گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .
گزارش انتشار نسخه جدید
اطلاعات را وارد کنید .
no-img
سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه

در قرن دوم و سوم هجری که اعراب مسلمان به مال و منال رسیده واز رفاه و آسایش برخوردار شده بودند، طبقه ادیب و شاعر نیز در شعر و شاعری ، به زیبایی های شعری توجه کردند و سعی داشتند که ابداعاتی نشان دهند تا شعرشان بیشتر مورد توجه قرار گیرد و نثر آنان زیباتر گردد، این بود که به زیبائی های هنری و گنجایدن محسنات در سخن رو آورده شد و بدین زیبائیها نام بدیع 1 ،اطلاق شد. در همین دوره ها بود که ابن معتز - خلیفه شاعر - در سال 274 هجری کتاب[البدیع] خود را نوشت. عبدالله معتز - خلیفه یک روزه عباسی 3 - در نقد شعر هم کتابی به اسم[ طبقات الشعراء] نوشته و فقط به ذکر شعرانی که در دستگاه خلافت بوده اند و خلفاا وامراء و وزراء را مدح کرده اند پرداخته که به قول دکتر بدوی 4 طبانه ، چندان ارزش نقدی ، ندارد. ابن معتز در کتاب[ البدیع] زیبایی ها و بدایع واختراعات وابداعات در کلام را به دو دسته منقم ساخت : بعدیع - محاسن . این معتز، پنج باب :استعاره ، تجنیس ، مطبقه ، رداعجازالکلام و مذهب کلامی را تحت عنوان بدیع معرفی کرد وابواب پنج گانه را بدین طریق ثبت کرد. [ الباب الاول من البدیع و هوالاستعاره]... رک:[ البدایع] ،/ رک:[ البدیع]/ 03 [ الباب الثانی من البدیع و هوالتجنیس]... رک:[ البدیع] ،25. (الباب الثالث من البدیع و هو المطابقه ...) رک:[ البدیع] ،. [ الباب الرابع من البدیع و هورداعجازالکلام علی ما تقدمها].... رک:[ البدیع]48 [ الباب الخامس من البدیع و هو مذهب سماه عمروالجاحظ المذهب الکلامی]... . رک:[ البدیع]/ 53 ابن معتز، برای هر یک از فنون بدیعی ،از قرآن مجید واحادیث و گفتار صحابه واشعار شعرای جاهلی و شعرای قرن اول هجری و شعرای محدثین ، همچون بشار بن برد طخارستانی وابونواس ، شواهدی ذکر کرده و پس از ذکر یک سلسله استعارات زیب، یک سلسله استعارات نازیبا نیز، به عنوان مثال آورده و بدین وسیله باب نقد و بررسی را گشوده است . ابن معتز،استعاره ، تجنیس ، مطابقه ، رداعجاز کلام و مذهب کلامی را جزء فنون بدیعی دانسته و خود نیز در چند مورد بدین نامگذاری و تسمیه ،اشاره کرده است، مثلا در صفحه 57 کتاب[ البدیع] نوشته است : [قد قدمناابواب البدیع الخمسه و کمل عندنا].... و نیز در صفحه 58 نوشته است : [ انااقتصر نا بالبدیع علی الفنون الخمسه اختبارا من غیر جهل بمحاسن الکلام]... و در همان صحفه 58 تکرار کرده و گفته است : [... ویقتصر بالبدیع علی تلک الخمسه]... . از گفته های ابن معتز در کتاب[ البدیع] چنین استنباط می شود که کلمه[ بدیع] در نظراو، مفهوم عامی داشته و منظورابن معتزاز [بدیع] آن چیزی که علمای متاخر بلاغت ، مورد نظرشان هست ، نیست . در نظر متاخران ، علم بدیع یعنی محسنات لفظی و معنوی ، روبهم رفته در علم بدیع از زیبایی کلمات و طرز خوب به کار رفتن کلمات که در ذهن شنونده و خواننده اثر بهتری بگذارد و تاثیر بیشتری داشته باشد، سخن می گوید. و ما می دانیم که تقسیم علوم بلاغی به سه قسم : معانی - بیان و محسنات ازابتکارات سکاکلی متوفی به سال 626 هجری است و شهرت عمده او هم به سبب تدوین بخش سوم کتاب[ مفتاح العلوم] است که از علم معانی بیان و لواحق آن دو یعنی فصاحت و بلاغت و محسنات بدیعی ، بحث کرده است و در طبقه بندی و تبویب علوم بلاغی ، بسیار زحمت کشیده است . سکاکی ، برای اولین بار بود که مباحث علم بیان را منحصر به : تشبیه ، مجاز، کنایه واستعاره دانست 5 و نخستین بار، جداگانه از علم مبانی تعریف کرد و گفت : [ اعلم ان علم المعانی هو تتبع خواص تراکیب الکلام من الافاده و ما یتصل بها.. فی تظبیق الکلام علی ما یقتضیه الحال ذکره] سکاکی ،انواع فنون بدیعیه را نیز، محسنات نامیده و آنها را به لفظی و معنوی ، تقسیم کرد واقسام هر یک را با ذکر مثال بیان کرد.


سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه
adsads

ادامه مطلب

بهمن 9, 1392
1094 بازدید
گزارش نسخه جدید

زندگی نامه ابن معتز


در قرن دوم و سوم هجری که اعراب مسلمان به مال و منال رسیده واز رفاه و آسایش برخوردار شده بودند، طبقه ادیب و شاعر نیز در شعر و شاعری ، به زیبایی های شعری توجه کردند و سعی داشتند که ابداعاتی نشان دهند تا شعرشان بیشتر مورد توجه قرار گیرد و نثر آنان زیباتر گردد، این بود که به زیبائی های هنری و گنجایدن محسنات در سخن رو آورده شد و بدین زیبائیها نام بدیع 1 ،اطلاق شد.

در همین دوره ها بود که ابن معتز – خلیفه شاعر – در سال 274 هجری کتاب[البدیع] خود را نوشت.

عبدالله معتز – خلیفه یک روزه عباسی 3 – در نقد شعر هم کتابی به اسم[ طبقات الشعراء] نوشته و فقط به ذکر شعرانی که در دستگاه خلافت بوده اند و خلفاا وامراء و وزراء را مدح کرده اند پرداخته که به قول دکتر بدوی 4 طبانه ، چندان ارزش نقدی ، ندارد.

ابن معتز در کتاب[ البدیع] زیبایی ها و بدایع واختراعات وابداعات در کلام را به دو دسته منقم ساخت : بعدیع – محاسن .

این معتز، پنج باب :استعاره ، تجنیس ، مطبقه ، رداعجازالکلام و مذهب کلامی را تحت عنوان بدیع معرفی کرد وابواب پنج گانه را بدین طریق ثبت کرد.

[ الباب الاول من البدیع و هوالاستعاره]… رک:[ البدایع] ،/ رک:[ البدیع]/ 03

[ الباب الثانی من البدیع و هوالتجنیس]… رک:[ البدیع] ،25.

(الباب الثالث من البدیع و هو المطابقه …)

رک:[ البدیع] ،.

[ الباب الرابع من البدیع و هورداعجازالکلام علی ما تقدمها]….

رک:[ البدیع]48

[ الباب الخامس من البدیع و هو مذهب سماه عمروالجاحظ المذهب الکلامی]… .

رک:[ البدیع]/ 53

ابن معتز، برای هر یک از فنون بدیعی ،از قرآن مجید واحادیث و گفتار صحابه واشعار شعرای جاهلی و شعرای قرن اول هجری و شعرای محدثین ، همچون بشار بن برد طخارستانی وابونواس ، شواهدی ذکر کرده و پس از ذکر یک سلسله استعارات زیب، یک سلسله استعارات نازیبا نیز، به عنوان مثال آورده و بدین وسیله باب نقد و بررسی را گشوده است .

ابن معتز،استعاره ، تجنیس ، مطابقه ، رداعجاز کلام و مذهب کلامی را جزء فنون بدیعی دانسته و خود نیز در چند مورد بدین نامگذاری و تسمیه ،اشاره کرده است، مثلا در صفحه 57 کتاب[ البدیع] نوشته است :

[قد قدمناابواب البدیع الخمسه و کمل عندنا]….

و نیز در صفحه 58 نوشته است :

[ انااقتصر نا بالبدیع علی الفنون الخمسه اختبارا من غیر جهل بمحاسن الکلام]… و در همان صحفه 58 تکرار کرده و گفته است :

[… ویقتصر بالبدیع علی تلک الخمسه]… .

از گفته های ابن معتز در کتاب[ البدیع] چنین استنباط می شود که کلمه[ بدیع] در نظراو، مفهوم عامی داشته و منظورابن معتزاز [بدیع] آن چیزی که علمای متاخر بلاغت ، مورد نظرشان هست ، نیست .

در نظر متاخران ، علم بدیع یعنی محسنات لفظی و معنوی ، روبهم رفته در علم بدیع از زیبایی کلمات و طرز خوب به کار رفتن کلمات که در ذهن شنونده و خواننده اثر بهتری بگذارد و تاثیر بیشتری داشته باشد، سخن می گوید.

و ما می دانیم که تقسیم علوم بلاغی به سه قسم : معانی – بیان و محسنات ازابتکارات سکاکلی متوفی به سال 626 هجری است و شهرت عمده او هم به سبب تدوین بخش سوم کتاب[ مفتاح العلوم] است که از علم معانی بیان و لواحق آن دو یعنی فصاحت و بلاغت و محسنات بدیعی ، بحث کرده است و در طبقه بندی و تبویب علوم بلاغی ، بسیار زحمت کشیده است .

سکاکی ، برای اولین بار بود که مباحث علم بیان را منحصر به : تشبیه ، مجاز، کنایه واستعاره دانست 5 و نخستین بار، جداگانه از علم مبانی تعریف کرد و گفت :

[ اعلم ان علم المعانی هو تتبع خواص تراکیب الکلام من الافاده و ما یتصل بها.. فی تظبیق الکلام علی ما یقتضیه الحال ذکره]

سکاکی ،انواع فنون بدیعیه را نیز، محسنات نامیده و آنها را به لفظی و معنوی ، تقسیم کرد واقسام هر یک را با ذکر مثال بیان کرد.

 

در قرن دوم و سوم هجری که اعراب مسلمان به مال و منال رسیده واز رفاه و آسایش برخوردار شده بودند، طبقه ادیب و شاعر نیز در شعر و شاعری ، به زیبایی های شعری توجه کردند و سعی داشتند که ابداعاتی نشان دهند تا شعرشان بیشتر مورد توجه قرار گیرد و نثر آنان زیباتر گردد، این بود که به زیبائی های هنری و گنجایدن محسنات در سخن رو آورده شد و بدین زیبائیها نام بدیع 1 ،اطلاق شد.

در همین دوره ها بود که ابن معتز – خلیفه شاعر – در سال 274 هجری کتاب[البدیع] خود را نوشت.

عبدالله معتز – خلیفه یک روزه عباسی 3 – در نقد شعر هم کتابی به اسم[ طبقات الشعراء] نوشته و فقط به ذکر شعرانی که در دستگاه خلافت بوده اند و خلفاا وامراء و وزراء را مدح کرده اند پرداخته که به قول دکتر بدوی 4 طبانه ، چندان ارزش نقدی ، ندارد.

ابن معتز در کتاب[ البدیع] زیبایی ها و بدایع واختراعات وابداعات در کلام را به دو دسته منقم ساخت : بعدیع – محاسن .

این معتز، پنج باب :استعاره ، تجنیس ، مطبقه ، رداعجازالکلام و مذهب کلامی را تحت عنوان بدیع معرفی کرد وابواب پنج گانه را بدین طریق ثبت کرد.

[ الباب الاول من البدیع و هوالاستعاره]… رک:[ البدایع] ،/ رک:[ البدیع]/ 03

[ الباب الثانی من البدیع و هوالتجنیس]… رک:[ البدیع] ،25.

(الباب الثالث من البدیع و هو المطابقه …)

رک:[ البدیع] ،.

[ الباب الرابع من البدیع و هورداعجازالکلام علی ما تقدمها]….

رک:[ البدیع]48

[ الباب الخامس من البدیع و هو مذهب سماه عمروالجاحظ المذهب الکلامی]… .

رک:[ البدیع]/ 53

ابن معتز، برای هر یک از فنون بدیعی ،از قرآن مجید واحادیث و گفتار صحابه واشعار شعرای جاهلی و شعرای قرن اول هجری و شعرای محدثین ، همچون بشار بن برد طخارستانی وابونواس ، شواهدی ذکر کرده و پس از ذکر یک سلسله استعارات زیب، یک سلسله استعارات نازیبا نیز، به عنوان مثال آورده و بدین وسیله باب نقد و بررسی را گشوده است .

ابن معتز،استعاره ، تجنیس ، مطابقه ، رداعجاز کلام و مذهب کلامی را جزء فنون بدیعی دانسته و خود نیز در چند مورد بدین نامگذاری و تسمیه ،اشاره کرده است، مثلا در صفحه 57 کتاب[ البدیع] نوشته است :

[قد قدمناابواب البدیع الخمسه و کمل عندنا]….

و نیز در صفحه 58 نوشته است :

[ انااقتصر نا بالبدیع علی الفنون الخمسه اختبارا من غیر جهل بمحاسن الکلام]… و در همان صحفه 58 تکرار کرده و گفته است :

[… ویقتصر بالبدیع علی تلک الخمسه]… .

از گفته های ابن معتز در کتاب[ البدیع] چنین استنباط می شود که کلمه[ بدیع] در نظراو، مفهوم عامی داشته و منظورابن معتزاز [بدیع] آن چیزی که علمای متاخر بلاغت ، مورد نظرشان هست ، نیست .

در نظر متاخران ، علم بدیع یعنی محسنات لفظی و معنوی ، روبهم رفته در علم بدیع از زیبایی کلمات و طرز خوب به کار رفتن کلمات که در ذهن شنونده و خواننده اثر بهتری بگذارد و تاثیر بیشتری داشته باشد، سخن می گوید.

و ما می دانیم که تقسیم علوم بلاغی به سه قسم : معانی – بیان و محسنات ازابتکارات سکاکلی متوفی به سال 626 هجری است و شهرت عمده او هم به سبب تدوین بخش سوم کتاب[ مفتاح العلوم] است که از علم معانی بیان و لواحق آن دو یعنی فصاحت و بلاغت و محسنات بدیعی ، بحث کرده است و در طبقه بندی و تبویب علوم بلاغی ، بسیار زحمت کشیده است .

سکاکی ، برای اولین بار بود که مباحث علم بیان را منحصر به : تشبیه ، مجاز، کنایه واستعاره دانست 5 و نخستین بار، جداگانه از علم مبانی تعریف کرد و گفت :

[ اعلم ان علم المعانی هو تتبع خواص تراکیب الکلام من الافاده و ما یتصل بها.. فی تظبیق الکلام علی ما یقتضیه الحال ذکره]

سکاکی ،انواع فنون بدیعیه را نیز، محسنات نامیده و آنها را به لفظی و معنوی ، تقسیم کرد واقسام هر یک را با ذکر مثال بیان کرد.

images



موضوعات :
تحقیق , رشته الهیات
برچسب‌ها :
,

دیدگاه ها


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *