گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .
گزارش انتشار نسخه جدید
اطلاعات را وارد کنید .
no-img
سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه

آناتومی اندام فوقانی - سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه


سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه
adsads

ادامه مطلب

آناتومی اندام فوقانی
مهر 18, 1397
15 بازدید
گزارش نسخه جدید

آناتومی اندام فوقانی


بسمه تعالی

آناتومی اندام فوقانی

اندام فوقانی به وسیله ی کمربند شانه ایی که از دو استخوان کلاویکل در جلو و اسکاپولا در خلف تشکیل شده،به تنه متصل گردیده است.کمربند،اندام را به اسکلت محوری متصل می کند.در اثر تکامل (Evolution)،انسان از حالت چهار دست و پایی به حالت ایستاده در آمده و وظیفه تحمل وزن به اندام های تحتانی محول شده است.

اندام فوقانی از چهار بخش تشکیل شده است:

1-ناحیه ی شانه(shoulder region)

2-بازو(Arm or Brachium)

3-ساعد(Forearm or Antebrachium)

4- دست(Hand )

استخوانهای کمربند شانه ایی شامل ترقوه و کتف می باشند.

استخوان کلاویکل یا ترقوه(clavicle bone):

استخوان درازی است که دارای یک تنه و دو انتهای داخلی و خارجی می باشد.تنه ی کلاویکل به شکل حرف S
خوابیده بوده که دو سوم داخلی آن به طرف جلو تحدب داشته و یک سوم خارجی آن به طرف جلو تقعر دارد.حد و فاصل دو سوم داخلی و یک سوم خارجی،محل شایعی برای شکستی می باشد چرا که نازکترین قسمت استخوان می باشد.انتهای داخلی(انتهای استرنال) این استخوان به استخوان جناغ (sternum) متصل شده و مفصل استرنوکلاویکولار (sternoclavicular ) را می سازند.انتهای خارجی(انتهای آکرومیال) این استخوان دارای یک سطح مفصلی کوچک و بیضی شکل است که با زائده آکرومیون استخوان اسکاپولا،مفصل آکرومیوکلاویکولار (Acromioclavicular joint) را می سازند.
(تصویر 1)

چند نکته ی مهم در مورد استخوان کلاویکل:

  • تنها استخوان بلندی است که به طور افقی قرار گرفته است.
  • کلاویکل اولین استخوانی است که روند استخوانی شدن(ossification) در آن صورت می گیرد.
  • وزن اندام فوقانی را در بخش یک سوم خارجی خود،دریافت و وزن اندام فوقانی را توسط بخش دو سوم داخلی خود،به اسکلت محوری منتقل می کند.
  • شریان ساب کلاوین(subclavian) و طناب های شبکه ی بازویی،از بین سطح تحتانی کلاویکل و سطح فوقانی اولین دنده به سمت حفره ی اگزیلا عبور می کنند.(تصویر 2) عضله ی سابکلاویوس(subclavius) به عنوان ضربه گیر عمل می کند.
  • معمولا کلاویکل،هنگامی که فرد بر روی دست کاملا باز می افتد،می شکند(نیروی غیر مستقیم).قطعه ی خارجی حاصل از شکستگی به علت وزن اندام فوقانی،به سمت پایین کشیده می شود.

استخوان اسکاپولا یا کتف(Scapula bone):استخوان پهنی بوده که در قسمت خلفی کمربند شانه ایی و بالا و عقب قفسه ی سینه قرار دارد.این استخوان از یک تنه و سه زاویه ی فوقانی،تحتانی و خارجی و همچنین سه کنار فوقانی،داخلی و خارجی می باشد.تنه دارای دو سطح قدامی و خلفی می باشد.سطح قدامی استخوان مقعر است اما سطح خلفی استخوان محدب بوده و توسط یک تیغه ی استخوانی به نام خار (spine of scapula) به دو فضای سوپرا اسپاینوس(supraspinous) و اینفرااسپاینوس(infraspinous) تقسیم می گردد.خار اسکاپولا در انتهای خارجی خویش به زائده ی آکرومیون ختم می شود،که محل اتصال انتهای خارجی استخوان کلاویکل می باشد.در محل تلاقی کنار فوقانی و کنار خارجی،(زاویه ی خارجی) ،یک رویه ی مفصلی بزرگی به نام حفره ی گلنوئید(Glenoid foss) قرار داشته که سر استخوان بازو در آن قرارگرفته، و مفصل شانه را می سازد.(تصاویر 3و4و5)

نکات بالینی:

مفصل شانه(مفصل گلنوهومرال) بسیار متحرک بوده و دارای محدوده حرکتی وسیعی می باشد.بنابراین مستعد دررفتگی می باشد.دررفتگی قدامی،شایع تر می باشد.از نظر بالینی،همه ی دررفتگی های قدامی،در حقیقت قدامی تحتانی هستند.در صورت بروز دررفتگی قدامی-تحتانی،عصب آگزیلاری ممکن است در اثر فشار سر هومروس به آن،دچار صدمه شود.علاوه بر این در اثر کشیدگی هومروس،ممکن است عصب رادیال که بطور محکم به شیار رادیال وصل شده، دچار کشیدگی شده و فلج عصب رادیال رخ دهد.دررفتگی خلفی بسیار نادر است.(تصویر 6)

استخوان بازو(humerus):

بلندترین استخوان اندام فوقانی می باشد .استخوان درازی است که دارای 2 انتهای فوقانی و تحتانی و یک تنه می باشد..انتهای فوقانی استخوان مدور بوده و سر را می سازد.سر(head) یک رویه ی مفصلی محدب است که با حفره گلنوئید استخوان اسکاپولا، مفصل شانه را می سازد.سر حدود یک سوم یک کره بوده و خیلی بزرگتر از حفره ی گلنوئید می باشد.خطی سر استخوان را از انتهای فوقانی آن جدا می کند که گردن آناتومیک (Anatomical neck) نامیده می شود.خط باریکی به نام گردن جراحی (surgical neck)انتهای فوقانی هومروس را از تنه آن جدا می کند.

تنه: در بخش میانی سطح خلفی تنه،شیار کم عمقی،تحت عنوان شیار رادیال (radial groove) قرار دارد که عصب رادیال در این شیار قرار می گیرد.

در انتهای تحتانی،دو رویه مفصلی ،به نام تروکله آ و کاپیتولوم داشته که به انتهای فوقانی استخوانهای ساعد متصل شده و مفصل آرنج را می سازند.

تروکله آ(trochlea): رویه ی مفصلی قرقره ای شکلی است که با انتهای فوقانی استخوان اولنا،بخشی از مفصل آرنج را می سازد.

کاپیتولوم(capitalum): رویه ی مفصلی مدوری است که در خارج تروکله آ قرار دارد و با انتهای فوقانی رادیوس،بخشی از مفصل آرنج را می سازد.

حفره ی کورونوئید(coronoid fossa):یک فرورفتگی در قدام و بالای تروکله آ است که هنگام خم شدن مفصل آرنج،زائده کورونوئید اولنا در آن جای می گیرد.

حفره رادیال(radial fossa):یک فرورفتگی در بالای سطح قدامی کاپیتولوم است که هنگام خم شدن مفصل آرنج،سر رادیوس در آن قرار می گیرد.

حفره اوله کرانون(olecranon fossa):بلافاصله بالای تروکله آ در سطح خلفی استخوان قرار دارد که هنگام باز شدن(اکستنشن) مفصل آرنج، زائده اوله کرانون اولنا در آن جای می گیرد.(تصاویر 7و8)

نکات بالینی:

  • به دلیل اینکه گردن جراحی از بیشتر نواحی فوقانی استخوان ضعیف تر است،این منطقه یکی از مکانهای شایع شکستگی های هومروس می باشد.از آن جایی که عصب آگزیلاری،از خلف گردن جراحی عبور می کند،لذا این عصب می تواند در اثر شکستگی گردن جراحی، آسیب ببیند.
  • عصب رادیال در شیار رادیال جای گرفته است.در صورت شکستگی هومروس،عصب رادیال ممکن است در این ناحیه کشیده و یا پاره شود و سبب آسیب دائمی و از دست رفتن عملکرد عضلات شود.این نوع آسیب شایع است و معمولا بیمار با علائمی چون افتادگی مچ دست و اختلال حسی پشت دست مراجعه می کند.

 

استخوانهای ساعد:(forearm)

شامل دو استخوان اولنا در سمت داخل و رادیوس در سمت خارج است که به موازات هم قرار دارند.انتهای فوقانی و تحتانی این دو استخوان با هم مفصل شده و دو مفصل رادیواولنار فوقانی و تحتانی (superior &inferior radioulnar joints) را می سازند.(تصویر 9)

الف) استخوان اولنا(ulna bone): استخوان داخلی ساعد بوده که دارای انتهای فوقانی،تنه و انتهای تحتانی می باشد.

انتهای فوقانی: شامل عناصر زیر می باشد:

  • زائده ی اوله کرانون(olecranon process):از قسمت فوقانی تنه به سمت بالا برآمده می شود. سطح قدامی آن مفصلی بوده در حالی که سطح خلفی آن زیر جلدی و غیر مفصلی می باشد.
  • زائده کورونوئید(coronoid process):از تنه به سمت جلو برآمده شده است.در سطح خارجی آن بریدگی رادیال قرار داشته که مربوط به سر استخوان رادیوس می باشد.(مفصل رادیواولنار فوقانی را می سازد.) رباط حلقوی نیز به لبه های قدامی و خلفی بریدگی متصل می گردد.
  • بریدگی تروکله آ(trochlear notch):سطح مفصلی برای تروکله آی استخوان هومروس دارد و در تشکیل مفصل آرنج شرکت می کند.

انتهای تحتانی: شامل سر و زائده استیلوئید می باشد.سر با بریدگی اولنار استخوان رادیوس،مفصل رادیواولنار تحتانی را می سازد.زائده استیلوئید از قسمت خلفی-داخلی انتهای تحتانی اولنا به سمت پایین برجسته می شود.

 

آناتومی بالینی در مورد استخوان اولنا:

  • شکستگی اوله کرانون رایج بوده و در اثر افتادن بر روی آرنج رخ می دهد.اما شکستگی کورونوئید شایع نیست.

ب) استخوان رادیوس(radius bone): استخوان خارجی ساعد بوده که دارای انتهای فوقانی،انتهای تحتانی و تنه می باشد.

انتهای فوقانی: سر استخوان دیسک (صفحه ایی)شکل بوده و توسط غضروف شفاف(هیالین) پوشیده می شود.سر رادیوس در سطح فوقانی مقعر خود، با کاپیتولوم هومروس مفصل می شود.دور تا دور سر هومروس نیز مفصلی است که داخل حفره ی ایجاد شده توسط بریدگی اولنار قرار گرفته و همچنین توسط رباط حلقوی(Annular ligament) در بر گرفته می شود.(تصویر 10) انتهای فوقانی توسط گردنی نازک به تنه متصل می شود.یک برجستگی بلافاصله در زیر بخش داخلی گردن قرار دارد که برجستگی رادیال(Radial tuberosity) نامیده می شود که محل اتصال تاندون عضله ی دو سر بازویی می باشد.

تنه: تنه دارای سه کنار و سه سطح می باشد.کناربین استخوانی(interosseous border) یا کنار داخلی،تیزترین کنار است که از برجستگی رادیال در بالا تا لبه ی خلفی بریدگی اولنا در پایین امتداد دارد.غشاء بین استخوانی به سه چهارم تحتانی این کنار متصل می شود.

انتهای تحتانی: پهن ترین بخش استخوان است که پنج سطح دارد.

1-سطح قدامی: که شریان رادیال در مقابل آن لمس می شود.

2- سطح خلفی:چهار شیار برای تاندون عضلات اکستنسور دارد.

3-سطح داخلی:دارای بریدگی اولنار است که سر اولنا در آن جای می گیرد.

4- سطح خارجی: که به سمت پایین ادامه پیدا می کند تا زائده ی استیلوئید (styloid process) را بسازد.

5- سطح تحتانی: دارای یک ناحیه مثلثی (در سمت خارج )برای استخوان اسکافوئید و یک ناحیه ی چهارگوش (در سمت داخل) برای استخوان لونیت می باشد.به این ترتیب این سطح در تشکیل مچ دست شرکت می کند.(تصویر11)

آناتومی بالینی در مورد استخوان رادیوس:

  • شکستگی کالیس (colles, fracture) : معمولا به علت افتادن بر روی دست باز،دو سانتی متر بالاتر از انتهای تحتانی،استخوان رادیوس دچار شکستگی می شود.قطعه ی دیستال به سمت بالا و عقب رفته و زائده ی استیلوئید رادیوس با زائده استیلوئید اولنا،هم سطح می شود.(به طور معمول زائده ی استیلوئید رادیوس نسبت به زائده ی استیلوئید اولنا دیسال تر است.
  • در اثر کشیدگی سریع و قوی دست کودک،سر رادیوس از رباط حلقوی بیرون آمده و در می رود.این حالت، دررفتگی ناقص(subluxation) سر رادیوس، و یا آرنج کشیده شده(pulled elbow) نامیده می شود.

استخوانهای مچ دست(carpal bones):استخوانهای کوتاهی هستند که تعداد آن ها 8 عدد می باشد که در دو ردیف پروگزیمال(ردیف فوقانی) و دیستال(ردیف تحتانی) قرار دارند.به استخوانهای مچ دست،استخوانهای کارپال گفته می شود.

استخوان اسکافوئید(scaphoid bone): اسکافوئید یک استخوان قایقی شکل است که در ردیف پروگزیمال قرار گرفته است.شکستگی اسکافوئید نسبتا رایج است.این شکستگی به علت افتادن بر روی دست دراز شده و یا افتادن بر روی نوک انگشتان رخ می دهد.این حالت باعث کوفتگی و تورم انفیه دان تشریحی(Anatomical snuff box) و احساس درد در طول انگشت شست و انگشت اشاره در هنگام لمس و معاینه خواهد شد.

استخوانهای کف دست(Metacarpal bones):

شامل 5 استخوان دراز مینیاتوری است که از سمت خارج به داخل به شماره های 1 تا 5 نام گذاری می شوند.به استخوانهای کف دست،استخوانهای متاکارپال گفته می شود.انتهای فوقانی این استخوان ها با ردیف تحتانی استخوانهای مچ،مفصل کارپومتاکارپال را می سازد.انتهای تحتانی آن با اولین بند انگشت مربوطه،مفصل متاکارپوفلانژآل را می سازد.

بند انگشتان یا فلانژها(phalanges):بجز شست،بقیه انگشتان دارای سه بند پروگزیمال(proximal)،میانی (middle)و دیستال(distal) می باشند.به مفاصل بین بند ها،مفاصل اینتر فلانژآل(interphalangeal) گفته می شود.

نکته ی بالینی: شکستگی بند دیستال انگشت میانی رایج ترین نوع شکستگی ها می باشد.در این شرایط بند انگشت شکسته شده با انگشت سالم مجاور بسته شده و ثابت می گردد.

(اسپلینت مجاور هم،buddy splint)

استخوانهای سزاموئید(sesamoid bones): استخوانهای سزاموئید،توده های گرد و کوچک استخوانی هستند که در برخی از تاندون های تحت فشار بالا،وجود دارند.به عنوان مثال،همیشه دو استخوان سزاموئید در سطح پالمار سر اولین متاکارپ وجود دارد و یا در 75 درصد موارد،یک استخوان سزاموئید در سمت اولنار کپسول مفصل اینترفلانژیال انگشت شست وجود دارد.(تصویر 12)

“پایان”

“تصاویر فصل اول”

تصویر شماره 1:(استخوان کلاویکل)


تصویر شماره 2:(عبور عروق و اعصاب از زیر کلاویکل)


 

 

 

تصویر شماره 3:(اسکاپولا،نمای قدامی)


تصویر شماره 4 :(اسکاپولا،نمای خلفی)


 

تصویر شماره 5:(مفصل شانه یا مفصل گلنوهومرال)


تصویر شماره 6:(عصب ماگزیلاری و عصب رادیال)


 

تصویر شماره 7:(مفصل آرنج در وضعیت اکستنشن)


 

تصویر شماره 8:(آرنج در وضعیت فلکشن)


تصویر شماره 9:(استخوانهای ساعد)

تصویر شماره 10:(رباط حلقوی)


تصویر شماره 11:(سطح تحتانی انتهای دیستال رادیوس)


تصویر شماره 12:(استخوانهای مچ،کف، بند انگشتان و سزاموئید)



دیدگاه ها


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *