گزارش خرابی لینک
اطلاعات را وارد کنید .
گزارش انتشار نسخه جدید
اطلاعات را وارد کنید .
no-img
سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه

آسیب شناسی از دیدگاه اسلام و روانشناسی - سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه


سفارش تایپ ،ترجمه، مقاله، تحقیق ، پایان نامه
adsads

ادامه مطلب

آسیب شناسی از دیدگاه اسلام و روانشناسی
آبان 6, 1397
11 بازدید
گزارش نسخه جدید

آسیب شناسی از دیدگاه اسلام و روانشناسی


آسیب شناسی از دیدگاه اسلام و روانشناسی

از ديدگاه اسلام كه دين توحيدي است، ابتدا بايد از خود سوال كنيم كه نيروي خشم و غضب را خداي متعال براي چه به انسان داده است؟ براي اينكه از خودخواهي هاي خود دفاع كند يا براي اينكه در برابر دشمنان خدا بايستد و از دين خود دفاع كند؟ كاربرد خشم آيا داخلي است يا خارجي؟

از نظر اسلام معيار خشمگين شدن، خدا است. قرآن كريم مي فرمايد : محمد رسول الله و الذين معه اشداء على الكفار رحماء بينهم. اصولا كاركرد خشم در مقابله با كفار و دشمنان خدا و اولياي خدا است و نسبت به مومنان خشمگين شدن خطا است، زيرا خشم ما در حقيقت به خداوند باز مي گردد.

ريشه خشم بايد ايماني باشد و تعصب انسان مومن نسبت به خداوند است. اگر كسي به ساحت خدا بي حرمتي كند و يا به ساحت مومنان به خدا، آنگاه جاي خشم و غضب است و در غير اين صورت خشم انسان خدا پسندانه نيست. راهكار درمان واقعي خشم روش توحيد است. از ديدگاه توحيد مردم دو دسته اند : دوستان خدا و دشمنان خدا. غضب تنها در مورد برخورد با دشمنان خدا آن هم بر سر دفاع از خدا و دين و دوستان خداوند كاربرد دارد و بايد بدانيم كه خشمگين شدن در ميان دوستان خدا خطا است و كاربرد ندارد؛ پس باید خشم خود را كنترل و در جاي خود به كار بگيريم و از انفعال آن نيز جلوگيري كنيم.

اما از ديدگاه روانشناسي، خشم و غضب در واقع يك حالت نفسانى و درونى است كه آدمى را وادار به رفتارى پرخاشگرانه و غلبه و انتقام نسبت به ديگرى مى ‏كند. البته اصل «قوه غضب» در انسان وجود دارد و در حفظ و بقاى وى نقش به سزايى ايفا مى ‏كند؛ اما اين قوه نيز مانند ساير قواى نفسانى بايد كنترل و در جهت صحيح از آن استفاده شود و از افراط و تفريط نسبت به آن اجتناب گردد؛ زيرا افراط در آن موجب ناكارآمدى فكر و عقل مى‏ شود و خطرات و خسارات جبران ناپذيرى را در پى دارد. تفريط در آن نيز موجب جبن و خوارى مى ‏شود و از پيامدهاى بد آن بى ‏غيرتى و بى ‏تفاوتى نسبت به مسئوليت‏هاى فردى و اجتماعى است. البته بحث ما در اينجا، بيشتر مربوط به جنبه افراطى غضب (عصبانيت) است؛ از اين رو زيان‏هايى كه ناشى از شعله‏ور شدن غضب است را به اختصار بيان مى ‏كنيم، سپس به عواملى مى‏ پردازيم كه موجب شعله ور شدن غضب و بروز عصبانيت و پرخاشگرى مى ‏شود و در پايان راه‏كارهايى به منظور كنترل آن بيان مى ‏كنيم.

پيامدهاى غضب و خشم‏ :

1. غضب، فكر و عقل انسان را ناكار آمد و زمين گير مى‏ كند؛ چنان كه پيامبر اكرم(ص) فرمود: «غضب، دل مرد دانا را هلاك مى ‏كند» (بحار الانوار، ج 73، ص 226، ح‏20).

2. پيامبر(ص) فرمود: «غضب، ايمان را فاسد مى‏ گرداند ؛ همان گونه كه سركه عسل را فاسد مى ‏كند» (كافى، ج‏2، ص 303، ح‏3 ؛ بحار الانوار، ج‏72، ص 274، ح‏24).

3. غضب كليد هر بدى است و شيطان همه وجود فرد غضبناك را تسخير مى ‏كند و او را به هر عمل زشتى وا مى ‏دارد(همان).

4. از آثار بد غضب اين است که فرد غضبناك و عصبانى، رفتارهاى نادرستى – مانند فحش دادن و پرخاشگرى كلامى، شماتت، مسخره كردن، فاش كردن اسرار و بدگويى از ديگران – را از خود بروز مى‏ دهد. علاوه بر اين موجب دشمنى دوستان و شماتت دشمنان، انزواى اجتماعى، افسردگى و بيمارى‏هاى جسمانى و روانى مى ‏شود. بنابراين كنترل خشم امرى بايسته و اجتناب‏ناپذير است؛ وگرنه موجب هلاكت انسان و خسارات جبران ناپذيرى مى‏ شود.

 

عوامل غضب و خشم :

خشم مى‏ تواند عوامل گوناگونى داشته باشد، از جمله :

1. صفات رذيله‏ اى مانند، حسادت، كبر و غرور، حرص، حب جاه و مال و …؛

2. كم‏ حوصلگى و كم‏ ظرفيتى؛

3. ضعف و ناتوانى مزاج؛

4. عدم اعتماد به نفس؛

5. حساسيت‏هاى افراطى؛

6. منفى ‏بافى و سوء ظن به ديگران؛

7. يادگيرى و همانند سازى و تقليد از والدين، همسالان ، همكلاسان و دوستان.

 

راهكارهاى كنترل خشم :

اما دليل آن – هر چه كه باشد – با راه‏ كارهايى كه ارائه مى‏ شود، مى‏ توان تا حدود زيادى از آن پيشگيرى نمود :

1. هنگامى كه عصبانى مى ‏شويد، در خودتان يك تغيير حالت فيزيكى ايجاد كنيد؛ مثلاً مقدارى قدم بزنيد و سعى كنيد در آن لحظات تصميم نگيريد و اگر آب در دسترس شما است، مقدارى آب خنك ميل كنيد و دست و صورت خود را با آن شست و شو دهيد.

2. اگر امكان دارد، هنگام عصبانيت يا بى ‏حوصلگى و كسالت، يك دوش آب ولرم بگيريد.

3. چند لحظه دراز بكشيد و چشمان خود را ببنديد و همه ماهيچه ‏هاى خود را شل كنيد تا آرامش عضلانى پيدا کنید، و فكر خود را از آنچه موجب عصبانيت شما شده است، منصرف كنيد و به عضلات بدن خود تمركز يابيد.

4. به خودتان تلقين كنيد كه اتفاق خاصى نيفتاده؛ مگر آسمان به زمين آمده است؟ ديگران در چنين مواردى چه مى‏ كنند؟ آيا همه عزا مى ‏گيرند؟ هر كس به كارى مشغول مى ‏شود و به اين گونه موارد اعتنايى نمى ‏كند.

5. هميشه فضاى ذهنى و روانى خود را براى شنيدن و دريافت رفتارهاى نابجا و خلاف انتظار آماده سازيد؛ به اين معنا كه هميشه انتظار داشته باشيد ديگران با شما، به بدترين شكل برخورد كنند؛ اگر كسى مدتى چنين كند، به تدريج صفت حلم در او به وجود مى ‏آيد و علاوه بر اين، حسن خلق نيز براى او حاصل مى‏ شود و خود را براى تحمل آن آماده می کند.

6. اگر گاهى سريع سخن گفتيد و عجولانه تصميم گرفتيد و رفتار نابجا از شما سر زد، به سرعت خود را سرزنش و حتى در لفظ، اظهار پشيمانى كنيد و وعده‏ ها و قول ‏هاى خود را در ذهن خویش، حاضر سازيد.

7. از خود ارزندگى نابجا و شخصيت قائل شدن بيش از اندازه براى خود بپرهيزيد و تنها هنجارها را رعايت كنيد. از اين رو به رفتارهاى متواضعانه – همانند تقدم در سلام، ابراز ارادت به كوچك‏ترها، مصافحه و احوال‏پرسى، تفريح و صحبت با ديگران – اقدام كنيد.

8. ذكر «لا حول و لا قوة الا باللَّه» را زياد بر زبان جارى سازيد و سوره «والعصر» را زياد بخوانيد. تكرار اذكار «استغفراللَّه ربى و اتوب اليه» و «اعوذ باللَّه من الشيطان الرجيم» نيز مفيد است.

امام صادق(ع) فرمودند: «خداوند به برخى از انبيا وحى كرد : اى فرزند آدم! در وقتى كه غضبناك گرديدى، مرا ياد كن تا من هم تو را در وقت غضبم ياد كنم و تو را هلاك نسازم» (بحار الانوار، ج‏73، ص 276، ح‏29). بنابراين ياد خدا علاوه بر اينكه آتش خشم را خاموش مى ‏كند، موجب آرامش انسان مى ‏شود و در قيامت نيز آثار مثبتى به دنبال دارد.

9. به هنگام احساس عصبانيت، سريع تغيير وضعيت و موقعيت دهيد و از آن محيط دور شويد؛ مثلاً اگر در منزل اين حادثه رخ داد، لباس پوشيده و منزل را ترك كنيد.

10. وقتى كه با امور عصبانيت آفرين مواجه هستيد، براى مدتى (حدود 10 تا 15 دقيقه) راه دريافت‏هاى حسى خود را سد سازيد. براى مثال جلوى گوش های خود را بگيريد و چشمان خود را ببنديد و سر خود را پايين اندازيد تا دريافت‏هاى عصبانيت تحت كنترل شما در آيند و موجب تحريك بيشتر شما نشوند.

11. اگر رفتار و يا صفتى كه در شخصى هست، موجب عصبانيت شما شده، آن را شوخى تلقى كنيد و به شكلى خود را از تيررس او دور در نظر بگيريد؛ يعنى از در نظر گرفتن خويش به عنوان مخاطب رفتارهاى ديگران پرهيز كنيد؛ مثلاً از مشاهده كسى كه فحش مى ‏دهد با خود بگوييد مخاطب او من نيستم و در اين هنگام از صحنه دور شده و راه دريافت‏هاى حسى را سد سازيد تا بيشتر مورد هجوم قرار نگيريد.

12. براى توجيه رفتارهاى خلاف انتظار ديگران، توجيه مناسبى داشته باشيد و آنها را مقصر تلقى نكنيد؛ مثلاً بگوييد : خودم از اين فرد بدتر رفتار مى ‏كنم، او اشتباه گرفته و مقصر نيست. اشتباه من باعث رفتار نامناسب او شده است.

13. به نظرات و عقايد ديگران احترام بگذاريد و محترمانه با آنها رفتار كنيد.

14. در كارهاى مهم، با مشورت خواستن از ديگران، تصميمات خود را استحكام بخشيد و از اقدامات عجولانه و خام بپرهيزيد.

15. بيشتر با افراد حليم، صبور، غيرعصبى و خوش مشرب معاشرت كنيد و حرف شنوى از افراد تند مزاج نداشته باشید و از دوستی با آن ها بپرهيزيد.

16. هميشه خود و رفتارتان را درست و صحيح تلقى نكنيد و احتمال خطا در كارهاى خود را بدهيد.

17. به عنوان تمرين گاهى با افرادى كه سليقه آنها را نمى‏ پسنديد، برخورد كوتاه مدت داشته باشيد.

18. روايات و آثارى كه در مذمّت غضب رسيده، مطالعه كنيد و احاديثى كه در مدح و ثواب حلم و خود نگاه دارى وارد شده، مورد توجه قرار دهيد. ‏(ر.ك : محمدى رى شهرى، ميزان الحكمه، ج 9، باب غضب؛ ج 3، باب حلم ؛ بحارالانوار، ج 71، باب الحلم والعفو و كظم الغيظ)

19. با رعایت موارد بالا در برنامه ای منظم، و نمره دادن به عملكرد خود ، سعى در تقليل موارد تخلف داشته باشيد و همت خود را به افزايش صبر و تحصيل سعه صدر معطوف بداريد.

 

آثار و فوائد كنترل خشم در روايات :

1- ايمني در قيامت

ـ امـام بـاقـر(ع) : كسى كه خشمى را فرو خورد در حالى كه مى تواند آن را اعمال كند، خداوند در روز قيامت دلش را از ايمنى و ايمان آکنده کند.

2- خشنودي در قيامت

ـ امام صادق (ع) : هر كه خشمى را فرو خورد كه اگر بخواهد مى تواند آن را به كار بندد (و از طرف خود انتقام بگيرد)، خداوند در روز قيامت دلش را از خشنودى خود پر سازد.

3- افزايش ايمان

ـ پيامبر خدا (ص) : هر كه خشمى را فرو خورد، خداوند درون او را از ايمان پر كند.

4- عيب انسان پوشيده مي شود

ـ امام صادق (ع ) : هر كه خشم خود را نگه دارد، خداوند عيب او را بپوشاند.

5- راه رسيدن به خدا

ـ پيامبر خدا (ص) : از محبوب ترين راهها به سوى خداى عزوجل دو جرعه است : جرعه خشمى كه با بردبارى آن را فرو برى و جرعه مصيبتى كه با شكيبايى كردن آن را فرو برى .

6- عاقبت به خيري

ـ امـام عـلـى(ع ) در نـامـه اى بـه حـارث هـمـدانـى مـى فـرمايد : خشم را فرو خور و به هنگام توانايى، گذشت كن و در هنگام عصبانيت، بردبار باش و در وقت چيرگى، ببخشاى تا سرانجامت نيكو باشد.

7- پيروزي بر شيطان

ـ امام علي(ع) : هـر كـه بـر خـشـم خـویش چـيـره شـود، بـر شيطان پيروز شود و هر كه مقهور خشم خويش شود، شيطان بر او پيروز گردد.

8- مصون ماندن از هلاكت

ـ امام علي(ع) : خويشتن دارى به هنگام بروز خشم، از افتادن در ورطه هاى هلاكت مصون مى دارد.

9- نشان انسانيت

ـ امام علي(ع) : بالاترين انسانيت، تسلط داشتن بر خشم است و ميراندن خواهش نفس.

10- نشان قدرت انسان

ـ امام باقر(ع ) : هيچ قدرتى مانند جلوگيرى از خشم، نيست .

ـ پيامبر خدا (ص): پهلوانى، به زمين زدن حريف نيست، بلكه پهلوان كسى است كه در هنگام خشم خويشتن دار باشد.

راه کارهاى درمان حسادت

 

1. راه کارهاى فکرى

 

در فرهنگ اسلام، قرآن کریم، روایات اهل بیت علیهم السلامو کلمات دانشمندان اخلاق، براى جبران ضعف شناختى بزرگ سالان که منجر به حسادت مى شود راه هاى متعددى وجود دارد. قرآن کریم فطرت وجودى انسان و حالات گوناگون روان را متذکر شده و علل انحراف و بیمارى، همچنین راه هاى تهذیب و تربیت و معالجه روان انسان را به طور جامع نشان مى دهد، که در هماهنگ کردن شخصیت و تکامل و ایجاد بهداشت روانى انسان ها تأثیر بسزایى دارد. علّامه طباطبائى در این باره مى نویسد: قرآن شفاست و شفا از مرض است (طباطبائى، 1374، ج 13، ص 250). پس معلوم مى شود که دل ها بیمارى هایى دارد که قرآن شفاى آنهاست؛ پس انسان صحت روحى و معنوى دارد، همان گونه که صحت جسمى ظاهرى دارد و هر کدام بیمارى و داروى خاص دارند (مکارم شیرازى و همکاران، 1382، ج 12، ص 338).

 

برخى مفسران در این باره گفته اند: بدون شک، بیمارى هاى روحى و اخلاقى انسان، شباهت زیادى به بیمارى جسمى او دارد. هر دو کشنده است، هر دو نیاز به طبیب و درمان و پرهیز دارد. هر دو گاهى سبب سرایت به دیگران مى شود. آرى، قرآن نسخه حیات بخش است، براى آنها که مى خواهند با جهل و غرور و حسد و نفاق به مبارزه برخیزند. قرآن نسخه شفابخشى است براى برطرف ساختن ضعف ها و زبونى ها و ترس هاى بى دلیل، اختلافات و پراکندگى ها، براى آنها که از بیمارى عشق به دنیا، وابستگى به مادیات و تسلیم بى قید و شرط در برابر شهوت، رنج مى برند. وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ مَا هُوَ شِفَاء وَرَحْمَةٌ لِّلْمُؤْمِنِینَ (اسراء: 82). در آیات متعددى، از قرآن به عنوان شفا یاد شده است؛ آن سان که گاه قرآن شفادهنده دل ها معرفى شده است. به یقین براى شما از جانب پروردگارتان اندرزى و درمانى براى آنچه در سینه هاست و رهنمودى براى گروندگان (به خدا) آمده است (یونس: 82). واژه شفا در لغت به معناى نقطه آخر چیزى است که مشرف به نابودى یا نجات است. ازاین رو، شفا یافتن بیمار به معناى عافیت یافتن و نجات از بیمارى است. بر همین پایه، مقصود از شفاى قرآن نجات از انحطاط و سقوط مادى یا معنوى است که به وسیله هدایت انجام مى پذیرد. شفا در اصطلاح در مقابل بیمارى ها، عیب ها و نقص ها به کار مى رود. بنابراین، نخستین کارى که قرآن براى انسان انجام مى دهد پاک سازى درون او از انواع بیمارى هاى فکرى، اخلاقى و اجتماعى است. سپس رحمت الهى شامل حالش مى شود و فضایل انسانى و اخلاق الهى در او جوانه مى زند. و شفا در این آیه به پاک سازى و رحمت به بازسازى انسان اشاره دارد (راغب اصفهانى، 1412ق، ج 6، ص 459).

 

قرآن دژ پولادینى است که هر کس به آن پناه ببرد از خطرات حملات حسود مصون خواهد ماند. آنجا که خداوند متعال در قرآن مى فرماید: اى رسول ما بگو: وَمِن شَرِّ حَاسِدٍ إِذَا حَسَد(فلق: 5)؛ به خدا پناه مى برم از شرّ حسود بدخواه، آن گاه که حسد مى ورزد. و اینکه ایمنى کامل از گزند حسود به وسیله پناه بردن به خدا محقق مى شود؛ چراکه انسان در برابر بلاها و مشکلاتى که از دید و عقلش پنهان اند،قدرت چندانى نداردودرچنین موقعیت هایى، عاجز و درمانده مى گردد و چاره اى جز پناه بردن به خدا و استمداد از او ندارد (سروش، 1386، ص 150).

 

با توجه به همه این توصیفات از قرآن و اینکه قرآن شفادهنده دل هاست، از راه کارهاى فکرى مى توان به عنوان اولین راه براى تأمین بهداشت روانى افراد نام برد که در ذیل به آنها اشاره مى شود:

 

1ـ1. اصلاح معرفت و نگرش فرد: قرآن کریم انسان را به توحید فرامى خواند و او را از دوگانگى در شخصیت و دو چهرگى، (نفاق) بازمى دارد (مائده: 3) و از این راه وحدت روان و بهداشت روانى انسان را تأمین مى کند. پژوهش ها (حسینى کوهسارى، 1389، ص 183) در منابع و مجموعه آثار در سلامت روان نشان مى دهد که اساسى ترین و مهم ترین مسئله در شخصیت سالم، وحدت روان و تعهد مذهبى است. وحدت روان با نظام ارزشى که بتواند به حیات معنا و هدف بدهد، مرتبط است. در بین نظام هاى ارزشى، مذهب، بالاترین قابلیت براى ایجاد وحدت شخصیت را داراست. انسان داراى نیازها و انگیزه هاى متفاوت و متعارض در وجود خود است؛ از یک سو، به امورى علاقه دارد و از سویى دیگر، نیروى درونى به او مى گوید که به این امور نزدیک نشود. انسان چگونه مى تواند بین نیازهاى خود تعادل برقرار نماید؟ انسانى که در دنیا بدون پشتوانه زندگى کند، دایم در اضطراب و ناراحتى به سر مى برد. روان شناسان معتقدند اضطراب دلیل اصلى بیمارى هاى روانى مى باشد. مکاتب روان شناسى، هدف اصلى روان درمانى را رهایى از اضطراب و به وجود آوردن احساس امنیت در نفس مى دانند. با تدبر در آیات قرآن، متوجه مى شویم که رهایى از اضطراب و رسیدن به آرامش رفتن به سوى خداوند است. توحید؛ یعنى اعتقاد به اینکه خداوند واحد، این جهان را آفریده، قادر و مالک و حکیم و تدبیرکننده است و اعمالى که نسبت به بندگان انجام مى دهد از روى حکمت و دلیل است (انعام: 18). پس هر کس با این اعتقاد و نگرش رو به جلو برود، هیچ گاه دچار شک و تردید و اضطراب نخواهد شد که چرا ـ مثلاًـ خداوند فلان نعمت را به دیگرى داده و به من نداده است، باید بداند و بیندیشد که مصلحتى در کار بوده که خداوند از آن آگاه است و با چنین طرز تفکرى، هیچ وقت دچار حسادت نخواهد شد (نجاتى، 1367، ص 367).

 

2ـ1. تقویت ایمان به خداوند و اولیاى او: اگر از ضعف ایمان به عنوان یکى از اساسى ترین علت ها و ریشه هاى رشد حسادت نام ببریم، پس تقویت ایمان مى تواند از مهم ترین راه هاى درمان حسادت به شمار بیاید. ایمان به خداوند، از عوامل مهم بهداشت و سلامت روان نیز به شمار مى رود. اگر ایمان نباشد، در نتیجه، سلامت روان انسان را رذایل اخلاقى همچون حسد تهدید خواهد کرد. ایمان به خدا از بهترین سرمایه هاى انسانى است که اگر در زندگى انسان ها تحقق داشته باشد، منشأ برکات بسیار است. بدون ایمان و رابطه مستحکم با خداوند، نمى توان انتظار درمان از طریق اصلاح معرفت و نگرش را عقلانى و منطقى دانست. از سوى دیگر، ایمان به خداوند، روشنى دل را در پى دارد؛ در چنین حالتى است که سراسر وجود مؤمن خیرخواهى و انسان دوستى مى شود و دیگر جایى براى لکه هاى تاریک حسادت در قلب او به جا نمى ماند. وقتى انسان ایمان به خداوند داشته باشد و رحمت و سخاوت پروردگار و اولیایش را درک کند، از لطف خداوند به بندگانش ذره اى ناراحت نمى شود، بلکه به هنگام دعا نیز مى گوید: الجار ثُمَ الدار (مجلسى، 1395ق، ج 90، ص 388)؛ اول همسایه و سپس خودم. حتى تا آنجا پیش مى رود که دیگر از خدا جز خدا نمى خواهد و اهمیتى به خواسته هاى دنیوى اش نمى دهد، چه رسد به آنکه برایش حسادت بورزد. ایمان به خدا مس وجود آدمى را به طلاى ناب تبدیل مى کند، ایمان و محبت خدا و اولیاى او رذایل اخلاقى را از وجود ما پاک خواهند نمود. اگر انسان بتواند ایمان و تقواى خود را تقویت کند و رابطه اش را با اولیاى خداوند استوارتر کند بر تمام مشکلات روحى و روانى پیروز خواهد شد. و این همان چیزى است که بسیارى از روان شناسان غربى به دلیل کفرشان از آن غافلند و در نتیجه، نه تنها نمى توانند مشکلى از مشکلات انسان معاصر را رفع کنند، بلکه هر روز بر مشکلات او مى افزایند (پهلوان، 1383، ص 87).

 

امیرالمؤمنین على علیه السلام به اهمیت یاد خدا در اصلاح قلب و پاک سازى آن در بیمارى هاى روانى اشاره مى کنند و مى فرمایند: اساس و پایه اصلاح قلب، مشغول داشتن آن به یاد خداوند است (تمیمى آمدى، 1385، ح 1، ص 198). نیز مى فرمایند: کسى که تقواى قلب داشته باشد، حسادت وارد قلبش نمى شود؛ چراکه حسادت و تقوا با هم جمع نمى شود.آن حضرت همچنین راه درمان و جلوگیرى از حسادت را تقواى قلب معرفى مى کنند (همان، ص 591).

 

3ـ1. توجه به رحمت و حکمت هاى خداى متعال: ازآنجاکه عدم آگاهى نسبت به حکمت هاى خداوند مى تواند عاملى براى مبتلا شدن به بیمارى حسد باشد، در نتیجه، براى درمان باید به رحمت و حکمت خداوند متعال توجه نمود. توجه به گستردگى نعمت ها وَإِن تَعُدُّواْ نِعْمَتَ اللَّهِ لَا تحُصُوها (ابراهیم: 34) و نیز حکمت خداى متعال، که هر کارى را از روى حکمت انجام مى دهد، مى تواند چاره بدبینى در حسود باشد.

 

محدودیت هایى که در بهره مندى از نعمت هاى الهى وجود دارد نیز به دلیل حکمت هایى است که خداوند در اداره این عالم به کار گرفته است. توجه به این دو مطلب زمینه را براى قناعت و راضى بودن فرد به آنچه از امکانات برایش فراهم شده آماده مى کند و او را از حسادت نسبت به نعمت هایى که در دست دیگران است، بازمى دارد. وقتى انسان بداند و معتقد باشد که همه آنچه را که خداوند به بندگان مى دهد، براساس عدالت و مصلحت است و انسان مى تواند با تلاش، لطف و عنایت خداوند را به دست آورد؛ چنین فردى همه چیز را از آنِ خداوند مى داند و قدرت او را آن قدر زیاد مى داند که معتقد است اگر پروردگار هستى بخواهد، مى تواند همه چیزهایى که بندگانش از او مى خواهند به آنها بدهد، بدون اینکه ذره اى از منبع لایزال الهى کم شود. چنین تفکراتى، در درمان حسادت بسیار کارسازاست.حسودچون فضل وقدرت خداوندرانمى شناسد، رسیدن نعمتى به خود را در از بین رفتن نعمت دیگرى مى داند. اگرفردعظمت خداوندرا درک کند و عاقل و باایمان باشد چنین نگرشى را ندارد (صفورایى پاریزى، 1389).

 

نگرش بعدى، نگرش به تفاوت هاى موجود در جهان آفرینش است. قرآن کریم براى فلسفه تفاوت هاى موجود در جهان مى فرماید: وَرَفَعْنَا بَعْضَهُمْ فَوْقَ بَعْضٍ دَرَجَاتٍ لِّیتَّخِذَ بَعْضُهُم بَعْضا سُخْرِیا (زخرف: 32)؛ و برخى از آنان را از (نظر) درجات بالاتر از بعضى (دیگر) قرار داده ایم تا بعضى از آنها بعضى (دیگر) را در خدمت گیرند. خداوند تفاوت ها را لازمه جهان آفرینش مى داند؛ چراکه همین تفاوت ها باعث رفع احتیاجات مى شود. مثلاً، یک نانوا به مهندس و مهندس به نانوا نیاز دارد و اگر کسى این آموزه ها را بداند، در کنار آموزه هایى همچون وَأَنْ لَیسَ لِلْإِنْسانِ إِلَّا ما سَعى (نجم:39) و وَاسْئَلوا اللّهَ مِنْ فَضْلِه(نساء: 32) نه تنها دلیلى براى حسادت در خود نمى بیند، بلکه سعى مى کند با کار و کوشش و توکل، نعمت هاى خداوند را به دست بیاورد، در صورت محرومیت از آن ناراحت نشود و به زندگى خود با امید ادامه دهد (طباطبایى بروجردى، 1410ق، ج 22، ص 130).

 

4ـ1. شناخت توانایى ها و استعدادهاى مثبت خود: طبق آنچه در علوم اخلاق و روان شناسى آمده است (بستانى، 1375، ص 249)، از دست دادن اعتماد به نفس خود و احساس حقارت مى تواند باعث حسادت شود. ازاین رو، یکى از اصول مهم بهداشت روانى و جلوگیرى از حسادت، شناسایى استعدادها، قابلیت ها و نیازمندى هاى خودمان است. حسود باید به جاى اینکه نعمت هاى دیگران را آرزو کند و به آنها حسادت ورزد، ویژگى هاى مثبت خود را بشناسد و بداند که هر کسى با تلاش و کوشش خود، برخى از این نعمت ها را به دست آورده و او هم مى تواند با تلاش و پشتکار چیزهایى را که مى خواهد به دست آورد و به جاى حسادت و کینه توزى، توانایى هایش را بهبود بخشد. امیرالمؤمنین علیه السلام در این زمینه مى فرمایند: ارزش هر کس، به مقدار همت اوست (نهج البلاغه، 1379، ح 44)؛ زیرا کسى که استقلال و اعتماد به نفس داشته باشد، براى حل مشکلاتش در انتظار دیگران نمى نشیند، بلکه با همت عالى و اراده آهنین، وارد میدان مى شود و تا به هدف نرسد، دست از کوشش و فعالیت برنمى دارد. همچنین امام سجاد علیه السلام مى فرماید: تمام خوبى ها در این خصلت جمع است که انسان به دیگران چشم طمع نداشته باشد (کلینى، 1365، ج 2، ص 148). اینجاست که دیگر نه تنها احساس حقارتى نخواهد داشت و به دیگران حسادت نمى ورزد، بلکه عزت نفس و اعتماد به نفس او نیز بالا خواهد رفت، که این خود تأمین کننده بهداشت روانى فرد در همه مراحل زندگى خواهد بود (سروش، 1386، ص 140).



دیدگاه ها


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *