گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .
گزارش انتشار نسخه جدید
اطلاعات را وارد کنید .
no-img
سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه

شیطان پرستی - سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه


سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه
adsads

ادامه مطلب

شیطان پرستی
دی 3, 1394
502 بازدید
گزارش نسخه جدید

شیطان پرستی


شیطان پرستی

مقدمه

شیطان پرستی یکی از اعتقاداتی است که برخی به آن پیشینه هزاران ساله می‌دهند و دلیل آن را نیز پرستش هر موجود دارای قدرت توسط مردمان هزاران سال پیش و یا در نظر گرفتن دو خدای ضد هم یعنی خدای خیر و شر می‌دانند.

شیطان پرستی دنیایی را ترسیم می کند که هیچ روزنه امیدی برای آن متصور نیست. به همین جهت شیطان پرستی را جهان تاریک می‌گویند. شیطان پرستی حقیقتی را جستجو می کند که در این جهان یافت نمی شود. خود کشی توجیهی اینگونه دارد ، ” اگر بپرسی چرا خودت را می کشی ؟” پاسخ می‌دهد: می خواهم به حقیقت برسم و حقیقت در این دنیا به دست نمی آید. عمده ترین نشانه شیطان پرستی را در تجاوز و قتل به ویژه در تجاوز به کودکان و نوجوانان به همراه قتل آنان باید دید.

۱- آشنایی با شیطان پرستی

سال های پس از رنسانس را می توان به سال های افسار گسیختگی جهان غرب در تمامی ابعاد فردی و اجتماعی و جنبه های متعدد منتهی به روابط انسانی توصیف کرد .

پس از برداشته شدن یوغ تعالیم متعصب کلیسای کاتولیک از گردن انسان غربی ، چند کنش عمده فکری و فلسفی شکل گرفت که از جمله آنها ، رویکرد های متفاوت به مساله انسان و رابطه او با خدا است که زمینه های شکل گیری بسیاری از جریان های فلسفی را فراهم آورد .

قرن ها بعد یعنی در سال های آغازین قرن بیستم برخی از عناصر فاسد الاخلاق با اتکا به گرایشات و نظریات توراتی و پروتستانی به صورت مخفیانه جریان شیطان پرستی را با ویژگی هایی همچون گناه گرایی ، قتل ، تجاوزات جنسی ، هدم اصول اخلاقی ، بی توجهی به مسائل توحیدی و … پایه گذاری کردند .

اگرچه فطرت خداجوی انسانی عاملی بازدارنده در تمایل یافتن تعداد وسیعی از افراد جامعه انسانی به این جریان شده ، لکن استفاده از موسیقی های جذاب و متنوع ، انجام اعمال خارق العاده و دور از ذهن ، تهی شدن انسانی غربی و عصر جدید از معنویت و اتصال به منبع فیض موجبات گرایش افراد اندکی را به این گروه ها فراهم آورد .

نکته حائز اهمیت آن است که علی رغم عدم استقبال عمومی از عضویت در گروه های شیطان پرستی ، آموزه ها و تعالیم گمراه کننده ای توسط آنها و به وسیله ابزارهایی که از سوی قدرت های بزرگ سیاسی در اختیارشان قرار گرفته ، منتشر شده و می شود و این گروه ها در سراسر جهان همواره به عنوان کانون های فحشا و فساد شناخته می شوند .

سال ۱۹۶۰ را می توان به صورت جدی آغاز دور جدید حیات و فعالیت شیطان پرستان در آمریکا دانست . یعنی زمانی که یک جریان خاص شیطان پرستی مسیحی بطور رسمی در کشور آمریکا فعالیت خود را به عنوان یک فرقه و مکتب آغاز کرده است .

نکته قابل توجه ، نقش یک مامور شناخته شده سازمان مرکزی جاسوسی آمریکا در شکل گیری جریان مذکور می باشد که طی پژوهش به آن اشاره خواهد شد .

شیطان پرستی دینی

اینکه اساساً آیا می توان شیطان پرستی را دینی خواند ، محل سوال جدی است ، اما با توجه به اینکه در اغلب کشورها چنین دسته بندی ارائه شده است ، از عنوان شیطان پرستی دینی عیناً استفاده می شود .

مبنای بنیادین این نوع از گرایش به شیطانیسم ، پرستش یک نیروی ماوراء الطبیعه اساطیری و یا چند خدایی می باشد و عمده پیروان آن به خدایان رم باستان ، الهه های شرقی و … گرایش دارند .

اما رکن اصلی این نوع شیطان پرستی نیز مانند سایر انواع تاکید بر پرورش استعدادهای شخصی انسان و در حقیقت خودپرستی است .

شیطان پرستی فلسفی

این نوع گرایش عبارت است از اینکه محور و مرکز عالم انسان است . این شاخه از شیطان پرستی به پایه گذار این فرقه به نام آنتوان لاوی نسبت داده می شود . این نوع شیطان گرایی نیز مانند دو نوع دیگر یعنی دینی و گوتیک از مبنای اعتقادی یهودیت نشات گرفته است

 

نام کامل بنیان گذار این فرقه ، آنتوان شزاندر لاوی (Anton Szandor Lavey) می باشد . وی در یازدهم آوریل سال ۱۹۳۰ میلادی در شیکاگو آمریکا متولد شد و به همراه خانواده اش به سانفرانسیکو رفته و تا زمان مرگش در آنجا ساکن بود.

وی شخصیتی ناهنجار و ناسازگار بوده که در سن ۱۷ سالگی ضمن فرار از تحصیل به عنوان دلقک به یک سیرک پیوست . لاوی در سال ۱۹۵۰ میلادی در دایره جنایی پلیس آمریکا به عنوان عکاس جنایی مشغول به کار شد که تاثیر زیادی از کارش گرفت.

آنتوان در سال ۱۹۵۲ با کارول لنسیگ ازدواج کرد اما بنابر دلایلی از جمله عدم التزام به اصول اولیه اخلاقی و پایبندی به روابط خانوادگی و شیفتگی به زن دیگری به نام داین هگارتی از همسر اولش جدا شد و از سال ۱۹۶۰ به بعد روابط نامشروعی را با هگارتی آغاز کرد . لاوی صاحب یک فرزند نامشروع از هگارتی شد که هرگز با وی ازدواج نکرد بود .

وی همچنین علاقه وافری به نوازندگی پیانو داشته و طبق اطلاعات موجود در همین سال ها روابط جدی و پردامنه را با برخی عناصر سازمان (CIA) همچون ” مایکل آکینو ” برقرار کرد.

این فرد مرتبط با سازمان جاسوسی آمریکا در تاریخ ۳۰ آوریل ۱۹۶۶ در حال که برای جمعی از اعضای حلقه های سری دایره اسرار آمیز با سری تراشیده سخن می گفت ، مدعی بنیان گذاری کلیسای شیطان شد .

لاوی کتابی را تحت عنوان انجیل شیطان و کتاب دیگری نیز با نام آیین پرستش شیطانی به چاپ رساند . روز مرگ لاوی با نام هالووین در آمریکا شناخته می شود .

شیطان پرستی گوتیک

این نوع شیطان گرایی نیز مانند دو نوعی که در قبل اشاره شد ، نوعی از شر پرستی با اشاره به تاریکی است و از کثیف ترین فرقه های انحرافی به شمار می آید . در موسیقی متالیکا نیز سبکی به نام گوتیک وجود دارد .

کثیف ترین اعمال مانند خوردن نوزادان ، تجاوزات جنسی و … به این گروه نسبت داده می شود. (گرچه برای تمام گروه های شیطانی این اعمال از واجبات به حساب می آید!) میل و درخواست به برگشت تاریکی در این شاخه بارز است همانند اعضای گروه آکنکار که با لباس های تیره به غارها و تاریکی ها برای فریاد کشیدن پناه می برند !

صهیونیسم و شیطانیسم

در اینجا رابطه میان صهیونیسم و یهودیت و ارتباط آن با شکل گیری و دوام شیطانیسم را بررسی می کنیم . مهمترین عامل ایجاد این نحله فاسد فلسفی بوده است .

متون

از منظر متون یهودی و نقش آنها در شکل گیری شیطان پرستی چند نکته ذیل قابل توجه است .

_ براساس آموزه های یهودی و عبرانی شیطان نه یک موجود بد، بلکه یک فرشته ای خادم برای آزمایش انسان ها است .

_ در مکاشفات نیز به عدد ۶۶۶ عدد مقدس شیطان پرستان اشاره هایی شده و آن عدد وحش توصیف شده است که باید شمرده شود .

_ خواه ناخواه، متون یهودی منبع برداشت برای مسیحیان نیز قلمداد می شود و نگاه خاص یهودیت به شیطان تاثیرات فراوانی را بر مسیحیت داشته است .

تصوف یهودی (کابالا)

کابالا یا قبالا یا همان تصوف یهودی ، آیینی است که به نوع خاصی از ریاضت های شیطانی یهودیت دلالت دارد . طبق نظر کارشناسان ملل و نحل، این فرقه تحت تاثیر عرفان و تصوف اسلامی در اثر هم نشینی مسلمانان آندلس با برخی از یهودیان تشکیل شده است .

کابالا بخش رمز آلود و بسیار سری دین یهودی طی ۵۰۰ سال اخیر به شمار می آید و عمده تحولات جهان از سوی کابالیست ها دنبال می شود .

کریستف کلمب و همکارانش همگی کابالیست بودند و از فنون جادوگری کابلایی و منجمان آن برای پیدا کردن قاره آمریکا بهره بردند . کابالا عمیقا بر برخی باورهای خرافی همچون جادوگری استوار است و رسماً آن را مقدس می دارد و این عمده ترین نقطه اشتراک شیطان پرستی در گذشته و حال است .

هم اکنون اصطلاح کابالا ، وصف کننده تمرین آیین و دانش محرمانه یهود است . مهم ترین منابع و کتب کابالیستی که به عنوان ستون فقرات و پایه اصلی آئین کابالا درآمدند ، شامل مجموعه کتبابهای عبری « بهیر » _ به معنای کتاب روشنایی _ و « هیچالوت » _ به معنای کاخ ها _ می شوند که به قرن اول میلادی بازمی گردند و نهایتاً در قرن ۱۳میلادی کتاب « زوهار » نوشت شد که تفکر و شکل کنونی آیین کابالا را تشکیل داد .

دکتر عبدا… شهبازی نویسنده مجموعه کتاب های زرسالاران یهودی و پارسی و متخصص تاریخ ، در پایگاه خود درباره فرقه کابالا مقاله جامعی دارد و دیدگاه های وی با آنچه در دانشنامه ویکی پدیا آمده، متفاوت است . شهبازی در قسمت نخست مقاله خود درباره تعریف کابالا می نویسد :

کابالا نامی است که بر تصوف یهودی اطلاق می شود و تلفظ اروپایی « کباله » عبری است به معنی قدیمی و کهن . این واژه به شکل « قباله » برای ما آشناست .

پیروان آیین کابالا یا کابالیست ها این مکتب را دانش سری و پنهان خاخام های یهودی می خوانند و برای آن پیشینه ای کهن قائل اند . برای نمونه ، مادام بلاواتسکی رهبر فرقه تئوسوفی ، مدعی است که کابالا (قباله) در اصل کتابی است رمزگونه که از سوی خداوند به پیامبران ، آدم و نوح و ابراهیم و موسی نازل شد و حاوی دانش پنهان قوم بنی اسرائیل بود . به ادعای بلاواتسکی ، نه تنها پیامبران بلکه تمامی شخصیت های مهم فرهنگی و سیاسی و حتی نظامی تاریخ چون افلاطون و ارسطو و اسکندر و … ، دانش خود را از این کتاب گرفته اند . مادام بلاواتسکی برخی از متفکرین غربی ، چون اسپینوزا و بیکن و نیوتون را از پیروان آئین کابالا می داند .

شهبازی در رد این ادعا می گوید :« این ادعا نه تنها پذیرفتنی نیست بلکه برای تصوف یهودی ، به عنوان یک مکتب مستقل فکری پیشینه جدی نمی تواند یافت ».

شهبازی دیرینه مکتب کابالا را به اوایل سده سیزدهم میلادی محدود کرده و ماقبل آن را گرته برداری یهودیان از مکتب فیلو اسکندرانی در فرهنگ هلنی و فلسفه یونانی و کپی برداری از آموزه های عرفانی مکتب اسلام می داند .

وی در قسمت دوم مقاله خود می نویسد : « سرآغاز طریقت کابالا به اوایل سده سیزدهم میلادی و به اسحاق کور (۱۱۶۰ ـ ۱۲۳۵ م) می رسد . او در بندر ناربون (جنوب فرانسه) می زیست و برخی نظرات عرفانی بیان می داشت » .

وی در جایی از قسمت اول مقاله خود درباره گذشته تصوف یهود ، پیش از ظهور کابالا ، می نویسد :

« مشارکت یهودیان در نحله های فکری رازآمیز و عرفانی به فیلواسکندرانی در اوایل سده اول میلادی می رسد » . سپس می افزاید :

« در دوران اسلامی نیز چنین است . نحله های فکری گسترده عرفانی رازآمیز که در فضای فرهنگ اسلامی پدید آمد، بر یهودیان نیز تاثیر گذاشت و برخی متفکران یهودی آشنا با مباحث عرفانی پدید آمدند که مهم ترین آنان ابویوسف یعقوب اسحاق القرقسانی (سده چهارم هجری / دهم میلادی) است » .

شهبازی درباره نمونه تاثیرات فرهنگ اسلامی بر تصوف یهود می نویسد :

بسیاری از مفاهیم آن [کابالا] شکل عبری مفاهیم رایج در فلسفه و عرفان اسلامی است . در واقع اندیشه پردازان مکتب کابالا به دلیل زندگی در فضای فرهنگ اسلامی و آشنایی با زبان عربی به اقتباس از متون مفصل عرفان اسلامی دست زدند و با تاویل های خود به آن روح و صبغه یهودی دادند . این کاری است که یهودیان در شاخه های متنوع علوم و دانش انجام دادند . برای نمونه باید به مفاهیم هوخمه (حکمت) ، کدش (قدس) ، نفش (نفس) ، نفش مدبرت (نفس مدبره) ، نفش سیخلت (نفس عاقله) ، نفش حی (نفس حیات بخش) ، روح و … در کابالا اشاره کرد .

مکتب کابالا نیز به ۲ بخش حکمت نظری و حکمت علمی تقسیم می شود . در تصوف کابالا بحث های مفصلی درباره خداوند و خلقت وجود دارد که مشابه عرفان اسلامی است به ویژه در تاکید فراوان آن بر مفهوم نور و مراحل تجلی آن .

این استاد تاریخ در انتهای بحث خود می افزاید : « آنچه از زاویه تحلیل سیاسی حائز اهمیت است ، شیطان شناسی و پیام مسیحایی این مکتب است و دقیقاً این مفاهیم است که کابالا را به عنوان یک ایدئولوژی سیاسی معنادار می کند » .



دیدگاه ها


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *