گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .
گزارش انتشار نسخه جدید
اطلاعات را وارد کنید .
no-img
سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه

بیماری آسم - سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه


سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه
adsads

ادامه مطلب

بیماری آسم
آبان 9, 1397
16 بازدید
گزارش نسخه جدید

بیماری آسم


مقدمه :

براساس نتايج بدست آمده تمرينات تنفسي بر كيفيت زندگي مبتلايان به آسم در ابعاد مختلف تاثير داشته و موجب بهبود كيفيت زندگي وفعاليت مبتلايان به آسم در امر مراقبت از خود مي‌شود لذا لازم است به بيماران مبتلا به آسم پيشنهاد نمود جهت دچار نشدن به علائم بيماري آسم و بهبود كيفيت زندگي از تمرينات تنفسي به صورت مستمر استفاده نمايند. در دنياي معاصر بيماريهاي مزمن ريوي از جمله شايعترين بيماريهايي مي‌باشد كه موجب از كارافتادگي، ناتواني و مرگ و مير در جوامع بشري مي‌گردد.اين بيماريها علاوه بر صرف هزينه‌هاي زياد درماني به علت طولاني بودن دوره بيماري، نياز به مراقبت‌هاي بلند مدت درماني دارد. از ميان بيماريهاي مزمن ريوي، آسم از شايعترين آنها مي‌باشد كه شيوع و بروز چشمگيري دارد وعلي رغم درمانهاي نوين متاسفانه مرگ و مير بر اثر اين بيماري زياد است.بيماري آسم در سالهاي اخير به علت وجود عوامل تنش زاي متعدد رو به افزايش نهاده و علي رغم پيشرفت علم در مورد پاتوفيزيولوژي و تهيه داروهاي جديد فراوان جهت درمان بصورت مشكلي درجهان پزشكي مطرح مي‌باشد (سمينار آسم 1380، ص 6)

طبق بررسي‌هاي انجام شده 5 درصد از كل جمعيت جهان به آسم مبتلا مي‌باشند و وقوع آسم از سال 1980 افزايش يافته، و نسبت به دو دهه گذشته چشمگيرتر شده است همچنانكه مرگ و مير ناشي از آسم از سال 1980 تا 1987، 31 درصد افزايش داشته است. كارول اظهار مي‌دارد كه در ايالات متحده ازهر20 نفر مبتلا به آسم مي‌باشند ودر حال حاضر 14 تا 15 ميليون نفر در اين كشور مبتلا به آسم هستند ونيز آسم ششمين علت بستري شدن در بيمارستان مي‌باشد و بيش از 40 درصد بزرگسالان مبتلا، هر ساله حداقل يكبار يا بيشتر به علت حملات آسم به بخش اورژانس مراجعه مي‌كنند.

همچنين طبق آمارهاي بدست آمده آسم موجب بيش از 27 ميليون بار مراجعه به پزشك، 6 ميليون روز غيبت از كار درسال در ايالات متحده شده است و بين سالهاي 1986 تا 1988موجب محدوديت فعاليت 9/10 ميليون نفردر ايالات متحده شده به علاوه اين بيماري سالانه باعث حدود 470000مورد بستري شدن در بيمارستان مي‌گردد و برآورد شده كه خانواده افراد مبتلا به آسم تاحدود 18 درصد درآمد خانواده خود را صرف درمان اين بيماري مي‌نمايند و اين بيماري به علت ماهيت مزمن بودن و بروز حملات مكرر ومراجعه مبتلايان به مراكز پزشكي و اورژانس فقط براي تامين اكسيژن اين بيماران 6/1 بيليون دلارهزينه صرف مي‌شود.

طبق مطالعات بعمل آمده آمار دقيقي در خصوص ميزان بروز بيماري آسم در ايران وجود ندارد ولي نتايج مطالعاتي كه بصورت پراكنده در كشور انجام شده نشان مي‌دهد 5 درصد تا 7 درصد از جمعيت ايران بطور متوسط به اين بيماري مبتلا هستند كه اين ميزان دركودكان تا حدود 10 درصد نيز مي‌رسد.

علل عدم توانايي در تنفس صحيح بيماران آسمي:

بيماران مبتلا به آسم به علت عدم توانايي در انجام تهويه مناسب و علائم ناشي از آن دچار اختلال در فعاليت شده و سطح تحمل فعاليت فيزيكي آنان محدود مي‌گردد و قدرت انجام كار در آنان كاهش مي‌يابد اين مسئله باعث مي‌گردد كه اين افراد در مقايسه با افراد سالم از عملكرد جسمي مطلوبي برخوردار نبوده وشخص بيمار در انجام مسئوليت‌هاي فردي و اجتماعي دچار مشكل مي‌گردد. عدم توانائي در انجام عملكردهاي جسمي در سطح مطلوب موجب ايجاد احساس بي‌كفايتي در فرد شده واعتماد به نفس بيمار مختل مي‌گردد و متعاقب آن فرد دچار اضطراب، افسردگي واندوه شده كه اين مسئله تعاملات اجتماعي فرد را نيز متاثر ساخته و موجبات كناره گيري از جامعه را فراهم مي‌سازد. با توجه به اينكه بيماري آسم ابعاد مختلف زندگي بيماران را تحت تاثير قرار مي‌دهد و فعاليت جسمي، روحي و اجتماعي آنها را محدود مي‌كند در نتيجه موجب كاهش كيفيت زندگي در آنان مي‌گردد. (اندرسون، 1999، ص 302) با توجه به ماهيت مزمن و عود كننده بيماري آسم به منظور ارتقاء كيفيت زندگي وحفظ سلامتي و كمك به مدد جو جهت سازگاري با اثرات بيماري، لازم است امكان انجام فعاليتهاي خود مراقبتي، براي مبتلايان فراهم گردد زيرا هدف استراتژيكي خود مراقبتي بالا بردن ظرفيت فعاليت يا افزايش نقش عملكردي فرد است كه شامل روشهاي مقابله با بيماريهاي مزمن و بهبود فعاليتهاي روزمره زندگي مي‌باشد بعلاوه هدف از كنترل و درمان تمامي بيماريهاي مزمن از جمله آسم كمك به اين بيماران در جهت كسب يك كيفيت زندگي مطلوب است وامروزه يكي از برنامه‌هاي شناخته شده جهت ارتقاء كيفيت زندگي در بيماران مبتلا به اختلالات تنفسي از جمله آسم بازتواني ريوي از طريق تمرينات تنفسي مي‌باشد.

ديويس (1999)اظهار مي‌دارد كه هيچ شكي وجود ندارد كه ارتقاء كيفيت زندگي هدف منطقي و عاقلانه اقدامات بازتواني مي‌باشد.

استفاده از تمرينات تنفسي موجب افزايش و بهبود تهويه، جلوگيري از تجمع ترشحات، جلوگيري از آتلكتازي، افزايش قدرت وهماهنگي عضلات تنفسي (به ويژه عضلات مسئول دم)، تصحيح الگوهاي تنفسي، افزايش بازده سرفه مي‌گردد و بعلاوه تمرينات تنفسي باعث كاهش برونكواسپاسم وانسداد راههاي هوايي و درنتيجه رفع تنگي نفس مي‌گردد كه در بيماري آسم شايع است.

تمرينات تنفسي منظم نظير استفاده از تنفس ديافراگمي يا لب غنچه‌اي موجب كاهش علائم تنفسي آسم و كاهش حملات تنگي نفس، افزايش حجم حياتي، پيشگيري از كلاپس مجاري هوايي وافزايش تبادلات گازي مي‌شود، در نتيجه موجب تقويت عضلات تنفسي، كاهش اضطراب وافسردگي و كاهش بستري شدن در بيمارستان و كاهش هزينه‌هاي درماني و افزايش توانايي براي انجام فعاليتهاي روزمره زندگي مي‌گردد و فرد را قادر به فعاليت بيشتر جسمي، رواني و اجتماعي ساخته وموجب ارتقاء كيفيت زندگي افراد خواهد شد لذا استفاده از يك برنامه بازتواني مشتمل بر تمرينات تنفسي ارزش مكمل داروئي را براي بيماران مبتلا به آسم را داشته و موجب به حداكثر رساندن استقلال در عملكرد فردي واجتماعي آنها مي‌گردد.بطوريكه با كاهش بروز حملات آسم موجب ايجاد اعتماد به نفس بيشتر در انجام فعاليتهاي روزانه زندگي مي‌شود.

هنگام مواجه با بيماران مبتلا به آسم مشاهده مي‌شود كه آسم بر بسياري از جنبه‌هاي زندگي اين عزيزان تاثير گذاشته واغلب اين افراد از اجراي اقداماتي مطلوب جهت پيشگيري از بروز علايم بي‌اطلاع هستند و بعلاوه از انجام هرگونه فعاليت ورزشي و شركت در مسابقات و انجام تمرينات فيزيكي به علت ترس از ايجاد حمله آسم خودداري ومحدوديتهاي عملكردي، اجتماعي و عاطفي زيادي براي خود ايجاد مي‌كنند و نيز با توجه به اهميت روزافزون ارتقاء كيفيت زندگي دربيماران مبتلا به بيماري‌هاي مزمن در كشور و برنامه‌ريزي‌هاي بهداشتي و درماني براساس پيشگيري و كنترل عوارض بيماريها مي‌تواند راهنمايي براي تغيير در برنامه‌ريز‌يهاي مراقبتي و حمايتي از بيماران آسمي، راه گشايي براي حل مشكلات متعدد از جمله محدوديت فعاليت جسمي و اجتماعي و عاملي براي سوق اين بيماران به سوي استقلال هر چه بيشتر باشد وتوانايي آنان را در امر مراقبت از خود افزايش دهد همچنين از آنجايي كه بيماران مبتلا به آسم به هنگام شروع اكثر فعاليتهايي كه احتمال ايجاد تنگي نفس را دارند و براي پيشگيري، داروهاي گوناگون از جمله برونكوديلاتورهاي استنشاقي مصرف مي‌كنند بكارگيري تمرينات تنفسي مناسب با افزايش ظرفيت و توان تنفسي بيمار مبتلا به آسم مي‌تواند عاملي براي كاهش مصرف برونكوديلاتور استنشاقي بوده واز هدر رفتن سرمايه‌ها جلوگيري نمايد.

كلمه كيفيت از لغت لاتين Qual به معني چيزي و چه و Quality به مفهوم چگونگي استخراج شده است و كيفيت زندگي از نظر لغوي به معني چگونگي زندگي است و در برگيرنده‌ي تفاوتهاي آن است كه براي هر فرد منحصر به فرد بوده و با ديگران متفاوت است.

مادلين درباره واژه كيفيت زندگي مي‌نويسد :كيفيت زندگي تجسم تجارب زندگي در لحظه لحظه آن است. زندگي نيز داراي الگوي متغيري است كه براساس تداخلات و تعاملات انسان با جهان شكل مي‌گيرد. كيفيت زندگي، زندگي تجربه شده نيست بلكه تجسم زندگي تجربه شده توسط فرد در طول زمان است. كيفيت زندگي يك فرايند منطقي ومفهوم استوار برپايه‌ي فرهنگ است كه خلاصه‌اي از ارزشها، عقايد، سمبولها و تجارب شكل گرفته آن فرهنگ است و راهي را براي شناخت و فهم شرايط و تجارب انسان در زندگي فراهم مي‌كند. لذا كيفيت زندگي نيروي قدرتمندي در راستاي راهنمايي، حفظ و پيشبرد سلامت و تندرستي درجوامع وفرهنگهاي مختلف است.

كيفيت زندگي دراي طيفي از حداقل تا حداكثر است. احساس فرد از كيفيت زندگي مرتبط با زمان و وابسته به موقعيت است وبر اين اساس تغيير مي‌كند. روابط انساني به ويژه در طول سالهاي اوليه رشد وتكامل مي‌تواند اثرات مفيد يامخربي بر احساسات، انتظارات و الگوي رفتاري ظاهر شده در روابط بين فردي در طول زندگي داشته باشد. (گروه كيفيت زندگي سازمان جهاني بهداشت. 1996.ص 35)

عواملي كه باعث بدتر شدن كيفيت زندگي مي‌شوند عبارتند از :

  1. از نظر رواني استرس داشتن ومضطرب بودن.
  2. از دست دادن استقامت و اميدواري.
  3. داشتن اهدافي كه دستيابي به آن غير ممكن شده است.
  4. از دست دادن خانواده.
  5. از لحاظ مالي دچار مشكل شدن.
  6. از دست دادن عضوي از بدن يا از نظر جسمي بيمار شدن يا بدتر شدن بيماري موجود.

    واريشيو اظهار مي‌دارد بيماريهاي مزمن مي‌توانند تمامي ابعاد كيفيت زندگي را تحت تاثير قرار دهند و از ميان خيل عظيم بيماريهاي مزمن، بيماريهاي مزمن ريوي به علت طول مدت و شدت بيماري، كيفيت زندگي را به شدت تحت تاثير قرار مي‌دهند، و آسم نيز از اين امر مستثني نبوده ودر ابعاد مختلف جسمي، رواني و اجتماعي، خانوادگي و اقتصادي، زندگي فرد را تحت تاثير قرار مي‌دهد.

    تاريخچه بيماري آسم :

    آسم اختلالي است كه از شناخت و توصيف آن، بيش از د و هزار سال مي‌گذرد، آسم در اصطلاح يوناني به معناي نفس نفس زدن مي‌باشد. جالينوس كه در سال 1315 قبل از ميلاد ديده به جهان گشود تصوير غلطي از آسم به جهان پزشكي ارائه داد. اومعتقد بود كه علت آسم مكانيكي است وبه خاطر جمع شدن مواد زائدي است كه از مغز سرازير شده و در قسمتهاي فوقاني و تحتاني دستگاه تنفس جمع مي‌شود. جالينوس بين تنگي نفس وآسم تشخيص افتراقي قائل نبود.در انجيل نيز ازآسم ياد شده است. سنير پزشك نامي قرن هفدهم علت آسم را هجوم موادي از كبد به داخل ريه مي‌پنداشت و بر اين تصور بود كه اين مواد چسبنده باعث انسداد تراشه وبرونشها مي‌شود و اين دانشمند تصور جالينوس را در مورد آسم مردود دانست (حسيني، 1370، ص 30)

    توماس سيدنهام كه به سقراط انگليسي‌ها معروف است اذعان داشت “آسم علامتي از يك بيماري نهفته‌ي ديگري است “و او تنگي نفس و ارتوپنه را هم تراز آسم مي‌پنداشت و براي درمان آسم خون گرفتن وتميز كردن راههاي هوايي را توصيه مي‌كرد. (خدا خواه. 1373، ص 50)

    ويليس توصيف جديدتري از آسم بيان داشت و دوره‌اي بودن آن راشرح داد. ابرليس دانشمند آمريكايي حمله‌اي بودن آسم را بيان داشت وهمچنين مواد محرك و تحريكات عصب واگ را در پاتوژنر اين بيماري بيان نمود. (حسيني، 1370، ص 30)

    متخصصين در ارائه تعريف دقيق وجامع از آسم با مشكلات عمده اي مواجه بودند. اول آنكه از بيماريهايي است كه مدام در حال تغيير بوده وتعريف آن بستگي به ملاحظه يك مرز قراردادي و انتزاعي بين وضع نرمال وحالت آسمي دارد، دوم اين كه وضعيتهاي ديگري هم مي‌توانند علائم شبيه آن ايجاد كنند (خدا خواه، 1373، ص 50)

    ويژگي‌هاي بيماري آسم :

    آسم يك سندرم باليني است كه داراي سه ويژگي مي‌باشد :

  7. حملات مكرر انسداد راه هوايي كه برگشت پذير بوده وخود به خود يا با مصرف دارو بهبود مي‌يابد انسداد راههاي هوايي معمولا به علت مكانيسم ايمني است.
  8. واكنش پذيري بيش از حد برونشها به محركات، درحالي كه افراد غير آسمي نسبت به اين محركات پاسخي از خود نشان نمي‌دهند كه اين پديده به نام پر حساسيتي راه هوايي شناخته شده است كه اين پر حساسيتي برونش ويژگي اصلي و اساسي آسم مي‌باشد.
  9. التهاب راه هوايي

    در مورد پاتوژنز آسم معتقدند ويژگي مشترك در بيماران مبتلا به آسم اين است كه، واكنش بيش از حد و غير اختصاصي درخت تراكئوبرونشيال وجود دارد. زمانيكه واكنش راههاي هوايي زياد باشد نشانه‌هاي بيماري شديدتر و دائمي ‌ترند و درمان بيشتري جهت كنترل علائم لازم است همچنين دامنه‌ي نوسانات روزانه و شبانه عملكرد ريه افزايش پيدا مي‌كند و بيمار هنگام شب يا اوايل صبح در اثر تنگي نفس از خواب بيدار مي‌شود.

    هم در افراد طبيعي و هم در مبتلايان به آسم، عفونتهاي ويروسي مجاري تنفسي ممكن است ميزان واكنش راههاي هوايي را به مدت چند هفته افزايش دهد ودر اثر تماس با اوزون و دي اكسيد نيتروژن پر حساسيتي راه هوايي براي چند روز به وجود مي‌آيد اين افزايش واكنش در راههاي هوايي در اثر علل بسياري ايجاد مي‌شود ولي مكانيسم‌هاي پايه آن هنوز شناخته نشده است. التهاب مجاري هوايي مهمترين تئوري موجود است.

    سلولهاي التهابي حاوي مواد واسطه اي مانند ماست‌سلها، ائوزينوفيلها، لنفوسيتها و ماكروفاژها، ارتشاح مي‌يابند.تاثير سلولهاي ساكن در راههاي هوايي (به ويژه ماكروفاژها) وسلولهاي ارتشاحي بر يكديگر تظاهرات باليني وفيزيولوژيك حاصل را توجيه مي‌كند (مير علايي، 1379، ص 20)

    آسم بوسيله‌ي انسداد برگشت پذير راههاي هوايي و افزايش پاسخ دهي راههاي هوايي مشخص مي‌شود. اسپيرومتري كاهش جريان بازدم با فشار و كاهش حجم بازدمي با فشار در ثانيه‌ي اول، كاهش جريان با فشار بازدمي بين 25 الي 75 درصد ظرفيت حياتي و كاهش حداكثر بازدمي را نشان مي‌دهد حجم‌هاي ريه، ظرفيت باقي مانده عملي، حجم ذخيره‌اي و ظرفيت كلي حياتي افزايش مي‌يابد يا نرمال باقي مي‌ماند.

    علائم بيماري آسم :

    علائم آسم شامل تنگي نفس، سرفه و ويز و سنگيني سينه به ويژه در شب وصبح زود.

    برخي بيماران آسمي داراي حملات بدون علامت مي‌باشند. بيماران در طي حمله آسم، احساس تنگي نفس داشته و تلاش تنفسي مشخصي دارند، علائم تلاش واضح تنفسي، لرزش مخاط بيني و استفاده از عضلات فرعي مي‌باشد. سيانوز يك يافته ديررس مي‌باشد، كه درصورت پيشرفت حمله آسم هيپوكسي ايجاد شده با گذشت زمان سيانوز مركزي، تاكي كاردي و افزايش فشار نبض ممكن است ايجاد نمايد. و ويزآشكار به ويژه در طي بازدم وجود دارد و بازدم طولاني مي‌گردد.اين بيماران اغلب دچار سرفه غير ترشحي مي‌شوند و برونكواسپاسم اغلب باعث ايجاد سرفه مداوم مي‌شود در اين بيماران، خشونت قابل سمع صداي تنفسي پيدا مي‌شود و ويز آشكار به ويژه در طي بازدم طولاني مي‌گردد.ريه‌ها ظرف مدت كوتاهي دچار پر هوايي مي‌شوند و قطر قدامي خلفي قفسه سينه افزايش مي‌يابد. وجود دو نشانه استفاده از عضلات فرعي تنفسي و نبض پارادوكسيكال براي پي بردن به شديد بودن ميزان تنگي مجراي هوايي، بسيار مفيد هستند.

    در صورتي كه هر يك از اين دو نشانه وجود داشته باشد، در مقايسه با زماني كه اين نشانه‌ها وجود نداشته باشند، اختلال كار تنفس در حد قابل توجه‌تري است. بخش قابل توجهي از اختلالات باقي مانده از نظر فرد درمان كننده دور مي‌‌ماند. (هاريسون، 1378، ص 68)

    اهداف درمان آسم :

  10. برقراري يك كيفيت زندگي بهتر براي بيمار.
  11. پيشگيري ازايجاد علائم مزمن آزار دهنده.
  12. نگهداشتن فعاليتهاي روزمره زندگي كار وفعاليت وتمرينات ورزشي در حد طبيعي و نرمال.
  13. پيشگيري از عود مكرر حملات آسم و پيشگيري از بستري شدن در بيمارستان يا مراجعه به بخش اورژانس.
  14. درمان دارويي نرمال با حداقل يا بدون عوارض جانبي.
  15. رضايتمندي بيمار وخانواده ازمراقبتهاي درماني آسم و پذيرفتن درمان.

    براي رسيدن به اهداف فوق، درمان آسم بر پايه4 جزء اساسي زير توصيه مي‌شود:

  16. معيارهاي عيني ومانيتورينگ كاركرد ريه. 2- دارو درماني 3- كنترل محيطي. 4- آموزش بيمار.

    بازتواني ريوي آسم :

    برنامه‌هاي بازتواني براي بازگرداندن بيمار به بالاترين سطح عملكردي ممكن به كارگرفته مي‌شوندو اين فرآيند موجب افزايش توان انجام فعاليتهاي روزانه در افراد مبتلا شده و موجب كاهش هزينه‌هاي سرسام آور درماني و نيز موجب بهبود كيفيت زندگي فرد مي‌شود.

    اگر چه يكي از اقدامات كنترل كننده بيماري‌هاي مزمن اقدامات بازتواني مي‌باشد با اين وجود در ميان بيماران مزمن ريوي، بازتواني ريوي آسم به عنوان يك روش درماني پيشرونده تا سال 1960 مورد امتحاني و بررسي قرار نگرفت اما سرانجام، يك سري مشكلات ايجاد شده در درمان اين بيماران باعث ايجاد علاقه به برنامه‌هاي بازتواني ريوي شد (دليزا. 1998، ص 166)

    درحال حاضر پرستاران وپزشكاني كه بازتواني ريوي را انجام مي‌دهند آگاهي ودانش بيشتري نسبت به انجام ورزش در بيماران آسمي دارند واطلاعات بيشتري راجع به اثرات تمرينات تنفسي روي بيماري آسم وعوارضش دارند و كاربرد وسيع بازتواني ريوي با تاكيد بر تمرينات تنفسي نتيجه نهايي مي‌باشد.

    بازتواني ريوي يك درمان پيچيده، كلي، چند جانبه وپيشرونده دربيماران مبتلا به بيماريهاي مزمن ريوي مي‌باشد. بازتواني مخلوطي از درمانهاي فيزيكي ورواني مي‌باشد ومعمولا شامل تركيبي از تمرينات ورزشي وآموزشي مي‌باشد (دليزا. 1998، ص 166)

    هوچكين اظهار مي‌دارد :بازتواني ريوي يك برنامه چند جانبه‌ي مراقبتي براي بيماران مبتلا به اختلالات مزمن تنفسي مي‌باشد كه براي متعادل كردن وضعيت جسمي و اجتماعي و ايجاد استقلال، برنامه ريزي شده است.

    چرنياك اظهار مي‌دارد بازتواني بيماري آسم يك فرآيند بهداشتي آگاهانه‌اي است كه به بيمار يا مددجوي ناتوان به صورت انفرادي جهت رسيدن به بالاترين سطح ممكن عملكرد جسمي، ذهني، روحي، اجتماعي و اقتصادي كمك مي‌نمايد.و نيز بازتواني يك مداخله چند جانبه است كه اجزاي بسيارزيادي دارد تا بتواند درجاتي از مزايا را ايجاد نمايد. همچنين ايشان اظهار مي‌دارند كه باز تواني ريوي يك تكنيك مهم در ارتقاء كيفيت زندگي بيماران مبتلا به بيماريهاي مزمن ريوي مي‌باشد و موجب حفظ حداكثر سطح استقلال و حداكثر عملكرد در جامعه مي‌شود.

    بازتواني ريوي در بيماران كه اختلال مزمن تنفسي دارند وعلي رغم درمانهاي دارويي متداول، دچار تنگي نفس وكاهش تحمل ورزش ومحدوديت در انجام فعاليتها هستند، انديكاسيون دارد، لازم به تاكيد است كه شدت علايم ونشانه‌ها و ناتواني و شدت اختلال فيزيولوژيك ريه‌ها نياز به انجام بازتواني ريوي را تعيين نمي‌كند و معيار عملكرد ريه‌ي خاصي وجود ندارد كه آن معيار دلالت بر لزوم انجام بازتواني ريوي داشته باشد (هوچكين. 2000، ص 28)

    هوچكين اظهار مي‌دارد در هر بيماري كه به علت كم آوردن نفس و تنگي نفس ناشي از بيماري انسدادي مزمن ريوي دچار محدوديت عملكرد مي‌شود و اين محدوديت روي كيفيت زندگي وي تاثير مي‌گذارد لازم است كه بازتواني ريوي انجام شود.

    اهداف اصلي بازتواني ريوي :

  17. بهبود علايم شخصي نظير كوتاهي نفسها وسرفه.
  18. تشخيص زود رس علايم و نشانه‌هايي كه نياز به مداخلات دارويي دارند.
  19. كاهش دفعات وشدت مشكلات وحملات تنفسي.
  20. به حداكثر رساندن اشباع اكسيژن شرياني.
  21. افزايش استقامت و قدرت عضلات تهويه‌اي.
  22. ارتقاء ظرفيت بدن براي افزايش ظرفيت و توان عملكردي.
  23. بهبود وضعيت تغذيه‌اي.
  24. ارزيابي و شروع يك برنامه تمرينات جسماني مناسب به منظور افزايش تحمل ورزش، وتشويق نمودن به مصرف كافي و كارآمد انرژي.
  25. به حداكثر رساندن استقلال عملكردي در فعاليتهاي روزمره زندگي و به حداقل رساندن وابستگي و آژانسهاي مراقبتي در جامعه از طريق افزايش قدرت واستقامت عضلاني و افزايش انعطاف پذيري مفاصل و افزايش كارآيي قلبي تنفسي. (دونالد. 1992، ص 85)

    بيمار مبتلا به بيماري مزمن ريوي وارد يك سيكل معيوب بي حركتي و عدم فعاليت مي‌شود.كه اين سيكل تنگي نفس را حتي در سطوح پايين تمرينات ورزشي افزايش مي‌دهد. وهدف بازتواني ريوي بر گرداندن اين سيكل مي‌باشد.

     

     

     

     

     

     


     

     

     

     

     

    (دليزا، 1998، ص 166)

    انجام تمرينات ورزشي در بازتواني ريوي سهم به سزايي در برگرداندن اين سيكل دارد.

    مزاياي بازتواني ريوي :

    برخي از مزاياي بازتواني ريوي شامل موارد زير مي‌باشد:

  26. ارتقاء كيفيت زندگي.
  27. كاهش اضطراب وافسردگي.
  28. افزايش تحمل وظرفيت ورزشي.
  29. افزايش توانايي انجام فعاليتهاي روزمره زندگي.
  30. كاهش تنگي نفس وكم آوردن نفس وساير علايم مربوطه و كاهش خستگي عضلاني (درستين و درايتون. 2001، ص 510)

    در مورد نقش پرستاران و پزشكان در تيم بازتواني بايد گفت :بازتواني جزء مهمي از حرفه پرستاري و پزشكي است و پرستاران و پزشكان نقش مهم و كليدي را در بازتواني ايفا مي‌نمايند.هدف از اين كار كمك به افراد درجهت داشتن يك زندگي مستقل مي‌باشد. در تيم بازتواني پرستاران و پزشكان با بيمار وخانواده او و ساير اعضا جهت برطرف نمودن نيازهاي روزمره ونيازهاي احتمالي بيماران همكاري مي‌نمايند.از جمله مسئوليتهاي آنان تشويق وكمك به بيمار دربرنامه ريزي وانجام بازتواني و پيشرفت بيمار مي‌باشد.بيماران بايد جهت انجام فعاليتهاي عادي روزانه توسط پزشكان وپرستاران و ساير افراد تيم بهداشتي حمايت وسرپرستي شوند.

    اهدافي‌كه‌براي‌ پزشكان ‌و ‌پرستاران در تيم بازتواني در نظر گرفته شده عبارتند از:

  31. ايجاد انگيزه دربيمار، آموزش وحمايت از او و خانواده اش در انجام فعاليتهاي خود مراقبتي.
  32. پيگيري مداوم و نظارت بر انجام فعاليتهاي روزانه بيمار.
  33. حفظ عملكرد كنوني فرد تا حد امكان.
  34. تثبيت قدرت و حفظ تواناييهاي موجود.

    علاوه بر نقش‌هاي ذكر شده، پرستاران وپزشكان به عنوان مدافع بيمار در امر بازتواني نيز مي‌باشند زيرا آن‌ها بيشترين تماس را با بيمار و اطرافيان داشته به همين دليل خواستها، نيازها و اهداف آنان را بهتر و بيشتر درك مي‌كنند. آنها اولين افرادي هستند كه مي‌توانند تشخيص دهند تاكيد تيم مراقبتي بر يكي از جنبه‌هاي فعاليت فردي با نيازهاي بيمار در تناقض است. آنها با تغيير و تمركز نظر تيم، در جهت نيازهاي بيمار از او حمايت مي‌نمايند.

    برنامه‌هاي بازتواني ريوي آسم داراي 5 جزء زير است :

  35. مراقبتهاي كلي و عمومي
  36. مراقبتهاي تنفسي
  37. آموزش
  38. تدابير رواني اجتماعي
  39. تمرينات ورزشي و تمرينات عملي

    برنامه‌هاي باز تواني نقش مكمل درمان دارويي براي بيماران آسمي دارد وباعث بهبودي قابل توجهي در كيفيت زندگي مي‌شود.

    نقش تمرينات ورزشي وتمرينات عملي:

    از سال 1990، تمرينات ورزشي به عنوان يك روش مهم بازتواني بيماران مبتلا به بيماريهاي مزمن ريوي شناخته شده است. بيماران مبتلا به آسم خفيف تا متوسط علاوه بر دارو درماني از فوائد انجام تمرينات ورزشي نيز مي‌توانند سود ببرند واز آنجايي كه تمرينات جسماني يکي از اجزاي اساسي و اصلي بازتواني ريوي هستند مي‌توانند يک رابطه قوي بين وضعيت كلي سلامتي وعملكرد جسمي ايجاد كنند. ونيز فعاليت جسماني باعث كاهش خستگي شده و توانايي فرد را براي مقابله با استرس افزايش مي‌دهد. همچنين انجام فعاليت جسماني منظم، تصوير از خود واعتماد به نفس را افزايش داده و احساس كاميابي در فرد را بهبود مي‌بخشد. همچنين فعاليت جسماني منظم، وضعيت خلقي را بهبود داده و باعث افزايش احساس خوب بودن و افزايش عملكرد جسماني و افزايش توانايي در انجام فعاليتهاي حرفه‌اي يا فعاليت در منزل و كيفيت زندگي مي‌شود.

    در مورد مزاياي تمرينات ورزشي در مبتلايان آسم بايد اظهار داشت ورزش نه تنها براي بيماران آسمي مطلوب مي‌باشد بلكه يك قسمت اساسي از درمان اين بيماران محسوب مي‌شود.بيماران مبتلا به آسم به علت احتمال ايجاد آسم ناشي از ورزش وبرخي از رفتارهاي رواني اجتماعي واحساس تنگي نفس در طي ورزش دچار محدوديت در فعالتهاي ورزشي شده ونگرش منفي نسبت به ورزش در جوانان مبتلا به آسم ايجاد نموده آمادگي قلبي تنفسي كمتري از ساير همسالان خود دارند.

    در بيماران آسمي ارتباط مستقيمي بين احساس تنگي نفس وقدرت واستقامت عضلات تنفسي وجود داشته وانجام تمرينات تنفسي باعث افزايش قدرت عضلات دمي شده و اين امر موجب افزايش تحمل بيمار وكاهش احساس تنگي نفس مي‌شود و كاهش احساس تنگي نفس خود باعث كاهش مصرف برونكوديلاتورهاي استنشاقي مي‌شود. همچنين تمرينات تنفسي باعث بهبود كارآيي بيماران آسمي شده ونياز اين بيماران به دارو و خدمات بخش اورژانس را كاهش داده و غيبت از كاررا نيز كاهش مي‌دهد.

    در كودكان مبتلا به آسم، تمرينات هوازي عملكرد ريه در حالت استراحت و تنگي نفس و عملكرد اجتماعي را بهبود بخشيده و برونكواسپاسم ناشي از ورزش وتغييرات حداكثر جريان بازدمي را كاهش مي‌دهد. همچنين در بزرگسالان مبتلا به آسم تمرين كردن، برونكواسپاسم ناشي از ورزش را كاهش داده، تحمل ورزش را افزايش داده ودر نتيجه كيفيت زندگي را بهبود مي‌بخشد، همچنين بهبود در تغييرات حداكثر جريان بازدمي و كاهش مصرف دارو دلالت بر كاهش التهاب راه هوايي به وسيله انجام تمرينات ورزشي دارد. (هالستراند. 2000، ص 1460)

    فلتر اظهار مي‌دارد :به طور رايج تمرينات عضلات دمي در بازتواني ريوي براي افزايش استقامت و قدرت عضلات تنفسي استفاده مي‌شود.بيماران مبتلا به بيماريهاي انسدادي مزمن ريوي دچار ضعف عملكردي عضلات تنفس مي‌باشند كه اين حالت منجر به تنگي نفس و اختلال عملكرد مي‌شود. تمرينات عضلات دمي تنگي نفس را به وسيله‌ي بهبود عملكرد عضلات تنفسي و افزايش تحمل ورزش كاهش مي‌دهد.

     

     

     

     

     

     


     

     

     

     

     

     

     

     

    به هنگام آموزش تمرينات تنفسي از توجهات زير آگاه باشيد:

    1)هرگز به بيمار اجازه ندهيد كه بازدم با فشار داشته باشد. بازدم بايد آرام وبه صورت غير فعال انجام گيرد.بازدم با فشار فقط مقاومت راه هوايي را افزايش مي‌دهد كه مي‌تواند منجر به برونكواسپاسم و افزايش انسداد راههاي هوايي شود.

    2) به بيمار اجازه ندهيد كه دم را با عضلات فرعي وفوقاني قفسه سينه آغاز نمايد به بيمار توضيح دهيد كه در طول نفس كشيدن بالاي قفسه سينه بايد تقريبا بي‌حركت باشد.

    ديافراگم اساسي‌ترين عضله تنفسي محسوب شده بنابراين بايستي حركات آن تحت كنترل باشد. حركات ديافراگم در بيماران مبتلا به بيماريهاي مزمن انسدادي ريه محدود مي‌باشد. تقويت ديافراگم براي بيماراني كه ظرفيت حياتي كمتر از حد طبيعي دارند، مفيد واقع شده، لذا در تمام بيماراني كه به نحوي محدوديت در حركت ديافراگم دارند، اين عضله بايستي تقويت گردد. تمرينات تنفسي ديافراگماتيك باعث كاهش سرعت تنفسي، افزايش تهويه‌ي آلوئولي و گاهي باعث كاهش ظرفيت باقي مانده عملي مي‌گردد.

    تمرينات تنفسي ديافراگماتيك با افزايش قدرت و ظرفيت متابوليكي اين عضله مهم دمي موجب به تاخير افتادن خستگي در انسان مي‌گردد.علي الخصوص پزشكان اظهار مي‌دارند كه اين تمرينات در اختلالات عصبي عضلاني كه موجب ضعف ديافراگم يا ساير عضلات مي‌شوند،موثر مي‌باشد. درهنگام تنفس ديافراگمي با صاف شدن قسمت پايين عضله ديافراگم در طول عمل دم كه باعث بزرگ شدن قسمت بالاي شكم مي‌شود، هوا به داخل ريه‌ها كشانده شده و درطول عمل بازدم عضلات شكمي منقبض مي‌گردد.

     

     

    كيفيت زندگي در آسم :

    بيماري (به عنوان مثال التهاب و اسپاسم برونش) باعث ايجاد علائم ونشانه‌ها ميشود، هم عوامل فيزيولوژيك وهم عوامل رواني روي احساس و درك علائم آسم اثر مي‌گذارد. علائم آسم ممكن است، عينا روي عملكرد ريه تاثيري نداشته باشد. عوامل رواني از راههاي گوناگوني مي‌توانند وضعيت علائم ونشانه‌هارا تغيير دهند:برخي بيماران توجه بيشتري به علائمشان دارند،برخي ديگر به علت علائمشان مضطرب شده، همچنين تشخيص بيماري، ممكن است آمادگي آنهارا تغيير دهد، برخي بيماران به علت بروز علائم آسم و احساس اضطراب گيج و سردرگم مي‌شوند، در مقابل برخي بيماران وقتي به علائم توجه مي‌كنند احساس شكست كرده يا عصباني مي‌شوند.وقتي بيمار علائم و نشانها را تجربه مي‌نمايد، سپس ممكن است با انجام اقداماتي از ايجاد علائم پيشگيري نمايد.اما انجام اقداماتي براي پيشگيري بستگي به مكانيسم‌هاي تطابقي بيمار دارد. برخي افراد عليرغم داشتن علائم ونشانه‌هاي بارز وزياد آنها را بروز نمي‌دهند، درعوض برخي ديگر ممكن است علائم را بيش از حد ابراز نمايند، مثلا برخي از اين افراد با شروع فصل سرما سعي مي‌نمايند كه از منزل خارج نشوند واستراحت نمايند. بنابراين مشكلات ايجاد شده براي بيماران آسمي نه تنها بستگي به بيماري وعلائم دارد، بلكه به ساير عوامل رواني نظير مكانيسم‌هاي تطابقي نيز بستگي دارد. اثرات رواني بيماري نه تنها بستگي به مشكلات تجربه شده توسط بيماردارد بلكه به ساير جنبه‌هاي رواني بيمار بستگي دارد. متغيرهاي رواني نظير اعتماد به نفس، حمايت اجتماعي، به اندازه‌ي متغيرهاي مربوط به بيماري نظير تنگي نفس واختلال عملكرد درتعيين كيفيت زندگي دربيماريهاي مزمن از جمله آسم مهم هستند (هايلند. 1998، ص 38-36)

     

     

    پژوهش‌هاي انجام شده در ارتباط با تاثير تمرينات تنفسي بر بهبود بيماري آسم :

    مطالعه‌اي توسط گالفوس وهمكاران در سال 1999در آمريكا با هدف بررسي تاثير آموزش به بيماران مبتلا به آسم وبيماري مزمن انسدادي ريه و ارتباط آن با كيفيت زندگي انجام شد دراين مطالعه از پرسشنامه استاندارد شده به منظور بررسي وسنجش كيفيت زندگي بيماران با مشكلات تنفسي استفاده شده ونمونه‌هاي پژوهش بصورت تصادفي از ميان بيمارن مراجعه كننده به كلينيك آسم انتخاب شدند كه 78 نفر از آنها مبتلا به آسم و 62 نفر مبتلا به بيماري انسدادي ريه بودند.بيماران به گروه شاهد ومورد تقسيم شدند مداخله در زمينه استفاده صحيح دارو، شناخت عوارض داروها، مراقبت از خود، تدوين برنامه غذايي، تدوين برنامه ترك سيگار، فيزيوتراپي تنفسي بود. قبل از مداخله پرسشنامه تكميل شده وبعد از انجام مداخله كه به مدت 12 ماه بود نتايج نشان داد ارتباط معني داري بين آموزش وكيفيت زندگي درگروه مورد (در بيماران آسمي) نسبت به گروه شاهد وجود دارد (05/0 P) همچنين در بيماران آسمي ميانگين بررسي پارامترهاي تست اسپيرومتري در گروه مورد 1/6 درصد در مقايسه با گروه شاهد بود (05/0 P) اما در مورد بيماران مبتلا به بيماري مزمن انسدادي ريه اين آموزش ارتباط معني داري نشان نداد و بطوريكه اين مطالعه نشان داد كه آموزش بيماران بر روي كيفيت زندگي بيماران آسمي درمورد بعد جسمي تاثير بسزايي دارد.

    امتنر وهرالا در سال 1996 در آمريكا تحقيقي در خصوص تاثير برنامه باز تواني ريوي با تاكيد بر تمرينات جسماني در بيماران بزرگسال مبتلا به آسم انجام دادند.هدف از اين پژوهش ارزيابي تاثير و كارآيي تمرينات جسماني بود و سوال پژوهشي اين بود كه آيا بيماران بزرگسال مبتلا به آسم كه غير فعال مي‌باشند و مي‌توانند به صورت شديد به ورزش بپردازند؟

    به اين منظور 26 بزرگسال در رده سني 58 تا 23 ساله كه مبتلا به آسم خفيف تا متوسط بودند انتخاب شدند كه 20 نفر آنها زن وميانگين سني نمونه‌ها 41 سال بود. نمونه‌ها به مدت 10 هفته تحت برنامه باز تواني با تاكيد بر تمرينات جسماني قرار گرفتند كه 2 هفته اول مداخله در بيمارستان انجام گرفت (نمونه‌ها در بيمارستان بستري بودند) و 8 هفته بعدي بصورت سرپايي به انجام تمرينات ادامه دادند، هر جلسه تمرين 45 دقيقه به طول مي‌انجاميد وتمرينات شامل حركات متناوب بدن، تمرينات كششي تمرينات شديد وبعد سرد كردن بود و دارودرماني در طول مدت دوره مطالعه ثابت نگه داشته شده بود.

    اثر بخشي برنامه‌هاي بازتواني با تست 12 دقيقه پياده روي، تست 6 دقيقه دوچرخه سواري وانجام اسپيرومتري قبل وبعد از شروع تمرينات بررسي مي‌گرديد.پرسشنامه حاوي 5 قسمت در رابطه با اضطراب، تنگي نفس، علائم ونشانه‌هاي آسم بود.از نظر پارامترهاي اسپيرومتري بهبودي معني داري (005/0P) در متوسط (از 2/2 ليتر به 5/2 ليتر) بعد از 10 هفته مشاهده شد. درباره‌ي موضوعات پرسشنامه نمونه‌ها بعد ازطول مدت دوره‌ اضطراب كمتري در طي انجام جسماني داشتند (005/0 P) علائم ونشانه‌هاي آسم فروكش كرده بود ونياز به مراقبتهاي اورژانس نداشتند.

    پژوهش ديگري توسط نيدرونري وهمكاران در سال 1999در استراليا تحت عنوان “اثرات كوتاه مدت تمرينات هوازي در درمان باليني كودكان مبتلا به آسم متوسط تا شديد “انجام گرديد. هدف اين پژوهش تعيين اثرات تمرينات هوازي روي عملكرد ريه و شرايط باليني بيماران بود. بدين منظور 42 كودك 14-8 ساله مبتلا به آسم شديد را كه 24نفر آنها پسر بود به دو گروه 24 نفره (گروه مورد) و 16 نفره (گروه شاهد) تقسيم كردند.

    روش پژوهش بدين صورت بود كه گروه مورد به مدت 24 جلسه، 2 بار درهفته وهر بار به مدت 30 دقيقه به انجام تمرينات هوازي و 5 دقيقه سرد كردن بود كه كل برنامه در حدود 45 دقيقه طول مي‌كشيد به منظور ارزيابي اثر بخشي تمرينات معاينه فيزيكي، تست اسپيرومتري قبل و بعد از مداخله انجام گرديد. نتايج پژوهش نشان داد كه در پارامترهاي اسپيرومتري تغيير معني داري در گروه مورد قبل وبعد از مداخله مشاهده نشد. در گروه مورد درحداكثراكسيژن مصرفي و ظرفيت هوازي بهبودي معني داري (001/0 P) مشاهده شد وكاهش ويژه‌اي در مصرف استروئيد استنشاقي وخوراكي در گروه مورد مشاهده شد (05/0 P) نتايج پژوهش نشان داد كه يك رابطه قوي بين بهبود هوازي وكاهش مصرف دارو وجود دارد. پژوهشگران بيان نمودند نتايج ما نشان داد كه كودكان آسمي با آمادگي وكارآيي كم قادر شدند با يك برنامه تمريني تحت كنترل ظرفيت هوازي خود را بدون ايجاد هيچ عارضه باليني به حد نرمال برساند.

    در مطالعه ديگري كه در ايران توسط احمد نصيري وهمكاران تحت عنوان “تاثير برنامه خود مراقبتي از طريق روشهاي بازآموزي تنفسي وكنترل اضطراب بروضعيت خلقي مبتلايان به بيماري مزمن انسدادي ريه ” انجام شده تعداد 37 نفر از بيماران مبتلا كه حداقل 2 سال ازابتلاء به بيماري آنها گذشته تحت برنامه خود مراقبتي قرار گرفته بودند (شامل تدوين برنامه غذايي، پيشگيري و كنترل عفونتهاي ريه، برنامه ريزي خواب واستراحت، تمرينات تنفسي، تمرينات آرام بخش بود) كه برنامه فوق طي 3 الي 4 جلسه آموزشي با روش “چهره به چهره ” به بيماران آموزش داده شد كه پس از اتمام يك ماه از طريق پرسشنامه اطلاعات مجددا جمع آوري وتوسط آزمون تي زوج مقايسه شد كه نشان دهنده بهبود وضعيت خلقي اين بيماران بعد از مداخله بود.

    رام ورابينسون و بلاك در سال 2000 در انگلستان تحقيقي با هدف بررسي اثرات تمرينات جسماني روي عملكرد ريه، آمادگي هوازي ووضعيت باليني و كيفيت زندگي مبتلايان آسمي انجام دادند.

    اين تحقيق مروري سيستماتيك، مجموع 8 مطالعه بود كه كل نمونه‌هاي مورد بررسي 226 فرد مبتلا به آسم با شدت متفاوت بودند وسن نمونه‌ها 8 سال به بالا بود.

    نمونه‌ها تحت انجام تمرينات هوازي به مدت 20 دقيقه 2بار در هفته به مدت 4هفته قرار گرفتند. به منظور ارزشيابي اثرات تمرين، اندازه گيري مصرف برونكوديلاتور، حملات ويز، ظرفيت ورزشي، پارامترهاي اسپيرومتري و ارزيابي كيفيت زندگي انجام شد.

    نتايج پژوهش نشان داد كه تمرينات جسماني باعث افزايش حداكثر اكسيژن مصرفي مي‌شود بطوريكه حداكثر اكسيژن مصرفي از ml/kg/min 6/5 (فاصله اطمينان 9/3 تا 2/7) افزايش يافته است. (001/0 = p) ظرفيت كاري نيز افزايش يافته بود كه در ارتباط با افزايش حداكثر اكسيژن مصرفي بوده است. تعداد حملات ويز در گروه مداخله 5/7 بار كمتر شده بود ولي اين تفاوت معني دار نبود.

    در بررسي نتايج پژوهش هيچ بهبودي درعملكرد ريه مشاهده نشد. هيچ نوع اطلاعاتي راجع به كيفيت زندگي جمع آوري نشده بود. رام ورابينسون در نتايج تحقيق اظهار داشتند كه :

    تمرينات جسماني باعث افزايش ظرفيت تمرينات هوازي وآستانه اين تمرينات شده ومنجر به كاهش تهويه دقيقه‌اي درطي تمرينات خفيف ومتوسط مي‌شود در نتيجه احساس تنگي نفس و آسم ناشي از ورزش كاهش مي‌يابد. همچنين تمرينات ورزشي ممكن است درك تنگي نفس را از طريق مكانيسمهايي نظير تقويت عضلات تنفسي كاهش داده و آمادگي قلبي تنفسي رابدون تغيير در عملكرد ريه بهبود مي‌بخشند.

    همچنين رام و رابينسون و بلاك در نتايج پژوهش خود اظهار داشتند كه هنوز روشن وواضح نيست كه آيا بهبودي در آمادگي قلبي تنفسي توجيه كننده كاهش علائم و نشانه‌ها و ارتقاء كيفيت زندگي مي‌باشد ؟ومعتقدند كه در اين زمينه بايد مطالعات تحقيقاتي بيشتري انجام شود.

    در يكي از مطالعات كه در سال 1999 توسط گيفت و آستين انجام شده است هدف، تعيين تاثير برنامه منظم ورزشي برروي سطح افسردگي مبتلايان به بيماري مزمن انسدادي ريه بوده است. براي انجام اين پژوهش از 20 نفر مبتلا به اين بيماري دعوت بعمل‌ َآمده است 10 نفر كه در برنامه ورزشي منظم شركت كرده‌اند و 10 نفر كه در اين برنامه شركت نداشته‌اند.

    اين پژوهش در بالتيمور مريلند انجام گرفته است. در اين مطالعه ابتدا سطح افسردگي و سطح تنگي نفس هر دو گروه از طريق جدول قياس عمودي تنگي نفس و معيار افسردگي بك سنجيده شده است.

    در جدول قياس عمودي تنگي نفس عدم كوتاهي تنفس در پايين با عدد صفر و در بالا بدترين حالت تنگي نفس با عدد 100 مشخص شده است واز افراد دو گروه خواسته شده است كه سطح كوتاهي تنفس خود را بر روي اين ستون علامت بزنند و با اندازه گيري خط نشانه تا ابتداي خط عمودي، ميزان كوتاهي تنفس مورد سنجش قرار گرفت.

    تست افسردگي بك شامل 21 دسته از تظاهرات افسردگي است. به غير از تكميل جدول تنگي نفس وتست بك از هر دو گروه خواسته شده است كه سطح ورزش فعلي خودرابيان كنند. پس ازطي 8 هفته كه در اين مدت 10 نفر در برنامه منظم ورزشي شركت كردند، مجددا ميزان تنگي نفس و افسردگي سنجيده شد.

    نتايج اين مطالعه نشان مي‌دهد كه سطح افسردگي تنگي نفس افرادي كه دربرنامه منظم بازتواني شركت داشته‌اند كمتر مي‌باشد و اين تفاوت در طول زمان ادامه داشته و استمرار دارد. همچنين استراتژيهاي سازگاري با اين بيماري در هر دو گروه يكسان بوده است.

    مطالعه ديگري در سال 1998 توسط بوش و كلمنت انجام گرفت كه هدف از انجام اين پژوهش، بررسي اثرات برنامه ورزش در خانه برظرفيت كار فيزيكي وتنگي نفس هنگام انجام فعاليتهاي روزمره زندگي در بيماران مبتلا به بيماري مزمن انسدادي ريه بود.

    تعداد 20 نفر از مبتلايان به انسداد شديد، فاقد ايسکيمي قلبي وسن 80-44 سال انتخاب وبه طور تصادفي به دو گروه 10 تايي (شاهد و آزمون) تقسيم شده‌اند. در طي اجراي پژوهش از هر گروه 3 نفر كنار رفتند و در نهايت دو گروه 7 نفره باقي ماندند.

    در اين پژوهش از طرح آزمون قبل و بعد استفاده شده است. روش پژوهش بدين صورت بوده است كه ابتدا فعاليت افراد در دو گروه با تست دوچرخه بررسي شده سپس متغيرهاي وابسته مورد سنجش قرار گرفتند بدين صورت كه براي اندازه گيري ظرفيت كار جسماني از آزمايش چند مرحله اي محدوديت نشانه‌ها، قبل ازاجراي طرح و 12، 18 و 6 هفته بعد جهت آزمون بعد استفاده گرديده است.

    همچنين براي سنجش ميزان تنگي نفس طي انجام فعاليت روزمره از جدول تنگي نفس استفاده شده است و قبل از شروع مداخله و طي 6 و 12و 16 هفته بعد، تست آزمون بعد تكميل گرديده است.

    افراد آزمون در خانه تحت آموزش برنامه ورزش و تحت برنامه ورزش و تحت كنترل بودند. اين افراد حداقل 5 روز در هفته به مدت 18 هفته ورزش مي‌كردند. طي اين مدت افراد گروه كنترل تحت نظارت بودند و هيچ ورزشي انجام نمي دادند. نتايج اين پروهش حاكي از آن است كه برنامه ورزش خانگي تحت كنترل مي‌تواند ركود ظرفيت كار فيزيكي را در بيماران مبتلا به بيماري مزمن انسدادي ريه محدود مي‌سازد ولي بر فعاليت روزمره زندگي در دو گروه تفاوتي حاصل نگرديده است.

    به بيماران آموزش داده مي‌شود كه جهت انجام تمرينات تنفسي موارد ذيل را در نظر داشته باشند:

  40. انتخاب اوقات مناسب از طول روز كه با استراحت آنان مغايرت نداشته باشند.
  41. حالت خستگي و خواب آلودگي نداشته باشند.
  42. عدم مصرف غذاي زياد قبل از اقدام به تمرينات.
  43. پوشيدن لباس راحت قبل از شروع تمرينات.
  44. قرار نگرفتن در معرض هواي سرد.

    براي روش انجام تنفس ديافراگمي:

  45. بيمار در وضعيت آرام و راحتي نظير پوزيشن نيمه نشسته قرار مي‌گيرد.
  46. دستش را بر روي عضله راست بزرگ شكم در زيرناحيه دنده‌ها قرار مي‌دهد.
  47. به آرامي و عميق از طريق بيني تنفس مي‌كشد. بيمار را بايد تشويق نمود كه شانه‌ها را شل نگه داشته و بخش فوقاني قفسه سينه‌اش آرام و بي‌حركت باشد و اجازه دهد كه شكم بالا برود.
  48. سپس به آرامي هوا را با استفاده از بازدم كنترل شده بيرون بفرستد.
  49. بيمار را تشويق نماييد اين تمرين را 3 تا 4 بار تكرار كند و بعد استراحت نمايد.
  50. بيمار را تشويق كنيد تا دست خود را زير ناحيه قدامي دنده‌ها قرار دهد و اين حركت را احساس كند كه دست روي شكم، بيمار مي‌تواند انقباض عضلات شكم را كه در مرحله بازدم كنترل شده، احساس كند.
  51. بعد از اين كه بيمار تنفس را ياد گرفت وقادر شد كه از الگوي تنفس ديافراگمي استفاده كند، پيشنهاد كنيد كه از طريق بيني دم و از طريق دهان بازدم را انجام دهد.
  52. تنفس ديافراگمي را در پوزيشنهاي مختلف تمرين كند. (مثلا در پوزيشن‌ ايستاده، نشسته، پياده روي و بالا رفتن از پله‌ها).

    از تنفس لب غنچه‌اي براي كنترل بازدم و تسهيل خروج كامل هوا از حبابچه‌ها استفاده مي‌گردد.هدف اصلي از تنفس لب غنچه‌اي دادن تمرين به عضلات بازدمي، طولاني كردن بازدم وافزايش فشار راه هوايي در حين بازدم و در نتيجه كاهش مقدار هواي باقي مانده و مقاومت مي‌باشد. بايد به بيمار آموزش داده شود كه درصورت ايجاد تنگي نفس حين فعاليت، فعاليت خود را متوقف نموده واز تنفس لب غنچه‌اي تا زماني كه تنگي نفس برطرف شود، استفاده كند.

    براي انجام تنفس لب غنچه‌اي :

  53. از بيمار بخواهيد كه وضعيت راحتي به خود بگيرد وحتي الامكان راحت بوده و عضلات خود را شل نمايد.
  54. به بيمار توضيح دهيد كه بازدم بايد آرام وغير فعال باشد واز انقباض عضلات شكم خودداري كند.
  55. دستش را روي عضلات شكم براي درك هر نوع انقباض در عضلات شكم قرار دهد.
  56. سپس به آرامي وعميق نفس بكشد.
  57. در نهايت لبها را به حالت غنچه وكم باز نموده وبازدم انجام دهد.

    انجام تمرينات جسماني :

    شامل سه مرحله مي‌باشد 1- مرحله گرم كردن 2- مرحله انجام تمرينات 3- مرحله سرد كردن.

  58. مرحله گرم كردن :در اين مرحله حركات كششي و سبك اندام تحتاني و فوقاني را انجام داده واين مرحله 5دقيقه به طول مي‌انجامد.
  59. مرحله اجراي تمرينات :دراين مرحله طبق آموزشهاي داده شده از آنان خواسته مي‌شود كه تنفس ديافراگمي را در وضعيتهاي ايستاده، نشسته انجام داده و در بين آن تنفس لب غنچه‌اي انجام دهندمدت اين مرحله 10 دقيقه در نظر گرفته مي‌شود.
  60. مرحله سرد كردن :در اين مرحله همانند مرحله اول نمونه‌ها حركات كشش سبك اندام تحتاني و فوقاني انجام داده وطول مدت اين مرحله نيز 5دقيقه است.

    درمان ( کنترل ) آسم به وسيله دو گروه دارو انجام مي شود:

    داروهاي موضعي (گشاد کننده هاي لوله هاي تنفسي) مانند سالبوتامول

    داروهاي ضد ورم مانند کورتون ها

    براي درمان آسم، سازمان بهداشت جهاني اين بيماري را به چهار طبقه دسته بندي
    کرده است:

    طبقه بندي آسم قبل از درمان براساس علائم FEV1

    1- خفيف موعدي

    2- هميشگي خفيف

    3- هميشگي متوسط

    4- هميشگي وخيم

    اولين قدم تشخيص آسم است و آن را از دو طريق بايد شناسايي کرد:

    1- علائم
    :
    تنگي نفس، سرفه 

    2- اسپيرومتري
    :

    اگر 1FEV
    زير حد نرمال باشد و بعد از استنشاق
    سالبوتامول به حد نرمال برگردد.

    البته در مواردي مانند آسم خفيف که امکان شهود و اثبات اين دو طريق امکان نداشته
    باشد بايد از تست با متاکولين استفاده کرد.

     

     

    سنجش تنفس SPIROMETRY

    آسم يك بيماري مزمن برونش ها (لوله‏هاي هوايي) است كه علت آن ورم ديواره‏هاي اين
    لوله‏ها است.

    اين ورم باعث تنگي تنفس (بازدم) و سرفه و حالت گرفتگي قفسه سينه مي شود.

    به موجب مطالب فوق، يكي از عناصر اصلي براي تشخيص آسم، وجود تنگي لوله‏ هاي
    هوايي موقع بازدم است.

    به همين علت يكي از مهمترين آزمايش ها براي پزشك سنجش تنفس (اسپيرومتري) است كه
    از طريق آن مي‏ توان آسم را تشخيص داد و كنترل درمان را از طريق آن پيگيري كرد.

    منابع فارسي:

  • هاريسون (1378). بيماريهاي دستگاه تنفسي. ترجمه دكتر هومان اكتائي. تهران انتشارات ارجمند.


     



دیدگاه ها


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *