گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .
گزارش انتشار نسخه جدید
اطلاعات را وارد کنید .
no-img
سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه

بررسی اجمالی تمدن ایران و تأثیرات آن بر روی دیگر تمدنهای بشری - سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه


سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه
adsads

ادامه مطلب

بررسی اجمالی تمدن ایران و تأثیرات آن بر روی دیگر تمدنهای بشری
اردیبهشت 4, 1396
319 بازدید
گزارش نسخه جدید

بررسی اجمالی تمدن ایران و تأثیرات آن بر روی دیگر تمدنهای بشری


بررسی اجمالی تمدن ایران و تأثیرات آن بر روی دیگر تمدنهای بشری

تمدن ایران از دیر باز تاکنون تأثیرات زیادی را روی نظام های جهانی گذارده که این تأثیر حتی از چشم نا آگاهان به فرهنگ و تمدن پوشیده نیست. سخنان زیادی در مورد فرهنگ و تمدن های مختلف مانند: یونان، ایران، رم، مصر و اعراب طی سالیان مدید رانده شده است که گنجینه های باستان بشری را به دیگران معرفی می کند اما هدف بنده از نوشتن این صحف بررسی زوایایی از فرهنگ تمدن ایران است که شاید ما آن را وام داراز فرهنگ و تمدن اسلامی – یونانی – مصری می دانیم. این تحقیق در فضای عاری ازغرض ورزی سعی دارد که خواننده را با تاریخ و تمدن باستان آشنا کند و تأثیرپذیری یا تأثیرگذاری تمدنهای مصر، یونان، روم و اعراب و دیگر تمدن‌های بشری را بروی تمدن ایران بازگوکند. امیداست که بتواند تحولی هرچند اندک درذهن خواننده بگذارد.

پیشگفتار ملتی که گذشته ی خود را نشناسد محکوم به فناست. اکثرمورخان جهان بر این باورند که قسمت اعظم پیشرفت های علوم و تمدن بشری مدیون تمدن ایرانی است و ایران سهم قابل توجهی در این پیشرفت داشته است . ایران از ابتدا سرچشمه نیکی ، قدرت ، زیبایی ، فضیلت و خداپرستی بوده . جهان اگر از یونان هماهنگی و زیبایی و از روم قانون و هنرآموخت از تمدن ایران ترکیبی از این چهارعنصر را فرا گرفت . با آنکه بارها اقوام مهاجم و وحشی ازابتدای مدنیت ایران به آن حمله نموده استوار و محکم و پا بر جاماند. درطول تاریخ کهن خود نشان داد در برابر این تهاجم استواراست . حتی در زمانی که اقوام مهاجم زمامداری ایران را برعهده گرفته وسعی کرده اندبه هر نحو ممکن آداب و رسوم و حتی زبان خود را به مردم این سرزمین تحمیل کنند؛ اما ایرانیان باخلق وخوی خاص خود و باتحمل همه سختی ها نه تنها بعد از مدت کوتاهی استقلال ملی و سیاسی خود را به دست آوردند ومهاجمان را مغلوب کرده بلکه تلاش نموده تا اقوام غالب را مغلوب تمدن وآداب و رسوم خودکنند و با نفوذ دردستگاه های حکومتی مهاجمان اداره کشورخود را بدست گیرند . اسکندرمقدونی درایران (۳۱۹-۳۳۳ق.م) زمانی که ایران را تصرف کرد به این نتیجه رسیدکه جهت اداره ایران باید همانندآنها ویکی ازآنان باشد به همین علت سعی نمود با اقداماتی این شرایط را ایجاد نماید از جمله ازدواج با دختران شاهنشاه بلخ که سربازانش را نیزبه این کارترغیب نمود، بکارگیری از نیروی اداری ایرانیان دردستگاه سیاسی جهت اداره قلمرو ،‌ استفاده ازپوشش ایرانی وپیروی ازفرهنگ ورسوم ایران وسعی در ایجادتمدن جدیدبا تلفیق ازتمدن ایرانی ویونانی به همین دلیل درایران شروع به ساخت اردوگاههای نظامی نمود ویونانیانی را به ایران کوچ داد تا در کنار یکدیگر ایرانیان را مطیع نماید . با این حال اسکندر نتوانست به رویای خویش دست یابد زندگیش چندان دوام نداشت و یونانی ها نیز تحت تأثیرتمدن ایران قرارگرفتند که پس از او سلوکی ها نیز با همین مسئله روبه رو شده اند. در دوره اسلام نیز در اولین قرن معاویه با توجه به فرهنگ حکومتی ایران و روم حکومت را به حکومت سلطنتی با خدم وحشم و کاخ تبدیل نمود و سعی کرد از نشانه های شاهی بهره ببرد. استفاده از زبان و خط ایران در نهادهای سیاسی و اداری و پول رایج ایران که در سال ۶۵هـ. عبدالملک مروان این امور (تغییر زبان و خط فارسی به عربی در دیوان) را تغییر داد. نفوذ دهاقین در نهادهای سیاسی و اداری و… و چنان این امور روند صعودی یافت که باعث تغییر حکومت و سلسله‌ای گردید. بنی عباس با کمک ایرانیان به قدرت رسیدند و ایرانیان نقش مهمی در دستگاه عباسی یافتند. استفاده از وزرای ایرانی همانند خاندان برامکه و فضل و … و سرانجام در سال ۲۰۵ه.ق اولین حکومت نیمه مستقل ایرانی در نیشابور توسط طاهربن حسین پایه گذاری شد که این به دخالت مستقیم ایرانیان (حکومت آل بویه) در امور خلیفه بغداد و مسلمین منتهی گردید و بعدها در قدرت غزنویان ، سلاحقه ،‌ مغولان ، تیموریان و… نشان دادند نه تنها فرهنگ ایرانی خاموش نمی شود بلکه همانند چراغی راه تمدن را به سایر اقوام و مللی نشان خواهد داد .

بررسی اجمالی تمدن‌های باستان

نظری کوتاه بر تاریخ حکومت‌های ایران باستان در هزاره سوم قبل از میلاد مهاجرت آریائی‌ها آغاز شد و در هزاره دوم ق.م این مهاجرین از ماوراءالنهر و قفقاز وارد ایران شده که عده‌ای از این مهاجرین از طریق رود کابل و دره سند به هندوستان راه یافته و عده‌ای دیگر از روسیه به مغرب زمین رفته در نقاط مختلف ساکن شدند. آریایی‌های ساکن در فلات ایران پس از ورود با مشکلات متفاوت روبرو شده از جمله جنگ و درگیری با دیگر قبائل اولیه ساکن در ایران «دیو‌ها» که به مرور توانستند با غلبه بر این افراد سلطه خود را در ایران توسعه دهند و این سلطه به جایی رسید که دود‌مانی پارسی در قرن ۶ پ.م در سرزمین خاور نزدیک امپراطوری جهانی بنیاد گذارد و مرز‌های آن از خاور به هندوستان از باختر به مصر می‌رسید و این الگویی شد برای سلسله‌های آتی ایران. در سال ۵۵۳ یا ۵۵۰ ق.م یکی از دلاوران و جنگ‌جویان قبائل پارسی «کوروش» بر حکومت زمانه ماد، آستیاک شمشیر از غلاف بیرون کشید و با پیروزی حکومتی نوین در ایران بنا نهاد. کوروش در خلال سال‌های ۵۳۰-۵۵۹ق.م با جنگ‌های متعدد توانست قلمرو حکمروانی خویش را گسترش دهد و پایه گذار شاهنشاهی هخامنشیان گردد و در یکی از این جنگ‌ها با قبائل ماساژت جان خویش را از دست داد.

 

پس از او فرزندش کمبوجیه پا بر تخت حکومت نهاد او در ۵۲۵ ق.م فتح مصر را بر عهده گرفت و در آنجا بعنوان مصر علیا و سفلی تاج بر سر نهاد و جانشین سلسله سائیتی شد و در ۵۲۲ق.م که در راه رسیدن به ایران بود- شورش گئومات مغ- در طی بحرانی جنون آمیز به پایان زندگی خویش رسید با این اتفاق از شعبه دیگر دودمان پارسی «هخامنشی» با کمک بزرگان شورشها و اغتشاشات خوابانده شد و داریوش به تاج شاهی دست یافت.

اگر کوروش را بنیانگذار سلسله هخامنشی بدانیم داریوش را باید استحکام‌بخش سلسله هخامنشی نامید. داریوش در طول حکومت خود (۴۸۶-۵۲۲ق.م) اقداماتی بسیار در گستره وسیع جهت استحکام بنای شاهی انجام داد. ایجاد و گسترش امنیت در امپراطوری، توسعه امور تجاری و اقتصادی، نظم و تقسیم‌بندی ایالات و ولایات جهت بهتر اداره کردن قلمروی وسیع، گسترش قلمرو و جنگ های پی در پی در خارج از مرزهایی که تمامی این امور سبب تقویت و رشد هر چه بیش‌تر بنیه ملت ودولت که منجر به جهانی شدن امپراطوری گردید منتهی شد پس از داریوش اداره قلمرو با دوره های قبل تفاوت های یافت از جمله می توان به جزء مدتی اندک در زمان خشایارشا شاه به کم شدن فعالیت های نظامی عملی اشاره نمود شاهان پس از دوره خشاریار که او نیز تنها در یک مقطع به جنگ با یونانیان پرداخته و نتایج این جنگ ها منجر به آن شد که خشایار تنها به امور معماری و آبادانی پایتخت بپردازد. از ارتش طلایی برای نفوذ و مطیع نمودن سرزمین های دیگر بهره می بردند. جنگ های پلوپونز بین آتنیان و اسپارت به ضعیف شدن در نیرو انجامید به گونه ای که اژزیلاس فرمانده بزرگ اسپارتی در حمله به قلمرو شاهنشاهی پس از احضار به اسپارت گفت: «از ده‌هزار تیرانداز پارسی شکست خوردم که سرباز نبودند تنها تصاویری از سرباز بودند.» از زمان اردشیر اول (۴۶۵-۴۲۴ ق.م) تا داریوش سوم قدرت و نفوذ شاهنشاهی در قلمرو سیر نزولی یافت و این سیر به جایی رسید که حکومت بدست اسکندر مقدونی در سال ۳۳۱ ق.م سقوط نمود. با سقوط داریوش سوم، اسکندر خود را جانشین او نامید و سعی نمود نمادهای قدرت در ایران را بدست گیرد و مشروعیت شاهان هخامنشی را در ایران بدست آورد. تلاش های برای جلب و حمایت ایرانیان نظیر وانمود کردن عمل خود به عنوان انتقام جویی از قاتل داریوش، پذیرش آداب و رسوم ایرانی، پوشیدن لباس ایرانی و … و حتی در نامه ای پس از نبرد ایسوس با داریوش موفقیت خود را ناشی از اراده خدا می دانست اسکندر در سال های ۳۲۰-۳۲۱ ق.م در بابل چشم از دنیا فروبست و با مرگش قلمرو او چندین بار توسط فرماندهان تقسیم گردید که موفق ترین آنها بطلمیوس در مصر و سلوکوس اول در ایران بود که هر یک از این دو در محل استقرار خود بنا نهادند. حکومت سلوکیان از سال های ۶۳ ق.م تا ۳۱۲ ق.م که توسط پومپه سردار رومی منقرض گردید بطول کشید. در طول حکومت سلوکیان با مشکلاتی مواجه بودند که مهمترین آنها سربرآوردن قدرت در شرق ایران و در باختر بود این قدرت یکی از نیروهای صحرانشین و کوچ نشین قبائل داهه که به پاریتان معروف بودند و دیگری قدرت یونانی باختری و دیگری قدرت یافتن سلسله ای در هند که مؤسس آن چاندرا گوپتا بود و شاهان سلوکی با این قدرتها در جنگ و ستیز بودند که مهمترین درگیری را با پارتها که از ایرانیان شمال شرق ایران داشتند و سرانجام مهرداد اول توانست قدرت پارتها را در ایران مستحکم و استوار نماید. پس از بقدرت رسیدن پارتها در سالهای چند آنان مجبور به مسامحه و ایجاد صلح و ثبات بین ایرانیان و یونانیان ساکن در ایران شدند ولی به مرور آنها به دلایلی از جمله رشد چشمگیر تهاجم رومیان به مرزهای ایران سعی نمودند مدنیت و هویت ایرانی را پر و بال دهند و ایرانیت را پر رونق نمایند که ازجمله اقدامات آنها ثبت اوستا در زمان اردوان سوم بود. در سالهای حکومت اشکانیان در ایران ۲۴۷ق.م که شکل گیری اولین حکومت محلی پارتی بود تا سقوط آنان به سال ۲۲۴م اشکانیان با تمام قواسعی در حفظ تمدن ایرانی نموده و از مرز های ایرانی دفاع نمودند. اشکانیان که تنها حکومت مقتدر ایرانی که در شمال شرقی ایران پایه گذار شد در زمان اردوان چهارم بدست فردی پارسی از قبائل جنوبی ایران خاستگاه سلسله هخامنشی، اردشیر اول سال ۲۲۴ م سقوط و نابود گردید و سلسله جدید ساسانیان در ایران شکل گرفت. ساسانیان با روی کار آمدن سعی کرده تمامی جلوه و نشانه های حکومت قبلی (اشکانی) را نابود سازند و چنان در این مهم موفق شدند که تا چندی پیش تصور می شد قدرتی ضعیف و کوتاه بود. ساسانیان در طول حکومت خود بر قلمرو وسیعی از جهانیان باستان سلطه یافتند و آنچه از پیشینیان به ارث بردند غیر از بسیاری ابداعات در زمینه های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، سیاست خارجی و داخلی بود که این سیاست عبارتند از دشمنان بالقوه غربی و شرقی (رومیان و قبائل بیابانگرد) رقابت میان اشراف و شاهان در داخل قلمرو. حکومت ساسانی نیز همانند بسیاری از حکومت ها در اواخر حکومت با بحرانی بزرگ مواجه بود برادرکشی و شکست در برابر رومیان، بحران های اجتماعی، اقتصادی و شورشهای مردمی شکست در برابر هیاطله، خشکسالی و… توانستند تاج و تخت سلطنت خود را بیش از چهارصد سال حفظ کنند. ساسانیان با تأثیر در توسعه تاریخ ملی ایران دوش به دوش شاهان اساطیری ایران جایگاه ویژه ای یافتند چنانچه در حماسه فردوسی و اشعار نظامی و تاریخ های مورخان اسلامی و قصه‌های مردمی جاودانه شدند. بطور کلی حیاتهای حکومتهای ایران باستان بر پایه عواملی چند بود و آنان در طول سالیان مدید توانستند در عرصه های مختلف جلوه و نمادی از هنر و ذوق و اندیشه ای ایرانی را به جهانیان عرضه نمایند. در این صفحات سعی بر آن شده هر چند بطور گذرا به این امر پرداخته امید است روزنه و سویی هرچند کوچک و کم نور بر صحنه روزگاران باشد.

تمدن های قبل ازتشکیل امپراطوری ایران آینده از آن ملتی که گذشته خود را بشناسند . ایرانیان اولین ملتی که امپراطوری جهانی را به وجود آوردند و روح عدالت و آزاد منشی را که تا آن زمان بر بشر مجهول بود بسط و اشاعه دادند. تاریخ ایران تاریخی که ملل آن بنیان گذار تمدن کنونی جهانی هستند قسمت عظیمی از تاریخ جهان بالأخص تاریخ جهان باستان است. تاریخی که در طول چندین هزار سال عمر دایم خود دچار تغییر و تحول و تکامل گردید و یونان و روم در زمینه فرهنگ، تمدن و سیاست از ایران بهره بردند و از نظر سیاسی شیوه کشور داری به همان نحو که در سومر، آکادوفنیقی مرسوم بود در غرب تقلید شد و اساس زندگی سیاسی در یونان و روم شد. در بدو ورودآریایی ها سکنه اولیه بین النهرین (سومر، آکاد، بابل) با مقدمات تمدن آشنا بودند. مرحله نوسنگی دراروپاپنج تاده هزارسال پیش ودرسرزمین های جنوب شرقی چندین هزارسال قبل ازآنهابه مرحله نوسنگی واردشده بودند.آغازفرهنگ موستر(پالئولیت) درایران به صدهزارسال قبل می رسد و این دوران در ایران باپایان آخرین دوره یخبندان و دراروپا با آغاز این دوره مقارن بوده فلات ایران تنهامنطقه ارتباط میان مشرق و مغرب دنیای متمدن قدیم و سر راه تمام مهاجرتها و نفوذها که از دوجانب عالم کهن بسوی یکدیگر وجود داشت. تمدن‌های پیش ازتاریخ ایران به چندین دسته تقسیم می‌شوند: که این تقسیم‌بندی، در دو بخش شمال و شمال‌شرق، جنوب و جنوب‌غربی مورد بررسی قرار می‌گیرد. شمال و شمال شرق: اوایل هزاره ۵ ق.م. سیلک از قدیمی ترین مراکز سکونت انسان قبل از تاریخ در فلات ایران است. آثار بدست آمده از این مناطق معرف سیر تدریجی تمدن ساکنین این منطقه است و پرارزش‌ترین اثر دسته چاقویی که از استخوان بصورت یک انسان در حال ستایش تراشیده شده است. تمدن چشمه علی: اواسط هزاره ۵ ق.م پیشرفت بسیار در ادوات استخوانی، سنگی و سفالگری که برروی آن نقاشی های بسیار زیبا شده است. تمدن حصار: وجود ارتباط با نواحی دیگر ایران و خاورمیانه داشته ادوات فلزی، سفالی و سنگی درنهایت زیبایی که نشان از پیشرفت صنایع این تمدن است. در تپه یحیی که از تمدن‌های جنوب و جنوب غربی است در این مکان ساختمان دولتی با۵ اتاق کشف شده که درآن الواحی پیداشده باخط تصویری و نیمه تصویری نمایان گر تمدن بالا وآشنایی در ۵ هزارسال ق.م با خط و الواح مربوط به ۳۶۰ ق.م و جام طلای تپه حسنلو از بزرگترین شاهکارهای هنری جهان می باشد و کارگاه های هنری خاور نزدیک از لحاظ سبک کار، روش و مهارت ازساکنین تپه مارلیک تاثیر گرفته اند. ایجاد شهرهای بزرگ در بین النهرین پس از نیمه هزاره سوم نشانه پیشرفت مهمی در تمدن آنها که دارای حکومتی پیچیده، قوانینی مدرن، تفکیک مسئولیت و بازرگانی فعال با جوامع دیگر بودند این روابط سبب ثروت اقتصادی و تحرک فرهنگی و فعالیت های معنوی تازه و کمالات هنری گردد و باعث تکامل و انتقال آن به ایران شد که معماری در این پیشرفت سهیم بود. یکی از مهم ترین مراکز فرهنگی و تمدنی قبل از تشکیل حکومتی متمرکز در ایران عیلام است. عیلام اگر چه گاه به گاه از نظر سیاسی، معنوی و فرهنگی تحت نفوذ همسایگان با عظمت و متمدن خود مانند سومر، آکاد، بابل و آشور بود و زمانی این نفوذ در آثار فرهنگی تمدنی مملکت بخوبی شاخص است و نیز زمانی خود موجد فکری اصیل وخاص بود. مثلاً در سیلک در اواخر هزاره چهارم ق.م نمونه های فراوانی از الهامات عیلامی می یابیم، ظروف قرمز و خاکستری رنگ؛ همانند ظروف این دوره شوش همچنین مهرهای استوانه ای و الواحی که به خط عیلامی است. عیلام تمدنی در سیلک وارد کرد که عالی تر و غنی تر از تمدن محلی و این به علت آمیزش فرهنگ بومی با فرهنگ بین النهرین است. اهمیت تمدن شوش بیش تر به جهت استعمال خط است که بر اثر توسعه تمدن و فرهنگ عیلام و فتوحات سیاسی و نظامی وارد این منطقه شده و تا زمان تمدن عیلام در مرکز ایران خط دوام یافت. در کشفیات هفت تپه در آرامگاه یکی از سلسله های عیلامی در کنار معبد بزرگ نشان از نبوغ هنر معماری و برای اولین بار طاق هلالی در تاریخ تمدن بشری است. تاریخ این طاق در حدود۲۰۰ سال قبل از ساختمان طاق هلالی آرامگاه های نزدیک معبد چغازنبیل در حدود۱۵۰۰ سال قبل از اطاق های هلالی رومی است و ابداع این سبک طاق و پوشش مختص به عیلام و نشان از پیشرفت و صاحب سبک در معماری می باشد. گیرشمن درباره شوش چنین می گوید: «کار او عبارت بود از دریافت داشتن،توسعه بخشیدن وسپس انتقال دادن» گذشته از لحاظ فرهنگی و تمدنی عیلام بالاخص شوش از مراکز تجاری و اقتصادی زمان خود بوده که در گرفتن و یا پراکندن افکار و فرهنگ دیگران یا خود بسیار موثر بوده است. این کشور با هند در رابطه تجاری و فرهنگی بوده و هر دو از بعضی از نفوذهای هنری متاثر بوده اند تقلید از مهر استوانه ای و لوازم آرایشی عیلام در دره های سند از نمونه های قابل ذکر می باشد. حتی پس از سقوط توسط آشوربانی پال در زمان هخامنشی و ساسانی قادر به نفوذ بود. مادها اولین ایرانیانی که به متحد کردن قبائل و ایجاد ارتش منظم شاهی پرداخته از لحاظ هنری مانند سکائیان و کمیریان سلیقه ای برای ساختن اسلحه ی کاملاً مزین، ساز و برگ مزین اسبان، ظروف مصنوع از فلزات گرانبها و جامه هایی که با الوان مختلف قلابدوزی شده بود داشته اند و با توجه به گنجینه سقز می توان تصویری از هنر ماد ارائه کرد از جمله شیر عظیم همدان، مقابر صخره یی نزدیک سر پل ذهاب در دامنه های زاگرس و در کردستان. خط و زبان یکی از مهمترین ویژگی ها و شاخص های متمدن بودن ملتی را می توان آشنای آن ملّت به زبان و خط دانست که این خود سبب شکل گیری، توسعه و ترویج و استحکام بنای تمدن می شود. هخامنشیان که از ملل متمدن زمانه خود بودند و از اولین ملتی که پایه های امپراتوری را بنا نهادند با این ویژگی و شاخص آشنای داشته و دلیل آن وجود کتیبه های مختلف با خطوط سه گانه، دو گانه زبان می باشد. اختراع خط میخی برای تحریر زبان پارسی متعلق به عهد چیش‌پش می باشد و قدیمیترین شی متعلق به هخامنشی لوحه زرین اریارمنه به زبان پارسی باستان و خط میخی است که نمایانگر رشد قبایل پارسی در قرن ۷ ق.م می باشد. پارسیان دست به ابتکاری زدند که هنوز ساکنان اصلی ایران در طی قرون موفق به انجام آن نشده و آن تعبیر و بیان زبان خود به خط میخی بود. خطی که کتیبه های هخامنشی به آن نوشته شده نیز خط میخی است این خط را مردم کلده، آشورو عیلام از سومریان و ایرانیان از آنها یاد گرفتند ولی خط میخی ایرانی به مراتب آسانتر از خط میخی آشوری و عیلامی است. خط اقوام مزبور هر علامت بجای کلمه ای بکار می رفت بهمین مناسب خط آشوری ۷۰۰ علامت و خط ایلامی ۳۰۰ علامت داشت اما ایرانیان فقط ۴۲ علامت از خط گرفته و الفبا را ایجاد نمودند. خطوط پارسی، عیلامی و آشوری هر ۳ میخی ولی خط میخی پارسی از دو خط دیگر مراتب آسانتر است. هخامنشیان با پذیرش زبان آرامی در رسمیت بخشیدن به آن، این زبان را به هند بردند و آن جا نیز تحت نفوذ این زبان، خرشتی از قدیمی ترین الفبای هندی توسعه یافت و از تماس بین زبان پارسی و زبان اقوام مجاور درۀ سند لهجه مخلوط به سبک اردو پدید آمد.

دانش و آموزش و پرورش دکترعیسی صدیق، در تاریخ فرهنگ ایران در زمینه آموزش ایرانیان باستان می نویسد: «از زمانیکه تاریخ ایران ثبت شده برای دانش در این سرزمین ارزش زیادی قائل بوده و از خداوند درخواست دانش و بینش می‌کرده‌اند.» چنانکه در «یشت ما» زرتشت چنین می گوید: «ای راست ترین علم مزدا، آفریده مقدس، اگر در پیش باشی منتظر من بمان و اگر در دنبال باشی خود را به من برسان». درکتاب سیروبدی گزنفون مطالبی در مورد تعلیم و تربیت پارسیان است. ایرانیان در دورۀ هخامنشی برای تربیت نوجوانان خود مکانی را در نظر می گرفتندکه این مکان نزدیک بناهای دولتی قرار داشت و تربیت کودکان وظیفه دانایان و معلمان دربار بود که اولین آموزگاران روحانیون و مأمورین مذهبی بودند. در امور تربیتی شکار، سوارکاری، تیراندازی، کوهنوردی، پرورش اسب، چوگان بازی، کشتی و هنر درختکاری، آماده کردن صیقل دادن سلاح برای شکار و جنگ اهمیت داشت از دیگر مواردی که به جوانان آموزش داده می شد تقویت روحیه ی عدالت خواهی آنان بود. در تعلیم و تربیت جوانان عصر هخامنشی آشنای با قوانین و شیوه اجرای آن در شئونات مختلف جامعه از اهمیت ویژه ای برخوردار بود. و چون در طول تاریخ پر فراز و نشیب ایران بوسیله اقوام مختلف مورد تهاجم قرار می گرفت هر ایرانی الزاماً باید آموزشهای جهت مقابله و دفاع را آموخته باشد. کودکان پارسی را در دادگاهها حاضر می کردند تا به جریان محاکمات خاطیان گوش داده و به مفهوم راستی و دروغ و کار نیک و بد آشنا شده و از همان اوان کودکی با داد و دادگستری انس گرفته همچنین به آنان خواص گیاهان را آموخته تا در بلوغ و سن رشد درختکاری کرده و از خواص درمانی گیاهان مطلع باشند. مواد درسی پارسیان برای تعلیم و تربیت کودکان و جوانان، علوم دینی، پزشکی و آیین دادگری گزارش شده. فرزندان طبقات پایین جامعه در قلمرو آموزش و پرورش، رشد می‌یافتند و آموزش های آنان اسب سواری، تیراندازی و راستگویی بود. در منابع رومی درباره تعلیم و تربیت ایرانیان چنین آمده: تعلیمات عالی ایرانیان تا سن ۲۴ سالگی ادامه می یافت. ورزش در نزد ایرانیان مهارتی بود از سواری، تیراندازی، زوبین افکنی شنا، شکار، کشاورزی، راه پیمایی در گرمای طاقت فرسای تابستان و یا در سرمای سخت زمستان. در عصر هخامنشی، آموزش و پرورش جوانان شامل علوم دینی؛ دروس علمی، خواندن، علم الاشیاء، نوشتن و حساب و فراگیری دقت بوده. آموزش پاره ای از دروس هم بصورت تئوری یا نظری و نیز همراه با آموزش علمی بوده است. براساس اسناد و مدارک به جای مانده از دانشمندان و صاحبنظران یونانی، ایران هخامنشی سرزمین مبادلات اطلاعات علمی مهمی در خاورمیانه بوده است. یونانیان آسیای صغیر، مصری ها، بابلی ها، و هندی های غربی همه اتباع ایران بوده اند. دانش هایی که میان آنها شناخته شده بود در آن زمان گسترش زیاد یافته و در دربار شاهنشاهی ایران طرفداران فراوان داشت. شمار زیادی از دانشمندان به دربار ایران دعوت شده و بعضی از دانشمندان یونانی و هنرمندان و پزشکان در نزد شاهان ایران در شوش به سر می برند. ازجمله سلیکاس از اهالی کاری جغرافیدان برجسته، دموکدس پزشک داریوش از اهالی کروتون که او نخستین پزشکی که در دربار داریوش اقامت گزید. اردشیر اول از پزشکان یونانی کراراً طلب همکاری می کرد یکی از آنان که حاضر بخدمت در دربار ایران شد اپولویند بود. علاوه بر این ایرانیان دانش دوست با معلوماتی از طب هندوستان که بوسیله آنها پزشکان یونانی وقتی از ایران رفتند این اطلاعات پزشکی بدست آمده در ایران را در یونان مورد استفاده قرار می دادند. بهمین دلیل شباهت زیادی بین طب یونانی و هندی بوجود آمده است و آن را از ایرانیان فرا گرفته بودند. در قلمرو دانش‌های گوناگون باستان از زمینه پزشکی و برخی از علوم تجربی ایران سهم و نقش بسزایی داشته اما تعیین این سهم مشکل و دشوار است. ایران در تاریخ علوم از این جهت که در مقابل دانش یونانی، علوم سرتاسر شدن زمین را جمع آوری کرده سهم مهمی در پیشرفت و گسترش علوم در عهد باستان ایفا نموده ایران در عصر هخامنشی علاوه بر اینکه مرکز حل و فصل مسائل جهان و هسته مهم اقتصادی بوده بلکه پایگاه و مرکز مبادلات علمی و فرهنگی جهان باستان به شمار می رفته است.



دیدگاه ها


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *