گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .
گزارش انتشار نسخه جدید
اطلاعات را وارد کنید .
no-img
سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه

اجداد رسول الله (صلی الله علیه و آله) - سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه


سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه
adsads

ادامه مطلب

اجداد رسول الله (صلی الله علیه و آله)
مهر 29, 1394
408 بازدید
گزارش نسخه جدید

اجداد رسول الله (صلی الله علیه و آله)


اجداد رسول الله (صلی الله علیه و آله)

نسب‌شناسان با استناد به سخن پیامبر(صلی الله علیه و آله) پدران ایشان را تا عدنان، جد بیستم وی، بدین ترتیب برشمرده‌اند: محمد بن عبدالله بن عبدالمطلب بن هاشم بن عبدمناف بن قُصَیّ بن کِلاب بن مُرّه بن کَعب بن لُؤَی بن غالب بن فِهر بن مالک بن نَضر بن کنانه بن خُزَیمه بن مُدرِکه بن اِلیاس بن مُضَر بن نزار بن مَعَدّ بن عدنان. پیامبر(صلی الله علیه و آله) از نام بردن نسب خویش از عدنان تا اسماعیل(علیه السلام) نهی کرد[۱]؛ زیرا نسب‌شناسان در برشمردن آنان به اشتباه افتاده بودند.[۲]از این رو، شرح‌حال‌نگاران، اجداد پیامبر را همانند خود پیامبر از عدنان آغاز می‌کنند.

 زندگینامه

۱٫ عَدْنان (جد بیستم):وی مکنّا به ابومعد، به نام فرزندش معد، بود و او را «اُدّ» یا«اُدَد»[۳]نیز می‌خواندند. وی نخستین کسی بودکه بر کعبه پرده انداخت و انصاب* (نشانه‌های حدود حرم) را برنهاد.[۴]فرزندان عدنان در گذر زمان به تیره‌های گوناگون  قسمت و به عرب عدنانی (شمالی) نام‌آور شدند. قبایلی چون ربیعه، مُضَر، هوازان، بنی‌تمیم،کنانه و قریش از آن جمله‌اند.[۵]

۲٫ معد (جد نوزدهم):او مکنّا به ابوالدیث و نام مادرش مَهْدَد دختر لَهْم بن جِلْحَب بود.[۶]معد در زمان یورش بخت النصر به قوم یهود ۱۲ ساله بود. او به سرزمین شام رفت و تا پایان نبرد نزد بنی‌‌اسرائیل ماند.[۷]معد با دختری به نام معانه دختر جوشم/ جشم[۸]بن عدی بن جرهمی[۹]ازدواج کرد[۱۰]که ثمره آن، چهار پسر به نام قُضاعَه، قَنَص، إیاد و نزار بود.[۱۱]

 ۳٫ نزار (جد هجدهم):کنیه‌اش ابوحیده[۱۲]و سرور و بزرگ قوم خود و در مکه ساکن بود. مادرش معانه[۱۳]نام داشت. پدرش هنگام تولد وی با کشتن شترانی بسیار، قبایل را اطعام کرد.[۱۴]نزار چهار پسر به نام‌های مُضَر، ربیعه، اَنمار و ایاد داشت.[۱۵]او نخستین کسی بود که در زمان زندگانی‌اش وصیت نمود و اموال خود را میان فرزندانش قسمت کرد.[۱۶]

 ۴٫ مُضَر (جد هفدهم):کنیه او ابوالیاس[۱۷]و مادرش سوده[۱۸]دختر عَک بن عدنان‏[۱۹]بود. هنگامی که پدرش نزار اموالش را میان فرزندانش قسمت کرد، به او یک خیمه چرمی سرخ یا شتری سرخ رسید و از آن زمان به مُضَر الحمراء ملقب شد.[۲۰]وی از زیباترین مردان عصر خود بود. صدایی زیبا داشت و خردمند و حکیم بود. مضر دو پسر به نام‌های الیاس و عَیلان داشت.[۲۱]پیامبر گرامی(صلی الله علیه و آله) مردم را از بی ‌احترامی به آنان از این رو که بر دین ابراهیم(علیه السلام) بوده‌اند،‌ برحذر داشته است.[۲۲]

 ۵٫ الیاس (جد شانزدهم):کنیه او ابوعمرو[۲۳]و نام مادرش رباب دختر حیده بن معد بن عدنان بود.[۲۴]وی در خردمندی شهره زمان و مَثَل او در عرب مانند لقمان حکیم در قومش بود.[۲۵]بر پایه گزارشی، وی از دگرگون شدن سنت‌های ابراهیمی پدرانش ناخرسند بود و آن سنت‌ها را به وضع پیشین خود بازگرداند. مردم از کارهای نیکش بسیار خرسند بودند. او نخستین کسی بود که شتران فربه را به کعبه هدیه کرد و رکن را پس از وفات حضرت ابراهیم(علیه السلام) بنا نهاد.[۲۶]الیاس از همسرش خندف (لیلی) پسرانی به نام‌های مدرکه (عمرو)، طابخه و قمعه داشت.[۲۷]

 ۶٫ مدرکه (جد پانزدهم):وی بزرگ‌ترین فرزند الیاس، سرور فرزندان نزار[۲۸]و کنیه‌اش ابوهذیل[۲۹]و ابوعبدالرحمن[۳۰]بود. گفته‌اند: از این رو وی را مدرکه خوانده‌اند که هر بزرگی و شرافتی را درک کرده بود. برای او دو فرزند به نام های خزیمه و هذیل یاد کرده‌اند.[۳۱]برخی از دو فرزند دیگر به نام حارثه و غالب هم یاد نموده‌اند.[۳۲]

 ۷٫ خزیمه (جد چهاردهم):کنیه‌اش ابواسد[۳۳]و نام مادرش سلمی دختر اسلم ابن حاف بن قُضاعه بود.[۳۴]خزیمه از حُکام (داوران) عرب بود.[۳۵]وی فرزندانی به نام کنانه، اسد، اُسده، هون و عبدالله داشت.[۳۶]از نسل او قبایلی چون بنی‌‌اسد و قاره پدید آمدند.[۳۷]

 ۸٫ کنانه (جد سیزدهم):او به دوکنیه ابوقیس و ابونضر شهرت داشت.[۳۸]مادرش عوانه دختر سعد بن قیس بن عیلان یا هند دختر عمرو بن قیس بن عیلان است.[۳۹]عرب او را به بزرگی یاد می‌کرد و فضیلت‌های بسیار برای وی گزارش کرده‌اند. فرزندان فراوان برای وی برشمرده‌اندکه از جمله آنان نضر، مالک و مخرمه هستند.[۴۰]

 ۹٫ نضر (جد دوازدهم):نام دیگرش قیس و کنیه‌اش ابوالصلت[۴۱]بود که به سبب زیبارویی او را نضر خواندند.[۴۲]مادرش هاله، دختر سوید بن غطریف[۴۳]یا بره، دختر مر بن أد بن طابخه بود.[۴۴]به گفته یعقوبی، نضر نخستین کسی بود که به سبب بلندهمتی «قریش» نامیده شد. برخی نیز تجارت و ثروت وی را سبب این نام‌گذاری دانسته‌اند. به سخنی، مادرش او را قریش نامید. طوایف منسوب به نضر را قرشی گویند.[۴۵]مالک، یخلد و صلت فرزندان وی بودند.

 ۱۰٫مالک (جد یازدهم):کنیه‌اش ابوحارث و مادرش عاتکه دختر عدوان بن عمرو بن قیس بن عیلان بود. فرزندانش فِهر وحارث نام داشتند.[۴۶]

 ۱۱٫ فهر (جد دهم):وی ملقب به قریش بود. برخی قریش را نام و فهر را لقب وی دانسته‌اند. فرزندان وی را قرشی و سل دیگر برادران او را کنانی گفته‌اند.[۴۷]مادر وی جندله دختر حارث بن مضاض بن عمرو جرهمی است.[۴۸]از ویژگی‌های اخلاقی او این بود که با پرس‌وجو حاجتمندان را می‌یافت و به ایشان کمک می‌کرد. فرزندان وی غالب، محارب، حارث، اَسد، عوف، جون و ذئب بودند.[۴۹]به گزارشی فهر همراه مردم خود در برابر چهار پادشاه یمن ایستاد که قصد ربودن و بردن حجرالاسود به صنعا را داشتند و می‌خواستند حج را از مکه به صنعا منتقل کنند. او با کشتن سه تن از آنان و به اسارت گرفتن دیگری، ایشان را شکست داد و در این میان، فرزندش حارثه کشته شد.[۵۰]

 ۱۲٫ غالب (جد نهم):وی مهتر فرزندان فهر و مادرش لیلی دختر حارث بن تمیم بود.[۵۱]وی فرزندانی به نام لؤی، تیم الادرم، یعلب، وهب، کثیر و حراق داشت[۵۲]؛ اما ابن اسحاق تنها دو پسر برای او نام برده و مادرشان را سلمی دختر عمرو خزاعی دانسته است. ابن هشام از یک پسر دیگر به نام قیس از همین زن یاد کرده است.[۵۳]

 ۱۳٫ لؤی (جد هشتم):مادرش عاتکه دختر یخلد بن نضر بن کنانه بود. وی پس از مرگ پدرش جانشین او شد و به فضل و شرافت نام‌آور بود.[۵۴]منابع در تعیین فرزندان و همسران او اختلاف دارند.[۵۵]کعب، عامر، سامه، خزیمه از عائذه و نیز عوف، حارث و جُشَم از ماویه دختر کعب بن قین قضاعی، فرزندان او بودند. سعد، دیگر فرزند لؤی، از زنی به نام یسره دختر غالب بن هون بن خزیمه بود.[۵۶]

 ۱۴٫ کعب (جد هفتم):وی مکنّا به ابوهصیص بود. او را شخصی بزرگوار، دانا و پناه درماندگان در قبیله‌اش دانسته‌اند. او روز جمعه را که پیش از آن عَروبه خوانده می‌شد، جمعه نامید؛ زیرا در این روز قوم خود را جمع می‌کرد و پس از احترام و اکرام ایشان ظهور پیامبری از نسل خود را نوید می‌داد و به آنان سفارش می‌کرد تا در صورتی که به دیدن او موفق شدند، از وی پیروی کنند. وی آرزو می‌کرد تا در آن روزگار زنده باشد و ایشان را درک کند.[۵۷]جایگاه والای کعب در میان قریش موجب شد تا قریش سال وفات وی را مبدأ تاریخ خود قرار دهند و این تا مبدأ شدن عام الفیل ادامه داشت.[۵۸]برای کعب سه فرزند به نام مره، عدی و هصیص یاد کرده‌اند که مادرشان وحشیه دختر شیبان بن محارب بن فهر بود.[۵۹]

 ۱۵٫ مره (جد ششم):او فرزندانی به نام کلاب از هند دختر سریر بن ثعلبه بن حارث و تیم و یقظه از مره دختر سعد بن بارق داشت.[۶۰]

 ۱۶٫ کِلاب (جد پنجم):وی جد سوم حضرت آمنه۳ مادر پیامبر(صلی الله علیه و آله) بود و پس از پدر، شرافت او و جایگاه خاندان مادری را به‌ دست آورد که اجازه حج داشتند.[۶۱]

 ۱۷٫ قُصَیّ (جد چهارم):نام او زید وکنیه‌اش ابومغیره بود و از آن رو که پس از وفات پدر، مادرش او را به شام برد، به قصی (دور شده از وطن) ملقب شد. وی پس از بازگشت به مکه، ازدواج کرد و مهتری یافت و صاحب چهار پسر به نام عبدمناف، عبدالعزی، عبدالقصی و عبدالدار شد. پس از درگذشت حلیل، پدر زن قصی و بزرگ مکه، او ریاست مکه را در دست گرفت و با شکست قبایل رقیب چون خزاعه و بنی‌بکر، پراکندگان قریش را گرد آورد و برای آن‌ها در مکه مکان‌هایی مشخص کرد. از این رو، او را «مُجْمِع» نیز گویند.[۶۲]تأسیس دارالندوه* (مجلس مشورتی قریش) از دیگر کارهای وی بود.[۶۳]

 ۱۸٫ عبدمناف (جد سوم):نام وی مغیره بود و مادرش او را عبدمناف نامید.[۶۴]در سخاوت و فیض‌رسانی به مردم، گوی سبقت را از برادران خویش ربوده بود. از این رو، قریش او را فیّاض می‌خواند. در زیبایی نیز ضرب المثل بود تا آن‌جا که به او قمر البطحاء می‏گفتند.[۶۵]به همین‌ جهات، همگان او را برای جانشینی پدر و عهده‌داری منصب‌های او شایسته‌ترین می‏دانستند. او شش پسر و شش دختر داشت: مطّلب، هاشم، عبدشمس، تماضر، حنه، قِلابه، بره و هاله که مادرشان عاتکه دختر مره بن هلال بود و نوفل، ابوعمر و ابوعبید که مادرشان واقده دختر ابی‌عدی بود و ریطه که مادرش ثقفیه نام داشت[۶۶].

 ۱۹٫ هاشم (جد دوم):نام وی عمرو بود و بعدها به هاشم ملقب شد. از این رو، فرزندان او به بنی‌‌هاشم شهرت یافتند. هاشم پس از پدرش عهده‌دار رفادت و سقایت حاجیان شد. وی فردی مهمان‌نواز و بزرگوار بود تا آن‌جا که به عمرو العلی[۶۷]، سید البطحاء و ابوالبطحاء شهرت یافت. در سالی که قحطی بر مکه حکمفرما شد، او با تهیه آرد از فلسطین نان ‌پخت و با گوشت شتر طعام فراهم کرد و با دست خود نان در غذا خرد نمود. از این رو، به هاشم (خُردکننده) ملقب شد.[۶۸]او نخستین کسی بود که سفرهای زمستانی و تابستانی را برای تجارت با شام و یمن، در میان قریش جاری کرد.[۶۹]

 ۲۰٫ عبدالمطلب (جد اول):او میان مردم به فیّاض (بخشنده)[۷۰]و شیبه الحمد[۷۱]شهرت داشت. سخاوتمندی او را سبب این شهرت گفته‌اند.[۷۲]وی بخشی از کودکی خود را میان قبیله مادرش، خَزْرَج، در شهر مدینه سپری کرد و سپس همراه مطلب، عموی خود، به سفارش هاشم به مکه بازگشت.[۷۳]پس از مطلب، برادرش عبدالمطلب مهمانداری حاجیان کعبه و آبرسانی را بر عهده گرفت[۷۴]و به کمک پسر بزرگش حارث، چاه زمزم را بازسازی کرد و به حافر الزمزم شهرت یافت.[۷۵]داستان ابرهه* و نحوه رویارویی‌اش با عبدالمطلب از رخدادهای مهم دوران اوست.[۷۶]بر پایه روایتی، عبدالمطلب در قیامت ‏به صورت یک امت محشور می‏شود، در حالی که سیمای پیامبران و شکوه پادشاهان را دارد.[۷۷]



دیدگاه ها


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *