانش) و انحراف و انعکاس(بازتاب نور) ابداعاتی در دو شاخه دینامیک و علم سیالات ساکن داشت[۴۴] درعین حال ساخت انواع ساعت های آبی و خورشیدی توسط مسلمانان صورت گرفت. نتیجه اینکه مهمترین دست آوردهای مسلمانان در فیزیک و مکانیک در آشناساختن اروپا با باروت و سلاح های آتشین بسیار مؤثر بود.

بی شک جابربن حیان از شاگردان امام صادق(ع) بزرگترین حجت در شیمی که در قرن اول هجری مورد توجه مسلمانان قرار گرفت به شمار می رود و به قول دکتر گوستاولوبون نوشته های او مانند یک دایرهالمعارف علمی مشتمل بر مجموع مسائل شیمیایی است.[۴۵]

نقش جابر در شیمی نظیرنقش ارسطو در فلسفه است و نظریات و کشفیات او در دوازده قرن پیش در شیمی و صنایع شیمیایی امروزه معتبر می باشد از جمله روش های تصفیه فلزات، رنگ کردن لباس و چرم، ضد آب کردن لباس از طریق نوعی روغن جلا و جلوگیری از زنگ زدن آهن.

به طور کلی هنگامی که فرآورده های شیمیایی توسط شیمیدانان مسلمان در صنایع شیمیایی ممالک اسلامی و سپس برای صادرات به اروپا تولید شد و یا در صنایع ریسندگی و بافندگی در دنیا مورد استفاده قرار گرفت، قدم اول برای ایجاد شیمی جدید برداشته شد.[۴۶]

محمدبن زکریای رازی که شیمی را از تفاسیر معنوی و متافیزیکی خارج کرد و به جنبه ای از آن که به آزمایشهای مختلف بر روی اجسام می پرداخت توجه نمود را بنیانگذار علم شیمی جدید می دانند.[۴۷] وی نخستین کسی بود که فرآورده های شیمیایی را به سه دسته معدنی، نباتی و حیوانی تقسیم کرد و اعلام نمود که فعالیت هر موجود زنده مبتنی بر واکنش های پیچیده شیمیایی است. کشف دو ماده زیت الزاج(اسید سولفوریک) و الکل از یافته های علمی اوست و دست آوردهای علمی او در علم شیمی تحولات عظیمی ایجاد کرد.[۴۸]

به علاوه رازی نخستین فردی است که فعل و انفعالات شیمی را در علم پزشکی به کار برد و از این راه اساس شیمی پزشکی را پایه گذاری کرد و پس از او روش شیمی درمانی به وسیله ابن سینا دنبال شد.

در علم پزشکی اگرچه بیشتر دانشهای پزشکی به ویژه از راه ترجمه آثار بقراط و جالینوس به دست مسلمانان رسید اما بسیاری از مسائلی که پزشکان مسلمان درخصوص بیماران خود با آن روبرو بودند به سرزمینهای اسلامی و شرایط خاص آن مربوط بود که در آثار یونانی ذکری از آن نشده بود. شاید به این دلیل وقتی که دیوسقوریدس یونانی در کتاب الحشائش ۴۵۰ نوع دارو را بیان کرد در تمدن اسلامی توسط ابن بیطار به ۲۵۰۰ دارو رسید.

به علاوه دستورات بهداشتی قرآن و پیامبر اسلام و ائمه معصوم (علیهم السلام) نقش به سزایی در طب اسلامی داشت که هچ سابقه ای در تمدن های گذشته نداشته است. از طرف دیگر در تمدن اسلامی در زمینه علم پزشکی چهار دانشنامه تألیف شد که بسیار ارزشمند بوده و حاوی نکات بدیع پزشکی می باشد که قبلا به آنها پرداخته نشده بود. کتابهایی که به قول زیگرید هونکه سیر تاریخ را تغییر داد[۴۹] از جمله کتابهای المنصوری فی الطب و الحاوی محمدبن زکریای رازی، کامل الصناعه الطبیه علی بن عباس مجوسی اهوازی و نیز ابن سینا، نامی به صلابت تمدن ایرانی اسلامی، با نگارش قانون طب شاهکار پزشکی را در جهان ایجاد نمود.

ابوالقاسم زهراوی اندلسی نیز نزد غربی ها، بزرگترین پزشک و جراح عصر خود بلکه مشهورترین جراح مسلمانان بود و کتاب او به نام «التصریف لمن عجز عن التالیف» دایره المعارفی است که در آن شرح عملهای جراحی و تشریح و ترسیم حدود دویست وسیله جراحی، ارائه شده است. ضمناً او بیماریهای هموفیلی، شیوه سوزاندن زخم و شکستن سنگهای مثانه را نیز نشان داد.[۵۰]

ایجاد بیمارستانهای مجهز، تخصص در طب اطفال، جراحی و کالبدشکافی و اختراع ابزار آن، بیماری های چشم، تشخیص تفاوت آبله و سرخک، وجود بیماری های مسری، داروسازی و ترکیب داروها، گردش خون ریوی و به طور کلی ایجاد پزشکی بالینی از مهمترین ابتکارات مسلمانان در علم پزشکی بود.

ادوارد براون انگلیسی در این رابطه می نویسد: «مسلمانان مشعل طب را از دست جانشینان ناخلف بقراط و جالینوس که به خاموش شدن آن چیزی نمانده بود گرفتند و پس از پنج قرن آن را با فروغی بیشتر از سابق بازپس دادند.[۵۱]

بی دلیل نیست که در مدرسه طب دانشگاه پاریس دو تصویر رنگی از دو طبیب مسلمان یعنی، رازی و ابن سینا آویخته اند.[۵۲]

در ایجاد نهضت شکوفائی علمی در تمدن اسلامی به جز توصیه های قرآن و احادیث درخصوص کسب علم که نقش محوری داشت عواملی مانند فتوحات مسلمین و تثبیت اندیشمندان اسلامی،آشنائی مسلمانان با فرهنگ و تمدن های گذشته،فراغت نسبی اندیشمندان اسلامی از تدوین اساسی علوم اسلامی،سیاست های تشویقی برخی از خلفا و وزرا، ثروتهای کلان بیت المال و رواج صنعت کاغذ و به ویژه تلاش و همت مسلمانان بسیار مؤثر بود.

همانطوری که مشاهده می شود، در تمدن اسلامی واقعیت هایی کشف گردید که باعث تحول دنیای آن روز شد. به تعبیر دیگر تولید علم توسط دانشمندان مسلمان هم بنیادی بود و هم کاربردی. یعنی از یک طرف به کشف روابط میان پدیده ها و وضع نظریه و قانون علمی پرداخته شد و از طرف دیگر برای کارها ابداعات و اختراعاتی صورت گرفت. تولید علم در تمدن اسلامی نه تنها با نیازهای جامعه اسلامی کاملاً متناسب بود بلکه دیگران نیز از آن بهره مند شدند. به طوری که مونت گمری وات مورخ مشهور انگلیسی می نویسد:«به منظور پنهان ساختن و یا انکار نمودن آن، نشانه غرور و مباهات، بی جا و اشتباه است. سپس تصریح می کند که «من مسلمانان را رقیبانی که به زور و سر زده وارد اروپا شدند نمی دانم بلکه آنها را نمایندگان یک تمدن با دست آوردهای بزرگ می دانم که به خاطر اعتبار منزلتشان در بخش وسیعی از کره زمین مسلط شدند و منافعشان به سرزمین های مجاور نیز جریان یافت.»[۵۳]

دکتر هونکه نیز می نویسد:«تمدن اسلامی که به وسیله مسلمانان آغاز شد نه تنها میراث یونان را از انهدام و فراموشی نجات داد و آنان را اسلوب و نظم بخشید و به اروپا داد بلکه آنان پایه گذار علوم به مفهوم امروزی آن هستند. تمدن اسلامی تعداد زیادی کشفیات گران بها و اختراعاتی در همه بخش های علوم به مغرب زمین هدیه داد ولی شاید گران بها ترین آنها اسلوب تحقیقات علم طبیعی است که منجر به شناخت قوانین طبیعت و تفوق و کنترل آنها گردید»[۵۴] اما با این وجود اشرافی گری حکومت های خود کامه، دور شدن از معیارهای اصیل اسلامی،تحجر گری و محدودیت های سیاسی و اجتماعی، دنیاپرستی و انحطاط اخلاقی، انحراف از اسلام راستین و نیز حملات مغول و جنگ های صلیبی آسیب هایی بود که تولید علم در تمدن اسلامی را تهدید نمود.

اما اگر تمدن اسلامی انحطاط پیدا کرد ولی هرگز اسلام در مقام دین که همواره امکان تکوین تمدنی را داشت به پایان نرسیده و نخواهد رسید.همان تمدن کهن اسلامی و آثار سنتی باقی مانده از آن که بر بنیاد حکمت نبوی استوار است هنوز می تواند شهروندان نیمه مدرن مسلمان را در این سرزمین ها جذب نماید.

بنابراین می توان گفت تولید علم در تمدن اسلامی هر چند که دچار وقفه شد ولی به پایان نرسیده و با توجه به قابلیت ها و استعدادهای بالقوه موجود به پایان نخواهد رسید.

سوتیترها

مثلث زندگی بشر را دین، فرهنگ و تمدن می سازد. به طوری که فرهنگ و تمدنی را در نزد هیچ قومی نمی توان یافت مگر آنکه شکلی از مذهب در آن وجود داشته باشد.

مهمترین ویژگی ایرانیان آن بود که برخلاف نواحی تحت سلطه امپراطوری روم، فرهنگ ملی خود را فراموش ننموده و زبان عربی را جایگزین زبان فارسی نکردند، بلکه در اعتلای آن کوشیده و هنگام مواجهه با فرهنگ اسلامی ابتدا بخشهای مهمی از آن را پذیرفتند و سپس درصدد اعتلای سایر بخش های علمی و معرفتی آن برآمدند.

به طور کلی ایران به عنوان یکی از پیشتازان کهن فرهنگ و دانش بشری در انتقال علوم به تمدن اسلامی سه نقش مهم داشت: ۱٫ انتقال سنت علمی خود به جهان اسلام؛ ۲٫ انتقال برخی از علوم یونانی که به زبانهای پهلوی و سریانی ترجمه شده بود به جهان اسلام؛ ۳٫ انتقال برخی از جنبه های علوم هندی مثل پزشکی، نجوم و تاریخ طبیعی به تمدن اسلامی.

ایجاد و توسعه شاخه های ریاضیات چون هندسه، مثلثات و جبر توسط خوارزمی،خواجه نصیرالدین طوسی، عمر خیام نیشابوری و ابوالوفای بوزجانی صورت گرفت که در سایر تمدن ها سابقه نداشت. در علم نجوم نیز مسلمانان با نقد نظریات هندی و آثار بطلمیوس و ارسطو عامل مخالفت با نجوم کهن شدند و با ایجاد رصدخانه های مدرن، آلات و ابزار پیشرفته و تخصصی و جداول عددی نجومی(زیج) را ابداع کردند. در علم فیزیک و مکانیک(علم الحیل) یعقوب بن اسحاق کندی، بنوموسی، ابن هیثم، عبدالرحمان خازنی و دیگران کارهایی انجام دادند که در دنیای آن روز سابقه نداشت. نقش جابر در شیمی نظیرنقش ارسطو در فلسفه است و نظریات و کشفیات او در دوازده قرن پیش در شیمی و صنایع شیمیایی امروزه معتبر می باشد. محمدبن زکریای رازی که شیمی را از تفاسیر معنوی و متافیزیکی خارج کرد و به جنبه ای از آن که به آزمایشهای مختلف بر روی اجسام می پرداخت توجه نمود را بنیانگذار علم شیمی جدید می دانند. دستورات بهداشتی قرآن و پیامبر اسلام و ائمه معصوم (علیهم السلام) نقش به سزایی در طب اسلامی داشت که هچ سابقه ای در تمدن های گذشته نداشته است. ادوارد براون انگلیسی در این رابطه می نویسد: «مسلمانان مشعل طب را از دست جانشینان ناخلف بقراط و جالینوس که به خاموش شدن آن چیزی نمانده بود گرفتند و پس از پنج قرن آن را با فروغی بیشتر از سابق بازپس دادند.

 

 

 

 

نقش مسلمانان در دانش طب

کلید واژه ها: دانش طب، کتب طبی، آثار طبی مسلمانان، حنین بن اسحاق، جندی شاپور، الحاوی، قانون، کامل الصناعه، فردوس الحکمه، ذخیره خوارزمشاهی، تاریخ طب

 

به برکت تعالیم اسلامى مسلمانان به توفیقات بزرگى در علم طب، ترجمه و تألیف متون پزشکى دست یافتند. تلاش‌های علمی ‌‌آنان در این عرصه از سویی موجب ماندگاری آثار گذشتگان و از سوی دیگر باعث توسعه دانش پزشکی در شاخه‌های مختلف شد چنانچه نگاه منصفانه به تاریخ تمدن بشری نشان می‌‌دهد پیشرفت غربیان در عرصه پزشکی در دوره‌های بعدی به شدت مرهون آثار طبی مسلمانان است و اگر چه مع‌الاسف دوران رنسانس غرب و توجه آنان به تحصیل دانش‌های مختلف من جمله پزشکی، مصادف شد با دوران رکود تمدن اسلامی، اما سهم زیاد مسلمانان در تاریخ طب روشن‌تر از آن است که بتوان آن را انکار نمود.

محتویات

%۸۶%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8“نهفتن]

 

اهمیت علم طب درتعالیم اسلامی

نگاهی گذرا به تاریخ تمدن اسلامی‌‌ نشان می‌‌دهد علم طب همواره از جایگاه رفیعی در بین مسلمانان برخوردار بوده است چنانچه لفظ مقدس حکیم در تمدن اسلامی‌‌ هم به طبیب و هم به فیلسوف اطلاق می‌‌گردیده است.۹%۸۶%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8“[HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8″۱HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8”] بی‌شک از مهمترین علل توجه مسلمانان به دانش طب، توجه پیشوایان دین به این دانش ارزشمند است. در حدیثی از پیامبر گرامی‌ ‌اسلام دانش طب همسنگ با علم دین و در کنار آن مورد توصیه قرار گرفته است.۹%۸۶%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8“[HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8″۲HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8”] و پیامبر و ۸%A7%D9%87%D9%84_%D8%A8%DB%8C%D8%AA”اهل بیت علیهم‌السلام خود در کنار رسالت تعالی روح افراد، با توصیه‌های طبی آن‌ها را در نگه داشتن سلامت جسمشان نیز یاری می‌‌نمودند. شاهد این مدعا کتاب‌های روایی بر جای مانده در این موضوع با عنوان طب النبی، طب الائمه، طب الصادق و طب الرضاست.۹%۸۶%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8“[HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8″۳HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8”]

 

آغاز تاریخ طب مسلمانان با ترجمه کتب طب یونانی و هندی

علم طب در دوره اسلامی‌‌ با ترجمه کتاب‌های یونانی و هندی در این رشته آغاز شد. جندی شاپور از اولین مراکز علمی ‌‌مسلمانان است که طرفدار ترجمه کتب پزشکی یونانی و احتمالا سنسکریت بود.۹%۸۶%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8“[HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8″۴HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8”]

شهر «۸%AC%D9%86%D8%AF%D9%8A%E2%80%8C_%D8%B4%D8%A7%D9%BE%D9%88%D8%B1&action=edit&redlink=1“جندی‌ شاپور» را شاپور اول‌ ساسانی‌ (۲۴۱-۲۷۲ م‌) به‌ هم‌ چشمی‌ «انطاکیه‌» که‌ از بلاد رومی‌ محسوب‌ می‌شد، در اهواز ساخت‌. بعداً انوشیروان‌ (۵۳۱-۵۷۹ م‌) که‌ خود پادشاهی‌ عالم‌ و حکیم‌ بود، در آن‌ شهر مدرسه‌ و بیمارستان‌ عظیم‌ و نامدار «جندی‌ شاپور» را تأسیس‌ کرد که‌ هم‌ مدرسه‌ و مرکز تحصیل‌ طب و ۹%۸۱%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87%E2%80%8C”فلسفه‌ بود و هم‌ بیمارستان‌ و دارالشفای‌ مریضانی‌ که‌ بدان‌ جا رجوع‌ می‌کردند. قسمتی‌ از استادان‌ بزرگش‌ مسیحی‌ نسطوری‌ مذهب‌ بودند که‌ پس‌ از بسته‌شدن‌ مدارس‌ فلسفی‌ یونانی‌ به‌ فرمان‌ امپراطور روم‌، از «رُها» و دیگر مراکز علمی‌ و فلسفی‌ گریخته‌ بودند. انوشیروان‌ از وجود آن‌ها برای‌ تأسیس‌ مدرسه‌ی‌ جندی‌ شاپور استفاده‌ کرد و به‌ علاوه‌ جمعی‌ از مسیحیان‌ یعقوبی‌ مذهب‌ را نیز در آن‌ مدرسه‌ به‌ کار واداشت‌.۹%۸۶%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8“[HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8″۵HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8”]

اساتید علمی‌ و طبی‌ جندی‌ شاپور هر کدام‌ که‌ پس‌ از انقراض‌ دولت‌ ساسانی‌ و تشکیل‌ دولت‌ اسلام‌ باقی‌ بودند عموماً داخل‌ حوزه‌ی‌ اسلام‌ شدند و چه‌ از طریق‌ تعلیم‌ و ترجمه‌ی‌ کتب‌ علمی‌ و چه‌ از طریق‌ طبابت‌ و عمل‌ پزشکی‌ در خدمت‌ خلفا و وزراء و اعیان‌ اسلامی‌ خدمت‌ می‌کردند.۹%۸۶%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8“[HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8″۶HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8”] به نظر دکتر علی‌اکبر ولایتی در کتاب “پویایی فرهنگ و تمدن اسلامی” توجه و علاقه‌مندی به آثار علمی‌‌ و پزشکی فرهنگ‌های کهن‌تر به ویژه یونانی در دوران خلافت عباسی به تشویق این پزشکان مسیحی درباری بود که به زبان یونانی و سریانی می‌‌خواندند یا سخن می‌‌گفتند.۹%۸۶%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8“[HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8″۷HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8”]

در کتاب طب و طبیب و تشریح نوشته علامه بزرگوار حسن زاده آملی به نقل از کتاب پزشکی نامه میرزا علی‌اکبر طبیب کرمانی آمده است: «در زمان ملوک بنی‌امیه و بنی‌عباس بعضی از اطبای یهود و نصارا از قبیل جویه یهودی و بختیشوع نصرانی را استخدام کردند و ترویج این فن شریف را می‌‌نمودند. هارون رشید و پسرش مامون را در طلب علوم فلسفه و طبیه رغبتی تمام بود، و مامون را بیشتر؛ چنان که از اطراف و اکناف عالم حکم به جمع آوری علماء و اصحاب معارف را می‌‌کرد و آن‌ها را بسیار گرامی‌‌ می‌‌داشت و کمال جدَ و جهد را در ترجمه کتب فلاسفه یونانی به زبان عربی می‌‌داشت. و مترجمینی که بر آن‌ها اعتماد بسیار می‌‌نمود چهار نفر بودند: حنین بن اسحاق عبادی، و یعقوب بن اسحاق کندی، و ثابت بن قره حرانی، و علم بن فرجان طبری. و مولفات فیثاغورس و افلاطون و ارسطاطالیس و بقراط و جالینوس را از زبان یونانی به زبان عربی ترجمه نمودند. و همچنین عبدالرحمن اموی ملقب به ناصر در اندلس نیز در ترجمه این علوم به نهایت راغب بود».۹%۸۶%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8“[HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8″۸HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8”]

 

در بین این‌ها حنین بن اسحاق جایگاه ویژه‌ای در ترجمه کتب طبی دارد. حنین ده سال پیش از مرگش نوشت که فقط از آثار جالینوس ۹۵ اثر را به سُریانی و ۳۴ اثر را به عربی برگردانده است.۹%۸۶%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8“[HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8″۹HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8”]

سهم مسلمان در پیشرفت طب ۹%۸۶%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8“[HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8″۱۰HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8”]

شکى نیست که کلى‏ترین دانسته‏هاى نظرى پزشکى به‏ویژه از راه ترجمه آثار دانشمندان یونانى و از همه مهم‏تر بقراط و جالینوس به دست مسلمانان رسید. اما بسیارى از مسائلى که پزشکان مسلمان در خصوص بیماران خود با آن روبه‏رو بودند، به سرزمینهاى اسلامى و شرایط خاص آن اختصاص داشت که در نوشته‏هاى یونانى از آن ذکرى به میان نیامده بود. بدیهى است که به صرف عدم ذکر این موارد در آثار پیشینیان، پزشکان اسلامى نمى‏توانستند به آنها بى‏اعتنا باشند. بنابراین، رویکردى ویژه درباره این موارد پدید آمد.

بیماریهایى که در بخشهاى گوناگون الحاوى، نوشته رازى بررسى شده، بسیار بیشتر از آن چیزى است که در آثار جالینوس، بقراط و دیگر پزشکان یونانى آمده است. یکى دیگر از نکات مهم و برجسته در تاریخ پزشکى اسلامى، کتاب قانون ابن‏سیناست. در همه دوران پزشکى غرب، هیچ کتابى که چنین جامع و مانع و دانشنامه‏گونه مبادى و موضوعات پزشکى را دربرگرفته باشد، به‏وجود نیامده بود. بى‏دلیل نبود که قانون به سرعت و پس از ترجمه آن به لاتین، مورد توجه دانشمندان و پزشکان غرب قرار گرفت، و به‏عنوان کتاب درسى در دانشکده‏هاى پزشکى تدریس شد.۹%۸۶%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8“[HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8″۱۱HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8”] اما نوآورى در حیطه پزشکى اسلامى در این حد نیز متوقف نماند.

مهم‏ترین دستاوردهاى پزشکى اسلامى هنگامى به‏وجود آمد که چندتن از پزشکان اسلامى توجه خود را به ناهماهنگى آراى جالینوس با آنچه خود بر اثر تجربه به دست آورده بودند منعکس کردند. یکى از نخستین ایرادهاى دانشمندان اسلامى بر جالینوس را ابونصر فارابى مطرح کرد. او در رساله خود با عنوان الرد على الجالینوس فیما نقض على ارسطاطالیس لأعضاء الانسان به طور کلى ترتیب ساختارى اعضاى بدن انسان را بین آراى جالینوس و ارسطو مقایسه کرده و با توجه به آراى خود، حق را به ارسطو داده است. احتمالًا این نگرش فارابى منشأ همان انتقادهایى شد که پس از او ابن‏سینا از جالینوس مطرح کرد. رازى نیز در مقام پزشکى بزرگ، جامع‏نگر و صاحب‏نظر، به آراى جالینوس در پزشکى ایرادهایى مهم وارد کرد. مهم‏ترین نقد رازى بر آراى جالینوس هنگام طرح دیدگاههاى خود درباره دیدن، شنیدن و رسیدن پرتوهاى نورى از جسم به چشم ارائه شده است. رازى فرایند دیدن را درست برعکس آراى جالینوس بسته به پرتوهایى مى‏دانست که به چشم مى‏رسند نه آن گونه که جالینوس گفته بود با پرتوهایى که از چشم ساطع مى‏شود. در ادامه این انتقاد، ابن‏سینا نوشته‏هاى جالینوس در این زمینه را مشتى نوشته‏هاى آشکارا مهمل نامید. اما مهم‏ترین نقد آراى پزشکى جالینوس را در جهان اسلامى، که مایه شهرت و افتخار براى پزشکى اسلامى به‏شمار مى‏رود، ابن‏نفیس دمشقى، پزشک سده ششم هجرى، مطرح کرد. ابن‏نفیس پزشکى تجربه‏گرا و اهل نظر بود که یکى از بزرگ‏ترین کشفیات پزشکى اسلامى را صورت داد. از این رو او در قرون گذشته بین نویسندگان اسلامى به جالینوس عرب (اسلامى)، همان لقبى که در مراجع مختلف به رازى نیز داده‏اند، مشهور شده است. ابن‏نفیس در دو اثرش، شرح تشریح قانون، شرحى که بر کتابهاى اول تا سوم قانون نوشته شده است، و شرح قانون، شرحى که به طور کلى بر موضوعات طرح‏ شده در قانون نوشته، کشف خود موسوم به گردش ریوى خون را شرح داده است. تنها در سده نوزدهم بود که دانش جدید با این کشف مهم ابن‏نفیس آشنا شد. بر اساس نظر جالینوس در مورد گردش خون، خون از راه شریان وارد بطن راست قلب شده و از راه منافذى که بین بطنهاى راست و چپ قلب وجود دارد به بطن چپ وارد شده و در بدن مى‏چرخیده است، اما ابن‏نفیس نوشت که خون از بطن راست و از راه ورید به ریه رفته و پس از آنکه در ورید با هوا آمیخته شد از راه وریدى دیگر به بطن چپ رفته و از آنجا در سراسر بدن پخش مى‏شود. بى‏شک، ابن‏نفیس این اطلاعات را از راه تشریح بدن انسان به دست آورده است. این کشف او سه سده پیش از آنکه میگل سروتو، پزشک ایتالیایى، آن را شرح دهد، به طور آشکار و روشن توضیح داده شد. بنابراین، لازم است در انتساب این کشف به سروتو تردید کرد. حتى درباره این موضوع که سروتو از راه ترجمه‏هاى لاتین آثار پزشکى اسلامى با آراى ابن‏نفیس آشنا شده یا اینکه خود به توارد، این موضوع را دوباره کشف کرده، بحثهاى بسیارى در تاریخ پزشکى جهان پیش آمده است. بارى کنار هم قراردادن آراى ابن‏نفیس، فارابى، ابن‏سینا و چند پزشک دیگر نشان مى‏دهد پزشکى اسلامى بسیار جدى به‏دنبال طرح مدلى غیرجالینوسى از پزشکى بوده است.۹%۸۶%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8“[HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8″۱۲HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8”]

در شاخه‏هاى علوم وابسته به پزشکى، مهم‏ترین سهم در ارائه پژوهشهاى اصیل و مبتکرانه متعلق به چشم پزشکى است. چشم‏پزشکان اسلامى افزون بر بسط آراى پزشکان و چشم‏پزشکان یونانى در مورد بیماریهاى چشم و راههاى درمان آنها، خود بیماریهاى متعددى را شناسایى و راههاى درمان آنها را ارائه کردند. انواع جراحیهاى چشم، برداشتن آب مروارید با بیرون کشیدن مایع جمع‏شده از قرنیه و طرح انواع داروهاى گیاهى، معدنى و حیوانى براى چشم ازجمله این نوآوریهاست. از بین چشم پزشکان اسلامى نیز سهم دو تن بیش از همه چشم‏گیر است، یکى حنین‏بن اسحاق، مؤلف العشر مقالات فى العین و دیگرى على‏بن عیسى مؤلف تذکرهالکحالین. هر کدام از این دو کتاب منشأ نوآوریهاى بسیارى در زمینه چشم‏پزشکى شد و نویسندگان آنها در زمره بزرگ‏ترین چشم پزشکان اسلامى درآمدند. باید اذعان کرد اروپا تنها پس از گذشت هفت سده از رواج چشم پزشکى در اسلام توانست از مجموعه دانسته‏هاى چشم پزشکان اسلامى گذر کند.

در زمینه گیاه‏شناسى و گیاه‏داروشناسى نیز وضع کمابیش به همین گونه است. مهم‏ترین اثر یونانى که در این زمینه به دست گیاه‏شناسان اسلامى رسید، کتاب الحشائش، نوشته دیوسکوریدس، نویسنده اهل آسیاى صغیر در سده اول میلادى بود. این کتاب به قلم حنین‏بن اسحاق و چند تن دیگر از مترجمان نهضت ترجمه به عربى ترجمه شد. در سراسر این کتاب، تقریباً خواص دارویى پانصد گیاه مطرح شده است، در حالى‏که تنها در بخش مربوط به گیاهان دارویى کتاب الحاوى نوشته رازى تقریباً خواص دارویى هفتصد گیاه بررسى شده است. این تعداد در دیگر اثر مهم گیاه‏شناسى اسلامى، که نشانه بسیار مهم آشنایى پزشکان اسلامى با داروشناسى است، یعنى کتاب الجامع لمفردات الادویه و الاغذیه، نوشته ابن‏بیطار به ۱۴۰۰ فقره رسیده است؛ یعنى نزدیک به سه برابر بیش از آنچه در کتاب دیوسکوریدس ذکر شده است. این گسترش سریع و بى‏سابقه در شمار گیاهان، نشان مى‏دهد پزشکان و داروشناسان و البته گیاه‏شناسان اسلامى بسیار بیش از آنچه پیرو دیوسکوریدس به‏شمار آیند، خود به‏دنبال نوآورى و شناسایى خواص دارویى گیاهان بوده‏اند.۹%۸۶%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8“[HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8″۱۳HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8”]

معرفی برخی از تالیفات برجسته مسلمانان در طب

تعداد زیاد آثار طبی مسلمانان به خودی خود نشان از اهتمام بلیغ آنان بدین دانش دارد آقای حسن منتصب مجابی در کتاب کتابشناسی طب سنتی دانشمندان شیعه، ۸۵۰ اثر، تنها از آثار دانشمندان شیعه را معرفی نموده‌اند. ضمن این که منبع ایشان مطابق با اظهار خودشان موسوعه کتابشناسی الذریعه نوشته ۸%B4%DB%8C%D8%AE_%D8%A2%D9%82%D8%A7_%D8%A8%D8%B2%D8%B1%DA%AF_%D8%AA%D9%87%D8%B1%D8%A7%D9%86%DB%8C”شیخ آقا بزرگ تهرانی است[HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8″۱۴HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8”] و با این وصف بایستی آثار ۸%B4%DB%8C%D8%B9%D9%87″شیعه در این رشته بسیار بیش از آنی باشد که در این کتاب گزارش شده چرا که شیخ آقا بزرگ گرچه سعی بلیغی در استعلام کتاب‌های موجود تا زمان خود و نیز ذکر کتاب‌ها در آثار دیگران نمود ولی دستیابی به مشخصات تمامی ‌‌آثار نوشته در دانشی که پیشینه‌ای به اندازه طول حیات اسلام دارد آن هم برای یک نفر عملا غیرممکن است.

آنچه ما در اینجا به معرفی آن‌ها می‌‌پردازیم چند نمونه از آثار برجسته مسلمانان در دانش طب است.۹%۸۶%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8“[HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8″۱۵HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8”]

العشر مقالات فی العین تالیف ۸%AD%D9%86%DB%8C%D9%86_%D8%A8%D9%86_%D8%A7%D8%B3%D8%AD%D8%A7%D9%82&action=edit&redlink=1“حنین بن اسحاق عبادی (م ۲۶۴ ه):

این کتاب قدیمی‌‌ترین کتاب در چشم پزشکی است که اکنون در دست است. مولف این کتاب قریب دو قرن قبل از شیخ الرئیس می‌‌زیست. این کتاب بسیار مغتنم را دکتر ماکس مایر هوف (Max Meyerhof) به انگلیسی ترجمه کرده است که اصل و ترجمه با مقدمه‌ای بسیار سودمند در معرفی چند رساله و کتاب قدماء در «طب العیون» – یعنی چشم پزشکی – در سال ۱۹۲۷ م بسیار مرغوب و مطلوب به طبع رسیده است.۹%۸۶%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8“[HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8″۱۶HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8”]

المسائل فی الطب للمتعلمین:

این کتاب نیز از تالیفات حنین بن اسحاق عبادی است. این کتاب به طریق سوال و جواب در فن نظری و فن عملی طب نوشته شده است. یکی از شاگردان حنین، خواهرزاده‌اش به نام جبیش اعسم برخی مطالب مهم بر کتاب مسائل حنین افزوده است و شیخ عبدالرحمن نیشابوری شرح مبسوطی بر آن نوشته و از کتب عمده طب بشمار می‌‌آید.۹%۸۶%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8“[HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8″۱۷HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8”] این کتاب با تحقیق محمد أبوریان، مرسی محمد عرب و جلال محمد موسی، توسط دارالکتاب المصری، دارالکتاب اللبنانی در سال ۱۹۷۸ م به چاپ رسیده است.۹%۸۶%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8“[HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8″۱۸HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8”]

فردوس الحکمه تالیف علی بن سهل بن ربن طبری (قرن سوم):

این‌ کتاب‌ یک‌ دوره کامل‌ طب‌ و درمان‌ و بهداشت‌ را در بردارد و چون‌ از نخستین‌ کتاب‌های‌ طبى‌ اسلامى‌ است‌، نظرات‌ قدما نیز در آن‌ منعکس‌ است‌. ابن‌ ربن‌ در تألیفات‌ این‌ کتاب‌ از آثار بقراط، جالینوس‌، ارسطو، یوحنا برماسویه‌، حنین‌ بن‌ اسحاق‌ و رساله‌های‌ هندی‌ و دیگر آثار گذشتگان‌ سود جسته‌ است‌. بخشى‌ از آن‌ نیز به‌ طب‌ هندی‌ اختصاص‌ دارد و تنها کتاب‌ از پیشینیان‌ است‌ که‌ در طب‌ هندی‌ به‌ تفصیل‌ بحث‌ کرده‌ است‌. فردوس‌ الحکمه یکى‌ از کتب‌ معانى‌ و آغازین‌ طبى‌ در تمدن‌ اسلامى‌ است‌ که‌ شیوه‌ی آن‌ مورد استفاده متأخران‌ قرار گرفته‌ است‌، چنان که‌ هر یک‌ از آنان‌ به‌ مناسبتى‌ در آثار خود از آن‌ نام‌ برده‌اند: رازی‌ در الحاوی‌، قلانسى‌ در اقراباذین‌، ابن‌ بیطار در جامع‌ المفردات‌ الادویه والاغذیه.

فردوس‌ الحکمه با مقدمه‌ای‌ بسیار عالمانه‌ از روی‌ نسخ‌ برلین‌، بریتانیا و گوتا توسط محمد زبیر صدیقى‌ در ۱۹۲۸ م‌ در برلین‌ چاپ‌ شده‌ و هم‌ اکنون‌ در دسترس‌ است‌. ابن‌ ربن‌ خود آن‌ را به‌ سریانى‌ نیز ترجمه‌ کرده‌ بوده‌ است‌.۹%۸۶%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8“[HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8″۱۹HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8”]

الحاوی الکبیر فی الطب تالیف زکریای رازی (م ۳۲۰):

این کتاب را «الجامع الحاصر لصناعه الطب» و «الجامع الکبیر» و «الجامع» نیز نامند.۹%۸۶%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8“[HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8″۲۰HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8”] این کتاب یک دوره کامل علم طب تا دوران رازی است که در آن علاوه بر استفاده از نظریه‌ها، تجارب و تالیفات پزشکان قبل از خود به خصوص بقراط، دیسقوریدوس و جالینوس کلیه تجارب شخصی و بالینی خود را که در مدت طبابت در ۸%A8%D8%BA%D8%AF%D8%A7%D8%AF”بغداد و ری کسب کرده بود به نگارش درآورده و همراه با شرح بیماری‌ها درباره آن‌ها اظهارنظر کرده است. این کتاب دایره‌المعارف طبی است که در آن از کلیه شاخه‌های طب و اصول تداوی و بهداشت و بیماری شناسی و داروشناسی و اخلاق پزشکی بحث شده است.۹%۸۶%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8“[HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8″۲۱HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8”]

این کتاب را بعد از ۹%۸۵%D8%B1%DA%AF”مرگ وی خواهر رازی و برخی از شاگردانش به دستور ابن عمید وزیر از روی مطالب متفرقه او در علم طب و تعلیقاتش گردآوری نموده و مطابق با ترتیب کتاب‌های طبی تنظیم نمودند.۹%۸۶%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8“[HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8″۲۲HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8”]

کتاب الحاوی شامل بیست و شش جلد می‌‌باشد و اکنون نسخ خطی متعدد آن در کتابخانه‌های معتبر عالم مانند کتابخانه ترجمه آکسفورد و کمبریج انگلستان و کتابخانه اسکوریال و کتابخانه موزه بریتانیا، کتابخانه مونیخ (استانبول) و کتابخانه سلیمانیه (اسپانیا) و کتابخانه سلیم آقا و کتابخانه شهید علی پاشا (استانبول) و کتابخانه موصل و کتابخانه هندوستان و کتابخانه آستان قدس رضوی و کتابخانه مدرس و کتابخانه ملک در تهران موجود است.۹%۸۶%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8“[HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8″۲۳HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8”]

کامل الصناعه علی بن عباس اهوازی (م ۳۸۴ هـ):

این کتاب نیز یک دائره المعارف طبی بزرگ است که اهوازی آن را برای ملک دیلمی؛ عضدالدوله نوشت و به همین خاطر به طب الملکی نیز شهرت یافته است. این دانشنامه پزشکی، از نظم و ترتیبی عالی برخوردار است. لوسین لکلر نویسنده معروف تاریخ طب (چاپ پاریس ۱۸۷۶ م) که تعدادی از کتب طبی قدیمی را مورد مطالعه قرار داده چنین معتقد است که: “مولف کتاب ملکی با جرات توانسته است آنچه را که یونانی‌ها نتوانسته‌اند کشف کنند، بدست آورد و دنباله کار آنان را تعقیب و در کتاب خود جمیع معلومات طبی را جمع آوری نماید.

وی معتقد است که: کتاب ملکی با حاوی رازی قابل مقایسه نیست چرا که حاوی رازی ملخصی از جمیع معلومات قدیم و جدید مربوط به علم طب تا آن زمان را شامل می‌باشد، در صورتی که طب در کتاب ملکی به طور خاص و جامع بیان شده است، به این معنی که تمام قسمت‌های این کتاب منظم و جمیع معلومات و گفته‌هایی را که از سایرین اقتباس نموده به طور کامل انتقاد نموده است”.۹%۸۶%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8“[HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8″۲۴HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8”]

کتاب ملکی مشتمل بر دو قسمت است: قسمت اول در طب نظری و قسمت دوم در طب عملی و هر کدام از این قسمت‌ها مشتمل بر ده مقاله و جمعاً تمام کتاب بیست مقاله است.۹%۸۶%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8“[HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8″۲۵HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8”]

قانون ابن سینا (م ۴۲۸):

قانون را باید ترکیبی علمی ‌‌از تجارب بالینی بوعلی، آثار و تعالیم جالینوس، بقراط، ارسطو و نوشته پزشکان ایرانی و مسلمان پیش از خود چون رازی، ابن ربن طبری و ابوسهل مسیحی دانست. کتاب مذکور را بزرگترین سند پزشکی جالینوسی می‌‌دانند، ولی مسائل نظری ارسطویی بر این اثر ارزشمند مسلط است. بوعلی در تشریح به ارسطو استناد می‌‌کرد. وی مبانی کلی طب را بر پایه‌ی آرای جالینوس و دارو گیاه‌شناسی‌اش را بر اساس نوشته‌های دیوسکوریوس (دارو گیاه‌شناس نامدار یونانی در قرن نخست میلادی) توضیح داده است. بوعلی به طب نظری و عملی نظر داشته است.۹%۸۶%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8“[HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8″۲۶HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8”]

پس از بیداری غرب به دنبال جنگ‌های صلیبی طب منحصر به طب ابن سینا بود و کتاب قانون وی را در تمام مدارس تدریس می‌‌کردند و به زبان لاتینی شرح‌های بسیاری بر آن نوشتند.۹%۸۶%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8“[HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8″۲۷HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8”] ترجمه لاتینی قانون در اروپا مکرر چاپ شد. چنانچه در قرن شانزدهم بیش از بیست چاپ از آن وجود داشت.۹%۸۶%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8“[HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8″۲۸HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8”]

ذخیره خوارزمشاهی:

کتاب ذخیره از مشروحترین کتب طبی پارسی است که مولف آن سید اسماعیل جرجانی (م ۵۳۱) پس از قریب پنج قرن که بیشتر مؤلفات طبی به تازی بوده، به پارسی تالیف نموده است.۹%۸۶%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8“[HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8″۲۹HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8”]

جرجانی خود در مقدمه کتابش در مورد جامعیت آن می‌‌گوید: “و هر کتابی را که اندر هر علمی ‌‌کرده‌اند، فایده‌ای و خاصیتی دیگر است و خاصیت این کتاب تمامی ‌‌است از بهر آن که قصد کرده آمده است تا اندر هر بابی آن چه طبیب را اندر آن باب بباید دانستن از علم و عمل به تمامی‌‌ یاد کرده، آید و معلوم است که بر این نسق هیچ کتابی موجود نیست و اگر چه اندر علم طب بسیار کتاب‌های بزرگ کرده‌اند، لکن هیچ کتابی نیست که طبیب از آن کتاب به کتاب‌های دیگر مستغنی گردد…”.۹%۸۶%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8“[HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8″۳۰HYPERLINK “http://wiki.ahlolbait.com/index.php/%D9%86%D9%82%D8%B4_%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%A7%D9%86_%D8%AF%D8%B1_%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4_%D8%B7%D8%A8”]

این کتاب در ده بخش با موضوعاتی همچون: تعریف طب، شناخت امزجه، احوال تن، حفظ الصحه، شناخت امراض، تب و اقسام آن، علاج بیماری‌ها، پوست و زیبایی، زهرها و پادزهرها و دارو گیاه‌شناسی و غیره تنظیم شده است.

 

دوران طلایی اسلام

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد


نقشه مرزهای جهان اسلام و گسترش آن در سه دوره     پیامبر اسلام ۶۲۲-۶۳۲      خلفای راشدین ۶۳۲-۶۶۱      بنی امیه ۶۶۱-۷۵۰

دوره طلایی اسلام یا عصر شکوفایی و ترقی اسلامی، بنا بر آثار برجای مانده و نوشته‌های کهن، قرن چهارم و پنجم هجری (بین میانه قرن هشتم میلادی تا میانه قرن سیزدهم میلادی) تعریف می‌شود.[۱]HYPERLINK “http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85″[۲] ۹%۸۷%D9%86%D8%B1%D9%85%D9%86%D8%AF%D8%A7%D9%86″هنرمندان، صنعت گران، فیلسوفان، دانش پژوهان، شاعران، جغرافی دانان، مهندسان، نویسندگان، شیمی‌دانان، فیزیک‌دانان، پزشکان، بازرگانان و دیگر دانشمندان
جهان اسلام، نقش به سزایی در رشد، پیشرفت و تکامل دانش‌ها و فنونی از قبیل کشاورزی، هنر، اقتصاد، صنعت، حقوق، ادبیات، دریانوردی، فلسفه، شیمی، فیزیک، جامعه شناسی، پزشکی و غیره ایفا کردند.[۳]

محتویات

 

سخن ترنز درباره تاثیر گذاری تمدن اسلامی

[۴] هووارد آر ترنر در این باره می‌گوید:[۴]

هنرمندان، دانشمندان، پادشاهان و رعایای مسلمان دست به دست هم، فرهنگ و تمدن بی همتایی را به وجود آورده‌اند، که تمام جوامع و انسان‌های دیگر کشورها، به شکلی مستقیم و غیر مستقیم، تحت تأثیر آن قرار گرفته‌اند.

 

دیدگاه ذبیح الله صفا

ذبیح الله صفا می نویسد «تمدن اسلامی به درجه ای از عظمت و در مرتبتی از کمال و پهناوری است که آگهی از همه ابواب و احاطه بر همه انحاء آن به واقع دشوار است و اگر کسی یافته شود که درصدد این ادعا برآید باید به قلت اطلاع و گستاخی وی حکم کرد. مهمترین عنصر از عناصر این تمدن، علوم شرعی و عقلی و ادبی آن است که به زبان های عربی و فارسی تالیف و تدوین شده است»[۵]

 

دیدگاه سیدحسن تقی زاده

حسن تقی زاده درباره تمدن اسلامی می نویسد: «بعد از تمدن یونانی تا ظهور تمدن جدید اروپایی در چند قرن اخیر، بزرگترین و عالیترین و پرمایه ترین تمدن های عالم، تمدن اسلامی بین قرن دوم تا هفتم(هجری) بود که رونق علوم و فنون عقلی در آن….به بالاترین درجۀ کمال رسید و…اساس تمدن اروپایی هم تا آنجا که به علوم و فنون است به وسیلۀ ترجمۀ کتب علمی عربی از قرن یازدهم و دوازدهم مسیحی…پیدا شده»[۶]

 

دیدگاه مرتضی مطهری

مرتضی مطهری می نویسد: «پس از ظهور اسلام و تشکیل حکومت‏ اسلامی و گرد آمدن ملل گوناگون در زیر یک پرچم به نام پرچم اسلام تمدنی‏ عظیم و شکوهمند و بسیار کم نظیر به وجود آمد که جامعه شناسی و تاریخ آن‏ را به نام تمدن اسلامی می‏شناسد.»[۷]

 

 

شالوده و دگرگونی‌های آغازین

در خلال پیروزی‌های مسلمانان در آغاز قرن هقتم و نهم میلادی، سپاه اسلام، امپراطوری یا خلافت اسلام را که یکی از بزرگترین امپراطوری‌های تاریخ به شمار می‌رود، تأسیس کرد و آن را به تدریج گسترش داد. در قرن هشتم میلادی یعنی اوج حکومت خلفای عباسی، مرکز امپراطوری اسلامی از دمشق به شهر تازه تأسیس بغداد منتقل شد. دانشگاه‌های بغداد آغازگر دوره طلایی اسلام می‌باشند. خلفای عباسی تحت تأثیر احکام قرآن و احادیث و گفتاوردهای اسلامی بودند. در طول این دوره طلایی، جهان اسلام تبدیل به قطب دانش، پژوهش و روشنفکری گردید و علوم و فنونی نظیر زراعت، هنر، اقتصاد، موسیقی، معماری، صنعت، حقوق، تاریخ، جامعه شناسی، زیست شناسی، ریاضیات، ادبیات، دریانوردی، فلسفه، شیمی، فیزیک، پزشکی، نجوم، علوم دینی، اخلاق، منطق و غیره گسترش داده شد. شهر بغداد در دوره هارون الرشید خلیفه عباسی، به اوج پیشرفت و شکوفایی خود رسد.


کتاب راهنمای گیاهان دارویی به زبان عربی مربوطبه دوران طلایی اسلام

 

 

هارون الرشید علاوه بر دعوت از دانشمندان و محققین، به گردآوری و برگردان کتاب‌های خطی از زبان سریانی، یونانی و پهلوی به عربی فرمان داد. پس از هارون، پسرش مامون، بیت‌الحکمه (خانهٔ دانش) بغداد را بنیان نهاد و دستور ساخت رصدخانه‌ای را صادر کرد. این اقدامات باعث مهاجرت دانشمندان از جای‌جای جهان به سوی بغداد و رونق آموزش و پژوهش شد. این اقدام به جنبش و نهضت ترجمه نیز مشهور است. بسیاری از آثار عهد عتیق و روزگار باستان که به دست فراموشی سپرده شده بودند، به زبان عربی و بعدها به زبان‌های فارسی، سندی، عبری، ترکی و لاتین ترجمه شدند. علوم گوناگون و عهد باستان میانرودان (بین النهرین)، روم، یونان، چین، هند، ایران زمین، مصر، شمال آفریقاو تمدن بیزانس در آمیخته شدند. در دوران خلافت امویان در آندولوس و حکمرانی فاطمیان در مصر، شهرهای کوردبا و قاهره به عنوان مراکز علمی و دانشگاهی در حوزه‌های متعدد فعالیت پژوهشی داشتند.[۸] برنارد لوئیس درباره این مراکز علمی و دانشجویان آنها می‌گوید:[۹]

 

در دوران طلایی اسلام، خلیفه به عنوان شخص اول روشن بین و متمدن، برای نخستین بار، دانشجویان و محققین مختلف را از سرتاسر دنیا مثل چین، هند، خاورمیانه، شمال آفریقا، اروپا و آسیای میانه گرد هم جمع نمود.

یکی از بزرگ ترین ابداعات در این دوره مهم کاغذ بود. کالایی که رمز و راز تولید آن سال‌ها در نزد چینی‌ها پنهان مانده بود. فوت و فن صنعت کاغذ سازی را اسیران جنگ تالاس (۷۵۱ میلادی) به مسلمانان آموختند که بعداً این صنعت به سمرقند و بغداد روانه شد. اعراب با گسترش شیوه‌های چینی و استفاده از پوست درخت توت این صنعت را کامل کردند. مسلمانان با استفاده از نشاسته و آهار کتاب‌ها را صحافی می‌کردند. حدود سال ۹۰۰ میلادی، صدها مغازه کتاب فروشی که کتاب‌هایی با نسخ خطی می‌فروختند در بغداد وجود داشت.

همچنین کتابخانه‌های عمومی، شامل کتب متنوعی در زمینه‌های گوناگون بودند. در قرن سیزدهم میلادی، حرفه کاغذ سازی از ممالک مسلمان به فز و از آنجا به آندولوس و اروپا گسترش پیدا کرد.[۱۰]

کتابی در مورد علم طب از محمد زکریای رازی که در میانه دوم قرن سیزدهم میلادی به زبان ایتالیایی ترجمه شده‌است

 

دانش نقشه برداری و مکان نگاری، کمک بسیاری در توسعه و پیشرفت مسلمانان ایفا کرد. حتی پیش از ظهور اسلام، شهر مکه به عنوان مرکز بازرگانی دنیای عرب محسوب می‌شد. رسم و سنت زیارت کعبه، این شهر را به مرکز تبادل افکار و کالا تبدیل کرده بود. بازرگانان مسلمان تأثیر شگرفی بر تجارت و شاه راه‌های بازرگانی عربی آفریقایی و عربی آسیایی گذاشتند. بر عکس مسیحیان، هندیان و چینیان که جوامع شان بر مزرعه داری خانوادگی و کشاورزی اجدادی پایه ریزی شده بود، در جهان اسلام، تاجران مسلمان با تجارت و بازاریابی در دوران طلایی اسلام، نقش اساسی را در تشکیل، رشد و گسترش مدنیت و تمدن اسلامی، بازی کردند. بازرگانان با آوردن کالا و انجام تجارت صادقانه، اعتماد چینی‌ها، هندی‌ها، مردم غرب آفریقا و جنوب شرق آسیا را به خود جلب کردند و در عوض ابداعات و اختراعات آنها را به سرزمین‌های اسلامی به ارمغان آوردند.

تجار مسلمان با سرمایه گذاری در صنعت نساجی و کشاورزی گام‌های نخستین را در ایجاد دوران طلایی اسلام برداشتند. جدا از بازرگانان مسلمان، مبلغان مذهبی اسلام نیز نقش عمده‌ای را در ارسال پیام اسلام به نقاط متفاوت جهان بازی کردند. عمده ترین این سرزمین‌ها، میان رودان باستان (بین النهرین)، ایران زمین، آسیای مرکزی و شمال آفریقا بودند. همچنین عارفین و سالکان مذهبی نفوذ قابل توجه‌ای در قسمت‌های متعددی از شرق آفریقا، آناتولی باستانی (ترکیه)، جنوب آسیا، جنوب شرق آسیا و شرق آسیا داشتند.[۱۱]HYPERLINK “http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85″[۱۲]

 

 

اصول و مبنا


دست نوشته‌ای از ابویوسف کندی که در رابطه با دانش رمزنگاری است.

 

 

تعداد زیادی از اندیشمندان مسلمان علاوه بر اصول ارزشی دین خود، عقاید و دانش اخلاق متفکرین گذشته را که بر پایه اصول بشر دوستانه عقلانی و مباحثات علمی مستدل بنا شده بود، پی گیری کرده و آنها را مبنای پژوهش‌های خودشان قرار دادند. آثار زیادی از نوشته جات و کتاب‌های اسلامی از قرون میانه اسلامی (دوره طلایی اسلام) بر جای مانده‌است که به موضاعاتی نظیر شعر، عشق، تاریخ، فلسفه، ادبیات، خداشناسی و غیره پرداخته‌اند. مروری بر این آثار، آزادی اندیشه‌های متفاوت را در آن عصر بازگو می‌کند.[۱۳]HYPERLINK “http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85″[۱۴] وجود آزادی دینی، اگرچه که هنوز جوامع جهان اسلام در کنترل ارزش‌های اسلامی بودند، کمک بزرگی در توسعه ارتباطات ادیان و اختلاط فرهنگ و خرد مسیحی، یهودی و اسلام کرد و این آغازگر یک دوره جدید فلسفی و فکری در سده‌های میانی یعنی قرن هشتم تا سیزدهم میلادی بود.[۸] دلیل دیگری که باعث رشد جهان اسلام در این برهه زمانی شد، آزادی بیان و سخنوری بود.[۱۵]

 

نخستین رساله‌ها و دانش نویسه‌ها، در مورد علم محیط زیست و دانشمندان علوم محیط زیست، که مخصوصاً در رابطه با آلودگی زیست محیطی مطرح شد، توسط ابویوسف کندی، محمد زکریای رازی، ابن الجزار القیروانی، بنی تمیم، ابوسهل مسیحی جرجانی، ابن سینا، علی بن رضوان، عبداللطیف البغدادی و ابن النفیس‎
به رشته تحریر در آمد. مقالات آنها همچنین موضاعات مختلفی را از قبیل آلودگی هوا، آلودگی آب، آلودگی خاک و سوء مدیریت شهری تشریح کرده بود.[۱۶] شهرهای کوردوبا و آندولوس که جزء ممالک اسلامی محسوب می‌شدند، دارای سطل‌های زباله بودند.[۱۷]

 

 

مؤسسات آموزشی و نهادها


مدرسه رکنیه در دمشق ساخته سال ۱۲۲۴ میلادی

 

 

 

تعدادی از مراکز علمی و آموزشی که سابقاً در دنیای قدیم گمنام بودند، خاستگاه شان از سال‌های نخستین عصر طلایی اسلام نشأت می‌گیرد. بارزترین مثالی که در این زمینه می‌توان گفت، بیمارستان‌های عمومی است که به جای معابد شفاء و معابد خواب و استراحت، تأسیس گردید.[۱۸] هچنین بیمارستان‌های مربوط به بیماری‌های روانی نیز در آن دوره ساخته شد.[۱۹] از دیگر مراکز علمی پژوهشی که در دوران طلایی اسلام بنیان نهاده شد، کتابخانه‌های عمومی (با قابلیت امانت دهی کتاب)، دانشگاه‌ها (با اعطاء درجه‌های علمی به دانشجویان) و رصدخانه‌های نجوم به عنوان مراکز پژوهشی را می‌توان نام برد.[۱۸] تفاوت آشکاری که رصدخانه‌های عصر شکوفایی اسلام با رصد خانه‌های کهن داشتند، غیر خصوصی بودن این گونه مراکز بود.[۲۰] در دوران طلایی اسلام حدود قرن نهم میلادی، نخستین دانشگاه‌هایی که به دانشجویان خود مدرک تحصیلی پزشکی اعطاء می‌کردند تحت عنوان بیمارستان بر پا شدند.

 

این مراکز دو منظوره بوده و حالت دانشگاه-بیمارستان داشتند.[۲۱] ۸C%D9%86%D8%B3“کتاب گینس که رکوردهای دنیا در آن ثبت می‌شود، دانشگاه قرویین (تأسیس ۸۵۹ میلادی) واقع در شهر فز مراکش را به عنوان کهن ترین دانشگاهی که مدرک تحصیلی به دانشجویان خود اعطاء می‌کرد، معرفی نمود.[۲۲] دانشگاه الازهر که در سال ۹۷۵ میلادی در قاهره بنا شد، در رشته‌های گوناگون دانشگاهی، مدارک تحصیلی به دانشجویان خود اعطاء می‌کرد. این مدارک شامل مدارک تخصص تری و ارشد (کارشناسی ارشد امروزی) نیز می‌شد. دانشگاه الازهر به عنوان یک دانشگاه کامل در دنیا شناخته شده‌است. خاستگاه و اصل درجه و مدرک دکترا به مجوز و مدرکی با نام اجازه (به عربی: الإِجازَه) بر می‌گردد. دانش آموختگانی که این مدرک را اخذ می‌کردند اجازه داشتند در مدارس اسلامی به نشر آراء و افکار خود و همچنین تدریس علوم مربوطه به پردازند.[۲۳]

 

گفته شده‌است کتابخانه طرابلس در لبنان تا قبل از جنگ‌های صلیبی حدود ۳ میلیون کتاب داشته‌است. این کتابخانه در جریان جنگ‌های صلیبی ویران شد. در این میان آثار بسیار مهمی به زبان عربی درباره علوم ریاضیات وجود داشت که تعدادشان به طور قابل ملاحظه‌ای از مجموع کتاب‌های لاتین و یونانی
قرون وسطی بیشتر بود. البته تعداد کمی از این کتاب‌ها در دانشگاه‌های عصر حاضر تدریس می‌شود.[۲۴] به عنوان مثال جمیل رجب کارشناس تاریخ علوم دانشگاه HYPERLINK “http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D9%85%DA%A9_%DA%AF%DB%8C%D9%84″مک گیل در این زمینه می‌گوید: «کمتر از پنج درصد از کتاب‌های موجود قرون وسطی اسلامی در حال تدریس می‌باشند.»[۲۵] سهیم الحسنی پروفسور و مهندس مکانیک اماراتی دانشگاه منچستر در این باره می‌گوید: «تعداد پنجاه هزار نسخه خطی به جا مانده مورد بازبینی قرار گرفته‌اند و هنوز پنج میلیون نسخه در نوبت بازبینی قرار دارد.»[۲۶] در جریان جنگ‌های صلیبی یک صد هزار جلد از کتاب‌های دارالعلم غارت شده و یا به آتش کشیده می‌شود.[۲۷] نخستین بیمارستان مسلمانان در سال ۸۸ هجری قمری در زمان خلافت امویان تأسیس شد، طی این دوران بیش از ۶۰ بیمارستان در بغداد و ۳۳ بیمارستان در قاهره ساخته شد.[۲۸] در دوران طلایی اسلام مراکز حقوقی ویژه‌ای تأسیس شدند که به امور خیریه، وقف و امور حقوقی می‌پرداختند. همچنین مراکز حواله پول، حل اختلاف و دادخواهی نیز بنا شدند.[۲۹]HYPERLINK “http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85″[۳۰]HYPERLINK “http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85″[۳۱]HYPERLINK “http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85″[۳۲]

 

دریاهای دانش و حکیمان چند علمی


ساعت شمعی بدیع‌الزمان جزری ۱۲۰۶ میلادی

 

 

 

از دیگر ویژگی‌های دوران طلایی اسلام، وجود دانشمندان، حکیمان و دانش پژوهانی است که در چندین دانش متفاوت سر رشته داشته و در آن سرآمد روزگار خویش بودند. این حکیمان هم در علوم مادی و فیزیکی و هم در علوم دینی و متافیزیکی، در شاخه‌های متعدد، دخیل بوده و پژوهش‌های ارزنده‌ای می‌کردند. مثالی که در این زمینه در دنیای غرب، در دوره رنسانس می توان نام برد، لئوناردو داوینچی می‌باشد.[۳۳]HYPERLINK “http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85″[۳۴] در خلال دوران طلایی اسلام، تعداد حکیمان و پژوهشگرانی که در چند زمینه علمی فعالیت داشتند بسیار بیشتر از دانشمندانی بودند که تنها در یک رشته تخصصی تحقیق و مطالعه می‌کردند.[۳۳] از این میان می توان ابوریحان بیرونی، جاحظ، ابویوسف کندی، ابن سینا، شریف ادریسی، ابن باجه، ابن زهر، ابن طفیل، ابن رشد، جلال‌الدین سیوطی،[۳۵] ۸%AC%D8%A7%D8%A8%D8%B1_%D8%A8%D9%86_%D8%AD%DB%8C%D8%A7%D9%86″جابر بن حیان،[۳۶] ۸%B9%D8%A8%D8%A7%D8%B3_%D8%A7%D8%A8%D9%86_%D9%81%D8%B1%D9%86%D8%A7%D8%B3&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8%A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF&withJS=MediaWiki:Intro-Welcome-NewUsers.js”عباس ابن فرناس،[۳۷] ۸%A7%D8%A8%D9%86_%D9%87%DB%8C%D8%AB%D9%85″ابن هیثم،[۳۸] ۸%A7%D8%A8%D9%86_%D9%86%D9%81%DB%8C%D8%B3“ابن نفیس،[۳۹] ۸%A7%D8%A8%D9%86_%D8%AE%D9%84%D8%AF%D9%88%D9%86″ابن خلدون،[۴۰] ۹%۸۵%D8%AD%D9%85%D8%AF_%D8%A8%D9%86_%D9%85%D9%88%D8%B3%DB%8C_%D8%AE%D9%88%D8%A7%D8%B1%D8%B2%D9%85%DB%8C”محمد بن موسی خوارزمی، علی بن حسین مسعودی، مقدسی، بدیع‌الزمان جزری
فخر رازی، محمد بن جریر طبری و خواجه نصیر طوسیHYPERLINK “http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85″[۳۳] را نام برد.

 

اقتصاد

دوران اکتشاف

امپراطوری اسلامی در طول دوران طلایی اسلام نقش بسیار کلیدی را در جهانی سازی بازی کرده‌است. بازرگانان و جهانگردان مسلمان، به وسیله اقتصاد، دانش و تجارت، کشورها و تمدنهای گوناگون و جدا افتاده را از سر تا سر دنیا به هم پیوند زدند.[۴۱] گستره شبکه جهانی تجارت مسلمانان از سواحل شرقی اقیانوس اطلس آغاز و پس از گذشتن از دریای مدیترانه و میان رودان (خاورمیانه) تا هند و چین ادامه داشت.[۴۲] این شبکه بازرگانی جهانی نقش مهم و کلیدی را در برقراری و حفظ امپراطوری‌های اسلامی ایفا کرد. تجارت مسلمین به عنوان یک قدرت اقتصادی پیشرو در طول قرون هفتم تا سیزدهم میلادی، ابزار بسیار مهم و عامل کلیدی شد تا به کمک آن امپراطوری‌های اسلامی عباسی، اموی و فاطمی بنا شده و به سهولت بیشتری به اهداف سیاسی و حکومتی خود برسند.[۴۱]


آسیاب آبی حماه بر روی رود العاصی Orontes River در کشور سوریه، ‎دستگاه‌های آسیاب آبی (چرخ آب کشی) Noria، ساقیه Sakia، پمپ زنجیری Chain pump در انقلاب کشاورزی مسلمانان توسط مهندسان مسلمان ابداع و به طور گسترده در آبیاری و کشاورزی مورد استفاده قرار گرفتند.

 

انقلاب و دگرگونی‌های کشاورزی

در دوران طلایی اسلام، دگرگونی‌های بزرگ کشاورزی تحت عنوان “انقلاب کشاورزی اعراب” رخ داد.[۴۳] بازرگانان مسلمان با گسترش و انتشار روش‌ها و تکنیک‌های صنعت کشاورزی و همچنین انتشار بذرهای گوناگون کشاورزی انقلابی را در نشر محصولات کشاورزی ایفا کردند. تجار مسلمان با خرید بذرهای سورقوم از سرزمین‌های آفریقایی، مرکبات از چین، نیشکر، پنبه و برنج از هند و با فروش و پخش آن در سرزمین‌های اسلامی که قبلا” این محصولات کشت نمی‌شد، محصولات زراعتی را در دیگر بلاد اسلام منتشر کردند.[۴۴] این تغییرات بزرگ کشاورزی، علاوه بر گسترش زراعت و محصولات کشاورزی، موجب گسترش و توسعه اقتصاد، پراکندگی و افزایش جمعیت، تغییر در پوشش‌های گیاهی،[۴۵] افزایش تولید و درآمد کشاورزی، رشد زندگی شهری، گسترش و قوت نیروی کارگری، توسعه آشپزی و تنوع غذایی، گسترش صنعت نساجی و پوشاک و بهبود و بالاتر رفتن سطح زندگی در جهان اسلام گردید.[۴۴] در قرن هشتم میلادی، در خلال انقلاب کشاورزی، صنعت تصفیه نی شکر و چغندرقند توسعه پیدا کرد و این دو محصول به صورت شکر تجاری در آمدند.

اعراب صنعت تولید شکر را توسعه دادند و با گسترش مزارع نی شکر و چغندر قند، صنعت تولید شکر و محصولات تابعه آن را در جهان اسلام انتشار دادند.[۴۶] برای نخستین بار مسلمانان “کشاورزی تجاری” را مرسوم کردند و محصولات زراعی را علاوه بر احتیاجات خانوادگی، به منظور کالایی برای فروش، تولید کردند.[۴۷] کشاورزان چندین بار در سال و به صورت چهار فصل از مزارع محصولاتی نظیر اسفناج، بادمجان و غیره به دست می‌آوردند. در یمن گندم و در عراق برنج، دو بار در سال از یک مزرعه درو می‌شد.[۴۴] مسلمانان یک روش علمی را در کشاورزی توسعه دادند که این روش بر سه عامل اصلی و بنیادی بنا شده بود.

نخستین عامل، سامانه پیچیده و تخصصی گردش سالانه کشت محصولات است، دومین عامل، روش کاملا” توسعه یافته آبیاری است و سومین عامل، ارائه تنوع زیادی از محصولات کشاورزی است. مسلمانان زراعت را با علم به اینکه چه محصولی را در چه فصلی، در چه زمینی و با چه میزان آبی آبیاری کنند، انجام می‌دادند. در دانشنامه‌ها، موارد بی شماری به تفصیل در رابطه با کشاورزی و گیاه شناسی ارائه شده‌است.


سکه طلا دینار دوره اغلبیان ضرب‌شده در سال ۸۹۹

 

 

اقتصاد و بازار

نخستین شکل نظام سرمایه داری و بازار آزاد در زمان سلسله‌های اسلامی و دوران طلایی اسلام شکل گرفت.[۴۸] در خلال قرن هشتم تا دوازدهم میلادی، ممالک اسلامی جایی برای نخستین بازارهای تجاری، دادوستد و سرمایه داری در آمدند، که از آن به عنوان ” سرمایه داری اسلامی” یاد می‌شود.[۴۹] در دوران طلایی اسلام یک اقتصاد پولی قدرتمند بر پایه چرخش پولی (دینار) حکم‌فرما بود. ممالک و قلمروهای مختلف اسلامی که قبلا خودمختار و مستقل بودند دارای یک سیستم یک‌پارچه اقتصادی و پولی با واحد پولی مشترک شدند.

رشد صنعتی


کالبدشناسی ۸%A7%D8%B3%D8%A8“اسب حدود یک قرن پس از دوران طلایی اسلام. ۸%B3%D8%AF%D9%87_%DB%B1%DB%B5_%28%D9%85%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AF%DB%8C%29″سده ۱۵ (میلادیHYPERLINK “http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%B3%D8%AF%D9%87_%DB%B1%DB%B5_%28%D9%85%DB%8C%D9%84%D8%A7%D8%AF%DB%8C%29”). این تصویر یک سند مصری است که در کتابخانه ۸%AF%D8%A7%D9%86%D8%B4%DA%AF%D8%A7%D9%87_%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D8%A8%D9%88%D9%84″دانشگاه استانبول نگهداری می‌گردد.

در دوران طلایی اسلام ۸%A7%D9%86%D8%B1%DA%98%DB%8C_%D8%A2%D8%A8%DB%8C”انرژی آبی، انرژی بادی و ۸%A7%D9%86%D8%B1%DA%98%DB%8C_%D8%AC%D8%B2%D8%B1_%D9%88_%D9%85%D8%AF%DB%8C&action=edit&redlink=1&preload=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%B3%D8%AA%D8%AE%D9%88%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%A8%D9%86%D8%AF%DB%8C&editintro=%D8%A7%D9%84%DA%AF%D9%88:%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D8%A7%D8%AF%DB%8C%D8%AA%E2%80%8C%D9%86%D9%88%D8%AA%DB%8C%D8%B3&summary=%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF+%DB%8C%DA%A9+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D9%86%D9%88+%D8%A7%D8%B2+%D8%B7%D8%B1%DB%8C%D9%82+%D8%A7%DB%8C%D8%AC%D8%A7%D8%AF%DA%AF%D8%B1&nosummary=&prefix=&minor=&create=%D8%AF%D8%B1%D8%B3%D8%AA+%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D9%86+%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87+%D8%AC%D8%AF%DB%8C%D8%AF&withJS=MediaWiki:Intro-Welcome-NewUsers.js”انرژی جزر و مدی، انواع انرژی‌های گوناگون جهت استفاده برای انواع آسیاب و کارخانه‌های متعدد بودند.۸%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85″[HYPERLINK “http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85″۵۰HYPERLINK “http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85”] در خلال سده یازدهم میلادی استفاده از آسیاب‌های آبی و ۸%A2%D8%B3%DB%8C%D8%A7%D8%A8_%D8%A8%D8%A7%D8%AF%DB%8C”بادی در جای جای سرزمین‌های اسلامی مثل شمال ۸%A2%D9%81%D8%B1%DB%8C%D9%82%D8%A7“آفریقا، اندلس، آسیای مرکزی و ۹%۸۵%DB%8C%D8%A7%D9%86%E2%80%8C%D8%B1%D9%88%D8%AF%D8%A7%D9%86″میان‌رودان کاربرد فراوانی پیدا کرده بود.۸%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85″[HYPERLINK “http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85″۵۱HYPERLINK “http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85”] مهندسان مسلمان در این برهه زمانی موفق به اختراع ۸%AA%D9%88%D8%B1%D8%A8%DB%8C%D9%86_%D8%A2%D8%A8%DB%8C”توربین آبی و ۹%۸۵%DB%8C%D9%84%E2%80%8C%D9%84%D9%86%DA%AF”میل‌لنگ شدند. آنان از ۸%B1%D8%AE%E2%80%8C%D8%AF%D9%86%D8%AF%D9%87″چرخ‌دنده‌ها در اقسام آسیاب و دستگاه‌های بالابرنده آب استفاده کردند. مهندسین دوران طلایی اسلام در استفاده از سدهای آبی به عنوان تامین‌کننده انرژی آبی پیشرو بودند و برای انواع آسیاب و دستگاه‌های بالابرنده آب، انرژی افزوده تولید کردند.۸%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85″[HYPERLINK “http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85″۵۲HYPERLINK “http://fa.wikipedia.org/wiki/%D8%AF%D9%88%D8%B1%D8%A7%D9%86_%D8%B7%D9%84%D8%A7%DB%8C%DB%8C_%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85”]

 

 

 

 


 



دیدگاه ها


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *