گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .
گزارش انتشار نسخه جدید
اطلاعات را وارد کنید .
no-img
سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه

روابط ایران و آمریکا بعد از سال ۵۷ و پیروزی انقلاب اسلامی ایران - سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه


سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه
adsads

ادامه مطلب

روابط ایران و آمریکا بعد از سال ۵۷ و پیروزی انقلاب اسلامی ایران
آذر 12, 1394
429 بازدید
گزارش نسخه جدید

روابط ایران و آمریکا بعد از سال ۵۷ و پیروزی انقلاب اسلامی ایران


روابط ایران و آمریکا بعد از سال ۵۷ و پیروزی انقلاب اسلامی ایران

سیاست خارجی یکی از مناقشه برانگیزترین حوزه­های سیاست­گذاری در همه جا بوده است، اهمیت واقعی سیاست خارجی و نقش آن در رقم خوردن سرنوشت کشور و ملت و نیز ارزش بی چون و چرایش به عنوان یکی از بزرگترین ابزارهای تأمین یکپارچگی ارضی، امنیت سرزمینی، وجهه و اعتبار بین­المللی، پیشبرد اهداف و برنامه­های ملی در زمینه­های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و غیره برکسی پوشیده نیست. ( رمضانی، ۱۳۸۰: ۲۶-۲۵ ) در ایران بعد از انقلاب اسلامی با وجودی که قانون اساسی چارچوب راهبردی سیاست خارجی را مشخص کرده است ولی هنوز میان صاحب­نظران و تحلیل­گران مسائل سیاسی در مورد ماهیت و عوامل تعیین کنندۀ سیاست خارجی اجماع نظری حاصل نشده است. هر کس براساس ایستارها و رویکردهای مختلف، ارزیابی­های متفاوت و گاه ضد و نقیضی ارائه می­دهد و رفتار جمهوری اسلامی ایران با خارج را با کمک گرفتن از نظریه­های مختلف و برداشت­های خود مورد بررسی قرار داده و در نهایت به نتایج مختلفی دست پیدا می­کنند. ( ازغندی، ۱۳۸۱: ۱ ) سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران همانند سیاست خارجی سایر کشورها متأثر از تغییر و تحولات و تفوق یکی از گفتمان­های سیاست خارجی متحول گردیده است، و اصولاً گفتمان سیاسی چارچوب و بستری است که در درون آن سیاست خارجی یک کشور معنا پیدا می­کند. (همان، ۹ )پس از به گروگان گرفته شدن ۵۲ تن از دیپلمات‌های آمریکایی در مرکز سفارت این کشور در تهران، مذاکراتی میان دولت کارتر و ایران صورت گرفت. در این زمان آمریکا برای افزایش فشار، واردات نفت از ایران را متوقف و میلیاردها دلار از دارایی‌های ایران را مسدود کرد. نتایج این مذاکرات قرارداد الجزیره در سال ۱۹۸۱ بود که براساس آن ایران گروگان‌ها را آزاد می‌کرد و آمریکا نیز متعهد می‌شود در سیاست‌های ایران دخالت نکند.

ایران ـ کنترا ۱۹۸۶-۱۹۸۵

در جریان کمک به آزاد شدن گروگان‌های آمریکایی از سوی حزب‌الله لبنان، معاملات تسلیحاتی میان ایران و آمریکا صورت گرفت. از جمله این تسلیحات موشک‌های ضد تانک آمریکایی و بخش‌هایی از هواپیمای جنگی F-14 بود. در مقابل ایران از نفوذ خود در لبنان (برای آزادی گروگان‌های آمریکایی) استفاده می‌کرد و بخشی از پول این معامله نیز به شورشیان نیکاراگوئه داده می‌شد. پس از روشن شدن این مساله و پی‌گیری‌های رسانه‌ای معلوم شد بسیاری از دولتمردان دولت ریگان در این ماجرا دست داشته‌اند. البته مدارکی در مورد آگاهی رئیس جمهور از این معامله بدست نیامد.

تنش میان دو کشور در خلیج‌فارس: ۱۹۸۸

کشتی‌های جنگی آمریکایی یک قایق ایرانی را غرق و دو سکوی نفتی در نزدیکی تنگه هرمز را نابود کردند. چند ماه بعد ناو آمریکایی یک هواپیمای مسافربری ایران را مورد هدف قرار داد. دولت آمریکا اعلام کرد این هواپیما را به جای یک هواپیمای جنگی مورد حمله قرار داده اما از عذرخواهی یا پذیرش اشتباه خود خودداری کرد.

تحریم‌های مالی: ۱۹۹۵

دولت کلینتون با تدوین تحریم‌هایی عملا مانع از تجارت شرکت های آمریکایی و شعبات خارجی آنها با ایران شد، این امر همچنین مانع از مشارکت در سرمایه‌گذاری‌های مالی یا توسعه بخش‌های نفتی ایران شد. در سال‌های بعد تحریم‌های ایران ـ لیبی تحریم‌های مشابهی در مورد شرکت‌های که معاملات تجاری‌اشان با ایران بیشتر از بیست میلیون دلار در سال بود اعمال شد.

ایجاد امیدهایی برای سرگیری روابط: ۱۹۹۸

مدت کوتاهی پس از انتخاب محمد خاتمی رئیس جمهور اصلاح‌طلب ایران وی در گفت‌وگو با شبکه «سی‌ان‌ان» خواستار گفت‌وگوی تمدن‌ها شد. این امر امیدها برای از سرگیری روابط میان واشنگتن و تهران را افزایش داد.

عذرخواهی آمریکا: ۲۰۰۰

مادلین آلبرایت وزیر خارجه وقت آمریکا در جریان سخنرانی خود در ۱۷ مارس (۲۰۰۰) به خاطر دخالت‌های آمریکا در براندازی دولت محمد مصدق در سال ۱۹۵۳ از مردم ایران عذرخواهی کرد. به دنبال آن دولت کلینتون تحریم‌های ایران در بخش فرش، پسته و خاویر را لغو (اما تحریم‌های بخش نفت و گاز را تغییر نداد) در مقابل ایران نیز علامت‌هایی مبنی بر حسن نیت خود را نشان داد. پس از آن در ماه سپتامبر، آلبرایت و کلینتون همزمان با حضور خاتمی در نشست سالانه سازمان ملل در این نشست شرکت کردند. آلبرایت پس از آن با کمال خرازی وزیر خارجه ایران در جریان نشست شش جانبه افغانستان دیدار کرد. این دیدار بالاترین دیدار در سطح دیپلماتیک بین دو کشور پس از بحران گروگانگیری در سال ۱۹۷۹ بود.

همکاری در افغانستان پس از یازده سپتامبر: ۲۰۰۱

همانند همه رهبران دنیا، [حضرت] آیت‌الله خامنه‌ای نیز حملات یازده سپتامبر را محکوم کرد. پس از حمله آمریکا به افغانستان برای سرنگونی طالبان، دیپلمات‌های ایرانی و آمریکایی در جریان مذاکرات نمایندگان اعضای سازمان ملل برای تشکیل دولت جدید در افغانستان دیدار کردند. جمیز دابینز نماینده ویژه آمریکا در امور افغانستان پس از آن در روزنامه واشنگتن پست نوشت: هیچ‌یک از شرکت‌کنندگان به اندازه ایران موثر نبودند.ایران همچنین با سازمان ملل متحد برای استقرار حدود یک میلیون مهاجر افغانی در خاک خود همکاری کرد. اما همانطور که برنارد ورتزمن گفت؛ کانال‌های ایجاد شده برای برقراری روابط میان واشنگتن و تهران با اقدام دولت جرج بوش در قرار دادن ایران به همراه عراق و لیبی در «محور شرارت» بسته شد.

پیشنهاد ایران: ۲۰۰۳

مدت کوتاهی پس از حمله آمریکا به عراق، ایران پیشنهاد مذاکره با واشنگتن را مطرح کرد. بنا به گفته برخی کارشناسان این درخواست ایران به سفارت سوئیس در این کشور تحویل داده شده بود و در آن اعلام شده بود ایران حاضر است در مورد موضوعاتی همچون حمایت از تروریست و به رسمیت شناختن اسرائیل با آمریکا مذاکره کند. البته کاندولیزا رایس وزیر خارجه آمریکا ماه گذشته با حضور در کنگره اعلام کرد از چنین درخواستی اطلاعی ندارد. این اقدام پس از آن صورت گرفت که منتقدین بوش گفتند سال ۲۰۰۳ زمان بهتری برای مذاکره با ایران بود.

دیدار کالین پاول و خرازی: ۲۰۰۴

در نوامبر ۲۰۰۴ کالین پاول وزیر خارجه مستعفی آمریکا با کمال خرازی همتای ایرانی خود در نشست شرم الشیخ دیدار کرد. اما در واقع این نشست نتایج عملی در روابط دو کشور نداشت. پاول که در این زمان فاقد قدرت رسمی بود مثل یک «اردک چلاغ» عمل کرد.

نامه احمدی‌نژاد: ۲۰۰۶

محمود احمدی‌نژاد رئیس جمهوری ایران در ماه می سال ۲۰۰۶ نامه‌ای را برای جرج بوش همتای آمریکایی خود فرستاد. هرچند این اقدام از زمان پیروزی انقلاب اسلامی در ایران بی‌نظیر بود اما با استقبال مقامات آمریکایی روبرو نشد. در اوایل سال جاری نیز طرح مذاکرات مستقیم ایران و آمریکا در مورد مساله عراق مطرح شد اما مسائل مربوط به برنامه هسته‌ای ایران مانع از انجام چنین اقدامی شد.

۱ – حمایت و پشتیبانی از گروه های تجزیه طلب :

در این راستا ، یکی از دیپلمات های سفارت آمریکا در تهران به نام جان گریوز ، طی یک سند “خیلی محرمانه” در سال ۱۳۵۸ ، طرحی را برای حمایت از گروه های تجزیه طلب به منظور ساقط کردن نظام جمهوری اسلامی ایران ارائه می کند .۱

در همین راستا ، یکی از افسران اطلاعاتی آمریکا در تاریخ ۱۹ ژوئن ۱۹۷۹ ( ۲۹ خرداد ۱۳۵۸ ) در نامه ای می نویسد :

” تمام بذرهای یک جنگ داخلی در ایران کاشته شده است . ما تسلیحات زیادی در ایران داریم . گروه های زیادی در ایران همه آماده جنگ هستند . ما در آستانه موفقیت و پیروزی هستیم “. ۲

۲ – اعمال فشارهای اقتصادی :

پس از تسخیر سفارت آمریکا توسط دانشجویان مسلمان پیرو خط امام و گروگان گرفته شدن دیپلماتهای جاسوس آمریکایی در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ ، کارتر رئیس جمهور آمریکا ، دستور قطع خرید نفت از ایران را صادر کرد . به دنبال آن ، وی دستور توقیف همه دارایی های دولتی ایران در آمریکا و بانک های آمریکایی را نیز صادر کرد . ۳کارتر همچنین در کنفرانس سران هفت کشور صنعتی جهان ، متحدان اروپایی خود را دعوت به تحریم اقتصادی ایران کرد . ۴

 

در تاریخ ۴ آبان ۱۳۶۶ ، به دستور ریگان رئیس جمهور وقت آمریکا ، ورود کلیه کالاهای ایرانی به آمریکا ممنوع و بر صادرات آمریکا به ایران نیز محدودیت های شدیدتر اعمال گردید . ۵

۳ – حمله نظامی طبس :

آمریکا هنگامی که از حل بحران گروگان گیری از طریق سیاسی و همچنین از طریق فشارهای اقتصادی و تهدیدهای نظامی ناامید گردید ، تصمیم به اجرای طرح نجات گروگان ها و در کنار آن ، براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران گرفت . ۶

در تاریخ ۵ اردیبهشت ۱۳۵۹ ، ۹۰ نفر کماندوی آمریکایی و ۹۰ نفر خدمه نظامی با ۶ فروند هواپیمای غول پیکر هرکولس سی ۱۳۰ و ۸ فروند هلی کوپتر سیکورسکی آر.اچ. ۵۳ نیروی دریایی آمریکا در صحرای طبس فرود آمدند تا از آنجا به تهران آمده و عملیات نجات گروگان ها را انجام داده و سپس با حمایت بمب افکن های آمریکایی و گروههای مسلح ضد انقلاب که در استان های مختلف آنها را سازماندهی کرده بودند ، طرح براندازی جمهوری اسلامی را به انجام برسانند . ۷

یکی از عناصر اطلاعاتی آمریکا به نام مایلز کاپلند در مورد هدف این عملیات می گوید :

” هدف از تهاجم طبس ، تنها آزادی گروگان ها نبوده بلکه کودتا برای سرنگونی رژیم ایران ، هدف اصلی این عملیات بوده است “.۸

۴ – کودتای نوژه :

پس از شکست عملیات طبس ، دولت آمریکا اجرای یک کودتای نظامی برای سرنگونی جمهوری اسلامی را در دستور کار خود قرار می دهد که بعدها به کودتای نوژه معروف می شود . در این کودتا که قرار بود در تاریخ ۱۸ تیر ۱۳۵۹ به اجرا درآید ، اماکنی مانند مدرسه فیضیه قم ، اقامتگاه امام خمینی در جماران ، نخست وزیری ، میعادگاه های نماز جمعه در شهرهای مختلف ، مراکز سپاه پاسداران و کمیته های انقلاب اسلامی و در طرح بمباران قرار گرفته بودند . کودتاگران در حدود ۳۰ فروند هواپیما ، ۶۰ نفر خلبان و حدود ۵۰۰ نفر افراد نظامی و فنی را برای شرکت در عملیات آماده کرده بودند .۹

قرار بود که پس از انجام کودتا ، دولت های بزرگ از جمله دولت آمریکا ، دولت کودتا را به رسمیت بشناسند .۱۰

این کودتا یک روز قبل از اجرا ، کشف و خنثی می شود .

 

۵ – تشویق و تحریک رژیم صدام حسین به آغاز جنگ تحمیلی :

برژینسکی ( مشاور امنیت ملی کارتر ) یک بار در بهمن ماه ۱۳۵۸ و بار دیگر در تیر ماه ۱۳۵۹ با مقامات عراقی ملاقات و آنها را تشویق به حمله نظامی به جمهوری اسلامی ایران کرد .۱۱

سرانجام رژیم بعثی عراق در تاریخ ۳۱ شهریور ۱۳۵۹ ، یعنی حدود دو ماه و نیم پس از خنثی شدن کودتای نوژه ، حمله سراسری خود به ایران را آغاز کرد .

۶ – حمایت همه جانبه از عراق در طی هشت سال جنگ تحمیلی :

دولت آمریکا در اسفند ماه ۱۳۶۰ نام عراق را از لیست کشورهای حامی تروریسم حذف کرد و به دنبال آن سیل اعتبارات از سوی بانک بین المللی صادرات و واردات ، همچنین وام های بین المللی از سوی مؤسسه اعتبارات بازرگانی ، به جانب بغداد روان شد .۱۲

پس از آن ، ریگان با اعزام دونالد رامسفلد به بغداد ، خواهان گسترش مناسبات نظامی ، فنی و تجاری دو کشور شد و صدام حسین نیز از این پیشنهاد به گرمی استقبال کرد .۱۳

دولت ریگان از نخستین ماه های سال ۱۳۶۴ درهای فروش تکنولوژی بسیار پیشرفته آمریکایی را به روی عراقی ها کاملاً باز کرد و حتی صدور تکنولوژی و کالاهایی که فروش آنها به شوروی و بلوک شرق ممنوع شده بود ، برای عراق ممنوعیتی نداشت . ۱۴

شبکه تلویزیونی ان.بی.سی آمریکا نیز در گزارشی اعلام کرد که در اوایل دهه ۱۹۸۰ ، مرکز کنترل بیماری های ایالات متحده ، باکتری های کشنده برای دانشمندان عراقی ( به منظور ساخت سلاح های میکروبی ) ارسال کرده است .۱۵

به دنبال ملاقات ویلیام کیسی رئیس وقت سازمان سیا با مقامات اطلاعاتی عراق در کشور اردن در بهمن ماه ۱۳۶۰ ، آمریکا یک پایگاه اطلاعاتی در بغداد ایجاد کرد و به طور مرتب اطلاعات دریافتی از ماهواره های جاسوسی و آواکس های پرنده و شبکه های جاسوسی خود در ایران را در اختیار رژیم صدام قرار می داد .۱۶

یکی از افسران ارشد سازمان سیا به نام هوارد تیچر در این مورد می گوید :

“ما به عراق آنچه را که لازم داشت تا از ایرانی ها شکست نخورد دادیم . ما تمام آسیب پذیری های آنها را در خطوط دفاعی شان تشخیص دادیم و از این نقاط ضعف مطلع شان ساختیم . ما می دانستیم که اگر این کار را نمی کردیم ، ارتش ایران تا خود بغداد پیش می رفت “. ۱۷

۷ – تشویق عراق به حمله به مناطق مسکونی ایران :

 

بنا بر گزارشی که در سال ۱۳۶۵ در روزنامه واشنگتن پست درج شد ، رئیس سازمان سیا در ملاقات با مقامات عراقی در واشنگتن ، آنها را تشویق به انجام حملات بیشتر به خاک ایران کرد . ۱۸

هفته نامه نیویورکر نیز که در آمریکا منتشر می شود ، طی گزارشی فاش ساخت که جورج بوش پدر که در سال ۱۳۶۵ سمت معاونت رئیس جمهور آمریکا را بر عهده داشت ، دولت عراق را تشویق کرد که ایران را مورد بمباران شدید قرار دهد . به فاصله ۴۸ ساعت پس از این اقدامات دولت آمریکا ، بمباران شهرهای ایران از سوی عراق شروع شد و در طول چند هفته ، هواپیماهای عراقی نزدیک به ۳۶۰ پرواز به داخل ایران داشته و بسیاری از شهرها را بمباران کردند . ۱۹

۸ – حمله به سکوهای نفتی و کشتی های نظامی و تجاری ایران :

در تاریخ ۳۰ شهریور ۱۳۶۶ ، هلی کوپترهای آمریکایی با شلیک موشک ، یک کشتی تجاری ایران را غرق کردند . در این حمله سه نفر پرسنل ایرانی کشتی به شهادت رسیدند ونیروهای آمریکایی ۲۶ نفر را به گروگان گرفتند . سخنگوی کاخ سفید گفت که ریگان شخصاً دستور حمله به کشتی ایرانی را صادر کرده است .

در تاریخ ۱۷ مهر ۶۶ نیز هلی کوپترهای آمریکایی سه قایق گشتی ایرانی را غرق می کنند . ۲۰

در تاریخ ۲۷ مهر همان سال ، چهار فروند ناو آمریکایی به دو سکوی نفتی ایران حمله کردند و پس از محاصره به روی آنها آتش گشودند . چند ساعت پس از حمله ، ریگان طی بیانیه ای گفت که وی شخصاً دستور حمله را داده است . ۲۱

در فروردین سال ۱۳۶۷ نیز نیروی دریایی آمریکا در نزدیکی تنگه هرمز با کشتی های جنگی ایران درگیر شدند . هواپیماهای جنگنده آمریکایی نیز سه قایق ایرانی را غرق کرده و دو ناوچه ایرانی سهند و سبلان را از کار انداختند .۲۲

۹ – تحریم تسلیحاتی جمهوری اسلامی ایران :

پس از شروع جنگ تحمیلی ، آمریکا نه تنها حاضر نبود هیچ گونه تسلیحاتی به ایران بفروشد ، بلکه سلاح هایی را نیز که در زمان شاه پول آنها پرداخت شده بود ، در انبارها بلوکه کرده و از تحویل آنها به ایران امتناع ورزید . در مرحله بعد ، دولت آمریکا سعی کرد که یک تحریم تسلیحاتی همه جانبه را علیه ایران به مرحله اجرا درآورد . عملیات جلوگیری از ورود اسلحه به ایران ، “عملیات استانچ” نام گرفت و مسئولیت این امر به فردی به نام ریچارد فربنکز در وزارت خارجه آمریکا واگذار شد .۲۳

در نتیجه عملیات استانچ ، بسیاری از کشورها از فروش سلاح و قطعات یدکی به ایران خودداری ورزیدند .

گاسپار واینبرگر وزیر دفاع آمریکا در دولت ریگان ، در این مورد می گوید :

” پنتاگون با اجرای عملیات استانچ مانع رسیدن اسلحه به ایران شد . پنتاگون در این عملیات از کمک های عربستان ، کویت ، عمان ، بحرین و امارات عربی متحده نیز بهره مند بود . در نتیجه عملیات استانچ ، ایرانیان از دستیابی به سلاح های پیشرفته محروم شدند “. ۲۴

۱۰ – ساقط کردن هواپیمای ایرباس مسافری ایران :

در تاریخ ۱۲ تیر ۱۳۶۷ ، رزمناو آمریکایی وینسنس مستقر در خلیج فارس ، با شلیک دو فروند موشک ، هواپیمای ایرباس مسافری ایران را با ۲۹۰ مسافر سرنگون کرد . ۲۵

پس از این جریان ، رئیس جمهور آمریکا در یک اقدام زشت و غیر اخلاقی ، به فرمانده ناو وینسنس به دلیل ارتکاب این جنایت وحشتناک ، مدال شجاعت داد !۲۶

۱۱ – حمایت از گروهک های ضد انقلاب و تروریست :

دولت آمریکا همواره حامی گروهک های ضد انقلاب و تروریستی که درصدد سرنگونی نظام جمهوری اسلامی ایران برآمده اند ، بوده است . به عنوان نمونه به چند مورد اشاره می کنیم .

الف سازمان مجاهدین خلق ( منافقین ) :

این سازمان تروریستی که از ابتدای سال ۱۳۶۰ اقدامات زیرزمینی و تروریستی خود را آغاز کرد ، با بمب گذاری و ترورهای گسترده مردم و مسئولین جمهوری اسلامی ایران ، کاملاً در راستای اهداف سازمان سیا و دولت آمریکا قرار گرفت . روزنامه واشنگتن پست در تاریخ چهارم اردیبهشت ۱۳۶۳ طی گزارشی نوشت :

” ریچارد مورفی معاون وزارت امور خارجه آمریکا ، مجاهدین خلق را یک نیروی صاحب نقش در ایران توصیف کرده و اعلام نموده که وزارت خارجه آمریکا با مجاهدین خلق ایران در واشنگتن به گفتگوی سیاسی پرداخته است “. ۲۷

خبرگزاری فرانسه نیز در سال ۱۳۶۶ از واشنگتن گزارش داد که دولت آمریکا با سازمان مجاهدین خلق تماس دارد . در همین رابطه ریچارد مورفی معاون وزیر خارجه آمریکا ، در پاسخ به سؤال یکی از نمایندگان مجلس آمریکا ، وجود این تماس را تأیید کرد . چارلز ردمن سخنگوی وزارت خارجه آمریکا ، هدف از این ملاقات ها را کسب اطلاع از اوضاع ایران اعلام کرد .۲۸

روزنامه القبس نیز در سال ۶۶ به نقل از منابع آگاه آمریکایی می نویسد :

” دولت ریگان یک هدف اصلی را در نزدیک شدن به سازمان مجاهدین دنبال می کند و آن ادامه فشار بر رژیم ایران جهت عقب نشینی از مواضع سرسختانه خود است “. ۲۹

 

بنا بر اعتراف یکی از اعضای رده بالای منافقین که در جریان عملیات مرصاد در مرداد ماه ۱۳۶۷ توسط رزمندگان اسلام دستگیر شده بود ، چند روز قبل از تهاجم منافقین به شهرهای کرند و اسلام آباد ، محسن رضایی عضو مرکزیت سازمان ، پس از نشستی با حضور مسعود رجوی ( سرکرده منافقین ) و دو نفر از افسران ارشد دایره استخبارات ( دستگاه اطلاعاتی ) ارتش عراق ، از بغداد به واشنگتن رفت و بعد از شرکت در جلسه خصوصی یکی از کمیسیون های کنگره آمریکا ، به عراق بازگشت و سه روز بعد عملیات منافقین آغاز شد . ۳۰

بیل کلینتون رئیس جمهور اسبق آمریکا ، در آذر ماه ۱۳۷۱ ، در پاسخ به پیام تبریک مسعود رجوی ، یک نامه محرمانه به وی نوشت و تعهد خود را نسبت به ارائه کمک های مالی و غیر مالی برای ایجاد دمکراسی به عنوان بخش اساسی خط مشی خارجی خود ، اعلام داشت .۳۱

روزنامه “ملی گازته” چاپ ترکیه در تاریخ ۲۵ فروردین ۱۳۷۲ نوشت :

” سازمان منافقین با امکانات وسیع مالی که از سازمان سیا دریافت می کند ، نمایندگی های مختلف خود به ویژه در ترکیه و عراق را تأسیس کرده است “. ۳۲

روزنامه تهران تایمز نیز در خرداد ماه ۱۳۷۲ طی مقاله ای نوشت که نیروهای آمریکایی در خلیج فارس ، به کماندوهای مجاهدین که ماه گذشته تأسیسات نفتی در جنوب ایران را تخریب کردند ، از نظر لجستیکی و اطلاعاتی کمک کردند . به نوشته این روزنامه ، نظامیان آمریکایی به مجاهدین اطلاعاتی در مورد محل های قابل بمب گذاری در ایران و همچنین آذوقه برای دو هفته داده بودند .۳۳

رونامه نیویورک تایمز نیز در تیر ماه ۱۳۷۴ در مورد ارتباط منافقین با سازمان سیا نوشت :

” هدف سازمان سیا سرنگونی دولت ایران است و نه صرفاً اعطای کمک مالی به مجاهدین خلق “. ۳۴

ب گروهک جبهه نجات ایران :

این گروهک سلطنت طلب با حمایت های مالی و تبلیغاتی سازمان سیا توسط علی امینی ( از نخست وزیران زمان شاه ) که یک مهره سرسپرده آمریکا بود ، برای احیای سلطنت پهلوی راه اندازی شده بود .

بعدها روزنامه نیویورک تایمز طی گزارشی فاش می سازد که سازمان سیا برای فعالیت جبهه نجات ایران ، مبلغ پنج میلیون دلار در اختیار دکتر امینی قرار داده بود . ۳۵

ج گروهک درفش کاویانی :

این گروهک از سال ۱۳۶۵ به سرکردگی منوچهر گنجی ( از وزرای زمان شاه ) و تحت حمایت سازمان سیا ، فعالیت خویش برای براندازی نظام جمهوری اسلامی ایران را آغاز نمود . مسئول سابق پایگاه سیا در تهران که در سال ۷۱ با شبکه تلویزیونی بی.بی.سی مصاحبه می کرد ، اظهار داشت :

” مهم ترین گروه ایرانی که توسط سیا حمایت می شود ، گروه درفش کاویانی است “. ۳۶

خود منوچهر گنجی نیز در مصاحبه با رادیو بی.بی.سی در سال ۷۱ ، ضمن اعتراف به دریافت کمک های وسیع مالی از سازمان سیا ، اعلام کرد که گروه وی آماده است انواع کمک های مختلف را از کشورهای گوناگون بپذیرد .۳۷

د گروهک عبدالمالک ریگی ( جندالله ) :

عبدالمالک ریگی یکی از اشرار و قاچاقچیان منطقه بلوچستان بود که پس از مدتی شرارت ، به اقدامات تروریستی روی آورده ، سپس با مأمورین اطلاعاتی آمریکا مرتبط گردید . عبدالحمید ریگی ، برادر عبدالمالک ، در مصاحبه ای با شبکه تلویزیونی الجزیره گفته بود :

” یک ژنرال آمریکایی در سال ۲۰۰۴ ( ۱۳۸۳ ) برای ملاقات با ریگی به اسلام آباد آمد . این ژنرال آمریکایی به وی گفت که عملیات خود را فراتر از مرز سیستان و بلوچستان و حتی به تهران گسترش دهد . مالک در پاسخ به این ژنرال گفت : اگر شما به من پول و تجهیزات کافی بدهید ، ما می توانیم این عملیات را انجام دهیم” .

روزنامه لس آنجلس تایمز نیز از دولت عربستان به عنوان یکی از حامیان این گروهک نام برد .۳۸

طبق گزارش برایان راس و کریستوفر ایشام ، که در پایگاه اینترنتی “خانه شفاف سازی اطلاعات” منتشر شده ، گروهک تروریستی موسوم به جندالله وابسته به عبدالمالک ریگی ، از سال ۲۰۰۵ ( ۱۳۸۴ ) مستقیماً از سوی مقامات آمریکایی تشویق ، هدایت و راهنمایی می شده تا یک سری حملات چریکی مرگبار در داخل ایران انجام دهد .۳۹

در بهمن ماه ۱۳۸۵ ، در یک حادثه تروریستی بمب گذاری در زاهدان ، ۱۱ نفر از کارکنان سپاه پاسداران شهید و ۳۱ نفر دیگر زخمی شدند . مقامات ارشد امنیتی و انتظامی در سیستان و بلوچستان اظهار داشته اند که مهمات استفاده شده در عملیات تروریستی مذکور آمریکایی بوده و همچنین اعترافات تروریست های دستگیر شده و ابسته به گروهک جندالله نشان می دهد که آنان آموزش خرابکاری را در داخل خاک پاکستان و زیر نظر سرویس های جاسوسی آمریکا و انگلیس دیده بودند .۴۰

شبکه تلویزیونی “ای.بی.سی نیوز” نیز در مورخه ۱۵ فروردین ۱۳۸۶ با پخش یک گزارش تلویزیونی پرده از کمک های گسترده آمریکا به تروریست هایی که به انجام عملیات علیه ایران مشغولند برداشت . این شبکه در گزارش خود اعلام کرد که مقام های آمریکایی در ترغیب یک گروه تروریستی به نام جندالله به رهبری عبدالمالک ریگی برای انجام عملیات تروریستی در داخل ایران دست دارند . این شبکه اضافه کرد : آمریکا با رایزنی و تشویق گروهی از افراد مسلح پاکستانی ، آنها را به انجام یک سری عملیات تروریستی در ایران ترغیب می کند . این شبکه تلویزیونی ، منبع خبر خود را مقام های آمریکایی و سرویس های جاسوسی پاکستان ، اعلام کرد . ۴۱

روزنامه انگلیسی گاردین نیز فاش کرد که آمریکا در سال ۲۰۰۷ ( ۱۳۸۶ ) مبلغ ۴۰۰ میلیون دلار به گروه عبدالمالک ریگی کمک کرده است . ۴۲

دیک چنی معاون رئیس جمهور آمریکا در دوره بوش ، طی مصاحبه ای در اواخر ماه فوریه ۲۰۰۷ ، از گروه جندالله با عنوان جنگجویان پارتیزان یاد کرد . او اقرار کرد که دولت آمریکا هنوز هم جندالله را در لیست سازمان های تروریستی خود قرار نداده است . ۴۳

سایت “نیوزاستیتسمن” انگلستان در تاریخ ۲۷ مهر ۸۸ مقاله ای از یک مأمور سازمان سیا منتشر کرد که در آن آمده بود :

” سازمان های جاسوسی آمریکا و انگلیس در تجهیز و پشتیبانی عبدالمالک ریگی دست داشته اند . هنگامی که دیک چنی معاون رئیس جمهور وقت آمریکا ، با پرویز مشرف رئیس جمهور پاکستان در ماه فوریه ۲۰۰۸ ( بهمن ۱۳۸۶ ) دیدار کرد ، ایجاد ستاد محرمانه ای در برابر ایران به وسیله جندالله ، در دستور کار قرار گرفت زیرا گروه های مشابه جندالله ، برای پیگیری برنامه های آمریکا در منطقه ، جایگزین مناسبی به جای القاعده هستند و همکاری با این گروه ها برای آمریکا مطلوب است “. ۴۴

پس از دستگیری عبدالمالک ریگی در تاریخ ۴ اسفند ۱۳۸۸ ، روزنامه آمریکایی مک کلاچی نوشت :

” گزارش های زیادی وجود دارد که نشان می دهد سازمان جاسوسی آمریکا ( سیا ) ریگی را حمایت و تشویق کرده است” . ۴۵

اوایل ماه ژوئن ۲۰۰۹ ( خرداد ۱۳۸۸ ) ، جاستین ریموندو در پایگاه خبری “آنتی وار” نوشت :

” اوباما با مطرح کردن مسئله صلح با ایران ، از یک ماسک خندان برای فعالیت های شدیداً نفرت انگیز خود استفاده کرد . دولت آمریکا ادعا می کند که در حال جنگ با تروریسم است . این در حالی است که چند روز قبل از برگزاری انتخابات ایران ، بر اثر یک عملیات بمب گذاری انتحاری در یک مسجد شیعیان در شهر زاهدان ، حدود ۲۵ نفر کشته و ۱۲۵ نفر دیگر زخمی شدند و گروهک شورشی جندالله که با آمریکا در ارتباط است ، مسئولیت این انفجار را پذیرفت” . ۴۶

ه گروهک پژاک :

گروهک تروریستی پژاک ، شاخه ایرانی “پ.ک.ک ترکیه می باشد . آمریکایی ها بعد از اشغال عراق و افغانستان ، به شدت سیاست ناامن کردن جمهوری اسلامی ایران را پیگیری کردند . در سال ۲۰۰۴ (۱۳۸۳ ) و درست یک سال پس از اشغال نظامی عراق توسط آمریکا ، شاهد تأسیس گروهک تروریستی تازه ای به نام پژاک بودیم . در همان زمان ، روزنامه واشنگتن پست و خبرگزاری آمریکایی رویتر گزارش هایی منتشر کردند که بر طبق آن نیروهای سازمان تازه تأسیس پژاک را در حالی که سلاح های آمریکایی در دست داشتند ، در اطراف پایگاه نظامی ایالات متحده در سلیمانیه عراق رویت کرده اند . این خود محکم ترین سند برای وابستگی این گروهک تروریستی به آمریکایی هاست .۴۷

“برنت اسکوکرافت” مشاور سابق امنیت ملی آمریکا ، در فروردین ۸۸ در مصاحبه با روزنامه اکشام چاپ ترکیه گفت : گروه پ.ک.ک و شاخه ایرانی این گروه یعنی پژاک ، علیه ایران نیز فعالیت می کردند ؛ به همین علت ما از آنها حمایت کرده و حتی آنها را برای این کار تشویق می کردیم اسکوکرافت اعلام داشت که زمانی نقش حزب زندگی آزاد کردستان (پژاک ) شاخه ایرانی پ.ک.ک برای ما بسیار مهم بود ، لذا از آنها حمایت می کردیم .۴۸

“مراد قریلان” رهبر پ.ک.ک ، در مصاحبه با نشریه کرد زبان “لفین” چاپ سلیمانیه ، به طور رسمی روابط گروهک تروریستی پژاک و مقامات آمریکایی را فاش کرد . وی اظهار داشت : مقامات بلند پایه آمریکایی در سال ۲۰۰۶ ( ۱۳۸۵ ) در شهر کرکوک ، جلسه ۶ ساعته ای با پژاک برگزار کردند . چندی پیش نیز هفته نامه آتلانتیک در گفتگو با یکی از اعضای ارشد پژاک از سفرهای پی در پی مقامات آمریکایی به منطقه خبر داد و ادعا کرد : نمایندگان آمریکایی چندین دفعه برای مذاکره با پژاک به منطقه آمده اند و پژاک نیز به صورت متوالی جلساتی را با برخی مقامات آمریکایی در عراق داشته اند .۴۹

سایت خبری آمریکایی نیوزمکس در ماه آگوست ۲۰۰۷ ( مرداد ۱۳۸۶ ) مصاحبه ای با عبدالرحمان حاج احمدی سرکرده پژاک ، انجام می دهد . حاج احمدی که به واشنگتن سفر کرده بود در این مصاحبه می گوید : امیدوارم در دیدار با مقامات ارشد دولت آمریکا درباره وضعیت جاری در ایران و کمک واشنگتن به حزب پژاک گفتگو و رایزنی کنم . وی در این مصاحبه ادامه می دهد : با کمک آمریکا اقوام کرد را در شورشی که می تواند به کل ایران گسترش یابد ، هدایت می کنیم .۵۰

بنا بر اعتراف ساموئل گاردینر افسر اطلاعات نظامی آمریکا ، سایت ویژه پژاک با اعلام شماره حساب در آمریکا برای حمایت از پژاک افتتاح شد . لازم به توضیح است که گروهک پژاک تا کنون بیش از ۳۰۰ نفر از هموطنان ما را به شهادت رسانده است . ۵۱

سیمور هرش روزنامه نگار معروف آمریکایی ، در مجله نیویورکر با اشاره به کمک ۴۰۰ میلیون دلاری آمریکا به گروه های مخالف جمهوری اسلامی ایران نوشت : گروه پژاک یکی از این گروه هاست که هم از آمریکا و هم از رژیم صهیونیستی کمک می گیرد و این بخشی از تلاش برای یافتن راههای جایگزین اعمال فشار به ایران است . ۵۲

۱۲ – سیاست مهار دوگانه :

در دوره ریاست جمهوری بیل کلینتون در آمریکا ـ که عمدتاً مصادف با دوران ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی بود ـ ، دولت این کشور سیاست “مهار دوگانه” را علیه ایران و عراق اعلام کرد . در طرحی که آنتونی لیک مشاور امنیت ملی کلینتون ، در مورد مهار ایران تهیه کرده بود ، با اشاره به استفاده از اهرم فشارهای اقتصادی ، مهمترین هدف آن را روی کار آوردن یک حکومت جایگزین اعلام کرده بود . وی با اشاره به برخی ناآرامی ها که در آن دوره در برخی از شهرهای ایران به وجود آمده بود ، اظهار داشته بود :

” اکنون لحظه طلایی است که سال ها به دنبال آن بوده ایم . باید با فشار اقتصادی زمینه تشدید و گسترش این نوع شورش ها را به وجود آوریم “. ۵۳

سیاست آمریکا این بود که اقداماتی را جهت افزایش مشکلات داخلی و تعارضات درونی ایران ایجاد کرده و در این انتظار بماند تا ایران بر اثر افزایش فشارهای داخلی و مشکلات خارجی ، دچار اضمحلال و فروپاشی سیاسی گردد . ۵۴

کلینتون رئیس جمهور آمریکا ، در این راستا در یکی از سخنرانی های خود اعلام می کند :

” ما عهد کرده ایم با حمایت های ایران از گروه های تروریست ، تلاش های آن برای به دست آوردن سلاح های شیمیایی و تبلیغات آن علیه رژیم های میانه رو ، مقابله نماییم . ما از دوستان خود درخواست نموده ایم که نسبت به نیات واقعی ایران آگاه باشند و به ما کمک نمایند که به ایران بفهمانیم که رفتار شیطانی آن را تحمل نخواهیم کرد . سیاست ما بسیار واضح است : تضعیف و منزوی نمودن کسانی که آینده صلح آمیز برای مردم در این منطقه بحرانی را به مخاطره بیافکنند “. ۵۵

در دوره ریاست جمهوری آقای هاشمی رفسنجانی ، در راستای سیاست تنش زدایی و لبخند به غرب ، نجات گروگان های آمریکایی در لبنان ، از اولویت های دولت سازندگی قرار می گیرد . فؤاد ایزدی کارشناس مسائل آمریکا در این باره می گوید :

” زمانی که جمهوری اسلامی در دولت سازندگی برای آزاد کردن برخی گروگان های آمریکایی در لبنان کمک کرد و پیام هایی از طرف ایران پس از پایان جنگ به آمریکا داده شد ، نشان می داد تحلیل قوه مجریه این است که اگر با آمریکا به تعامل برسد ، می تواند با دست بازتری اقدام به بازسازی کشور کند” .

هاشمی رفسنجانی از محسن رضایی فرمانده سپاه پاسداران خواست تا با برخی از گروه های فلسطینی و لبنانی برای آزادی گروگان های آمریکایی ارتباط بگیرد . بالاخره پس از رایزنی ها و پیگیری های هاشمی رفسنجانی ، گروگان های آمریکایی در مدت دو ماه و نیم یکی پس از دیگری آزاد شدند و آخرین نفری که در این جریان آزاد شد ، اندرسون گزارشگر آمریکایی بود . ۵۶ اما دولت آمریکا پس از آنکه همه گروگان های خود را پس گرفت ، به هیچ کدام از وعده هایی که به دولت ایران داده بود ، عمل نکرد .

وارن کریستوفر وزیر امور خارجه آمریکا در ماه ژوئن ۱۹۹۳ ( خرداد ۱۳۷۲ ) از کشورهای اروپایی درخواست کرد که به منظور کمک جهت متوقف کردن تلاش تهران برای به دست آوردن تسلیحات هسته ای و سایر سلاح های پیشرفته ، از فروش وسایل با تکنولوژی پیشرفته ، به ایران خودداری کنند . ۵۷



دیدگاه ها


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *