گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .
گزارش انتشار نسخه جدید
اطلاعات را وارد کنید .
no-img
سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه

شهید حسن فتحی - سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه


سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه
adsads

ادامه مطلب

شهید حسن فتحی
اسفند 6, 1394
474 بازدید
گزارش نسخه جدید

شهید حسن فتحی


شهید حسن فتحی

حسن فتحی

نام پدر: محمد علی

تاریخ تولد: ١٣٢٧/٠۵/٠٢

محل تولد: اراک

نام عملیات: پدافندی

تاریخ شهادت: ١٣۶۶/٠١/٠٧

محل دفن: نا مشخص

محل شهادت: شلمچه

شهید حسن فتحی در ایام جوانی اهل نماز و طاعات بود. چون خانواده این شهید خود خانواده مذهبی بودند بالطبع این شهید عزیز در این خانواده رشد و نمو کرد و برای امورات زندگی بعد از متأهل شدن در خانه پدری بسر می‌برد (در روستا) و بیشتر اوقات خود را به یاری پدر و مادر می‌شتافت، چه در کارهای کشاورزی و باغداری. نسبت به پدر و مادر ارادت خاصی داشت در واقع باید گفت تا زمانی که پدر و مادر در قید حیات بودند ایشان نسبت به آنها تا آخرین نفس کوتاهی نکرد و در کنار آنها بود. در زمان بیماری پدر کلاً این شهید در خانه پدر می‌ماند ودور از خانواده خود و پرستاری پدر را می‌کرد. در زمانی که مادر ایشان در قید حیات بودند بعد از مرگ پدر همیشه در کنار مادر خود بودند در کارهای روزمره ایشان را یاری می‌کردند، یار و غمخوار مادر بود تا زمانی که مادر ایشان بیماری پیدا کرد، بیماری مادر شدت پیدا کرد و زمان بیماری مادر به درازا کشید. آن زمان این شهید عزیز لحظه‌ای مادر را تنها نگذاشت چه از نظر مالی و سایر کارهایی از قبیل دعوا و دکتر ایشان که می‌‌گفت در اراک خوب نیست بماند باید به تهران ببریم جهت درمان، و این مادر گرامی را به تهران برد و خیلی فداکاری کرد و از خود گذشتگی زیادی نسبت به مادر نشان می‌داد و چیزی حدود پنجاه روز سرکار خود حاضر نشد، فقط به دنبال کارهای مریضی مادر خود بودند. راستی خداوند چه صبر و حوصله زیادی به این شهید داده بود. در همه کارها این صبر و متانت اصل و زمینه کارهای ایشان بود، راستی که این شهید از نظر عملکرد رفتاری و درک کردن موقعیت همه چیز را به نسبت خود انجام می‌داد. با بچه‌ها بچه بود و با جوانان همدرد می‌شد و با بزرگان بزرگ بود، و ادب و نزاکتی عجیت و قابل فهم بخصوصی داشت و از همان دوران جوانی خیلی خوب مسائل خدا و پیغمبر را سرمشق زندگی و حرکت و مسیر خود قرار داده بود و معنای زندگی این دنیا را بطور واقعی درک کرده بود، حال که من این بنده حقیر این مطالب را بیان می‌کنم به خدا خوب درک می‌کنم که ایشان از چه روح بالایی سرشار بوده‌اند.

در رابطه با صله رحم آنقدر خوب اجرای نقش می‌کرد که از حال همه اطرافیان باخبر بودند. در هنگام مشکلات که بین سایرین پیش می‌آمد یا احتیاجاتی که بود به راستی که حلال مشکلات بود، وقتی که در میان اقوام قرار می‌گرفت مثل یک سنبل بود و از یک روحیه برخورد با نشاط داشت و همیشه خنده روی لبهای ایشان بود و اگر ناراحت بود دیگران آن را احساس نمی‌کردند، از همه مهمتر رفتار ایشان بود چقدر خوب و پسندیده امربه معروف و نهی از منکر می‌کرد، راستی که دوست داشت همه چیز طبق دستورات اسلام پیش برود، خوبی‌های دیگران را به زبان می‌آورد و از افراد تعریف و تمجید می‌کرد و با افراد با مهربانی رفتار می‌کرد. از کلمات عزیزم، جانم، برادرم، سرورم استفاده می‌کرد. هیچ وقت به زیر دست خود امر و نهی نمی‌کرد. دیگران را رنج و عذاب نمی‌داد، در کارهای فیزیکی همیشه خود داوطلب بود، همیشه فکر و ذکرش دیگران بود، اعتقاد شدیدی به مسائل دینی و اخلاقی داشت. همیشه دیگران را راهنمایی می‌کرد و این راهنمایی با رفتار و عمل خود بود و دیگران پند و نصیحت می‌گرفتند و واقعاً همه از این رفتار و کردار درس می‌گرفتند و یک الگو بود. حقیقتاً در بین اقوام و آشنایان و دوست مثل یک پل مستحکمی بود که از نظر ارتباط حل کردن مشکلات فردی قابل اطمینان و با توجه و قابل احترام کوچک و بزرگ بود و احترام خاصی در بین افراد داشت که در نبودن ایشان حتی در مجالس احساس کمبود می‌شد. وجود ایشان آنقدر مؤثر و دلگرم بود که در نبود آن کارها بخوبی پیش نمی‌رفت، اما هر چه از رفتارهای این وجود مقدس و پاک بگوییم الحق که کم گفته‌ایم و با شروع انقلاب وارد سیاست شد و درک فوق‌العاده بالایی از درک اوضاع و احوال اجتماع داشت. در کلیه فعالیتها در تمام زمینه‌های انقلاب فردی بسیار کوشا و فعال بود، شرکت در نماز جمعه و رفتن در مساجد، فعالیتها در تمام زمینه‌های انقلاب فردی بسیار کوشا و فعال بود، شرکت در نمازجمعه و رفتن در مساجد فعالیتهای خود را شروع کرد و فعالیتهای ایشان طوری جلوه نمی‌کرد که به دیگران وانمود کند و احساس بزرگی و غرور او را فرا بگیرد بلکه برعکس هیچ کس از رفتارهای مقدس و والای ایشان باخبر نمی‌شد و همیشه به فکر مردم و جامعه بود و جداً درد و رنج مردم را احساس می‌کرد اما این احساس را با صحبتهایی که می‌کرد مثل بی‌حجابی و غربگرایی که جامعه را فرا گرفته بود احساس می‌کردیم و تأکید عجیبی بر روی حجاب زن و مرد می‌کرد بخصوص زنها، هیچ وقت با طرف مقابل خود که نامحرم بود مستقیم نگاه نمی‌کرد، و در صحبت کردن به نقطه‌ای از مکان خیره می‌شد و در رفتار و کردار هیچ وقت جلب توجه نمی‌کرد. حتی در لباس پوشیدن همیشه دوست داشت در یک سطحی لباس بپوشد و غذا بخورد که کسانی که ندارند و در فقر زندگی می‌کنند از یاد نبرد و الگوی ایشان قرآن بود و زندگی پیامبران و ائمه اطهار، تا جایی که اسم فرزند دلبند خویش به نیت حضرت فاطمه زهرا تنها دخت پیامبر، فاطمه گذاشت و تمام رفتار و کردار ایشان مملو از درس و عشق به خدا بود و از نظر مالی در سطح بالایی بود و هر چه انفاق می‌کرد و به فکر دیگران بود، زندگی پر برکت‌تر و روحی بزرگتر پیدا می‌کرد، هیچ گاه میوه را نوبر تناول نمی‌کرد و این احساس را داشت که دیگران را همیشه خوشحال کند (که مبادا نداشته باشند بخورند) و دلی بدست آورد و از این عمل عشق می‌کرد و خنده‌ای که بر لبانش نقش می‌بست چشمهایش می‌خندید و شادی عجیبی وجودش را فرا می‌گرفت، وقتی همسر گرامیش به اعتراض که چرا لباس نو نمی‌پوشی در جواب می‌گفت پول آنرا به کسانی می‌دهم و لباس نو می‌خرم که از آهن بیشتر احتیاج دارند و در خرید کردن هم چه برای خانه و خود همیشه مسائل و مشکلات دیگران در نظرش بود، راستی که چه از روحی بالا برخوردار بود و در کارهای خیر بی‌تاب بود و از دیگران پیشی می‌گرفت. اگر باخبر می‌شد که کسی در جایی احتیاجی به کمک است به هر طریق خود را در آن شرکت می‌داد. در زمان جنگ با توجه به اینکه بودنش در پشت جبهه خیلی مهم بود چه در اداره و چه در جاهای دیگر ولی همیشه می‌گفت خداوند رفتن به جبهه را نصیبم نمی‌کند خیلی در رفتن به جبهه تعجیل داشت. راستی این شهید عزیز مادیات برایش هیچ ارزشی نداشت با توجه به اینکه در رفاه کامل به سر می‌برد. خداوند متعال واقعاً ایشان را دوست داشت و مورد رحمت و مهر خود قرار داده بود. این شهید در اداره یک نیروی متعهد بود. برای کارش ارزش قائل می‌شد. خیلی خوب با افراد همکار خود ارتباط برقرار می‌کرد. دیگران را جذب یکسری از کارهای اسلامی می‌کرد با توجه به اینکه خود یکی از افراد فعال انجمن اسلامی اداره بود با کمیته امداد امام خیلی رابطه خوبی داشت، بیشتر مواقع کمکهایش طوری بود که هیچ کس باخبر نمی‌شد، تا زمانی که شهید شد خیلی از مسائل روشن شد. خداوند خودش می‌داند زمانی که شهید شده بود زمین و زمان برای ایشان اشک می‌ریختند و حسرت می‌خوردند، مجلسهای ایشان چقدر سنگین و وزین بود، خدایا این مرد چقدر دوستدار مردم بود و مردم دوستدار ایشان، و آن لیاقتی را که خداوند متعال به آسانی نصیب هیچ کس قرار نمی‌دهد ایشان را قرار داد و از بین فامیل و اقوام گلچین شد و به هدف و مقصد نهایی خود رسید و حسین‌وار (امام حسین) زندگی کرد و مانند امام حسین سر مبارکش را تقدیم و قربانی در راه اسلام، جامعه و خداوند قرار داد.

روحش شاد و راهش پررهرو باد

والسلام



دیدگاه ها


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *