گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .
گزارش انتشار نسخه جدید
اطلاعات را وارد کنید .
no-img

سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه
adsads

ادامه مطلب

فروردین 3, 1393
793 بازدید
گزارش نسخه جدید

امتيازات نظام حقوقي اسلام


امتيازات نظام حقوقي اسلام

نظام حقوقي اسلام بهترين نظم حقوقي را ايجاد كرده و به همين دليل، نظامي است استوار، ماندگار و پويا. امتيازات اين نظام مرهون ويژگي­هاي ذيل است:

1. وحياني بودن

سكولاريست­ها و طرف­داران آنها با اين ادعا كه «حقوق اسلام از دين اسلام جداست و اگر احكامي از قرآن به حقوق اسلام راه يافته است، بايد با ديدگاه حقوقي به آن نگريست، نه ديدگاه ديني؛ چون حقوق اسلامي مجموعه احكامي است امضايي كه بر مبناي عرف عام و عقل عملي بنا شده است»، (46) در عرفي جلوه دادن نظام حقوقي اسلامي و در نتيجه، انكار صبغة ديني آن، تلاش­هاي فراوان كردند. اما واقعيت چيزي جز اين است؛ زيرا نظام حقوقي اسلام:

اولاً، نظامي الهي است؛ چرا كه منشأ اعتبار قواعد حقوقي آن، ارادة تشريعي خداوند متعال است.

ثانياً، اين حقوق الهي، حقوق ديني است؛ چرا كه آورندة آن پيامبري الهي است و حقوق اسلام در متن دين و آيين اسلام قرار دارد و از آن جدايي­پذير نيست. اين حقيقت، حتي از ديد حقوق­دانان غربي نيز پنهان نمانده است. رنه داويد در اين زمينه مي­نويسد:

هيچ اسلام­شناسي نمي­تواند به خود اجازه دهد كه از حقوق اسلامي بي­خبر باشد. اسلام در جوهر خود، همانند مذهب يهود، دين قانون است. به قول برگ استراسر، «حقوق اسلامي، عصارة روح حقيقي مسلماني، قطعي­ترين مظهر فكر اسلامي و هستة اساسي اسلام است.» (47)

ثالثاً، اين نظام حقوقي «وحياني» نيز هست؛ يعني قواعد حقوقي آن توسط خداوند، و نه دين باوران مسلمان وضع گرديده و در متن وحي قرآني و غير قرآني قرار گرفته است. در اين زمينه، سخن رنه داويد، بخصوص آنگاه كه حقوق اسلامي و مسيحي را با يكديگر مقايسه مي­كند، حايز اهميت است:

…..حقوق اسلامي، حتي در جزئيات، بخشي جدانشدني از دين اسلام است كه همان جنبة الهي و آسماني آن را داراست و در نتيجه، هيچ نيرويي در جهان وجود ندارد كه صلاحيت تغيير آن را داشته باشد… براي يك مسلمان، زندگي اجتماعي، جز قواعد مذهبش، كه حقوق اسلامي جزء لايتجزّاي آن را تشكيل مي­دهد، قواعد ديگري را در بر نمي­گيرد. به واسطة همة اين خصوصيات، حقوق اسلامي در برابر حقوق كليسايي در جوامع مسيحي قرار مي­گيرد…. حقوق كليسا به هيچ وجه، حقوق ناشي از وحي نيست. مسلّماً اين حقوق بر اصول ايمان و اخلاق مسيحي،كه خود مبتني بر وحي هستند، استوار است، اما نتيجة كار انسان است، نه گفتة خدا… [به همين دليل،] حقوق كليساهاي مختلف مسيحيت در طي قرن­ها، به مقدار زيادي تحوّل يافته­­اند و هماره اين تحوْل در برابر چشمان ما ادامه دارد… [اما] حقوق اسلامي جزئي از دين اسلام را تشكيل مي­دهد؛ ديني كه ناشي از وحي است و لذا، تقيّد به اصول اسلامي ، هر حقوقي را كه كاملاً منطبق با قواعد شريعت نباشد، مردود مي­داند.

امتيازات نظام حقوقي اسلام

نظام حقوقي اسلام بهترين نظم حقوقي را ايجاد كرده و به همين دليل، نظامي است استوار، ماندگار و پويا. امتيازات اين نظام مرهون ويژگي­هاي ذيل است:

1. وحياني بودن

سكولاريست­ها و طرف­داران آنها با اين ادعا كه «حقوق اسلام از دين اسلام جداست و اگر احكامي از قرآن به حقوق اسلام راه يافته است، بايد با ديدگاه حقوقي به آن نگريست، نه ديدگاه ديني؛ چون حقوق اسلامي مجموعه احكامي است امضايي كه بر مبناي عرف عام و عقل عملي بنا شده است»، (46) در عرفي جلوه دادن نظام حقوقي اسلامي و در نتيجه، انكار صبغة ديني آن، تلاش­هاي فراوان كردند. اما واقعيت چيزي جز اين است؛ زيرا نظام حقوقي اسلام:

اولاً، نظامي الهي است؛ چرا كه منشأ اعتبار قواعد حقوقي آن، ارادة تشريعي خداوند متعال است.

ثانياً، اين حقوق الهي، حقوق ديني است؛ چرا كه آورندة آن پيامبري الهي است و حقوق اسلام در متن دين و آيين اسلام قرار دارد و از آن جدايي­پذير نيست. اين حقيقت، حتي از ديد حقوق­دانان غربي نيز پنهان نمانده است. رنه داويد در اين زمينه مي­نويسد:

هيچ اسلام­شناسي نمي­تواند به خود اجازه دهد كه از حقوق اسلامي بي­خبر باشد. اسلام در جوهر خود، همانند مذهب يهود، دين قانون است. به قول برگ استراسر، «حقوق اسلامي، عصارة روح حقيقي مسلماني، قطعي­ترين مظهر فكر اسلامي و هستة اساسي اسلام است.» (47)

ثالثاً، اين نظام حقوقي «وحياني» نيز هست؛ يعني قواعد حقوقي آن توسط خداوند، و نه دين باوران مسلمان وضع گرديده و در متن وحي قرآني و غير قرآني قرار گرفته است. در اين زمينه، سخن رنه داويد، بخصوص آنگاه كه حقوق اسلامي و مسيحي را با يكديگر مقايسه مي­كند، حايز اهميت است:

…..حقوق اسلامي، حتي در جزئيات، بخشي جدانشدني از دين اسلام است كه همان جنبة الهي و آسماني آن را داراست و در نتيجه، هيچ نيرويي در جهان وجود ندارد كه صلاحيت تغيير آن را داشته باشد… براي يك مسلمان، زندگي اجتماعي، جز قواعد مذهبش، كه حقوق اسلامي جزء لايتجزّاي آن را تشكيل مي­دهد، قواعد ديگري را در بر نمي­گيرد. به واسطة همة اين خصوصيات، حقوق اسلامي در برابر حقوق كليسايي در جوامع مسيحي قرار مي­گيرد…. حقوق كليسا به هيچ وجه، حقوق ناشي از وحي نيست. مسلّماً اين حقوق بر اصول ايمان و اخلاق مسيحي،كه خود مبتني بر وحي هستند، استوار است، اما نتيجة كار انسان است، نه گفتة خدا… [به همين دليل،] حقوق كليساهاي مختلف مسيحيت در طي قرن­ها، به مقدار زيادي تحوّل يافته­­اند و هماره اين تحوْل در برابر چشمان ما ادامه دارد… [اما] حقوق اسلامي جزئي از دين اسلام را تشكيل مي­دهد؛ ديني كه ناشي از وحي است و لذا، تقيّد به اصول اسلامي ، هر حقوقي را كه كاملاً منطبق با قواعد شريعت نباشد، مردود مي­داند.

تعداد صفحات 12 صفحه

قیمت : 2000 تومان

برای دانلود بر پرداخت آنلاین کلیک کنید

images



موضوعات :
رشته حقوق
برچسب‌ها :
, , ,

دیدگاه ها


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *