گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .
گزارش انتشار نسخه جدید
اطلاعات را وارد کنید .
no-img
سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه

شرح احوال و زندگانى ابوالعباس فضل بن حاتم نیریزى - سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه


سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه
adsads

ادامه مطلب

شرح احوال و زندگانى ابوالعباس فضل بن حاتم نیریزى
بهمن 8, 1394
398 بازدید
گزارش نسخه جدید

شرح احوال و زندگانى ابوالعباس فضل بن حاتم نیریزى


شرح احوال و زندگانى ابوالعباس فضل بن حاتم نیریزى

ابوالعباس فضل بن حاتم نی‌ریزی، ستاره‌شناس و ریاضیدان نامدار ایرانی که در سده سوم و اوایل سده چهارم هجری قمری می‌زیسته است. مستشرقان به لاتینی او را آناریتیوس نامیده‌اند. این دانشمند بزرگ، آثار متعدّد و مهمی در ریاضیات و ستاره‌شناسی از خود بر جای گذاشته امّا باوجوداین، دانسته‌های ما درباره شرح احوال و زندگانی او بسیار اندک است.

او درنی‌ریزی ولادت یافت. تاریخ تولّد وی دانسته نیست، امّا با توجه به شرح احوال و تاریخ وفاتش می‌بایست در نیمه اول سده سوم هجری قمری زاده شده باشد.

به‌هرحال، به نظر می‌رسد که وی تحصیلات مقدماتی را در زادگاهش فراگرفت، پس‌ازآن، مقارن با حکومت المعتضد بالله (حک ۲۸۹ – ۲۷۹ ه. ق.) شانزدهمین خلیفه عباسی به بغداد مهاجرت کرد. شایان‌ذکر است که اولین حوزه علمی اسلامی در بغداد تأسیس شد و نهضت علمی اسلامی در این شهر در زمان منصور، ابوجعفر عبدالله (حک ۱۵۸ – ۱۳۶ ه. ق.)، دومین خلیفه عباسی آغاز گردید و در زمان مأمون (حک ۲۱۸ – ۱۹۸ ه. ق.) به اوج خود رسید. سده سوم ه. ق؛ که ابوالعباس نی‌ریزی به بغداد هجرت کرد، عصر طلایی علوم در بغداد محسوب می‌شد. فضل بن حاتم ظاهراً تا اواخر دوره مکتفی بالله (حک ۲۹۵ – ۲۸۹) هفدهمین خلیفه عباسی در بغداد بود.

با توجه به اینکه ابوالعباس در شرح اصول اقلیدس در چندین مورد از ثابت بن قرّه حرانی (متوفی ۲۸۸ ه. ق.) مترجم و شارح معروف اصول اقلیدس نام‌برده است، می‌توان احتمال داد که او سال‌های آخر عمر ثابت بن قرّه را درک کرده و درنتیجه می‌بایست در همان حدود – در دهه ۷۰ یا ۸۰ – به بغداد رفته باشد.

شهرت و آوازه او به دربار خلفای عباسی نیز رسید. در کتاب تنقیح المناظر لذوی الابصار و البصائر حکایتی درباره وی آمده که نشان می‌دهد، ابوالعباس در آن زمان از موقعیت و منزلت علمی و اجتماعی بسزایی برخوردار بوده است. در آن کتاب آمده است:

«و قد شوهدت قوس فی زمن بعض الخلفاء و فی‌ها طبقه سوداء فهال ذلک الخلیفه و من کان معه فروجع النیریزی و هو ابوالعباس الفضل بن حاتم شارح المجسطی فی ذلک و کان مع القوم، فاستکشف عن احوال النواحی الّتی کانت فی جهه الشمس عنهم فاخبر انّه قداجتمعت فی بعض تلک النواحی نمل سود لایحصی کثره فی قطعه عظیمه من الارض و تراکمت فحدس انّ الشمس قداشرقت علیها وانعکس الضوء عنها الی السحاب فحدث ذلک السواد و ذلک یتأتی علی اصل القوس لمن تأمل فان مثل تلک الصوره قد ترد الی البصر فی المنعطف بانعکاس».

 

ترجمه:

«در زمان یکی از خلفا، قوس و قزحی که در آن لایه سیاهی بود مشاهده شد. این مسئله، خلیفه و اطرافیانش را به وحشت انداخت. پس به ابوالعباس فضل بن حاتم نریزی، شارح مجسطی که خود نیز در آن جمع بود، رجوع کردند. او علّت آن مسئله را بیان کرد و گفت ».

برخی منظور از خلیفه را در اینجا معتضد عباسی دانسته‌اند، امّا چنانکه اشاره خواهیم کرد، ابوالعباس نریزی با دربار المکتفی بالله نیز ارتباط داشته و حتی کتاب مقاله فی حوادث القرانات را به درخواست او نوشته، ازاین‌رو، می‌توان به‌احتمال گفت که شاید منظور از خلیفه در اینجا المکتفی بالله باشد. ابوالعباس در آغاز کتاب مقاله فی حوادث القرانات گفته است:

«انّ الّذی جدانی علی استخراج مادّونته فی هذه المقاله و ذکرته من مقارنات الکواکب العلویه و الکلام علی ظهور الفتن بالمغرب و مااتّصل بذلک من الکلام علی الدول و الملل و الحوادث المستدل علیها من القرانات و الکسوفات هو امتثال امر مولانا المکتفی بالله امیرالمؤمنین ابی محمّد علی ابن المعتضد بالله امیرالمؤمنین اطال الله بقائه و عزّه».

او در موارد دیگری نیز از مکتفی یادکرده و در همه موارد، با احترام ویژه‌ای از او سخن گفته است.

ابن ندیم در الفهرست و قفطی در تاریخ الحکماء گفته‌اند که ابوالعباس کتاب احداث الجو را برای معتضد عباسی نگاشت. محققان معاصر نیز به‌تبع ابن‌ندیم و قفطی این مطلب را در آثار خود ذکر کرده‌اند، امّا باید یادآور شویم که در رساله احداث الجو، (میکروفیلم شماره ۱۹ / ۴۳۷ کتابخانه مرکزی) اشاره‌ای به این موضوع نشده و در آن حتی نام معتضد عباسی نیز نیامده است. این رساله چنین آغازشده است: «قد انفذت الی سیدنا الوزیر جمله عملتها فی تقدمه المعرفه باحداث الجو رسمت فی‌ها جدولاً ».

با توجه به آغاز آن، شاید بتوان گفت که ابوالعباس این رساله را به یکی از وزرا اهداء کرده است. به‌هرحال، او در بغداد زیست و ظاهراً در همان‌جا نیز وفات یافت. تاریخ وفات او را در سال ۳۱۰ ه. ق. / ۹۲۲ م. گفته‌اند. برخی دیگر وفات او را در حدود ۳۰۹ هجری قمری دانسته‌اند.

از شرح احوال و زندگانی نریزی بیش از این چیزی دانسته نیست، امّا آراء و نظریات او تأثیری شگرف بر منجمان و ریاضی‌دانان پس از وی داشته و آثار او همواره مورداستفاده دانشمندان بوده است. عالمان و دانشمندان نامداری چون ابوریحان بیرونی، حکیم عمر خیام و خواجه‌نصیرالدین طوسی در آثار خود از نوشته‌ها و تألیفات ابوالعباس نریزی بهره برده و به آراء و نظریات او استناد کرده‌اند.

علاوه بر آن، در منابعی چون الفهرست ابن ندیم (متوفی سده ۴ ه. ق.)، طبقات الامم قاضی ابوالقاسم صاعد بن احمد اندلسی (متوفی ۴۶۲ ه. ق.)، چهارمقاله نظامی عروضی سمرقندی (متوفی سده ۶ ه. ق.) و تاریخ الحکماء قفطی (متوفی ۶۹۶ ه. ق.) نیز او را ستوده‌اند. ابن‌ندیم درباره او گفته است: «النیریزی و هو ابوالعباس الفضل بن حاتم النیریزی، ممن یشارالیه فی علم النجوم و سیما فی علم الهیئه»؛ یعنی اینکه ابوالعباس نریزی در علم نجوم به‌ویژه هیئت انگشت‌نما و شاخص بود. مؤلف طبقات الامم او را ازجمله بزرگان و نامداران علم نجوم و هیئت خوانده و قفطی گفته است که او «فاضلی متقدم، در علم هندسه و هیئت و حرکات نجوم متبحر بوده». همچنین نظامی عروضی در چهارمقاله، شرح ابوالعباس بر المجسطی را «بهترین تفسیرها» و «بهترین شرح‌ها» خوانده است.

باید یادآور شویم که در منابع متقدم اسلامی تا سده هفتم هجری قمری، نام ابوالعباس آمده، امّا از آن زمان به بعد درباره او مطلبی نیامده است.

در اوایل سده ۱۳ ه. ق. / اواخر سده ۱۹ م. نخستین و جامع‌ترین پژوهش‌ها به همت مستشرقان انجام گرفت و تا نیمه دوم سده ۲۰ م. نیز ادامه داشت. پس‌ازآن برخی از محققان و پژوهشگران مسلمان بر مبنای آثار مستشرقان، تحقیقاتی انجام دادند. تمامی محققان و پژوهشگران، ابوالعباس را یکی از بزرگ‌ترین ریاضیدانان و منجمان دوره اسلامی دانسته‌اند. آلدومیه‌لی، او را «مفسّر بسیار مشهور آثار اقلیدس و بطلمیوس» خوانده است. شرح او را بر المجسطی معتبرترین شرح‌ها دانسته‌اند؛ تا آنجا که گاهی نریزی را به‌طور مطلق «شارح مجسطی» خوانده‌اند و هرگاه بدون قید نام، «شارح مجسطی» گفته شود، منظور ابوالعباس نریزی است.

علاوه بر آن، شرح ابوالعباس بر اصول اقلیدس نیز از مهم‌ترین و مشهورترین شرح‌هاست.

قدری حافظ طوقان در کتاب تراث العرب العلمی فی الریاضیات و الفلک او را از ریاضی‌دانان مشهور خوانده و گفته است: «اشتغل بالرصد و یقال ان الارصاد الّتی اجراها قد راجع‌ها بتدقیق ابن یونس [متوفی ۳۹۹ ه. ق.] الشهیر الّذی اتی بعده بقرن واحد».

 

همچنین او را نخستین سازنده اسطرلاب در جمع مسلمانان خوانده و گفته‌اند که او ازجمله منجّمان زبردستی بوده که زیج‌هایی به روش سند و هند و زیج‌هایی به روش بطلمیوس و رصدهای جدید ترتیب داده بودند. به‌هرحال، شهرت ابوالعباس نریزی جهانی است و همین امر سبب شده است که مدار ۱۹ جنوبی و نصف‌النهار ۳۵۲ کره ماه به اسم او ثبت شود.

ابوالعباس فضل بن حاتم نی‌ریزی، ستاره‌شناس و ریاضیدان نامدار ایرانی که در سده سوم و اوایل سده چهارم هجری قمری می‌زیسته است. مستشرقان به لاتینی او را آناریتیوس نامیده‌اند. این دانشمند بزرگ، آثار متعدّد و مهمی در ریاضیات و ستاره‌شناسی از خود بر جای گذاشته امّا باوجوداین، دانسته‌های ما درباره شرح احوال و زندگانی او بسیار اندک است.

او درنی‌ریزی ولادت یافت. تاریخ تولّد وی دانسته نیست، امّا با توجه به شرح احوال و تاریخ وفاتش می‌بایست در نیمه اول سده سوم هجری قمری زاده شده باشد.

به‌هرحال، به نظر می‌رسد که وی تحصیلات مقدماتی را در زادگاهش فراگرفت، پس‌ازآن، مقارن با حکومت المعتضد بالله (حک ۲۸۹ – ۲۷۹ ه. ق.) شانزدهمین خلیفه عباسی به بغداد مهاجرت کرد. شایان‌ذکر است که اولین حوزه علمی اسلامی در بغداد تأسیس شد و نهضت علمی اسلامی در این شهر در زمان منصور، ابوجعفر عبدالله (حک ۱۵۸ – ۱۳۶ ه. ق.)، دومین خلیفه عباسی آغاز گردید و در زمان مأمون (حک ۲۱۸ – ۱۹۸ ه. ق.) به اوج خود رسید. سده سوم ه. ق؛ که ابوالعباس نی‌ریزی به بغداد هجرت کرد، عصر طلایی علوم در بغداد محسوب می‌شد. فضل بن حاتم ظاهراً تا اواخر دوره مکتفی بالله (حک ۲۹۵ – ۲۸۹) هفدهمین خلیفه عباسی در بغداد بود.

با توجه به اینکه ابوالعباس در شرح اصول اقلیدس در چندین مورد از ثابت بن قرّه حرانی (متوفی ۲۸۸ ه. ق.) مترجم و شارح معروف اصول اقلیدس نام‌برده است، می‌توان احتمال داد که او سال‌های آخر عمر ثابت بن قرّه را درک کرده و درنتیجه می‌بایست در همان حدود – در دهه ۷۰ یا ۸۰ – به بغداد رفته باشد.

شهرت و آوازه او به دربار خلفای عباسی نیز رسید. در کتاب تنقیح المناظر لذوی الابصار و البصائر حکایتی درباره وی آمده که نشان می‌دهد، ابوالعباس در آن زمان از موقعیت و منزلت علمی و اجتماعی بسزایی برخوردار بوده است. در آن کتاب آمده است:

« و قد شوهدت قوس فی زمن بعض الخلفاء و فی‌ها طبقه سوداء فهال ذلک الخلیفه و من کان معه فروجع النیریزی و هو ابوالعباس الفضل بن حاتم شارح المجسطی فی ذلک و کان مع القوم، فاستکشف عن احوال النواحی الّتی کانت فی جهه الشمس عنهم فاخبر انّه قداجتمعت فی بعض تلک النواحی نمل سود لایحصی کثره فی قطعه عظیمه من الارض و تراکمت فحدس انّ الشمس قداشرقت علیها وانعکس الضوء عنها الی السحاب فحدث ذلک السواد و ذلک یتأتی علی اصل القوس لمن تأمل فان مثل تلک الصوره قد ترد الی البصر فی المنعطف بانعکاس».

ترجمه:

«در زمان یکی از خلفا، قوس و قزحی که در آن لایه سیاهی بود مشاهده شد. این مسئله، خلیفه و اطرافیانش را به وحشت انداخت. پس به ابوالعباس فضل بن حاتم نریزی، شارح مجسطی که خود نیز در آن جمع بود، رجوع کردند. او علّت آن مسئله را بیان کرد و گفت ».

برخی منظور از خلیفه را در اینجا معتضد عباسی دانسته‌اند، امّا چنانکه اشاره خواهیم کرد، ابوالعباس نریزی با دربار المکتفی بالله نیز ارتباط داشته و حتی کتاب مقاله فی حوادث القرانات را به درخواست او نوشته، ازاین‌رو، می‌توان به‌احتمال گفت که شاید منظور از خلیفه در اینجا المکتفی بالله باشد. ابوالعباس در آغاز کتاب مقاله فی حوادث القرانات گفته است:

«انّ الّذی جدانی علی استخراج مادّونته فی هذه المقاله و ذکرته من مقارنات الکواکب العلویه و الکلام علی ظهور الفتن بالمغرب و مااتّصل بذلک من الکلام علی الدول و الملل و الحوادث المستدل علیها من القرانات و الکسوفات هو امتثال امر مولانا المکتفی بالله امیرالمؤمنین ابی محمّد علی ابن المعتضد بالله امیرالمؤمنین اطال الله بقائه و عزّه».

او در موارد دیگری نیز از مکتفی یادکرده و در همه موارد، با احترام ویژه‌ای از او سخن گفته است.

ابن ندیم در الفهرست و قفطی در تاریخ الحکماء گفته‌اند که ابوالعباس کتاب احداث الجو را برای معتضد عباسی نگاشت. محققان معاصر نیز به‌تبع ابن‌ندیم و قفطی این مطلب را در آثار خود ذکر کرده‌اند، امّا باید یادآور شویم که در رساله احداث الجو، (میکروفیلم شماره ۱۹ / ۴۳۷ کتابخانه مرکزی) اشاره‌ای به این موضوع نشده و در آن حتی نام معتضد عباسی نیز نیامده است. این رساله چنین آغازشده است: «قد انفذت الی سیدنا الوزیر جمله عملتها فی تقدمه المعرفه باحداث الجو رسمت فی‌ها جدولاً ».

با توجه به آغاز آن، شاید بتوان گفت که ابوالعباس این رساله را به یکی از وزرا اهداء کرده است. به‌هرحال، او در بغداد زیست و ظاهراً در همان‌جا نیز وفات یافت. تاریخ وفات او را در سال ۳۱۰ ه. ق. / ۹۲۲ م. گفته‌اند. برخی دیگر وفات او را در حدود ۳۰۹ هجری قمری دانسته‌اند.

از شرح احوال و زندگانی نریزی بیش از این چیزی دانسته نیست، امّا آراء و نظریات او تأثیری شگرف بر منجمان و ریاضی‌دانان پس از وی داشته و آثار او همواره مورداستفاده دانشمندان بوده است. عالمان و دانشمندان نامداری چون ابوریحان بیرونی، حکیم عمر خیام و خواجه‌نصیرالدین طوسی در آثار خود از نوشته‌ها و تألیفات ابوالعباس نریزی بهره برده و به آراء و نظریات او استناد کرده‌اند.

علاوه بر آن، در منابعی چون الفهرست ابن ندیم (متوفی سده ۴ ه. ق.)، طبقات الامم قاضی ابوالقاسم صاعد بن احمد اندلسی (متوفی ۴۶۲ ه. ق.)، چهارمقاله نظامی عروضی سمرقندی (متوفی سده ۶ ه. ق.) و تاریخ الحکماء قفطی (متوفی ۶۹۶ ه. ق.) نیز او را ستوده‌اند. ابن‌ندیم درباره او گفته است: «النیریزی و هو ابوالعباس الفضل بن حاتم النیریزی، ممن یشارالیه فی علم النجوم و سیما فی علم الهیئه»؛ یعنی اینکه ابوالعباس نریزی در علم نجوم به‌ویژه هیئت انگشت‌نما و شاخص بود. مؤلف طبقات الامم او را ازجمله بزرگان و نامداران علم نجوم و هیئت خوانده و قفطی گفته است که او «فاضلی متقدم، در علم هندسه و هیئت و حرکات نجوم متبحر بوده». همچنین نظامی عروضی در چهارمقاله، شرح ابوالعباس بر المجسطی را «بهترین تفسیرها» و «بهترین شرح‌ها» خوانده است.

باید یادآور شویم که در منابع متقدم اسلامی تا سده هفتم هجری قمری، نام ابوالعباس آمده، امّا از آن زمان به بعد درباره او مطلبی نیامده است.

در اوایل سده ۱۳ ه. ق. / اواخر سده ۱۹ م. نخستین و جامع‌ترین پژوهش‌ها به همت مستشرقان انجام گرفت و تا نیمه دوم سده ۲۰ م. نیز ادامه داشت. پس‌ازآن برخی از محققان و پژوهشگران مسلمان بر مبنای آثار مستشرقان، تحقیقاتی انجام دادند. تمامی محققان و پژوهشگران، ابوالعباس را یکی از بزرگ‌ترین ریاضیدانان و منجمان دوره اسلامی دانسته‌اند. آلدومیه‌لی، او را «مفسّر بسیار مشهور آثار اقلیدس و بطلمیوس» خوانده است. شرح او را بر المجسطی معتبرترین شرح‌ها دانسته‌اند؛ تا آنجا که گاهی نریزی را به‌طور مطلق «شارح مجسطی» خوانده‌اند و هرگاه بدون قید نام، «شارح مجسطی» گفته شود، منظور ابوالعباس نریزی است.

علاوه بر آن، شرح ابوالعباس بر اصول اقلیدس نیز از مهم‌ترین و مشهورترین شرح‌هاست.

قدری حافظ طوقان در کتاب تراث العرب العلمی فی الریاضیات و الفلک او را از ریاضی‌دانان مشهور خوانده و گفته است: «اشتغل بالرصد و یقال ان الارصاد الّتی اجراها قد راجع‌ها بتدقیق ابن یونس [متوفی ۳۹۹ ه. ق.] الشهیر الّذی اتی بعده بقرن واحد».

 

همچنین او را نخستین سازنده اسطرلاب در جمع مسلمانان خوانده و گفته‌اند که او ازجمله منجّمان زبردستی بوده که زیج‌هایی به روش سند و هند و زیج‌هایی به روش بطلمیوس و رصدهای جدید ترتیب داده بودند. به‌هرحال، شهرت ابوالعباس نریزی جهانی است و همین امر سبب شده است که مدار ۱۹ جنوبی و نصف‌النهار ۳۵۲ کره ماه به اسم او ثبت شود



دیدگاه ها


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *