انشا درباره روزی را که دوست دارم تکرار شود

مقدمه

تازه بودن، با نشاط بودن، با طراوت بودن،
یک فکر جدید، یک  تولد جدید، یک بارش باران جدید، بهار جدید، تابستان جدید،
زمستان جدید، آری، روزهای نو و تازه با ایدهء نو و تفکر جدید است که دوست
دارم تکرار شود.

  

بدنه

نشاط و شادابی، عنصری است که باید خود ما
در وجود مان بیافرینیم. خدا هر روز و هر صبح را تازه می آفریند و ما باید
از اینکه هر روز صبح از خواب بیدار می شویم و روز تازه ای را شروع می کنیم
باید خوشحال باشیم، چون مثل یک تولد تازه است.

بهار نیز زایش مجدد آفرینش است که خداوند در دل هستی و طبیعت قرار داده است.

روزهای بهاری می آیند و میروند تا به اوج
تکامل خود می رسند و پخته می شود با ویژگی و خصوصیت خاص خود  و میوه ها و
محصولات و کار و کسب مخصوص خود؛ و این ها همه تازگی است
.

تازگی را باید درون خودمان بسازیم، تولید
کنیم، بپزیم و برای استفاده دیگران ارائه دهیم. اگر تاز گی را در خود ایجاد
نکنیم، به روز مرگی دچار می شویم و این یعنی مرگ!

بعضی از روز های سال وجود دارند که انسان میخواهد دوباره آن ها را تجربه کند. عید نوروز یکی از این روز هاست.

من دوست دارم عید نوروز را به چند دلیل تجربه کنم :

۱)                        عید دیدنی های متنوع

۲)                        خوردن آجیل به هر مقدار که دوست داریم!!

۳)                        مهمتر از همه تعطیلی مدارس!!!!

اما بیشتر از هر دلیلی این عید باستانی را به دلیل روز سیزده به در دوست دارم !چون ما عادت داریم ، یعنی همه عادت دارند در این روز به دیدار طبیعت بروند .

ما سیزده بدر سال پیش، به همراه اقوام وفامیل که خدا زیادشان کند ! به یک منطقه کوهستانی رفتیم . به زبان خودم میگویم :« رفتیم کوهستون!!!! »

آن سال ، سال خوبی بود . چون ما روز قبل از سیزده بدر از کربلا آمده بودیم . جای همه خالی. بعد تمام شدن روز سیزدهم مسافرت ها و شروع میشود. ما برای سپری کردن اوقات فراغت خود به همراه دایی و خاله و  مادر بزرگم به سواحل زیبای شمال کشور رفتیم. خیلی خیلی خوب بود!!

در شمال از هر  چیز بهتر دریا بود چون حدود ۲ سال بود که دریای شمال را ندیده  بودم!!! تازه جنگل های سرسبذ شمال هم خارج از تعریف نیست!! اما من خوابیدن در جنگل ها را اصلا دوست ندارم چون از آن خاطره ی خوبی ندارم .

بگذریم .همه اینها را گفتم که بگویم که عید نوروز روز مورد علاقه من است وآرزو دارم که آن روز دوباره تکرار شود.!!

  

نتیجه

خداوند متعال وجودش وآفرینشش، همه تولد و تازگی و نشاط و سر زندگی است. پس ما انسان ها باید از طبیعت و هستی درس بگیریم و این تازگی را در وجود مان مهیا کنیم و پرورش دهیم تا به تکرار های خسته کننده نرسیم، بلکه به تکرار های دوست داشتنی همان طراوت و نوی و تازگی و نشاط برسیم.